|
|
| (۳۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{ویرایش غیرنهایی}} | | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اذن الهی در قرآن]] | پرسش مرتبط = }} |
| {{امامت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[اذن الهی در قرآن]] | [[اذن الهی در حدیث]] | [[اذن الهی در نهج البلاغه]] | [[اذن الهی در معارف دعا و زیارات]] | [[اذن الهی در کلام اسلامی]] | [[اذن الهی در اخلاق اسلامی]] | [[اذن الهی در عرفان اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[اذن الهی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
|
| |
|
| ==واژهشناسی لغوی== | | == واژهشناسی لغوی == |
| *واژه "[[اذن]]" در لغت به معانى گوناگون مانند اجازه و رخصت براى انجام دادن فعلى<ref>المصباح، ص۱۰؛ تاج العروس، ج۱۸، ص۱۲؛ القاموسالمحيط، ج۲، ص۲۷۰، «اذن».</ref>، [[امر]]<ref>المصباح، ص۹؛ الوجوه و النظائر، ج۱، ص۱۶۳، «اذن»؛ التفسير الكبير، ج۳، ص۱۹۷.</ref>، [[علم]]<ref>مقاييساللغه، ج۱، ص۷۷؛ اقربالموارد، ج۱، ص۴۹، «اذن»؛ مجمعالبيان، ج۲، ص۵۴۴.</ref> و [[اراده]] <ref>الوجوه و النظائر، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۶۴، «اذن».</ref> آمده است.
| | واژه "[[اذن]]" در لغت به معانى گوناگون مانند اجازه و رخصت براى انجام دادن فعلى<ref>المصباح، ص۱۰؛ تاج العروس، ج۱۸، ص۱۲؛ القاموسالمحيط، ج۲، ص۲۷۰، «اذن».</ref>، [[امر]]<ref>المصباح، ص۹؛ الوجوه و النظائر، ج۱، ص۱۶۳، «اذن»؛ التفسير الكبير، ج۳، ص۱۹۷.</ref>، [[علم]]<ref>مقاييساللغه، ج۱، ص۷۷؛ اقربالموارد، ج۱، ص۴۹، «اذن»؛ مجمعالبيان، ج۲، ص۵۴۴.</ref> و [[اراده]] <ref>الوجوه و النظائر، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۶۴، «اذن».</ref> آمده است. |
| *واژه "اُذُن" بهمعناى گوش<ref>تاج العروس، ج۱۸، ص۱۳، «اذن».</ref> و "اَذَن" بهمعناى گوش دادن<ref> المصباح، ص۱۰؛ لسانالعرب، ج۱، ص۱۰۵؛ النهايه، ج۱، ص۳۳، «اذن».</ref> نیز از همین ریشه است. برخى گفتهاند: ریشه اصلى مشتقّات این واژه، اُذُن (گوش) است؛ سپس از آن، فعل اَذِن له (گوش خود را بهسوى او مایل ساخت یا به سخن او گوش داد) مشتق شده؛ آنگاه از این فعل، اِذن (خطاب به کسى براى [[اباحه]] فعلى و رخصت در آن) اشتقاق یافته که معنایى مجازى به علاقه ملازمه است؛ زیرا گوش دادن به کسى، مستلزم رو کردن به وى و برآوردن خواسته او است. پس از آن، معناى اخیر بسیار شایع شده؛ سپس این واژه در معانى مشابه آن نیز بهکار رفته است؛ مانند: مشیّت و [[تکوین]] اسباب حوادث یا [[تمکین]] براى انجام دادن فعلى و تیسیر و آسان کردن آن<ref> التحرير و التنوير، ج۲، ص۳۱۲ و ج۳۰، ص۵۲.</ref>.
| |
| *برخى گفتهاند: اصل [[واحد]] در این ریشه، معناى اطلاع با قید [[رضایت]] و موافقت است؛ خواه امرى نیز صادر بشود یا نه، و این معنا، در تمام موارد کاربرد ریشه اِذن وجود دارد<ref> التحقيق، ج۱، ص۶۲، «اذن».</ref>.
| |
| *برخى نیز ریشه اِذن را داراى دو اصل (گوش و [[علم]]) دانسته و گفتهاند: تمام معانى دیگر به این دو معنا بر مىگردند و بین این ۲ نیز نزدیکى وجود دارد؛ زیرا [[علم]] به هر مسموعى با گوش حاصل مىشود<ref>مقاييس اللغه، ج۱، ص۷۵، «اذن».</ref>. بعضى، این مطلب را که اِذن بهمعناى [[علم]] باشد، رد کرده و گفتهاند: [[اذن]] ملازم با [[علم]] است، نهخودآن<ref> الميزان، ج۱۹، ص۳۰۳.</ref>.
| |
| *[[اذن الهى]] در اصطلاح، یکى از صفات فعلیه است (صفاتى که انتزاع آنها بر فرض کردن چیزى غیر از ذات الهى متوقّف بوده، از [[مقام]] فعل [[خدا]] انتزاع مىشوند)<ref>نهاية الحكمه، ص۳۴۶.</ref>، و به دو قسم [[تکوینی]] و [[تشریعی]] تقسیم مىشود.
| |
| *[[اذن]] [[تکوینی]]، از رابطهاى حقیقى بین حوادث و [[اراده]] [[الهی]] حکایت دارد ؛ یعنى هیچ حادثهاى در عالم، بدون استناد [[تکوینی]] به [[خدا]]، تحقّق نمىیابد<ref>معارف قرآن، ص۱۹۸.</ref>. هم وجود اشیا و هم آثارشان به [[خداوند]] مستند است ؛ ولى [[اذن]] [[تشریعی]] مربوط به [[اعمال]] اختیارى، و به این معنا است که [[خداوند]]، از نظر [[شرعی]]، انجام دادن عملى را اجازه دهد که نتیجهاش [[حرام]] نبودن آن عمل است<ref>تفسير ابنتيميه، ج۳، ص۴۱۷؛ المنار، ج۱۰، ص۸۰.</ref>.
