جدل: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[جدل در قرآن]] | پرسش مرتبط  = }}
{{نبوت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[جدل در قرآن]] | [[جدل در حدیث]] | [[جدل در کلام اسلامی]] | [[جدل در فلسفه اسلامی]] | [[جدل در عرفان اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[جدل (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==جدل یکی از راه‌های [[اثبات نبوت]]==
== معناشناسی ==
*از جمله [[احتجاجات]] قولی [[قرآن]]، استفاده از جدل برای اثبات حقّ است. در جدل، از اصولی استفاده می‌شود که طرف مقابل، آن‌ها را قبول دارد و لازم نیست این اصول، مورد قبول طرف حقّ هم باشد<ref>شرح المنظومه، ج‌۱، ص‌۳۴۳.</ref>؛ چنان‌که در احتجاجات خدای سبحان با یهود و دیگران آمده است: اگر تصوّر شما این است که اولیای خداوند هستید، آرزوی مرگ کنید؛ در‌ حالی‌ که این کار را انجام نمی‌دهید: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }} <ref> بگو: ای یهودیان! اگر می‌پندارید که از میان مردم، تنها شما دوستان خداوندید اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید؛ سوره جمعه، آیه: ۶.</ref>. [[رسول‌ خدا]]{{صل}} در احتجاج خود با نصارای نجران که به دنیا آمدن بدون پدر عیسی را دلیل فرزند خدا بودن وی می‌دانستند، از اصل مورد قبول آن‌ها که مخلوق بودن [[حضرت آدم]] است، استفاده و بدین وسیله، استدلال آن‌ها را باطل کرده است. خداوند در این باره فرموده است: اگر پدر نداشتن سبب می‌شود که انسانی مخلوق خدا نباشد، پس آدم هم نباید مخلوق خداوند باشد؛ چون بدون واسطه پدر و مادر به دنیا آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ }} <ref> داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بی‌درنگ موجود شد؛ سوره آل عمران، آیه: ۵۹.</ref>. بر اساس روایتی<ref>نورالثقلین، ج‌۴، ص‌۳۹۵؛ الاحتجاج، ج‌۱، ص‌۲۵.</ref>. در آیات‌ ۷۸ـ‌۷۹ سوره یس نیز از همین روش برای اثبات معاد استفاده شده است؛ زیرا با استفاده از اذعان منکران معاد به خلقت اوّلیه از سوی خداوند، به آنان گفته است: همان خداوند قادر است دوباره انسان‌ها را زنده کند: {{متن قرآن|وَضَرَبَ لَنَا مَثَلا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ }} <ref> و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را به فراموشی سپرد؛ گفت: چه کسی استخوان‌هایی را که پوسیده است زنده می‌گرداند؟ بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زنده‌اش می‌گرداند و او به (حال) هر آفریده‌ای داناست؛ سوره یس، آیه: ۷۸- ۷۹.</ref>. در‌ آیه‌۱۲۵ سوره نحل پس از دو روش برهان و موعظه حسنه، به جدال احسن سفارش شده است و بر اساس آن در مقام مباحثه با مخالفان باید از طریق جدال احسن مجادله کرد: {{متن قرآن|وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}} <ref> و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه: ۱۲۵.</ref>، و انبیا نیز به  مقتضای ادب خویش در احتجاجاتی که قرآن از آن‌ها نقل کرده، از همین روش بهره گرفته و از مطالبی که سبب مراء و لجاجت و درگیری می‌شود، پرهیز می‌کردند<ref> المیزان، ج‌۶، ص‌۲۹۷.</ref><ref>[[فتاح آقازاده|آقازاده، فتاح]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۲، ص ۲۰۴ - ۲۱۵.</ref>.
جدل در اصطلاح استفاده از [[استدلال]] غیر برهانی مانند مشهورات و مسلمات در [[مناظره]] با مخالف و رقیب به منظور [[اثبات]] مدعای خود یا نقد مدعا و [[شبهه]] رقیب است<ref>جرجانی، التعریفات، ص٣٣.</ref>. این روش در کنار [[برهان]] مورد استفاده قرار می‌گیرد که به دو قسم تقسیم می‌شود. قسم صحیح آن استفاده از مواد صحیح (مسلمات و مشهورات) و قسم [[باطل]] آن استفاده از مواد [[کذب]] و مغلطه در استدلال است که در [[قرآن]] از قسم اول به «[[جدال احسن]]» تعبیر شده است.


