یزید بن حصین همدانی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| موضوع مرتبط = یزید بن حصین همدانی
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[یزید بن حصین همدانی]]''' است. "'''[[یزید بن حصین همدانی]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| عنوان مدخل  = [[یزید بن حصین همدانی]]
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| مداخل مرتبط = [[یزید بن حصین همدانی در تاریخ اسلامی]]
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[یزید بن حصین همدانی در تاریخ اسلامی]]</div>
| پرسش مرتبط  =  
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
{{متن حدیث|السَّلَامُ‏ عَلَى‏ يَزِيدَ بْنِ‏ حُصَيْنٍ‏ الْهَمْدَانِيِّ الْمَشْرِقِيِ‏ الْقَارِي الْمُجَدَّلِ بِالْمَشْرَفِيِّ}}؛<ref>.زیارت ناحیه مقدسه، بحارالأنوار، ج۴۵، ص۷۰.</ref>
{{متن حدیث|السَّلَامُ‏ عَلَى‏ يَزِيدَ بْنِ‏ حُصَيْنٍ‏ الْهَمْدَانِيِّ الْمَشْرِقِيِ‏ الْقَارِي الْمُجَدَّلِ بِالْمَشْرَفِيِّ}}؛<ref>.زیارت ناحیه مقدسه، بحارالأنوار، ج۴۵، ص۷۰.</ref>


«یزید» فرزند [[حَصین همدانی مِشرقی]] از [[اعراب]] [[قحطان]] [[یمن]] و ساکن [[کوفه]] بود، و مِشرق تیره‌ای از [[قبیله همدان]] است.
[[یزید بن حصین همدانی مشرقی]] از [[اعراب]] [[قحطان]] [[یمن]] و ساکن [[کوفه]] بود، و مِشرق تیره‌ای از [[قبیله همدان]] است.


