خزیمة بن حکیم سلمی: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل = خزیمة بن حکیم سلمی | مداخل مرتبط = خزیمة بن حکیم سلمی در تاریخ اسلامی | پرسش مرتبط = }} == آشنایی اجمالی == وی از تیره بهز - یا نهد<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۲۵.</ref> - بن امرئ القیس بن بهثه و از ...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== آشنایی اجمالی == | == آشنایی اجمالی == | ||
وی از تیره | وی از تیره «[[بنیبهز]]» - یا «[[بنینهد]]»<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۲۵.</ref> - بن [[امرئ القیس بن بهثه]] و از [[قبیله]] [[بنی سلیم بن منصور|سلیم بن منصور]] است<ref>ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۷۸.</ref>. [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۷۲ و ج۲، ص۱۷۴.</ref> دو مدخل با عنوان [[خزیمة بن ثابت]] و [[خزیمة بن حکیم]] آورده است. [[ذهبی]] در کتاب تجرید<ref>ذهبی، تجرید أسماء الصحابة، ج۱، ص۱۵۹.</ref> خزیمة بن حکیم را درست دانسته و [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۴۱-۲۴۲.</ref> مدخل [[خزیمة بن ثابت سلمی]] را به خزیمة بن حکیم ارجاع داده است. | ||
به گفته [[ابن منده]] (م ۳۹۵) و دیگران، [[خزیمه]] از [[خویشان]] (به احتمال شوهر [[خواهر]]) [[حضرت خدیجه]]{{ع}} بوده که همراه [[رسول خدا]]{{صل}} برای [[تجارت]] به [[شام]] رفت<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۲۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۷۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۷۶.</ref>. خزیمه که در این [[سفر]] شیفته رسول خدا{{صل}} شده بود، گفت: ای محمد! من در تو ویژگیهایی میبینم و [[شهادت]] میدهم که تو [[پیامبر]] هستی و از تهامه بیرون میآیی، من به تو [[ایمان]] آوردم و زمانی که خروج تو را شنیدم نزدت میآیم. وی با [[تأخیر]]، در [[وقت]] [[فتح مکه]] نزد آن حضرت آمد. وقتی رسول خدا{{صل}} او را دید فرمود: آفرین به اولین [[هجرت]] کننده، «{{عربی|مرحبا بالمهاجر الأول}}». گفت: ای رسول خدا! چیزی مانع من نشد تا اولین نفر به سویت باشم و من [[مؤمن]] به تو هستم و [[بعثت]] تو را منکر نیستم، عهدشکن نیستم، به [[قرآن]] ایمان آوردم و از [[بتپرستی]] رویگردان شدم و پس از آن سختیهای بسیاری به ما رسید<ref>ر.ک: طبرانی، معجم الأوسط، ج۷، ص۳۶۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۷۵-۳۷۲.</ref>. وی درباره اهمیت [[بعثت پیامبر]]{{صل}} و گسترش امر آن حضرت و کشته شدن [[قریشیان]] و [[یاری رساندن]] یثربیان ([[اوس و خزرج]]) به ایشان، اشعاری سروده است<ref>عاملی، الدر النظیم، ص۹۷؛ حلی، العدد القویه، ص۳۴۲.</ref>. خزیمه از رسول خدا{{صل}} سؤالاتی کرده و آن حضرت پاسخ داده است<ref>ر.ک: شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۲۱، ص۱۰۰.</ref>.<ref>[[حسین مرادینسب|مرادینسب، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «خزیمة بن حکیم سلمی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۲۴۱.</ref> | به گفته [[ابن منده]] (م ۳۹۵) و دیگران، [[خزیمه]] از [[خویشان]] (به احتمال شوهر [[خواهر]]) [[حضرت خدیجه]]{{ع}} بوده که همراه [[رسول خدا]]{{صل}} برای [[تجارت]] به [[شام]] رفت<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۲۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۷۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۷۶.</ref>. خزیمه که در این [[سفر]] شیفته رسول خدا{{صل}} شده بود، گفت: ای محمد! من در تو ویژگیهایی میبینم و [[شهادت]] میدهم که تو [[پیامبر]] هستی و از تهامه بیرون میآیی، من به تو [[ایمان]] آوردم و زمانی که خروج تو را شنیدم نزدت میآیم. وی با [[تأخیر]]، در [[وقت]] [[فتح مکه]] نزد آن حضرت آمد. وقتی رسول خدا{{صل}} او را دید فرمود: آفرین به اولین [[هجرت]] کننده، «{{عربی|مرحبا بالمهاجر الأول}}». گفت: ای رسول خدا! چیزی مانع من نشد تا اولین نفر به سویت باشم و من [[مؤمن]] به تو هستم و [[بعثت]] تو را منکر نیستم، عهدشکن نیستم، به [[قرآن]] ایمان آوردم و از [[بتپرستی]] رویگردان شدم و پس از آن سختیهای بسیاری به ما رسید<ref>ر.