==جدل در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱==
جدل در کنار روش [[عقلی]] و برهانی نیز فی الجمله پذیرفته شده است، اما باید دقت شود که آن نه از روش اصلی، بلکه روش فرعی و ثانوی است که متکلم نه در [[مقام]] تبیین و تقریر [[دین]] و آموزه‌های آن، بلکه در مقام مناظره و [[مجادله]] با رقیب و پاسخ وی به جدل [[متوسل]] می‌شود.
تردیدی نیست که [[جدال]] و [[مجادله]] دارای مراتب و درجاتی است. همان طور که [[جدل]] کنندگان مختلف هستند، [[مؤمن]] و [[کافر]] دارد و [[مؤمنان]] نیز بر اساس موضوع [[جدل]] هم متفاوت است. نسبتی میان [[بیان]] [[حکمت]] و [[جدال]] است. پنانکه [[جدال]] داری اقسامی است که آنچه به [[پیامبر]] [[فرمان]] رسیده، [[جدال]] احسن است. از سوی دیگر گاه برای [[پیامبر]] شرایطی به وجود آمده که کسانی از در [[مجادله]] بر آمده که سوره‌ای هم به این نام مشهور شده است.
#{{متن قرآن|وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>
#{{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آورده‌ام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام می‌آورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شده‌اند و اگر رو گرداندند، بی‌گمان بر ت» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref>
#{{متن قرآن|قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«خداوند، سخن زنی را که با تو درباره همسرش چالش داشت و به خداوند شکوه می‌کرد شنیده است و خداوند گفت و گوی شما را می‌شنود که خداوند، شنوایی بیناست» سوره مجادله، آیه ۱.</ref> '''نکته''': [[آیه]] فوق در باره [[حقوق]] [[زن]] قابل توجه است که [[خداوند]] پس از [[استدلال]] و [[مجادله]] آن [[زن]] [[انصاری]] با [[پیامبر]] در باره ظهار و ظلمی که بر او رفته [[سنت]] [[جاهلی]] ظهار را به شکلی عملی و [[اجرا]] پذیر لغو نمود. (در این باره به روایات‌شان [[نزول]] [[آیه]] [[رجوع]] شود، مثل [[المیزان]]، (ج ۱۹، ص ۱۸۱)
#{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ}}<ref>«و برخی از آنان کسانی هستند که به تو گوش می‌دهند در حالی که بر دل‌هایشان پوشش‌هایی  افکنده‌ایم تا درنیابند و در گوش‌هایشان سنگینی‌یی (نهاده‌ایم) و اگر هر نشانه‌ای ببینند به آن ایمان نمی‌آورند تا آنجا که چون نزد تو آیند با تو چالش  می‌ورزند؛ کافران می‌گوی» سوره انعام، آیه ۲۵.</ref> نکته‌ای که در این [[آیه]] [[خداوند]] [[بیان]] می‌کند این که [[جدل]] مخالفانِ [[دعوت]]، افترای اسطوره‌ای، بودن [[قرآن]] است که در طول [[تاریخ]] در مقابل [[کلام]] [[حق]] این [[اتهام]] اسطوره بودن در کلمات [[مخالفان]] آنان مطرح شده است.
#{{متن قرآن|إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ * ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ}}<ref>«بی‌گمان تو خواهی مرد و آنان نیز می‌میرند * سپس در روز رستخیز نزد پروردگارتان با هم می‌ستیزید» سوره زمر، آیه ۳۰ - ۳۱.</ref>
#{{متن قرآن|سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا}}<ref>«خواهند گفت: سه تن بودند چهارمین آنان سگشان بود و می‌گویند پنج تن بودند ششمین آنان سگشان بود- در حالی که تیری در تاریکی می‌افکنند- و می‌گویند: هفت تن بودند و هشتمین آنها سگشان بود؛ بگو: پروردگارم از شمار آنان آگاه‌تر است، جز اندکی (شمار) آنها را نمی‌دانن» سوره کهف، آیه ۲۲.</ref>
#{{متن قرآن|كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ * يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ}}<ref>«چنان که پروردگارت تو را از خانه‌ات به درستی بیرون آورد با آنکه بی‌گمان دسته‌ای از مؤمنان ناخرسند بودند * با تو درباره حقّ پس از آشکار شدن آن چالش می‌ورزیدند  گویی آنان را به سوی مرگ می‌رانند و آنان می‌نگرند» سوره انفال، آیه ۵-۶.</ref> '''نکته''': در این [[آیه]] [[خداوند]] [[ضعف]] [[نفسانی]] [[جدل]] کنندگان [[بعد از ظهور]] [[حقیقت]] را ترسیم می‌کند که چگونه برای آنان که در پوشش [[جدل]] ظاهر شده و ظاهرا در امر [[جهاد]] و به خطر انداختن [[جان]] است، به استدلال‌های واهی روی می‌آورند در حالی که آنها از [[مرگ]] می‌ترسند، ولی باقوه [[جدل]] می‌خواهند [[ترس]] خود را [[پنهان]] کنند: {{متن قرآن|يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ}}<ref>«با تو درباره حقّ پس از آشکار شدن آن چالش می‌ورزیدند  گویی آنان را به سوی مرگ می‌رانند و آنان می‌نگرند» سوره انفال، آیه ۶.</ref>