[[نام]] وی به صورت‌های «یزید»<ref>رجال الطوسی، ص۸۱؛ جامع الرواة، ج۲، ص۳۴۲؛ مجمع الرجال، ج۶، ص۲۶۹ و ج۲، ص۸۱؛ نقد الرجال، ج۵، ص۸۹؛ روضة الواعظین، ص۲۰۴ و ۲۰۵؛ کشف الغمه، ج۲، ص۲۵۹-۲۶۰؛ الفصول المهمه، ص۱۹۱-۱۹۲؛ الاقبال، ج۳، ص۷۷؛ بحار الانوار، ج۴۵، ص۷۰ و ج۱۰۱، ص۲۷۲، چاپ ایران؛ عوالم العلوم، ج۱۷، ص۳۳۸؛ تسمیة من قتل مع الحسین{{ع}}، ش۹۴؛ اختیار معرفة الرجال، تحقیق سید مهدی رجایی، ج۱، ص۲۹۳؛ انصار الحسین{{ع}}، تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵؛ ذخیرة الدارین، ص۱۷۹؛ ابصار العین، ص۱۲۶، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۰، ص۱۱۰؛ نفس المهموم، ص۱۹۶-۱۹۷؛ عبرات المصطفین، ج۲، ص۱۵۹ (پاورقی)؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۰ (پاورقی).</ref>، «زید»<ref>اختیار معرفة الرجال، تصحیح مصطفوی، ص۷۹.</ref>، «بُرَیْر»<ref>ارشاد، ج۲، ص۹۵، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۱، ۴۲۳، ۴۲۹، ۴۳۱، ۴۳۲، دارالمعارف؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۰؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۷، ۱۸۹، ۱۹۱، دارالتعارف؛ مناقب آل ابی‎طالب، ص۱۰۹؛ الاقبال، ج۳، ص۳۴۴؛ بحار الانوار، ج۱۰۱، ص۳۴۰، چاپ ایران، الفتوح، ج۵، ص۱۷۱-۱۷۳؛ الملهوف، ص۱۳۹، ۱۵۴، ۱۵۵، ۱۶۰، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة؛ انصار الحسین، ص۷۶-۷۷، الدار الاسلامیة.</ref> و [[نام]] پدرش «حُصَین»<ref>ر.ک: پاورقی نخست همین مقاله.</ref>، «حُضَیْر»<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۱، ۴۲۳، ۴۲۹، ۴۳۱، ۴۳۲، دارالمعارف؛ الفتوح، ج۵، ص۱۷۳.</ref>، «خُضَیْر»<ref>الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۰؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۷، ۱۸۹، ۱۹۱، دارالتعارف؛ الارشاد، ج۲، ص۹۵، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید.</ref> و «عبدالله» <ref>تسمیة من قتل مع الحسین{{ع}} ش۹۴.</ref> آمده است.<ref>جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)|پژوهشی پیرامون شهدای کربلا]]، ص:۳۹۹.</ref>
[[نام]] وی به صورت‌های «یزید»<ref>رجال الطوسی، ص۸۱؛ جامع الرواة، ج۲، ص۳۴۲؛ مجمع الرجال، ج۶، ص۲۶۹ و ج۲، ص۸۱؛ نقد الرجال، ج۵، ص۸۹؛ روضة الواعظین، ص۲۰۴ و ۲۰۵؛ کشف الغمه، ج۲، ص۲۵۹-۲۶۰؛ الفصول المهمه، ص۱۹۱-۱۹۲؛ الاقبال، ج۳، ص۷۷؛ بحار الانوار، ج۴۵، ص۷۰ و ج۱۰۱، ص۲۷۲، چاپ ایران؛ عوالم العلوم، ج۱۷، ص۳۳۸؛ تسمیة من قتل مع الحسین {{ع}}، ش۹۴؛ اختیار معرفة الرجال، تحقیق سید مهدی رجایی، ج۱، ص۲۹۳؛ انصار الحسین {{ع}}، تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵؛ ذخیرة الدارین، ص۱۷۹؛ ابصار العین، ص۱۲۶، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۰، ص۱۱۰؛ نفس المهموم، ص۱۹۶-۱۹۷؛ عبرات المصطفین، ج۲، ص۱۵۹ (پاورقی)؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۰ (پاورقی).</ref>، «زید»<ref>اختیار معرفة الرجال، تصحیح مصطفوی، ص۷۹.</ref>، «بُرَیْر»<ref>ارشاد، ج۲، ص۹۵، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۱، ۴۲۳، ۴۲۹، ۴۳۱، ۴۳۲، دارالمعارف؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۰؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۷، ۱۸۹، ۱۹۱، دارالتعارف؛ مناقب آل ابی‎طالب، ص۱۰۹؛ الاقبال، ج۳، ص۳۴۴؛ بحار الانوار، ج۱۰۱، ص۳۴۰، چاپ ایران، الفتوح، ج۵، ص۱۷۱-۱۷۳؛ الملهوف، ص۱۳۹، ۱۵۴، ۱۵۵، ۱۶۰، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة؛ انصار الحسین، ص۷۶-۷۷، الدار الاسلامیة.</ref> و [[نام]] پدرش «حُصَین»<ref>ر. ک: پاورقی نخست همین مقاله.</ref>، «حُضَیْر»<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۱، ۴۲۳، ۴۲۹، ۴۳۱، ۴۳۲، دارالمعارف؛ الفتوح، ج۵، ص۱۷۳.</ref>، «خُضَیْر»<ref>الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۰؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۷، ۱۸۹، ۱۹۱، دارالتعارف؛ الارشاد، ج۲، ص۹۵، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید.</ref> و «عبدالله» <ref>تسمیة من قتل مع الحسین {{ع}} ش۹۴.</ref> آمده است.<ref>جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)|پژوهشی پیرامون شهدای کربلا]]، ص:۳۹۹.</ref>


[[شیخ طوسی]] بی‌آنکه بر شهادتش در [[روز عاشورا]] تصریح کند او را از [[اصحاب]] [[امام حسین]]{{ع}} به شما آورده است<ref>رجال الطوسی، ص۸۱؛ نیز ر.ک: جامع الرواة، ج۲، ص۳۴۲؛ نقد الرجال، ج۵، ص۸۹؛ مجمع الرجال، ج۶، ص۲۶۹.</ref>.
[[شیخ طوسی]] بی‌آنکه بر شهادتش در [[روز عاشورا]] تصریح کند او را از [[اصحاب]] [[امام حسین]] {{ع}} به شما آورده است<ref>رجال الطوسی، ص۸۱؛ نیز ر. ک: جامع الرواة، ج۲، ص۳۴۲؛ نقد الرجال، ج۵، ص۸۹؛ مجمع الرجال، ج۶، ص۲۶۹.</ref>.