| |
| *از آنجا که [[حقیقت]] [[اذن]]، شنیدن درخواست کسى و بر آوردن آن است، همیشه، پیش از [[اذن]] باید درخواست و طلبى وجود داشته باشد ؛ بنابراین، [[اذن]] [[تکوینی]] [[خداوند]] به اشیا براى وجود یافتن که با کلمه وجودى "کن" تحقّق مىیابد، به این صورت است که ماهیّات و اعیان ثابته اشیا در [[مرتبه علم]] ربوبى، با زبان استعداد از [[خداوند]] مىخواهند که به آنها وجود عینى ببخشد و [[خداوند]] با [[فیض]] [[مقدّس]]، این درخواست را بر آورده مىسازد<ref>تفسير صدر المتألهين، ج۵، ص۴۵۳.</ref>.
| |
| *درباره آثار موجودات نیز آنان اقتضاى ظاهر کردن آثار خاصّى را دارند و با زبان استعداد از [[خدا]] مىخواهند که آثار خویش را ظاهر سازند. [[اذن]] [[تکوینی]] [[الهی]] در این باره به این معنا است که اگر بین موجودى و اثر آن، مانعى وجود داشته باشد، [[خداوند]] آن را برطرف سازد و اگر مانعى وجود نداشته باشد، آن [[مانع]] را ایجاد نکند<ref>الميزان، ج۱۹، ص۳۰۳ـ۳۰۴.</ref>.
| |
| *[[اذن]] [[تشریعی]] [[خداوند]] نیز همین گونه است ؛ زیرا [[انسانها]] بهطور طبیعى خواستههاى گوناگونى دارند و ازجمله، خواهان انجام اعمالى هستند که در [[عالم آخرت]] به [[مصلحت]] آنها باشد و [[اذن الهى]] براى انجام دادن برخى [[اعمال]]، بر آوردن همین درخواست است.
| |
| *"[[اذن]]" در [[قرآن]]، بیش از ۴۵ بار به [[خداوند]] نسبت داده شده که ضمن آنها، وقوع حوادث [[جهان]] و [[تشریع احکام دین]]، به [[اذن]] او دانسته شدهاست<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==تفاوتهای [[اذن]] [[تکوینی]] و [[تشریعی]]==
| | واژه "اُذُن" بهمعناى گوش<ref>تاج العروس، ج۱۸، ص۱۳، «اذن».</ref> و "اَذَن" بهمعناى گوش دادن<ref> المصباح، ص۱۰؛ لسانالعرب، ج۱، ص۱۰۵؛ النهايه، ج۱، ص۳۳، «اذن».</ref> نیز از همین ریشه است. برخى گفتهاند: ریشه اصلى مشتقّات این واژه، اُذُن (گوش) است؛ سپس از آن، فعل اَذِن له (گوش خود را بهسوى او مایل ساخت یا به سخن او گوش داد) مشتق شده؛ آنگاه از این فعل، اِذن (خطاب به کسى براى [[اباحه]] فعلى و رخصت در آن) اشتقاق یافته که معنایى مجازى به علاقه ملازمه است؛ زیرا گوش دادن به کسى، مستلزم رو کردن به وى و برآوردن خواسته او است. پس از آن، معناى اخیر بسیار شایع شده؛ سپس این واژه در معانى مشابه آن نیز بهکار رفته است؛ مانند: مشیّت و [[تکوین]] اسباب حوادث یا [[تمکین]] براى انجام دادن فعلى و تیسیر و آسان کردن آن<ref> التحرير و التنوير، ج۲، ص۳۱۲ و ج۳۰، ص۵۲.</ref>. |
| *بین [[اذن]] [[تکوینی]] و [[تشریعی]]، دو تفاوت وجود دارد:
| |
| #اذن [[تکوینی]]، همه پدیدههای عالم را در بر میگیرد؛ خواه پدیدههای غیر اختیاری چه برای [[انسان]] مطلوب و گوارا باشند، مانند روییدن گیاهان {{متن قرآن|وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ}}<ref>«و گیاه سرزمین پاک به اذن پروردگارش بیرون میآید و از آن (سرزمین) که ناپاک است جز به سختی و کندی (گیاهی) بیرون نمیآید؛ بدینگونه آیات را برای گروهی که سپاس میگزارند گونه گون میآوریم» سوره اعراف، آیه ۵۸.</ref> و میوه دادن درختان {{متن قرآن|تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«به اذن پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای مردم میزند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۵.</ref>، و چه ناگوار، مانند [[مرگ]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ}}<ref>«و هیچ کس جز به اذن خداوند نخواهد مرد؛ که سرنوشتی است «با هنگام» و هر کس پاداش این جهان را بخواهد به او از آن میدهیم و آنکه بهره جهان واپسین را بجوید از آن به او خواهیم داد؛ و به زودی سپاسگزاران را پاداش میدهیم» سوره آل عمران، آیه ۱۴۵.</ref> و وقوع [[مصیبت]] {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست» سوره تغابن، آیه ۱۱.</ref> و خواه [[اعمال]] اختیاری چه [[کارهای نیک]]، مانند [[ایمان آوردن]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و هیچ کس را جز به اذن خداوند یارایی نیست که ایمان آورد و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمیورزند برقرار میدارد» سوره یونس، آیه ۱۰۰.</ref> و کشتن [[کافران]] در [[جنگ]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>، و چه کارهای [[زشت]]، مانند ضرر رساندن به دیگران با [[سحر]] {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ}} <ref>و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمیرساندند- چیزی را میآموختند که به آنان زیان میرسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب میدانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهرهای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر میدانستند؛ سوره بقره، آیه:۱۰۲.</ref> و [[جنگیدن]] با [[مؤمنان]] و کشتن آنها {{متن قرآن|وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و آنچه بر شما در روز برخورد آن دو گروه (در احد) رسید به اذن خداوند بود (تا مؤمنان را بیازماید) و تا مؤمنان را (از غیر آنان) معلوم بدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۶۶.</ref>؛ ولی [[اذن]] [[تشریعی]] فقط اعمالی را دربر میگیرد که [[خداوند]] آنها را بهوسیله [[دین]] [[حرام]] نکرده باشد؛ مانند [[جهاد]] در [[راه خدا]] {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ}}<ref>«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست» سوره حج، آیه ۳۹.</ref> و [[اطاعت از پیامبران]]{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>.