#{{متن قرآن|لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ * وَإِنْ جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«برای هر امّتی آیینی نهاده‌ایم که آنان بر همان (آیین) رفتار می‌کنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری * و اگر با تو به چالش بپردازند بگو: خداوند به آنچه انجام می‌دهید داناتر است» سوره حج، آیه ۶۷-۶۸.</ref>
#{{متن قرآن|وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ * وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ}}<ref>«و چون (داستان آفرینش) پسر مریم را مثال زنند، در دم قوم تو از آن (به ریشخند) بانگ بردارند * و گفتند: آیا خدایان ما بهترند یا او؟ آن را برای تو مثل نزدند مگر به چالش (با تو) بلکه آنان قومی (چالشکر و) ستیزه‌جویند» سوره زخرف، آیه ۵۷-۵۸.</ref>
#{{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«و یهودیان و مسیحیان گفتند: ما فرزندان خداوند و دوستان اوییم؛ بگو: پس چرا شما را برای گناهانتان عذاب می‌کند؟ خیر، شما نیز بشری هستید از همان کسان که آفریده است، هر که را بخواهد می‌بخشاید و هر که را بخواهد عذاب می‌کند و فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین و آنچه» سوره مائده، آیه ۱۸.</ref> '''نکته''': [[خداوند]] در این [[آیه]] بایهود و [[نصاری]] [[مجادله]] کرده است و به [[پیامبر]] فرموده، در مقابل ادعای آنان که [[فرزندان]] [[خدا]] وبرگزیدگان [[دوست]] [[خدا]] هستیم بگو به آنهاپس چرا [[خداوند]] شما را به گناهان‌تان [[عذاب]] می‌کند؛! شما هم بشری هستید، مخلوق [[خداوند]].
#{{متن قرآن|فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى * مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى}}<ref>«پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد * دل، آنچه می‌دید، دروغ نگفت، * پس آیا شما با او در آنچه می‌بیند، بگو- مگو می‌کنید؟» سوره نجم، آیه ۱۰-۱۲.</ref>
#{{متن قرآن|مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ * إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ * إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ}}<ref>«مرا دانشی به گروه (فرشتگان) فراتر  نیست، هنگامی که هم‌ستیزی می‌کردند * به من جز این وحی نمی‌شود که من تنها بیم‌دهنده‌ای آشکارم * آنگاه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم بشری از گل بیافرینم» سوره ص، آیه ۶۹- ۷۱.</ref>
#{{متن قرآن|وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا}}<ref>«و از آنان که به خویش خیانت می‌ورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref> '''نکته''' مهم! در [[آیات]] ۱۰۵ تا ۱۱۵ [[سوره]] نساء این است که در باره [[طمع]] به [[فریب]] و [[مکر]]، [[رهبران]] حتی [[پیامبر]] [[معصوم]] از سوی اطرافیان و [[نزدیکان]] هشدار داده شده است، که در [[قضاوت]] و تصمیم گیری‌ها مواظب [[نزدیکان]] و [[فرصت]] طلبان باشند که با حیله‌های مختلف حتی با [[جدل]] می‌خواهند در [[پیامبر]] نفوذ کنند و [[خداوند]] با [[نزول]] [[آیات]] جلوی [[توطئه]] آنها را می‌گیرد و [[پیامبر]] را [[آگاه]] می‌کند و می‌فرماید:: {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا}}<ref>«و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمی‌کنند و به تو هیچ زیانی نمی‌رسانند و خداوند کتاب و فرزانگی  بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمی‌دانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳.</ref>"». و در آخر [[آیه]] [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ}}<ref>«و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمی‌کنند و به تو هیچ زیانی نمی‌رسانند و خداوند کتاب و فرزانگی  بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمی‌دانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳.</ref> که یکی از [[آیات]] [[دلیل]] بر [[عصمت پیامبر]] ذکرشده است توجه به‌شان [[نزول]] [[آیه]] بسیار جالب است. (ر. ک: [[المیزان]] [[عربی]] ج ۵ ص ۶۸)
#{{متن قرآن|وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا}}<ref>«و ما فرستادگان را جز نویدبخش و بیم‌دهنده نمی‌فرستیم و کافران به وسیله باطل چالش می‌ورزند تا حق را با آن از میان بردارند؛ و آیات مرا و بیم‌هایی را که یافته‌اند به ریشخند گرفتند» سوره کهف، آیه ۵۶.</ref>