مرحوم [[مامقانی]] از «[[کفایة الطالب (کتاب)|کفایة الطالب]]» گنجی، آورده است که: وی مردی [[شریف]]، [[عابد]]، [[زاهد]]، [[قاری]] [[قرآن]] و از ابطال و [[شجاعان]] کوفه بود و در جنگ‌های [[اسلامی]] جایگاه خاصی داشته است.
مرحوم [[مامقانی]] از «[[کفایة الطالب (کتاب)|کفایة الطالب]]» گنجی، آورده است که: وی مردی [[شریف]]، [[عابد]]، [[زاهد]]، [[قاری]] [[قرآن]] و از ابطال و [[شجاعان]] کوفه بود و در جنگ‌های [[اسلامی]] جایگاه خاصی داشته است.


وی در ادامه آورده: او از [[بهترین]] شیعیانی بود که با [[مسلم بن عقیل]]{{ع}} در کوفه [[بیعت]] کرد و هنگامی که سرانجام کار مسلم به [[شکست]] و [[شهادت]] انجامید او مخفیانه از کوفه خارج شد و خود را به [[کاروان حسینی]] رساند و به [[امام حسین]]{{ع}} پیوست و با آن [[حضرت]] بود تا وارد [[کربلا]] گردید<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۲۲۵ و قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۸.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۲۳-۶۲۴.</ref>
وی در ادامه آورده: او از [[بهترین]] شیعیانی بود که با [[مسلم بن عقیل]] {{ع}} در کوفه [[بیعت]] کرد و هنگامی که سرانجام کار مسلم به [[شکست]] و [[شهادت]] انجامید او مخفیانه از کوفه خارج شد و خود را به [[کاروان حسینی]] رساند و به [[امام حسین]] {{ع}} پیوست و با آن [[حضرت]] بود تا وارد [[کربلا]] گردید<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۲۲۵ و قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۸.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۲۳-۶۲۴.</ref>


[[روز عاشورا]]، در صف [[یاران امام حسین]]{{ع}}، به [[پیکار]] با [[دشمنان]] پرداخت و پیش از ظهر به [[شهادت]] رسید<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵؛ نیز ر.ک: ذخیرة الدارین، ص۱۷۹؛ وسیلة الدارین، ص۲۱۳-۲۱۴. پاره‎‌ای مآخذ، سخنان یزید بن حصین با عمر سعد و لشکریان او را، درباره بستن آب، با تفصیل بیشتری نقل کردهاند. ر.ک: روضة الواعظین، ص۲۰۴-۲۰۵؛ کشف الغمة، ج۲، ص۲۵۹-۲۶۰؛ الفصول المهمة، ص۱۹۱-۱۹۲؛ نفس المهموم، ص۱۹۶-۱۹۷.</ref>. [[فاضل]] در بندی [[رجز]] زیر را به او نسبت داده است:
== [[ملاقات]] با عمرسعد برای استفاده آب ==
{{شعر}}
بی‌تردید یکی از [[اعمال]] ناجوانمردانه عمرسعد، [[بستن آب]] در [[روز]] هفتم [[محرم]] به روی امام حسین و اصحابش بود که این عمل [[زشت]] با هیچ معیار [[انسانی]] [[سازگاری]] نداشت. [[ابن زیاد]] با این [[دستور]] وحشیانه [[فکر]] می‌کرد که امام {{ع}} در تنگنای [[تشنگی]] و فشار [[اهل بیت]] {{ع}} و [[کودکان]] قرار خواهد گرفت و تن به [[تسلیم]] و بیعت با [[یزید بن معاویه]] خواهد داد، اما در [[مکتب اسلام]] و مردان [[خدا]]، تن به [[ذلت]] دادن [[ننگ]] است و به فرموده [[قرآن کریم]] {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«با آنکه فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است» سوره منافقون، آیه ۸.</ref> و [[سخن امام حسین]] {{ع}} در مقابل [[سپاهیان]] عمرسعد این جمله بوده: {{متن حدیث|هَيْهَاتَ مِنَّا اَلذِّلَّةُ}}. پس از گذشت یک شبانه روز از بستن آب به روی [[حسین]] و یارانش، [[تحمل]] تشنگی بر [[اهل بیت پیامبر]] خصوصاً خردسالان غیر ممکن شد، در این موقعیت، [[یزید بن حصین همدانی]] [[خدمت]] [[امام حسین]] {{ع}} آمد و عرض کرد: به من اجازه دهید تا نزد عمرسعد بروم است و در، مورد [[بستن آب]] با او سخن بگویم شاید از این [[عمل]] [[زشتی]] که مرتکب شده دست بردارد!
{{ب|''أنا یَزیدُ ما أنا بِالفاشِلِ''|2=''اضْرِبُکُمْ عَنْ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِيِ''}}
{{ب|''ضَرْبَ غُلامٍ ارْجَحِي بَطَلِ''|2=''حَتّی الاقِي یَوْمَ حَشْرِي عَمَليِ''<ref>اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات، ج۲، ص۲۹۳؛ نیز ر.ک: دائرة المعارف الحسینیة، ج۶، ص۱۰۸.</ref>}}
{{پایان شعر}}
:من یزیدم که هنگام [[جنگ]]، [[ترسو]] نیستم، همچون [[جوانی]] [[شجاع]] در [[دفاع]] از [[حسین بن علی]]{{ع}}، شما را با [[شمشیر]] می‌زنم، تا این که به [[روز رستخیز]] عمل خویش را [[دیدار]] کنم.<ref>جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)|پژوهشی پیرامون شهدای کربلا]]، ص:۴۰۰.</ref>
 