ک: طبرانی، معجم الأوسط، ج۷، ص۳۶۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۷۵-۳۷۲.</ref>. وی درباره اهمیت [[بعثت پیامبر]]{{صل}} و گسترش امر آن حضرت و کشته شدن [[قریشیان]] و [[یاری رساندن]] یثربیان ([[اوس و خزرج]]) به ایشان، اشعاری سروده است<ref>عاملی، الدر النظیم، ص۹۷؛ حلی، العدد القویه، ص۳۴۲.</ref>. خزیمه از رسول خدا{{صل}} سؤالاتی کرده و آن حضرت پاسخ داده است<ref>ر.ک: شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۲۱، ص۱۰۰.</ref>.<ref>[[حسین مرادینسب|مرادینسب، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «خزیمة بن حکیم سلمی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۲۴۱.</ref> | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
{{مدخل وابسته}} | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[بنی سلیم بن منصور]] (قبیله) | * [[بنی سلیم بن منصور]] (قبیله) | ||
* [[بنی بهز]] (قبیله) | |||
* [[بنینهد]] (قبیله) | |||
* [[حضرت خدیجه]] (خواهر همسر) | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۲ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۴۱
آشنایی اجمالی
وی از تیره «بنیبهز» - یا «بنینهد»[۱] - بن امرئ القیس بن بهثه و از قبیله سلیم بن منصور است[۲]. ابن اثیر[۳] دو مدخل با عنوان خزیمة بن ثابت و خزیمة بن حکیم آورده است. ذهبی در کتاب تجرید[۴] خزیمة بن حکیم را درست دانسته و ابن حجر[۵] مدخل خزیمة بن ثابت سلمی را به خزیمة بن حکیم ارجاع داده است.
به گفته ابن منده (م ۳۹۵) و دیگران، خزیمه از خویشان (به احتمال شوهر خواهر) حضرت خدیجه(ع) بوده که همراه رسول خدا(ص) برای تجارت به شام رفت[۶]. خزیمه که در این سفر شیفته رسول خدا(ص) شده بود، گفت: ای محمد! من در تو ویژگیهایی میبینم و شهادت میدهم که تو پیامبر هستی و از تهامه بیرون میآیی، من به تو ایمان آوردم و زمانی که خروج تو را شنیدم نزدت میآیم. وی با تأخیر، در وقت فتح مکه نزد آن حضرت آمد. وقتی رسول خدا(ص) او را دید فرمود: آفرین به اولین هجرت کننده، «مرحبا بالمهاجر الأول». گفت: ای رسول خدا! چیزی مانع من نشد تا اولین نفر به سویت باشم و من مؤمن به تو هستم و بعثت تو را منکر نیستم، عهدشکن نیستم، به قرآن ایمان آوردم و از بتپرستی رویگردان شدم و پس از آن سختیهای بسیاری به ما رسید[۷]. وی درباره اهمیت بعثت پیامبر(ص) و گسترش امر آن حضرت و کشته شدن قریشیان و یاری رساندن یثربیان (اوس و خزرج) به ایشان، اشعاری سروده است[۸]. خزیمه از رسول خدا(ص) سؤالاتی کرده و آن حضرت پاسخ داده است[۹].[۱۰]
جستارهای وابسته
- بنی سلیم بن منصور (قبیله)
- بنی بهز (قبیله)
- بنینهد (قبیله)
- حضرت خدیجه (خواهر همسر)
منابع
پانویس
- ↑ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۲۵.
- ↑ ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۷۸.
- ↑ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۷۲ و ج۲، ص۱۷۴.
- ↑ ذهبی، تجرید أسماء الصحابة، ج۱، ص۱۵۹.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۴۱-۲۴۲.
- ↑ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۲۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۷۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۷۶.
- ↑ ر.ک: طبرانی، معجم الأوسط، ج۷، ص۳۶۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۷۵-۳۷۲.
- ↑ عاملی، الدر النظیم، ص۹۷؛ حلی، العدد القویه، ص۳۴۲.
- ↑ ر.ک: شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۲۱، ص۱۰۰.
- ↑ مرادینسب، حسین، مقاله «خزیمة بن حکیم سلمی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۴۱.