'''نتیجه''': در [[آیات]] فوق بر این محورها تأکید شده است:
== انواع جدل ==
#[[پیامبر]] [[مأمور]] [[مجادله]] با [[مشرکان]] با [[بهترین]] روش گردیده است: {{متن قرآن|وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>
جدل به دو قسم [[حق]] (استفاده از مواد درست و صحیح) و باطل تقسیم می‌شود که از منظر قرآن نه هر جدل، بلکه جدال احسن یک راهکار [[تبلیغ دین]] توصیف شده است. علاوه بر آیه پیشین دو آیه زیر نیز جدال [[پیامبر]]{{صل}} و [[صحابه]] با [[اهل کتاب]] به قید «احسن» مقید شده است: {{متن قرآن|وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«و با اهل کتاب جز به بهترین شیوه چالش مکنید» سوره عنکبوت، آیه ۴۶.</ref>.
#[[جدال]] أُمیین با [[پیامبر]] در باره [[تعالیم اسلام]]: {{متن قرآن|وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آورده‌ام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام می‌آورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شده‌اند و اگر رو گرداندند، بی‌گمان بر ت» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref>
#[[خداوند]]، [[آگاه]] به [[مجادله]] - خوله - با [[پیامبر]] و شنوای گفتگوی آنان و لغو [[حکم]] [[حرمت]] [[ابدی]] ظهار که از [[جاهلیت]] به عنوان یک نوع [[طلاق]] دائم باقی مانده بود: {{متن قرآن|قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا}}<ref>«خداوند، سخن زنی را که با تو درباره همسرش چالش داشت و به خداوند شکوه می‌کرد شنیده است و خداوند گفت و گوی شما را می‌شنود که خداوند، شنوایی بیناست» سوره مجادله، آیه ۱.</ref>
#[[مجادله]] [[کافران]] با [[پیامبر]] در باره [[قرآن]] به هنگام حضور در نزد وی و [[اساطیر]] اعلام کردن [[قرآن]]: {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و برخی از آنان کسانی هستند که به تو گوش می‌دهند در حالی که بر دل‌هایشان پوشش‌هایی  افکنده‌ایم تا درنیابند و در گوش‌هایشان سنگینی‌یی (نهاده‌ایم) و اگر هر نشانه‌ای ببینند به آن ایمان نمی‌آورند تا آنجا که چون نزد تو آیند با تو چالش  می‌ورزند؛ کافران می‌گوی» سوره انعام، آیه ۲۵.</ref>
#[[جدال]] [[پیامبر]] و [[مخالفان]] او نزد [[خدا]]، در صحنه [[قیامت]]: {{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ}}<ref>«سپس در روز رستخیز نزد پروردگارتان با هم می‌ستیزید» سوره زمر، آیه ۳۱.</ref>
#[[هشدار]] [[خداوند]] به [[محمد]]{{صل}} از [[مجادله]] بی‌اثر با [[جاهلان]] در باره تعداد [[اصحاب کهف]]: {{متن قرآن|فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا}}<ref>«خواهند گفت: سه تن بودند چهارمین آنان سگشان بود و می‌گویند پنج تن بودند ششمین آنان سگشان بود- در حالی که تیری در تاریکی می‌افکنند- و می‌گویند: هفت تن بودند و هشتمین آنها سگشان بود؛ بگو: پروردگارم از شمار آنان آگاه‌تر است، جز اندکی (شمار) آنها را نمی‌دانن» سوره کهف، آیه ۲۲.</ref>
#[[هشدار]] [[خداوند]] به [[پیامبر]] از [[جدال]] و [[دفاع]] در باره خائنان: {{متن قرآن|وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ}}<ref>«و از آنان که به خویش خیانت می‌ورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمی‌دارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref>.
#[[جدال]] [[مشرکان]] با [[پیامبر]] در باره [[وحی]] و مشاهدات [[قلبی]] وی، کاری که مورد [[نکوهش]] [[خدا]] قرار گرفته است: {{متن قرآن|أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى}}<ref>«پس آیا شما با او در آنچه می‌بیند، بگو- مگو می‌کنید؟» سوره نجم، آیه ۱۲.</ref>
#[[تمسخر]] و استهزای [[آیات الهی]] و انذارهای [[پیامبر]] از روش‌های [[جدال]] [[باطل]] اعلام شده است: {{متن قرآن|وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا}}<ref>«و ما فرستادگان را جز نویدبخش و بیم‌دهنده نمی‌فرستیم و کافران به وسیله باطل چالش می‌ورزند تا حق را با آن از میان بردارند؛ و آیات مرا و بیم‌هایی را که یافته‌اند به ریشخند گرفتند» سوره کهف، آیه ۵۶.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۱۳.</ref>.