==[[ملاقات]] با عمرسعد برای استفاده آب==
بی‌تردید یکی از [[اعمال]] ناجوانمردانه عمرسعد، [[بستن آب]] در [[روز]] هفتم [[محرم]] به روی امام حسین و اصحابش بود که این عمل [[زشت]] با هیچ معیار [[انسانی]] [[سازگاری]] نداشت. [[ابن زیاد]] با این [[دستور]] وحشیانه [[فکر]] می‌کرد که امام{{ع}} در تنگنای [[تشنگی]] و فشار [[اهل بیت]]{{ع}} و [[کودکان]] قرار خواهد گرفت و تن به [[تسلیم]] و بیعت با [[یزید بن معاویه]] خواهد داد، اما در [[مکتب اسلام]] و مردان [[خدا]]، تن به [[ذلت]] دادن [[ننگ]] است و به فرموده [[قرآن کریم]] {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«با آنکه فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است» سوره منافقون، آیه ۸.</ref> و [[سخن امام حسین]]{{ع}} در مقابل [[سپاهیان]] عمرسعد این جمله بوده: {{متن حدیث|هَيْهَاتَ مِنَّا اَلذِّلَّةُ}}. پس از گذشت یک شبانه روز از بستن آب به روی [[حسین]] و یارانش، [[تحمل]] تشنگی بر [[اهل بیت پیامبر]] خصوصاً خردسالان غیر ممکن شد، در این موقعیت، [[یزید بن حصین همدانی]] [[خدمت]] [[امام حسین]]{{ع}} آمد و عرض کرد: به من اجازه دهید تا نزد عمرسعد بروم است و در، مورد [[بستن آب]] با او سخن بگویم شاید از این [[عمل]] [[زشتی]] که مرتکب شده دست بردارد!
[[امام]] فرمود: «[[اختیار]] با تو است!».
[[امام]] فرمود: «[[اختیار]] با تو است!».


وی به [[خیمه]] عمرسعد وارد شد، ولی به او [[سلام]] نکرد! عمرسعد چون او را از [[کوفه]] می‌‌شناخت گفت: ای [[مرد]] [[همدانی]]، چرا به من سلام نکردی؛ مگر من [[مسلمان]] نیستم و آیا [[خدا]] و رسولش را نمی‌شناسم؟!
وی به [[خیمه]] عمرسعد وارد شد، ولی به او [[سلام]] نکرد! عمرسعد چون او را از [[کوفه]] می‌‌شناخت گفت: ای [[مرد]] [[همدانی]]، چرا به من سلام نکردی؛ مگر من [[مسلمان]] نیستم و آیا [[خدا]] و رسولش را نمی‌شناسم؟!