| |
| #[[مخالفت]] با [[اذن]] [[تکوینی]] غیر ممکن است؛ بنابراین، اگر برای عملی، [[اذن]] [[تکوینی]] صادر نشود، انجام دادن آن عمل امکان ندارد {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و هیچ کس را جز به اذن خداوند یارایی نیست که ایمان آورد و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمیورزند برقرار میدارد» سوره یونس، آیه ۱۰۰.</ref>؛ ولی [[مخالفت]] با [[اذن]] [[تشریعی]] ممکن است و [[انسان]] میتواند مرتکب کار [[حرام]] شود، با اینکه درباره آن، [[اذن]] [[تشریعی]] صادر نشدهاست<ref>المیزان، ج۱۹، ص۳۰۳ـ۳۰۴؛ معارف قرآن، ص۱۹۵ـ۱۹۸.</ref>.
| |
| *شایان ذکر است که [[معتزله]] به [[تفویض]] قائل بوده، [[خدا]] را [[خالق]] [[افعال]] اختیاری [[انسان]] نمیدانند<ref>شرح المواقف الایجی، ج۸، ص۱۵۴؛ الالهیات، ج۲، ص۳۲۱ـ۳۲۲.</ref>؛ بدین سبب، [[اذن]] [[تکوینی]] را در افعالاختیاری [[انسان]] نپذیرفته و [[آیات]] مربوط به آن را توجیه کردهاند؛ بنابراین، نزد آنان، [[افعال خیر]] [[انسان]] فقط دارای [[اذن]] [[تشریعی]] است و [[افعال]] [[شرّ]] [[انسان]]، نه [[اذن]] [[تشریعی]] دارد و نه [[اذن]] [[تکوینی]]. [[اشاعره]]، [[اذن]] [[تکوینی]] را در [[افعال]] [[انسان]] پذیرفتهاند؛ ولی آنرا مستلزم [[جبر]] دانسته و وجود [[اراده]] و [[اختیار]] در [[انسان]] را [[نفی]] کردهاند<ref>تفسیر ابنتیمیه، ج۳، ص۴۱۶ـ۴۱۸؛ شرح المواقف الایجی، ج۸، ص۱۴۶; الالـهیات، ج۲، ص۲۶۷ـ۲۶۸، ۲۸۶ و ۳۵۶.</ref>.
| |
| *محقّقان [[شیعه]]، در عین حال که تمام [[افعال]] [[انسان]] را به [[اذن]] [[تکوینی]] [[الهی]] مستند دانستهاند، [[عقیده]] دارند که این مطلب، با [[اراده]] و [[اختیار]] [[انسان]] منافات ندارد؛ زیرا [[اراده]] و [[اختیار انسان]] در طول [[اذن]] و [[اراده الهی]] است، نه در عرض آن<ref>الالهیات، ج۲، ص۲۸۵ـ۲۸۶ و ۳۵۴ـ۳۵۶.</ref>؛ بدین معنا که [[خداوند]] خواسته است که [[آدمی]] با [[اختیار]] خود، کارهایش را انجام دهد؛ پس [[اراده انسان]] نیز در سلسله [[علل]] [[افعال]] وی قرار دارد<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==موارد کاربرد اذن الهی==
| | برخى گفتهاند: اصل واحد در این ریشه، معناى اطلاع با قید [[رضایت]] و موافقت است؛ خواه امرى نیز صادر بشود یا نه، و این معنا، در تمام موارد کاربرد ریشه اِذن وجود دارد<ref> التحقيق، ج۱، ص۶۲، «اذن».</ref>. |
| *مفهوم [[اذن]] نزد [[انسانها]] فقط برای موجودات [[عاقل]] بهکار میرود؛ ولی [[قرآن]]، آن را برای موجودات غیر [[عاقل]] نیز بهکار برده است و بعید نیست که علّت آن، وجود نوعی [[ادراک]] در همه موجودات باشد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۳۰۳.</ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و به پوستهای تن خود میگویند: چرا به زیان ما گواهی دادید؟ میگویند: خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن میآورد و او نخست بار شما را آفرید و به سوی او بازگردانده خواهید شد» سوره فصلت، آیه ۲۱.</ref><ref>شرح المواقف الایجی، ج۸، ص۱۵۴; الالهیات، ج۲، ص۳۲۱ـ۳۲۲.</ref>. گرچه وقوع همه حوادث و [[تشریع]] همه [[احکام]]، به اذن الهی منوط است، در [[قرآن]] فقط به مواردی که اهمّیّت بیشتری دارند تصریح شده است<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>:
| |
| ===[[وحی]]===
| |
| *هر فرشتهای که از طرف [[خدا]] برای یکی از [[پیامبران]] [[وحی]] میآورد، به [[اذن خداوند]] است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پردهای یا فرستادهای فرستد که به اذن او آنچه میخواهد وحی کند؛ بیگمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.</ref>؛ چنانکه [[قرآن]] را نیز [[جبرئیل]]{{ع}} با اجازه [[خداوند]] بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل کرده است: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بیگمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>. در [[شأن نزول]] [[آیه]] گفتهاند: گروهی از [[یهودیان]] نزد [[رسولخدا]]{{صل}} آمده، پس از طرح پرسشهایی و پاسخ آن [[حضرت]]، گفتند: کدام [[فرشته]] برای تو [[وحی]] میآورد؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[جبریل]]. گفتند: او [[دشمن]] ما است و پیوسته، [[فرمان]] [[جنگ]] و [[سختی]] میآورد. اگر [[میکائیل]] برایت [[وحی]] میآورد، به تو [[ایمان]] میآوردیم. [[خداوند]] این [[آیه]] را در جواب [[یهود]] نازل کرد و آوردن [[وحی]] بهوسیله [[جبریل]] را به [[اذن خدا]] دانست<ref>مجمعالبیان، ج۱، ص۳۲۵.</ref>. روشن است که هر فرشتهای ازطرف [[خداوند]]، [[وظیفه]] و مأموریتی خاص دارد و نازل کردن [[وحی]]، به [[جبرئیل]]، و آوردن [[ارزاق]] به [[میکائیل]] واگذار شده است.