==منابع==
یک نمونه روشن از آن می‌توان به داستان [[حضرت ابراهیم]] اشاره کرد که برای تنبه و بیدار کردن [[فطرت]] [[یگانه‌پرستی]] [[مردمان]] خود برای چند ساعتی در ظاهر خدای آنان مثل [[خورشید]] یا [[ستارگان]] یا ماه را [[پرستش]] کرد که با خاموشی آنها خاطرنشان کرد که من چنین خدایی [[عبادت]] نمی‌کنم: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ}}<ref>«و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم» سوره انعام، آیه ۷۶.</ref>؛ یا بعد از شکستن تمام بت‌های بتخانه تبر را بر گردن [[بت]] بزرگ انداخت.
# [[پرونده:000053.jpg|22px]] [[فتاح آقازاده|آقازاده، فتاح]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']]


==پانویس==
وقتی از او سؤال کردند که آیا وی [[بت‌ها]] را شکانده است؟ به جای پاسخ درست و مستقیم به [[جدال احسن]] جواب داد که این کار می‌تواند کار بت بزرگ باشد: {{متن قرآن|قَالُوا أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ * قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِنْ كَانُوا يَنْطِقُونَ * فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«گفتند: ای ابراهیم! آیا تو با خدایان ما چنین کرده‌ای؟ * گفت: بلکه همین بزرگشان این کار را کرده است؛ اگر سخن می‌گویند از خود آنان بپرسید! * آنگاه (نخست) به خود آمدند و (به خود یا به یکدیگر) گفتند: بی‌گمان شمایید که ستمگرید» سوره انبیاء، آیه ۶۲-۶۴.</ref>.
{{پانویس2}}


{{دانشنامه امامت-خرد}}
اما [[جدال]] [[باطل]] ـ که مواد آن مطالب غیر [[علمی]] و تعصبیات است ـ در [[قرآن]] راه مذموم و راه [[شیطانی]] معرفی شده است: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ}}<ref>«و از مردم کسی است که بی‌هیچ دانشی درباره خداوند چالش می‌ورزد و از هر شیطان گردنکشی پیروی می‌کند» سوره حج، آیه ۳.</ref>؛
گروهی از [[مردم]] بدون هیچ [[علم]] و دانشی، به [[مجادله]] درباره [[خدا]] برمی‌خیزند؛ و از هر [[شیطان]] [[سرکشی]] [[پیروی]] می‌کنند.
 
[[آیه]] زیر نیز [[هدف]] مخالفان از جدال با [[پیامبر]] را جدال باطل معرفی می‌کند که برای از بین بردن [[حق]] به کار رفته است: {{متن قرآن|وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ}}<ref>«و به نادرستی به چالش برخاستند تا حق را از میان بردارند» سوره غافر، آیه ۵.</ref>.
 
مصداق دیگر [[جدل]] باطل تمسک نمرود به جدل در مقابل [[استدلال]] [[حضرت ابراهیم]] (مبنی بر وصف محیی و میت بودن خدا) است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ}}<ref>«آیا در (کار) آن کس ننگریسته‌ای که از (غرور) اینکه خداوند به او پادشاهی داده بود با ابراهیم درباره پروردگارش چون و چرا کرد آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگار من آن است که زنده می‌کند و می‌میراند» سوره بقره، آیه ۲۵۸.</ref>.
 
