امیه بنت ابیصلت: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر خاتم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== امیه (آمنه) دختر ابوصلت قیس غفاری از اصحاب رسول الله{{صل}} است. او با پیامبر اکرم{{صل}} بیعت کرد و در جنگ خیبر همراه آن حضرت بود. خود گوید:...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←مقدمه) |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
امیه (آمنه) دختر | امیه (آمنه) دختر ابوصلت قیس غفاری از [[اصحاب رسول الله]]{{صل}} است. او با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[بیعت]] کرد و در [[جنگ خیبر]] همراه آن حضرت بود. | ||
خود گوید: هنوز بالغ نشده و دخترکی کم سن و سال بودم، همراه تنی چند از [[بانوان]] [[قبیله غفار]] به حضور [[رسول خدا]] رفتیم و گفتیم میخواهیم در جنگ خیبر همراه شما باشیم، زخمیها را مداوا کنیم و به آنچه میتوانیم [[مسلمانان]] را [[یاری]] رسانیم. پیامبر اکرم{{صل}} فرمودند: در پناه [[برکت]] [[خداوند]] باشید. ما همراه آن حضرت رفتیم. [[رسول الله]]{{صل}} مرا پشت سر خود، روی خورجین سوار کرد. | خود گوید: هنوز بالغ نشده و دخترکی کم سن و سال بودم، همراه تنی چند از [[بانوان]] [[قبیله غفار]] به حضور [[رسول خدا]] رفتیم و گفتیم میخواهیم در جنگ خیبر همراه شما باشیم، زخمیها را مداوا کنیم و به آنچه میتوانیم [[مسلمانان]] را [[یاری]] رسانیم. پیامبر اکرم{{صل}} فرمودند: در پناه [[برکت]] [[خداوند]] باشید. ما همراه آن حضرت رفتیم. [[رسول الله]]{{صل}} مرا پشت سر خود، روی خورجین سوار کرد. | ||
این [[کلام]] رسول الله{{صل}} بار [[تربیتی]] بالایی دارد. آن حضرت نگذاشت این دختر | هنگام نماز صبح، پیامبر اکرم{{صل}} پیاده شد و شتر را خواباند. من ناگاه روی خورجین نشان خونی دیدم که از من بیرون آمده بود و این نخستین بار بود که [[خون]] میدیدم. از [[خجالت]] و [[شرم]] در کنار شتر پناه گرفتم، رسول الله{{صل}} [[شرمساری]] من و نشان خون را دید، فرمود: دخترم! شرمگین مباش، شاید حیض شدهای؟ آری! [[گمان]] میکنم چنین باشد. نخست خودت را روبهراه کن، آنگاه ظرفی آب بردار و در آن اندکی نمک بریز و خورجین را با آن بشوی و این کار را تکرار کن! من نیز چنان کردم<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴-۳۰۵.</ref>. | ||
این [[کلام]] رسول الله{{صل}} بار [[تربیتی]] بالایی دارد. آن حضرت نگذاشت این دختر نوجوان از شروع عادت ماهانه خود خاطره بدی در ذهنش نقش بندد و راه و رسم [[طهارت]] را نیز به او آموخت. | |||
امیه در ادامه گوید: پس از آنکه در [[جنگ]] [[پیروز]] شدیم و [[خیبر]] گشوده شد، [[غنایم]] بسیاری بهره مسلمانان شد. پیامبر اکرم{{صل}} گردنبندی از میان غنایم برگرفت و به دست خویش بر گردن من بست. به [[خدا]] [[سوگند]] آن را هرگز از خود جدا نساختم. | امیه در ادامه گوید: پس از آنکه در [[جنگ]] [[پیروز]] شدیم و [[خیبر]] گشوده شد، [[غنایم]] بسیاری بهره مسلمانان شد. پیامبر اکرم{{صل}} گردنبندی از میان غنایم برگرفت و به دست خویش بر گردن من بست. به [[خدا]] [[سوگند]] آن را هرگز از خود جدا نساختم. | ||
امعلی دختر | |||