| |
| * [[اذن]] در آیه {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بیگمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref> به معنای تیسیر و تسهیل<ref>الکشاف، ج۱، ص۱۶۹; روحالمعانی، مج۱، ج۱، ص۵۲۵.</ref> (آسانکردن)، [[امر]]، [[علم]]، اعلام<ref>مجمعالبیان، ج۱، ۳۲۵; روحالمعانی، مج۱، ج۱، ص۵۲۵.</ref>، و [[اختیار]]<ref>روحالمعانی، مج۱، ج۱، ص۵۲۵.</ref> نیز دانسته شده است<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
| ===[[نزول فرشتگان]] و [[نزول روح در شب قدر|روح در شب قدر]]===
| |
| *هر سال در [[شب قدر]]، [[فرشتگان]] و [[روح]] ([[جبرئیل]]<ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص۷۹۰.</ref> یا موجودی عالیمقامتر از همه [[فرشتگان]])<ref>البرهان، ج۳، ص۵۸۳ـ۵۸۴ و ج۵، ص۷۰۱.</ref>. به [[اذن]] پروردگارشان فرود میآیند، و همه حوادث سال [[آینده]] (روزیها، [[مرگ]] و [[زندگی]]، [[خیر و شر]] و...) را که در آن [[شب]] مقدّر شده و آنها نوشتهاند، به [[امام زمان]]{{ع}} تحویل میدهند: {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود میآیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref><ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۴۶۶.</ref> [[اذن]] در این [[آیه]]، به معنای امر و [[علم]] نیز دانسته شده است <ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص۷۹۰.</ref><ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| ===آوردن [[معجزه]]===
| | برخى نیز ریشه اِذن را داراى دو اصل (گوش و [[علم]]) دانسته و گفتهاند: تمام معانى دیگر به این دو معنا بر مىگردند و بین این ۲ نیز نزدیکى وجود دارد؛ زیرا [[علم]] به هر مسموعى با گوش حاصل مىشود<ref>مقاييس اللغه، ج۱، ص۷۵، «اذن».</ref>. بعضى، این مطلب را که اِذن بهمعناى [[علم]] باشد، رد کرده و گفتهاند: [[اذن]] ملازم با [[علم]] است، نهخودآن<ref> الميزان، ج۱۹، ص۳۰۳.</ref>. |
| *هر [[پیامبری]] فقط با [[اذن خداوند]] میتواند معجزهای بیاورد و هیچ سببی نمیتواند جایگزین این [[اذن]] شود:{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}<ref>«و بیگمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد» سوره رعد، آیه ۳۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستادهایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفتهایم و برخی دیگر را نگفتهایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیهای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری میشود و در آنجا تباهاندیشان ، زیانکار» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref>، و {{متن قرآن|قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«پیامبرانشان به آنها گفتند: ما جز بشری مانند شما نیستیم امّا خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد منّت میگذارد (و به او رسالت میبخشد) و ما را نشاید که جز به اذن خداوند برهانی برای شما بیاوریم و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۱.</ref><ref>التحریر و التنویر، ج۲۴، ص۲۱۲.</ref>. [[عیسی]]{{ع}} [[معجزات]] خود را به [[اذن خداوند]] دانسته است: {{متن قرآن|وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (میفرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانهای از پروردگارتان آوردهام؛ من برای شما از گل، (انداموارهای) به گونه پرنده میسازم و در آن میدمم، به اذن خداوند پرندهای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه میخورید یا در خانه میانبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانهای برای شماست اگر مؤمن باشید» سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref>.
| |
| *[[خداوند]] در [[آیه]] دیگری، [[معجزات]] [[عیسی]]{{ع}} را به [[اذن]] خود مستند ساخته است: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهانها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref> قید "[[اذن]]" در این دوآیه دلالت میکند که صدور [[معجزات]] از [[عیسی]]{{ع}} به [[خداوند]] مستند بوده، و [[حضرت]]، در انجام هیچ یک از [[معجزات]] مانند [[افاضه]] [[حیات]] و... مستقل نبوده است<ref>المیزان، ج۳، ص۱۹۹ و ج۶، ص۲۲۱.</ref>. تکرار این قید به این [[دلیل]] است که با [[ظهور]] چنین معجزاتی، [[پیشبینی]] میشد که گروهی از [[مردم]] درباره [[عیسی]]{{ع}} [[گمراه]]، و به [[الوهیت]] او [[معتقد]] شوند<ref>المیزان، ج۳، ص۱۹۹ـ۲۰۰.</ref>.