نمرود به منظور جرح [[استدلال]] حضرت یک فرد محکوم به اعدام را [[آزاد]] و فرد بی‌گناه را اعدام کرد. حضرت در پاسخ وی به صورت [[جدل]] صحیح استدلال نمود که خدای من خدایی است که [[خورشید]] را از [[مشرق]] ظهور می‌کند و اگر تو [[خدا]] هستی آن را از [[مغرب]] دربیار که موجب بهت نمرود شد: {{متن قرآن|قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ}}<ref>«او گفت: من (نیز) زنده می‌دارم و می‌میرانم، ابراهیم گفت: خداوند آفتاب را از خاور فرا می‌آورد، تو آن را از باختر برآور؛ و آن کافر درماند» سوره بقره، آیه ۲۵۸.</ref>.
 
از [[آیات]] روشن می‌شود که اصل [[محاجه]] و [[جدال احسن]] در [[مباحث اعتقادی]] با رقیب، روش [[قرآنی]] و [[پیامبران]] سَلَف است، در مقابل [[جدال]] [[باطل]] روش مخالفان انبیا بوده است که در متکلمان هم نباید از آن استفاده کنند. این سنخ از آیات موجب شده که روش استدلال و [[مناظره]] به صورت جدال احسن در [[علم کلام]] پذیرفته شود<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۱۶۸.</ref>.
 
== جدل یکی از راه‌های [[اثبات نبوت]] ==
از جمله [[احتجاجات]] قولی [[قرآن]]، استفاده از جدل برای اثبات حقّ است. در جدل، از اصولی استفاده می‌شود که طرف مقابل، آن‌ها را قبول دارد و لازم نیست این اصول، مورد قبول طرف حقّ هم باشد<ref>شرح المنظومه، ج‌۱، ص‌۳۴۳.</ref>؛ چنان‌که در احتجاجات خدای سبحان با یهود و دیگران آمده است: اگر تصوّر شما این است که اولیای خداوند هستید، آرزوی مرگ کنید؛ در‌ حالی‌ که این کار را انجام نمی‌دهید: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}}<ref> بگو: ای یهودیان! اگر می‌پندارید که از میان مردم، تنها شما دوستان خداوندید اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید؛ سوره جمعه، آیه ۶.</ref>. [[رسول‌ خدا]] {{صل}} در احتجاج خود با نصارای نجران که به دنیا آمدن بدون پدر عیسی را دلیل فرزند خدا بودن وی می‌دانستند، از اصل مورد قبول آن‌ها که مخلوق بودن [[حضرت آدم]] است، استفاده و بدین وسیله، استدلال آن‌ها را باطل کرده است. خداوند در این باره فرموده است: اگر پدر نداشتن سبب می‌شود که انسانی مخلوق خدا نباشد، پس آدم هم نباید مخلوق خداوند باشد؛ چون بدون واسطه پدر و مادر به دنیا آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ}}<ref> داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بی‌درنگ موجود شد؛ سوره آل عمران، آیه ۵۹.</ref>. بر اساس روایتی<ref>نورالثقلین، ج‌۴، ص‌۳۹۵؛ الاحتجاج، ج‌۱، ص‌۲۵.</ref>. در آیات‌ ۷۸ـ‌۷۹ سوره یس نیز از همین روش برای اثبات معاد استفاده شده است؛ زیرا با استفاده از اذعان منکران معاد به خلقت اوّلیه از سوی خداوند، به آنان گفته است: همان خداوند قادر است دوباره انسان‌ها را زنده کند: {{متن قرآن|وَضَرَبَ لَنَا مَثَلا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ}}<ref> و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را به فراموشی سپرد؛ گفت: چه کسی استخوان‌هایی را که پوسیده است زنده می‌گرداند؟ بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زنده‌اش می‌گرداند و او به (حال) هر آفریده‌ای داناست؛ سوره یس، آیه ۷۸- ۷۹.</ref>. در‌ آیه ‌۱۲۵ سوره نحل پس از دو روش برهان و موعظه حسنه، به جدال احسن سفارش شده است و بر اساس آن در مقام مباحثه با مخالفان باید از طریق جدال احسن مجادله کرد: {{متن قرآن|وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref> و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref> و انبیا نیز به مقتضای ادب خویش در احتجاجاتی که قرآن از آن‌ها نقل کرده، از همین روش بهره گرفته و از مطالبی که سبب مراء و لجاجت و درگیری می‌شود، پرهیز می‌کردند<ref>المیزان، ج‌۶، ص‌۲۹۷.</ref>.<ref>[[فتاح آقازاده|آقازاده، فتاح]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۲۰۴ - ۲۱۵.</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:000053.jpg|22px]] [[فتاح آقازاده|آقازاده، فتاح]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']]
# [[پرونده:IM010856.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|'''قرآن و علم کلام''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:اصطلاحات اصول فقه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۴۱