امیه هرگاه [[غسل]] میکرد، در آب غسل خود اندکی نمک میریخت و وصیت کرد که در آب [[غسل]] میت او هم اندکی نمک اضافه شود<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۵.</ref>. | امعلی دختر ابوحکم گوید: گردنبند تا هنگام [[مرگ]] بر گردن امیه بود و حتی [[وصیت]] کرد که آن را همراه او [[دفن]] کنند. امیه هرگاه [[غسل]] میکرد، در آب غسل خود اندکی نمک میریخت و وصیت کرد که در آب [[غسل]] میت او هم اندکی نمک اضافه شود<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۵.</ref>. | ||
امیه گوید: زمانی که صفیه دختر حیی به [[اسارت]] [[مسلمانان]] درآمد و [[رسول الله]]{{صل}} او را برای خود برگزید و به [[عقد]] خود درآورد، حضور داشتم<ref>الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۷.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۲۵۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:IM011013.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|'''زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:اصحاب پیامبر]] | |||
[[رده:اصحاب پیامبر | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۹
مقدمه
امیه (آمنه) دختر ابوصلت قیس غفاری از اصحاب رسول الله(ص) است. او با پیامبر اکرم(ص) بیعت کرد و در جنگ خیبر همراه آن حضرت بود.
خود گوید: هنوز بالغ نشده و دخترکی کم سن و سال بودم، همراه تنی چند از بانوان قبیله غفار به حضور رسول خدا رفتیم و گفتیم میخواهیم در جنگ خیبر همراه شما باشیم، زخمیها را مداوا کنیم و به آنچه میتوانیم مسلمانان را یاری رسانیم. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: در پناه برکت خداوند باشید. ما همراه آن حضرت رفتیم. رسول الله(ص) مرا پشت سر خود، روی خورجین سوار کرد.
هنگام نماز صبح، پیامبر اکرم(ص) پیاده شد و شتر را خواباند. من ناگاه روی خورجین نشان خونی دیدم که از من بیرون آمده بود و این نخستین بار بود که خون میدیدم. از خجالت و شرم در کنار شتر پناه گرفتم، رسول الله(ص) شرمساری من و نشان خون را دید، فرمود: دخترم! شرمگین مباش، شاید حیض شدهای؟ آری! گمان میکنم چنین باشد. نخست خودت را روبهراه کن، آنگاه ظرفی آب بردار و در آن اندکی نمک بریز و خورجین را با آن بشوی و این کار را تکرار کن! من نیز چنان کردم[۱].
این کلام رسول الله(ص) بار تربیتی بالایی دارد. آن حضرت نگذاشت این دختر نوجوان از شروع عادت ماهانه خود خاطره بدی در ذهنش نقش بندد و راه و رسم طهارت را نیز به او آموخت.
امیه در ادامه گوید: پس از آنکه در جنگ پیروز شدیم و خیبر گشوده شد، غنایم بسیاری بهره مسلمانان شد. پیامبر اکرم(ص) گردنبندی از میان غنایم برگرفت و به دست خویش بر گردن من بست. به خدا سوگند آن را هرگز از خود جدا نساختم.
امعلی دختر ابوحکم گوید: گردنبند تا هنگام مرگ بر گردن امیه بود و حتی وصیت کرد که آن را همراه او دفن کنند. امیه هرگاه غسل میکرد، در آب غسل خود اندکی نمک میریخت و وصیت کرد که در آب غسل میت او هم اندکی نمک اضافه شود[۲].
امیه گوید: زمانی که صفیه دختر حیی به اسارت مسلمانان درآمد و رسول الله(ص) او را برای خود برگزید و به عقد خود درآورد، حضور داشتم[۳].[۴]
منابع
پانویس
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴-۳۰۵.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۵.
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۷.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۵۵.