| |
| *برخی نیز قید [[اذن]] و تکرار آن را برای دلالت بر این مطلب دانستهاند که وقوع معجزاتی مانند بخشیدن [[حیات]]، با [[قدرت]] و [[آفرینش]] [[خداوند]] بوده است، نه با [[قدرت]] و [[آفرینش]] [[عیسی]]{{ع}}<ref>التفسیر الکبیر، ج۸، ص۶۰ و ج۱۲، ص۱۲۶؛ المنار، ج۷، ص۲۴۷.</ref> و از آنجا که وقوع آنها با دعای [[عیسی]]{{ع}} بوده، به او نسبت داده شده است<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۷۵۲ و ج۳، ص۴۰۵.</ref>.
| |
| *برخی گفتهاند: [[اذن خداوند]] به [[بنده]] برای انجام امری [[خارق عادت]]، دو گونه (ذاتی قدیم یا عرضی حادث) است. اوّلی آن است که [[حقّ]]، هنگام تجلّی به [[فیض]] [[اقدس]]، عین ثابت [[عبد]] را برای تصرّف در وجود [[عینی]] بهصورت [[خرق عادت]]، مستعدّ و قابل قرار دهد، و دومی آن است که [[حقّ]]، هنگام تجلّی به [[فیض]] [[مقدّس]]، با الهامی [[قلبی]] یا وحیی که نازل میکند، [[عبد]] را از چنین تصرّفی متمکن سازد ؛ بنابراین، در هر صورت، مقصود از [[اذن]]، صِرف امر به تصرّف، بدون در نظر گرفتن استعداد نیست<ref>شرح فصوص الحکم، ص۸۵۹ـ۸۶۰.</ref>.
| |
| *[[اذن]] در آیه {{متن قرآن|وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (میفرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانهای از پروردگارتان آوردهام؛ من برای شما از گل، (انداموارهای) به گونه پرنده میسازم و در آن میدمم، به اذن خداوند پرندهای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه میخورید یا در خانه میانبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانهای برای شماست اگر مؤمن باشید» سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref> و {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهانها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref> به معنای [[قدرت]]، [[امر]] و [[اراده]]<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۷۵۲ و ج۳، ص۴۰۵.</ref>، [[آفرینش]]<ref>التفسیر الکبیر، ج۸، ص۶۰.</ref>، [[یاری]] و [[علم]]<ref>جامعالبیان، مج۵، ج۷، ص۱۷۲.</ref> نیز دانسته شده است<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
| ===بالا بردن شأن برخی خانهها و [[یاد خدا]] در آنها===
| |
| *[[خداوند]] به بعضی از خانهها اجازه بلند مرتبگی و [[عظمت]] داده و نیز اجازه داده تا نامش در آنها یاد شود:{{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ}}<ref>«(این چراغ) در خانههایی (است) که خداوند رخصت داده است تا والایی یابند و نامش در آنها برده شود؛ سپیدهدمان و دیرگاه عصرها در آنها او را به پاکی میستایند» سوره نور، آیه ۳۶.</ref> از آنجا که [[عظمت]] و علوّ در اصل، از آنِ [[خداوند]] است، هر چیزی به همان اندازه [[عظمت]] دارد که به [[خداوند]] منتسب است؛ بنابراین، روشن میشود علّت بلند مرتبگی این خانهها، همان [[یاد خدا]] در آنها است که در ادامه [[آیه]] آمده است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۱۲۶.</ref>. [[قدر]] مسلّم از مصادیق این خانهها [[مساجد]] است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۱۲۶.</ref> و بر اساس روایتی از [[رسول خدا]]{{صل}} مقصود خانههای [[پیامبران]] است که شامل [[خانه علی]] و [[فاطمه]]{{ع}} نیز میشود<ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۱۰۴؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۲۰۳.</ref>. [[اذن]] در این [[آیه]] بهمعنای امر<ref>کشفالاسرار، ج۶، ص۵۳۶؛ تفسیر قرطبی، ج۱۲، ص۱۷۶.</ref>، [[قضا و قدر]] <ref>تفسیر قرطبی، ج۱۲، ص۱۷۶؛ کشفالاسرار، ج۶، ص۵۳۶.</ref> نیز دانسته شده است<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| === وقوع پدیدههای طبیعی===
| | [[اذن الهى]] در اصطلاح، یکى از صفات فعلیه است (صفاتى که انتزاع آنها بر فرض کردن چیزى غیر از ذات الهى متوقّف بوده، از [[مقام]] فعل [[خدا]] انتزاع مىشوند)<ref>نهاية الحكمه، ص۳۴۶.</ref>، و به دو قسم [[تکوینی]] و [[تشریعی]] تقسیم مىشود. |
| * [[خداوند]]، [[آسمان]] و آنچه را در آن است، نگه میدارد تا به [[زمین]] سقوط نکنند و فقط چیزهایی سقوط میکنند که [[خداوند]] به آنها [[اذن]] داده باشد؛ مانند بعضی از [[سنگهای آسمانی]] و{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«آیا ندیدهای که خداوند آنچه را در زمین است و (نیز) کشتیها را که در دریا به فرمان وی روانند، برای شما رام کرده است و آسمان را از فرو افتادن روی زمین- جز به اذن وی- باز میدارد؟ بیگمان خداوند با مردم، مهربانی است بخشاینده» سوره حج، آیه ۶۵.</ref><ref>المیزان، ج۱۴، ص۴۰۳.</ref>. در [[زمین]] [[پاکیزه]] و [[نیکو]]، به [[اذن]] [[پروردگار]] گیاهانی [[نیکو]] میروید: {{متن قرآن|وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ}}<ref>«و گیاه سرزمین پاک به اذن پروردگارش بیرون میآید و از آن (سرزمین) که ناپاک است جز به سختی و کندی (گیاهی) بیرون نمیآید؛ بدینگونه آیات را برای گروهی که سپاس میگزارند گونه گون میآوریم» سوره اعراف، آیه ۵۸.</ref>؛ همانگونه که میوه دادن درخت [[پاکیزه]] و [[نیکو]] نیز به [[اذن]] [[پروردگار]] است: {{متن قرآن|تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«به اذن پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای مردم میزند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۵.</ref><ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| === آسیب رساندن به کسی===