معناشناسی

جدل در اصطلاح استفاده از استدلال غیر برهانی مانند مشهورات و مسلمات در مناظره با مخالف و رقیب به منظور اثبات مدعای خود یا نقد مدعا و شبهه رقیب است[۱]. این روش در کنار برهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که به دو قسم تقسیم می‌شود. قسم صحیح آن استفاده از مواد صحیح (مسلمات و مشهورات) و قسم باطل آن استفاده از مواد کذب و مغلطه در استدلال است که در قرآن از قسم اول به «جدال احسن» تعبیر شده است.

جدل در کنار روش عقلی و برهانی نیز فی الجمله پذیرفته شده است، اما باید دقت شود که آن نه از روش اصلی، بلکه روش فرعی و ثانوی است که متکلم نه در مقام تبیین و تقریر دین و آموزه‌های آن، بلکه در مقام مناظره و مجادله با رقیب و پاسخ وی به جدل متوسل می‌شود.

انواع جدل

جدل به دو قسم حق (استفاده از مواد درست و صحیح) و باطل تقسیم می‌شود که از منظر قرآن نه هر جدل، بلکه جدال احسن یک راهکار تبلیغ دین توصیف شده است. علاوه بر آیه پیشین دو آیه زیر نیز جدال پیامبر(ص) و صحابه با اهل کتاب به قید «احسن» مقید شده است: ﴿وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ[۲]؛ ﴿وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ[۳].

یک نمونه روشن از آن می‌توان به داستان حضرت ابراهیم اشاره کرد که برای تنبه و بیدار کردن فطرت یگانه‌پرستی مردمان خود برای چند ساعتی در ظاهر خدای آنان مثل خورشید یا ستارگان یا ماه را پرستش کرد که با خاموشی آنها خاطرنشان کرد که من چنین خدایی عبادت نمی‌کنم: ﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ[۴]؛ یا بعد از شکستن تمام بت‌های بتخانه تبر را بر گردن بت بزرگ انداخت.

وقتی از او سؤال کردند که آیا وی بت‌ها را شکانده است؟ به جای پاسخ درست و مستقیم به جدال احسن جواب داد که این کار می‌تواند کار بت بزرگ باشد: ﴿قَالُوا أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ * قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِنْ كَانُوا يَنْطِقُونَ * فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ[۵].

اما جدال باطل ـ که مواد آن مطالب غیر علمی و تعصبیات است ـ در قرآن راه مذموم و راه شیطانی معرفی شده است: ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ[۶]؛ گروهی از مردم بدون هیچ علم و دانشی، به مجادله درباره خدا برمی‌خیزند؛ و از هر شیطان سرکشی پیروی می‌کنند.

آیه زیر نیز هدف مخالفان از جدال با پیامبر را جدال باطل معرفی می‌کند که برای از بین بردن حق به کار رفته است: ﴿وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ[۷].

مصداق دیگر جدل باطل تمسک نمرود به جدل در مقابل استدلال حضرت ابراهیم (مبنی بر وصف محیی و میت بودن خدا) است: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ[۸].

نمرود به منظور جرح استدلال حضرت یک فرد محکوم به اعدام را آزاد و فرد بی‌گناه را اعدام کرد. حضرت در پاسخ وی به صورت جدل صحیح استدلال نمود که خدای من خدایی است که خورشید را از مشرق ظهور می‌کند و اگر تو خدا هستی آن را از مغرب دربیار که موجب بهت نمرود شد: ﴿قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ[۹].

از آیات روشن می‌شود که اصل محاجه و جدال احسن در مباحث اعتقادی با رقیب، روش قرآنی و پیامبران سَلَف است، در مقابل جدال باطل روش مخالفان انبیا بوده است که در متکلمان هم نباید از آن استفاده کنند. این سنخ از آیات موجب شده که روش استدلال و مناظره به صورت جدال احسن در علم کلام پذیرفته شود[۱۰].