[[یزید بن حصین]] گفت: «آری من تو را مسلمان نمی‌شناسم - اگر تو خود را مسلمان می‌‌پنداری، پس چرا بر [[عترت پیامبر]]{{صل}} شوریده‌ای و قصد کشتن آنها نموده‌ای و این آب [[فرات]] که حتی حیوانات این بیابان از آن می‌‌نوشند از آنها مضایقه کرده‌ای و اجازه نمی‌دهی تا آنان از این آب بنوشند، اگر چه از [[عطش]] و [[تشنگی]] [[جان]] بسپارند؟! و باز هم [[گمان]] می‌‌کنی که خدا و [[رسول]] او را می‌‌شناسی؟!»<ref>{{عربی|"لَوْ كُنْتَ مُسْلِماً كَمَا تَقُولُ لَمَا خَرَجْتَ إِلَى عِتْرَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} تُرِيدُ قَتْلَهُمْ وَ بَعْدَ هَذَا مَاءُ الْفُرَاتِ تَشْرَبُ مِنْهُ كِلَابُ السَّوَادِ وَ خَنَازِيرُهَا وَ هَذَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ إِخْوَتُهُ وَ نِسَاؤُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ يَمُوتُونَ عَطَشاً قَدْ حُلْتَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَاءِ الْفُرَاتِ أَنْ يَشْرَبُوهُ وَ أَنْتَ تَزْعُمُ أَنَّكَ تَعْرِفُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ"}}</ref>
[[یزید بن حصین]] گفت: «آری من تو را مسلمان نمی‌شناسم - اگر تو خود را مسلمان می‌‌پنداری، پس چرا بر [[عترت پیامبر]] {{صل}} شوریده‌ای و قصد کشتن آنها نموده‌ای و این آب [[فرات]] که حتی حیوانات این بیابان از آن می‌‌نوشند از آنها مضایقه کرده‌ای و اجازه نمی‌دهی تا آنان از این آب بنوشند، اگر چه از [[عطش]] و [[تشنگی]] [[جان]] بسپارند؟! و باز هم [[گمان]] می‌‌کنی که خدا و [[رسول]] او را می‌‌شناسی؟!»<ref>{{عربی|"لَوْ كُنْتَ مُسْلِماً كَمَا تَقُولُ لَمَا خَرَجْتَ إِلَى عِتْرَةِ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} تُرِيدُ قَتْلَهُمْ وَ بَعْدَ هَذَا مَاءُ الْفُرَاتِ تَشْرَبُ مِنْهُ كِلَابُ السَّوَادِ وَ خَنَازِيرُهَا وَ هَذَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ إِخْوَتُهُ وَ نِسَاؤُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ يَمُوتُونَ عَطَشاً قَدْ حُلْتَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَاءِ الْفُرَاتِ أَنْ يَشْرَبُوهُ وَ أَنْتَ تَزْعُمُ أَنَّكَ تَعْرِفُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ"}}</ref>


عمرسعد سرش را به زیر انداخت پس از لحظه‌ای سر برداشت و گفت: ای [[برادر]] همدانی، به خدا [[سوگند]] می‌‌دانم که [[آزار]] این [[خاندان]] [[حرام]] است، اما [[عبیدالله بن زیاد]] مرا به این کار [[فرمان]] داده است! ای برادر همدانی، نمی‌دانم چه باید بکنم، دلم [[رضایت]] نمی‌دهد که دست از [[ملک ری]] بردارم!
عمرسعد سرش را به زیر انداخت پس از لحظه‌ای سر برداشت و گفت: ای [[برادر]] همدانی، به خدا [[سوگند]] می‌‌دانم که [[آزار]] این [[خاندان]] [[حرام]] است، اما [[عبیدالله بن زیاد]] مرا به این کار [[فرمان]] داده است! ای برادر همدانی، نمی‌دانم چه باید بکنم، دلم [[رضایت]] نمی‌دهد که دست از [[ملک ری]] بردارم!
خط ۳۸: خط ۳۱:
[[ابن سعد]] درست می‌گفت؛ زیرا [[اشتیاق]] او به [[حکومت ری]] چنان او را تحت فشار [[نفسانی]] قرار داده بود که حاضر شد، [[دست]] خود را به [[خون حسین]] و یارانش آغشته نماید اگر چه به قیمت از دست دادن آخرتش بینجامد.
[[ابن سعد]] درست می‌گفت؛ زیرا [[اشتیاق]] او به [[حکومت ری]] چنان او را تحت فشار [[نفسانی]] قرار داده بود که حاضر شد، [[دست]] خود را به [[خون حسین]] و یارانش آغشته نماید اگر چه به قیمت از دست دادن آخرتش بینجامد.