| | [[اذن]] [[تکوینی]]، از رابطهاى حقیقى بین حوادث و [[اراده]] [[الهی]] حکایت دارد؛ یعنى هیچ حادثهاى در عالم، بدون استناد [[تکوینی]] به [[خدا]]، تحقّق نمىیابد<ref>معارف قرآن، ص۱۹۸.</ref>. هم وجود اشیا و هم آثارشان به [[خداوند]] مستند است؛ ولى [[اذن]] [[تشریعی]] مربوط به [[اعمال]] اختیارى، و به این معنا است که [[خداوند]]، از نظر [[شرعی]]، انجام دادن عملى را اجازه دهد که نتیجهاش [[حرام]] نبودن آن عمل است<ref>تفسير ابنتيميه، ج۳، ص۴۱۷؛ المنار، ج۱۰، ص۸۰.</ref>. |
| *هیچ کس نمیتواند بدون [[اذن خداوند]]، به دیگری آسیبی برساند. [[شیطان]]، با وسوسههایش، [[منافقان]] و [[کافران]] را تحریک میکند تا با [[نجوا]] و سخنان در گوشی، [[مؤمنان]] را [[غمگین]] سازند؛ ولی بدون اجازه [[خداوند]] هیچ زیانی به [[مؤمنان]] نمیرسد: {{متن قرآن|إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«رازگویی، تنها کار شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند اما هیچ زیانی به آنان نمیرساند مگر به اذن خداوند و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره مجادله، آیه ۱۰.</ref><ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۳۷۷.</ref>؛ چنانکه جادوگران نیز بدون [[اذن خداوند]] نمیتوانند به کمک سحرشان، ضرری را متوجّه کسی سازند: {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمیرساندند- چیزی را میآموختند که به آنان زیان میرسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب میدانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهرهای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر میدانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref>. [[اذن]] در این [[آیه]] نمیتواند بهمعنای [[امر تشریعی]] باشد؛ چراکه [[خداوند]]، هیچگاه [[فرمان]] آسیب رساندن به دیگری با [[سحر]] را صادر نمیکند <ref>تفسیر ابنتیمیه، ج۲، ص۱۸۷.</ref>. [[اذن]] در این [[آیه]]، بهمعنای [[علم]]<ref>جامعالبیان، مج۱، ج۱، ص۶۵۰؛ نورالثقلین، ج۱، ص۱۰۸.</ref>، [[اراده]] و مشیّت<ref>کشفالاسرار، ج۶، ص۵۳۶؛ المنار، ج۷، ص۲۴۷.</ref>، تیسیر<ref> المنار، ج۷، ص۲۴۷.</ref> و [[تخلیه]]<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۱۰۸.</ref> (ایجاد نکردن [[مانع]]) نیز دانسته شده است<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| === [[ایمان آوردن]]===
| | از آنجا که [[حقیقت]] [[اذن]]، شنیدن درخواست کسى و بر آوردن آن است، همیشه، پیش از [[اذن]] باید درخواست و طلبى وجود داشته باشد؛ بنابراین، [[اذن]] [[تکوینی]] [[خداوند]] به اشیا براى وجود یافتن که با کلمه وجودى "کن" تحقّق مىیابد، به این صورت است که ماهیّات و اعیان ثابته اشیا در [[مرتبه علم]] ربوبى، با زبان استعداد از [[خداوند]] مىخواهند که به آنها وجود عینى ببخشد و [[خداوند]] با [[فیض]] [[مقدّس]]، این درخواست را بر آورده مىسازد<ref>تفسير صدر المتألهين، ج۵، ص۴۵۳.</ref>. |
| *هیچ کس نمیتواند بدون [[اذن]] [[تکوینی]] [[خداوند]] [[ایمان]] بیاورد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و هیچ کس را جز به اذن خداوند یارایی نیست که ایمان آورد و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمیورزند برقرار میدارد» سوره یونس، آیه ۱۰۰.</ref><ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| === [[پیروزی در جنگ]]===
| | درباره آثار موجودات نیز آنان اقتضاى ظاهر کردن آثار خاصّى را دارند و با زبان استعداد از [[خدا]] مىخواهند که آثار خویش را ظاهر سازند. [[اذن]] [[تکوینی]] [[الهی]] در این باره به این معنا است که اگر بین موجودى و اثر آن، مانعى وجود داشته باشد، [[خداوند]] آن را برطرف سازد و اگر مانعى وجود نداشته باشد، آن مانع را ایجاد نکند<ref>الميزان، ج۱۹، ص۳۰۳ـ۳۰۴.</ref>. |
| *[[غلبه]] بر [[دشمن]] در هر [[جنگی]] فقط با [[اذن خداوند]] میسّر است؛ به همین سبب، چه بسا که گروهی اندک به [[اذن خدا]] بر گروهی بسیار [[غلبه]] میکنند: {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>؛ چنانکه [[خداوند]] به [[مؤمنان]] [[صدر اسلام]] اعلام کرد: حتّی با وجود [[ضعف]]، اگر ۱۰۰ نفر باشند، در برابر ۲۰۰ نفر از [[سپاه]] [[دشمن]]، و اگر ۱۰۰۰ نفر باشند، در مقابل ۲۰۰۰ نفر از آنان به [[اذن خداوند]] به [[پیروزی]] میرسند: {{متن قرآن|الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز میشوند و خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۶۶.</ref>.