جدل یکی از راه‌های اثبات نبوت

از جمله احتجاجات قولی قرآن، استفاده از جدل برای اثبات حقّ است. در جدل، از اصولی استفاده می‌شود که طرف مقابل، آن‌ها را قبول دارد و لازم نیست این اصول، مورد قبول طرف حقّ هم باشد[۱۱]؛ چنان‌که در احتجاجات خدای سبحان با یهود و دیگران آمده است: اگر تصوّر شما این است که اولیای خداوند هستید، آرزوی مرگ کنید؛ در‌ حالی‌ که این کار را انجام نمی‌دهید: ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ[۱۲]. رسول‌ خدا (ص) در احتجاج خود با نصارای نجران که به دنیا آمدن بدون پدر عیسی را دلیل فرزند خدا بودن وی می‌دانستند، از اصل مورد قبول آن‌ها که مخلوق بودن حضرت آدم است، استفاده و بدین وسیله، استدلال آن‌ها را باطل کرده است. خداوند در این باره فرموده است: اگر پدر نداشتن سبب می‌شود که انسانی مخلوق خدا نباشد، پس آدم هم نباید مخلوق خداوند باشد؛ چون بدون واسطه پدر و مادر به دنیا آمده است: ﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ[۱۳]. بر اساس روایتی[۱۴]. در آیات‌ ۷۸ـ‌۷۹ سوره یس نیز از همین روش برای اثبات معاد استفاده شده است؛ زیرا با استفاده از اذعان منکران معاد به خلقت اوّلیه از سوی خداوند، به آنان گفته است: همان خداوند قادر است دوباره انسان‌ها را زنده کند: ﴿وَضَرَبَ لَنَا مَثَلا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ[۱۵]. در‌ آیه ‌۱۲۵ سوره نحل پس از دو روش برهان و موعظه حسنه، به جدال احسن سفارش شده است و بر اساس آن در مقام مباحثه با مخالفان باید از طریق جدال احسن مجادله کرد: ﴿وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ[۱۶] و انبیا نیز به مقتضای ادب خویش در احتجاجاتی که قرآن از آن‌ها نقل کرده، از همین روش بهره گرفته و از مطالبی که سبب مراء و لجاجت و درگیری می‌شود، پرهیز می‌کردند[۱۷].[۱۸]

منابع

پانویس

  1. جرجانی، التعریفات، ص٣٣.
  2. «و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  3. «و با اهل کتاب جز به بهترین شیوه چالش مکنید» سوره عنکبوت، آیه ۴۶.
  4. «و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم» سوره انعام، آیه ۷۶.
  5. «گفتند: ای ابراهیم! آیا تو با خدایان ما چنین کرده‌ای؟ * گفت: بلکه همین بزرگشان این کار را کرده است؛ اگر سخن می‌گویند از خود آنان بپرسید! * آنگاه (نخست) به خود آمدند و (به خود یا به یکدیگر) گفتند: بی‌گمان شمایید که ستمگرید» سوره انبیاء، آیه ۶۲-۶۴.
  6. «و از مردم کسی است که بی‌هیچ دانشی درباره خداوند چالش می‌ورزد و از هر شیطان گردنکشی پیروی می‌کند» سوره حج، آیه ۳.
  7. «و به نادرستی به چالش برخاستند تا حق را از میان بردارند» سوره غافر، آیه ۵.
  8. «آیا در (کار) آن کس ننگریسته‌ای که از (غرور) اینکه خداوند به او پادشاهی داده بود با ابراهیم درباره پروردگارش چون و چرا کرد آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگار من آن است که زنده می‌کند و می‌میراند» سوره بقره، آیه ۲۵۸.
  9. «او گفت: من (نیز) زنده می‌دارم و می‌میرانم، ابراهیم گفت: خداوند آفتاب را از خاور فرا می‌آورد، تو آن را از باختر برآور؛ و آن کافر درماند» سوره بقره، آیه ۲۵۸.
  10. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۱۶۸.
  11. شرح المنظومه، ج‌۱، ص‌۳۴۳.
  12. بگو: ای یهودیان! اگر می‌پندارید که از میان مردم، تنها شما دوستان خداوندید اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید؛ سوره جمعه، آیه ۶.
  13. داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بی‌درنگ موجود شد؛ سوره آل عمران، آیه ۵۹.
  14. نورالثقلین، ج‌۴، ص‌۳۹۵؛ الاحتجاج، ج‌۱، ص‌۲۵.
  15. و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را به فراموشی سپرد؛ گفت: چه کسی استخوان‌هایی را که پوسیده است زنده می‌گرداند؟ بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زنده‌اش می‌گرداند و او به (حال) هر آفریده‌ای داناست؛ سوره یس، آیه ۷۸- ۷۹.
  16. و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  17. المیزان، ج‌۶، ص‌۲۹۷.
  18. آقازاده، فتاح، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲، ص ۲۰۴ - ۲۱۵.