[[یزید بن حصین]]، همین که این جمله را از عمرسعد شنید و دانست با [[دلبستگی]] او به [[حکومت ری]]، امیدی به [[هدایت]] او نخواهد بود لذا از جا برخاست و به خیمه‌های [[امام]]{{ع}} بازگشت و ماجرا را به عرض [[حضرت]] رساند و گفت: عمرسعد حاضر شده که شما را برای رسیدن به حکومت ری به [[قتل]] رساند!!<ref>کشف الغمة فی معرفة الأئمة مترجم، ج۲، ص۲۲۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۲۴-۶۲۵.</ref>
[[یزید بن حصین]]، همین که این جمله را از عمرسعد شنید و دانست با [[دلبستگی]] او به [[حکومت ری]]، امیدی به [[هدایت]] او نخواهد بود لذا از جا برخاست و به خیمه‌های [[امام]] {{ع}} بازگشت و ماجرا را به عرض [[حضرت]] رساند و گفت: عمرسعد حاضر شده که شما را برای رسیدن به حکومت ری به [[قتل]] رساند!!<ref>کشف الغمة فی معرفة الأئمة مترجم، ج۲، ص۲۲۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۲۴-۶۲۵.</ref>


==[[شهادت]] او در [[روز عاشورا]]==
== [[شهادت]] او در [[روز عاشورا]] ==
در روز عاشورا یزید بن حصین در صف [[یاران]] [[امام حسین]]{{ع}} به [[پیکار]] با [[دشمنان]] پرداخت و پیش از ظهر در رکاب آن حضرت به شهادت رسید<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۴۲۵.</ref>.
در روز عاشورا یزید بن حصین در صف [[یاران]] [[امام حسین]] {{ع}} به [[پیکار]] با [[دشمنان]] پرداخت و پیش از ظهر در رکاب آن حضرت به شهادت رسید<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۴۲۵.</ref>.


در [[افتخار]] او همین بس که در [[زیارت ناحیه مقدسه]] به [[سلام]] و [[درود]] مفتخر گردید.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۲۶.</ref>
در [[افتخار]] او همین بس که در [[زیارت ناحیه مقدسه]] به [[سلام]] و [[درود]] مفتخر گردید.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۶۲۶.</ref>


==جستارهای وابسته==
== جستارهای وابسته ==
*[[حَصین همدانی مِشرقی]] (پدر)
{{مدخل وابسته}}
* [[حصین همدانی مِشرقی]] (پدر)
{{پایان مدخل‌ وابسته}}


==منابع==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100374.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|'''اصحاب امام حسین''']]
# [[پرونده:1100374.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|'''اصحاب امام حسین''']]
# [[پرونده:360818579.jpg|22px]] جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)| '''پژوهشی پیرامون شهدای کربلا''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده: یزید بن حصین همدانی]]
[[رده:اصحاب امام حسین]]
[[رده:مدخل]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۳:۲۱

مقدمه

«السَّلَامُ‏ عَلَى‏ يَزِيدَ بْنِ‏ حُصَيْنٍ‏ الْهَمْدَانِيِّ الْمَشْرِقِيِ‏ الْقَارِي الْمُجَدَّلِ بِالْمَشْرَفِيِّ»؛[۱]

یزید بن حصین همدانی مشرقی از اعراب قحطان یمن و ساکن کوفه بود، و مِشرق تیره‌ای از قبیله همدان است.

نام وی به صورت‌های «یزید»[۲]، «زید»[۳]، «بُرَیْر»[۴] و نام پدرش «حُصَین»[۵]، «حُضَیْر»[۶]، «خُضَیْر»[۷] و «عبدالله» [۸] آمده است.[۹]

شیخ طوسی بی‌آنکه بر شهادتش در روز عاشورا تصریح کند او را از اصحاب امام حسین (ع) به شما آورده است[۱۰].

مرحوم مامقانی از «کفایة الطالب» گنجی، آورده است که: وی مردی شریف، عابد، زاهد، قاری قرآن و از ابطال و شجاعان کوفه بود و در جنگ‌های اسلامی جایگاه خاصی داشته است.