| |
| *[[قرآن]]، کشتن<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۸۵۸.</ref> [[کافران]] بهوسیله [[مؤمنان]] را به [[اذن خداوند]] دانسته است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref> همانگونه که در [[جنگ]] بین [[طالوت]] و [[جالوت]]، [[سپاه]] [[طالوت]]، به [[اذن خداوند]]، [[سپاه]] [[جالوت]] را [[شکست]] داد، و [[داوود]]{{ع}} [[جالوت]] را کشت: {{متن قرآن|فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«پس آنان را به اذن خداوند تار و مار کردند و داود جالوت را کشت و خداوند به وی پادشاهی و فرزانگی ارزانی داشت و آنچه خود میخواست بدو آموخت، و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید امّا خداوند بر جهانیان بخششی (بزرگ) دارد» سوره بقره، آیه ۲۵۱.</ref>. در آیه {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> و {{متن قرآن|الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز میشوند و خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۶۶.</ref>، [[اذن]] به معنای [[علم]]، [[امر]] <ref>مجمعالبیان، ج۴، ص۸۵۶.</ref>، [[اراده]] و مشیّت، و [[یاری]] و [[توفیق]]<ref>المنار، ج۱۰، ص۸۰.</ref> نیز دانسته شده است<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
| === بریدن و نبریدن درختان خرما===
| |
| *[[خداوند]] به [[مؤمنان]] [[صدر اسلام]]، زمانی که دیار [[یهودیان]] [[بنینضیر]] را تصرّف کردند، اعلام کرد که آنچه از درختان خرما بریدید و آنچه بر جای گذاشتید، همگی به [[اذن خداوند]] است: {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵.</ref><ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
| ===وقوع [[مصیبت]]===
| |
| *واقع شدن هر نوع حادثه ناگوار<ref>المیزان، ج۱۹، ص۳۰۳.</ref> بدون [[اذن خداوند]] ممکن نیست: «ما اَصابَ مِن مُصیبَة اِلاّ بِاِذنِ اللّهِ.»... (تغابن / ۶۴، ۱۱) مقصود از این [[آیه]]، [[تعلیم]] [[صبر]] در برابر حوادث گوناگون به [[مسلمانان]] است ؛ به همین جهت، در ادامه [[آیه]] آمده است: هر کس به [[خدا]] [[ایمان]] بیاورد، [[خداوند]] (هنگام وقوع [[مصیبت]]) قلبش را [[هدایت]] میکند<ref> التحریر و التنویر، ج۲۸، ص۲۷۹.</ref>؛ البتّه مقصود از [[اذن]] در این [[آیه]]، [[اذن]] [[تکوینی]] است و حتّی ستمی را که شخصی متوجّه دیگری کند، در بر میگیرد ؛ به همین سبب، [[صبر]] کردن در برابر همه [[مصیبتها]] [[پسندیده]] نیست ؛ بلکه گاهی [[واجب]] است [[انسان]] تا حدّ امکان در مقابل آن [[مقاومت]] کند ؛ مانندزمانی که شخصی [[جان]] یا آبروی [[انسانی]] را تهدیدکند<ref> المیزان، ج۱۹، ص۳۰۴.</ref> [[قرآن]]، مصیبتی را که در [[جنگ اُحد]] برای [[مسلمانان]] پیش آمد و به کشته شدن بسیاری از آنها و سرانجام شکستشان انجامید، به [[اذن خداوند]] میداند: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست» سوره تغابن، آیه ۱۱.</ref>؛ بنابراین، [[شکست]] [[مسلمانان]] بهمعنای [[ناتوانی]] [[خداوند]] یا [[غلبه]] دیگران بر [[اراده]]<ref> المنار، ج۴، ص۲۲۶.</ref> یا [[وعده]] او در [[یاری]] [[مؤمنان]]<ref>الفرقان، ج۶، ص۸۰.</ref> نیست. گفته شده است که امکان ندارد [[اذن]] در این [[آیه]] بهمعنای جایز کردن باشد؛ زیرا [[خداوند]] هیچگاه [[گناهان]] را جایز نمیکند و کشتن [[مسلمانان]] از بزرگترین [[گناهان]] است<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۸۷۷ـ۸۷۸.</ref>.
| |
| *[[اذن]] در آیه{{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست» سوره تغابن، آیه ۱۱.</ref> و {{متن قرآن|وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و آنچه بر شما در روز برخورد آن دو گروه (در احد) رسید به اذن خداوند بود (تا مؤمنان را بیازماید) و تا مؤمنان را (از غیر آنان) معلوم بدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۶۶.</ref> به معنای [[قضا و قدر]]<ref>جامعالبیان، مج۳، ج۴، ص۲۲۲؛ کشفالاسرار، ج۶، ص۵۳۶؛ التفسیر الکبیر، ج۳۰، ص۲۵.</ref>، مشیّت و [[اراده]]<ref>التفسیرالکبیر، ج۳۰، ص۲۵ـ۲۶؛ روحالمعانی، مج۳، ج۴، ص۱۸۳.</ref>، [[تخلیه]]<ref> الکشاف، ج۱، ص۴۳۷؛ مجمعالبیان، ج۹، ص۴۵۱؛ التفسیرالکبیر، ج۹، ص۸۳.</ref>، [[علم]] <ref> مجمعالبیان، ج۱۰، ص۴۵۱ و ج۲، ص۸۷۷؛ التفسیرالکبیر، ج۹، ص۸۳.</ref>، [[امر]]<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۰، ص۲۵ و ج۹، ص۸۳.</ref>، و [[عقوبت]]<ref> مجمعالبیان، ج۲، ص۸۷۷.</ref> نیز دانسته شده است.
| |
| *یکی از مصیبتهایی که دامن همه [[انسانها]] را میگیرد، [[مرگ]] است {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است و اگر سفر کردید و مصیبت مرگ گریبان شما را گرفت (و گواه مسلمان نیافتید) دو گواه دیگر از غیر شما (مسلمانان) است و اگر (به آنها) شک دارید آنان را تا پس از نماز باز دارید آنگاه سوگند به خداوند خورند که: ما آن (گواهی خود) را به هیچ بهایی نمیفروشیم هرچند (درباره) خویشاوندان (ما) باشد و گواهی (در پیشگاه) خداوند را پنهان نمیداریم که اگر بداریم از گناهکاران خواهیم بود» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref>. هیچ کس نمیتواند بدون [[اذن خداوند]] بمیرد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ}}<ref>«و هیچ کس جز به اذن خداوند نخواهد مرد؛ که سرنوشتی است «با هنگام» و هر کس پاداش این جهان را بخواهد به او از آن میدهیم و آنکه بهره جهان واپسین را بجوید از آن به او خواهیم داد؛ و به زودی سپاسگزاران را پاداش میدهیم» سوره آل عمران، آیه ۱۴۵.</ref> از این [[آیه]] میتوان فهمید همانطور که هیچکس جز [[خداوند]]، بر [[حیات]] [[قدرت]] ندارد، بر [[مرگ]] نیز توانا نیست<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۸۷۷.</ref>.
| |
| *[[اذن]] در این [[آیه]]، بهمعنای [[علم]]، [[امر]]<ref>مجمعالبیان، ج۲، ص۸۵۱.</ref>، مشیّت و تیسیر <ref>روح المعانی، مج۳، ج۴، ص۱۱۸.</ref> و تمام کردن مدّت [[عمر]]<ref>کشفالاسرار، ج۶، ص۵۳۷.</ref> نیز دانسته شده است<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| | [[اذن]] [[تشریعی]] [[خداوند]] نیز همین گونه است؛ زیرا [[انسانها]] بهطور طبیعى خواستههاى گوناگونى دارند و ازجمله، خواهان انجام اعمالى هستند که در [[عالم آخرت]] به [[مصلحت]] آنها باشد و [[اذن الهى]] براى انجام دادن برخى [[اعمال]]، بر آوردن همین درخواست است. |
|
| |
|
| <ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | | "[[اذن]]" در [[قرآن]]، بیش از ۴۵ بار به [[خداوند]] نسبت داده شده که ضمن آنها، وقوع حوادث [[جهان]] و [[تشریع احکام دین]]، به [[اذن]] او دانسته شدهاست<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. |
|
| |
|
| ==منابع== | | == تفاوتهای [[اذن]] [[تکوینی]] و [[تشریعی]] == |
| * [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[ اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴''']]
| |
|
| |
|
| ==پانویس== | | == موارد کاربرد اذن الهی == |
| {{پانویس2}}
| |
|
| |
|
| | === [[وحی]] === |
| | |
| | === [[نزول فرشتگان]] و [[نزول روح در شب قدر|روح در شب قدر]] === |
| | |
| | === آوردن [[معجزه]] === |
| | |
| | === بالا بردن شأن برخی خانهها و [[یاد خدا]] در آنها === |
| | |
| | === وقوع پدیدههای طبیعی === |
| | |
| | === آسیب رساندن به کسی === |
| | |
| | === [[ایمان آوردن]] === |
| | |
| | === [[پیروزی در جنگ]] === |
| | |
| | === بریدن و نبریدن درختان خرما === |
| | |
| | === وقوع [[مصیبت]] === |
| | |
| | === [[جاودانگی]] در [[بهشت]] === |
| | |
| | === [[هدایت]] [[مؤمنان]] === |
| | |
| | === [[دعوت]] [[خداوند]] به سوی [[بهشت]] و [[آمرزش]] === |
| | |
| | === [[سخن گفتن]] در [[قیامت]] === |
| | |
| | === [[شفاعت]] === |
| | |
| | === [[تشریع]] === |
| | |
| | === [[جهاد]] === |
| | |
| | === [[پیشی گرفتن]] در [[نیکی]] ها === |
| | |
| | === [[اطاعت از پیامبران]] === |
| | |
| | === [[دعوت]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} به سوی [[خدا]] === |
| | |
| | === کار کردن [[جنیان]] برای [[سلیمان]] {{ع}} === |
| | |
| | {{حکمت}} |
| | == منابع == |
| | {{منابع}} |
| | * [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[اذن الهی (مقاله)| اذن الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴''']] |
| | {{پایان منابع}} |
| | |
| | == پانویس == |
| | {{پانویس}} |
|
| |
|
| [[رده:مدخل]]
| |
| [[رده:اذن الهی]] | | [[رده:اذن الهی]] |