وی در ادامه آورده: او از بهترین شیعیانی بود که با مسلم بن عقیل (ع) در کوفه بیعت کرد و هنگامی که سرانجام کار مسلم به شکست و شهادت انجامید او مخفیانه از کوفه خارج شد و خود را به کاروان حسینی رساند و به امام حسین (ع) پیوست و با آن حضرت بود تا وارد کربلا گردید[۱۱].[۱۲]

ملاقات با عمرسعد برای استفاده آب

بی‌تردید یکی از اعمال ناجوانمردانه عمرسعد، بستن آب در روز هفتم محرم به روی امام حسین و اصحابش بود که این عمل زشت با هیچ معیار انسانی سازگاری نداشت. ابن زیاد با این دستور وحشیانه فکر می‌کرد که امام (ع) در تنگنای تشنگی و فشار اهل بیت (ع) و کودکان قرار خواهد گرفت و تن به تسلیم و بیعت با یزید بن معاویه خواهد داد، اما در مکتب اسلام و مردان خدا، تن به ذلت دادن ننگ است و به فرموده قرآن کریم ﴿وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ[۱۳] و سخن امام حسین (ع) در مقابل سپاهیان عمرسعد این جمله بوده: «هَيْهَاتَ مِنَّا اَلذِّلَّةُ». پس از گذشت یک شبانه روز از بستن آب به روی حسین و یارانش، تحمل تشنگی بر اهل بیت پیامبر خصوصاً خردسالان غیر ممکن شد، در این موقعیت، یزید بن حصین همدانی خدمت امام حسین (ع) آمد و عرض کرد: به من اجازه دهید تا نزد عمرسعد بروم است و در، مورد بستن آب با او سخن بگویم شاید از این عمل زشتی که مرتکب شده دست بردارد! امام فرمود: «اختیار با تو است!».

وی به خیمه عمرسعد وارد شد، ولی به او سلام نکرد! عمرسعد چون او را از کوفه می‌‌شناخت گفت: ای مرد همدانی، چرا به من سلام نکردی؛ مگر من مسلمان نیستم و آیا خدا و رسولش را نمی‌شناسم؟!

یزید بن حصین گفت: «آری من تو را مسلمان نمی‌شناسم - اگر تو خود را مسلمان می‌‌پنداری، پس چرا بر عترت پیامبر (ص) شوریده‌ای و قصد کشتن آنها نموده‌ای و این آب فرات که حتی حیوانات این بیابان از آن می‌‌نوشند از آنها مضایقه کرده‌ای و اجازه نمی‌دهی تا آنان از این آب بنوشند، اگر چه از عطش و تشنگی جان بسپارند؟! و باز هم گمان می‌‌کنی که خدا و رسول او را می‌‌شناسی؟!»[۱۴]

عمرسعد سرش را به زیر انداخت پس از لحظه‌ای سر برداشت و گفت: ای برادر همدانی، به خدا سوگند می‌‌دانم که آزار این خاندان حرام است، اما عبیدالله بن زیاد مرا به این کار فرمان داده است! ای برادر همدانی، نمی‌دانم چه باید بکنم، دلم رضایت نمی‌دهد که دست از ملک ری بردارم!

ابن سعد درست می‌گفت؛ زیرا اشتیاق او به حکومت ری چنان او را تحت فشار نفسانی قرار داده بود که حاضر شد، دست خود را به خون حسین و یارانش آغشته نماید اگر چه به قیمت از دست دادن آخرتش بینجامد.

یزید بن حصین، همین که این جمله را از عمرسعد شنید و دانست با دلبستگی او به حکومت ری، امیدی به هدایت او نخواهد بود لذا از جا برخاست و به خیمه‌های امام (ع) بازگشت و ماجرا را به عرض حضرت رساند و گفت: عمرسعد حاضر شده که شما را برای رسیدن به حکومت ری به قتل رساند!![۱۵].[۱۶]

شهادت او در روز عاشورا

در روز عاشورا یزید بن حصین در صف یاران امام حسین (ع) به پیکار با دشمنان پرداخت و پیش از ظهر در رکاب آن حضرت به شهادت رسید[۱۷].

در افتخار او همین بس که در زیارت ناحیه مقدسه به سلام و درود مفتخر گردید.[۱۸]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. .زیارت ناحیه مقدسه، بحارالأنوار، ج۴۵، ص۷۰.
  2. رجال الطوسی، ص۸۱؛ جامع الرواة، ج۲، ص۳۴۲؛ مجمع الرجال، ج۶، ص۲۶۹ و ج۲، ص۸۱؛ نقد الرجال، ج۵، ص۸۹؛ روضة الواعظین، ص۲۰۴ و ۲۰۵؛ کشف الغمه، ج۲، ص۲۵۹-۲۶۰؛ الفصول المهمه، ص۱۹۱-۱۹۲؛ الاقبال، ج۳، ص۷۷؛ بحار الانوار، ج۴۵، ص۷۰ و ج۱۰۱، ص۲۷۲، چاپ ایران؛ عوالم العلوم، ج۱۷، ص۳۳۸؛ تسمیة من قتل مع الحسین (ع)، ش۹۴؛ اختیار معرفة الرجال، تحقیق سید مهدی رجایی، ج۱، ص۲۹۳؛ انصار الحسین (ع)، تنقیح المقال، ج۳، ص۳۲۵؛ ذخیرة الدارین، ص۱۷۹؛ ابصار العین، ص۱۲۶، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۰، ص۱۱۰؛ نفس المهموم، ص۱۹۶-۱۹۷؛ عبرات المصطفین، ج۲، ص۱۵۹ (پاورقی)؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۰ (پاورقی).
  3. اختیار معرفة الرجال، تصحیح مصطفوی، ص۷۹.
  4. ارشاد، ج۲، ص۹۵، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۱، ۴۲۳، ۴۲۹، ۴۳۱، ۴۳۲، دارالمعارف؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۰؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۷، ۱۸۹، ۱۹۱، دارالتعارف؛ مناقب آل ابی‎طالب، ص۱۰۹؛ الاقبال، ج۳، ص۳۴۴؛ بحار الانوار، ج۱۰۱، ص۳۴۰، چاپ ایران، الفتوح، ج۵، ص۱۷۱-۱۷۳؛ الملهوف، ص۱۳۹، ۱۵۴، ۱۵۵، ۱۶۰، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة؛ انصار الحسین، ص۷۶-۷۷، الدار الاسلامیة.
  5. ر. ک: پاورقی نخست همین مقاله.
  6. تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۱، ۴۲۳، ۴۲۹، ۴۳۱، ۴۳۲، دارالمعارف؛ الفتوح، ج۵، ص۱۷۳.
  7. الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۰؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۷، ۱۸۹، ۱۹۱، دارالتعارف؛ الارشاد، ج۲، ص۹۵، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید.
  8. تسمیة من قتل مع الحسین (ع) ش۹۴.
  9. جمعی از نویسندگان، پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، ص:۳۹۹.
  10. رجال الطوسی، ص۸۱؛ نیز ر. ک: جامع الرواة، ج۲، ص۳۴۲؛ نقد الرجال، ج۵، ص۸۹؛ مجمع الرجال، ج۶، ص۲۶۹.
  11. تنقیح المقال، ج۳، ص۲۲۵ و قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۸.
  12. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص:۶۲۳-۶۲۴.
  13. «با آنکه فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است» سوره منافقون، آیه ۸.
  14. "لَوْ كُنْتَ مُسْلِماً كَمَا تَقُولُ لَمَا خَرَجْتَ إِلَى عِتْرَةِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) تُرِيدُ قَتْلَهُمْ وَ بَعْدَ هَذَا مَاءُ الْفُرَاتِ تَشْرَبُ مِنْهُ كِلَابُ السَّوَادِ وَ خَنَازِيرُهَا وَ هَذَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ إِخْوَتُهُ وَ نِسَاؤُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ يَمُوتُونَ عَطَشاً قَدْ حُلْتَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَاءِ الْفُرَاتِ أَنْ يَشْرَبُوهُ وَ أَنْتَ تَزْعُمُ أَنَّكَ تَعْرِفُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ"
  15. کشف الغمة فی معرفة الأئمة مترجم، ج۲، ص۲۲۶.
  16. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص:۶۲۴-۶۲۵.
  17. تنقیح المقال، ج۳، ص۴۲۵.
  18. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص:۶۲۶.