اسحاق بن مالک اشتر: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==)) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اسحاق بن مالک اشتر در تراجم و رجال]] - [[اسحاق بن مالک اشتر در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
در منابع کهن هیچ نام و نشانی از او به چشم نمیخورد و تنها [[فاضل دربندی]] در دو کتاب خود، [[اسرار الشهادة (کتاب)|اسرار الشهادة]] و [[جواهر الایقان (کتاب)|جواهر الایقان]] از او نام برده و وی را در شمار [[شهیدان کربلا]] قلمداد کرده است و میگوید: وی فرزند [[مالک اشتر]] ([[یار]] نزدیک [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}}) و [[برادر]] [[ابراهیم بن مالک اشتر]] است. پس از [[شهادت]] [[حبیب بن مظاهر]] به میدان رفت و این [[رجز]] را خواند: | در منابع کهن هیچ نام و نشانی از او به چشم نمیخورد و تنها [[فاضل دربندی]] در دو کتاب خود، [[اسرار الشهادة (کتاب)|اسرار الشهادة]] و [[جواهر الایقان (کتاب)|جواهر الایقان]] از او نام برده و وی را در شمار [[شهیدان کربلا]] قلمداد کرده است و میگوید: وی فرزند [[مالک اشتر]] ([[یار]] نزدیک [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}}) و [[برادر]] [[ابراهیم بن مالک اشتر]] است. پس از [[شهادت]] [[حبیب بن مظاهر]] به میدان رفت و این [[رجز]] را خواند: | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
{{ب|''نَفْسی فِداکُمْ طاعِنُوا وَجالِدُوا''|2=''حَتّی یُبانَ مِنْکُمُ الْمُجاهِدُ''}} | {{ب|''نَفْسی فِداکُمْ طاعِنُوا وَجالِدُوا''|2=''حَتّی یُبانَ مِنْکُمُ الْمُجاهِدُ''}} | ||
| خط ۱۱: | خط ۸: | ||
{{ب|''بِذاكَ اوْصانا....الْوالِدُ<ref>این بیت در سند ناقص و به همین گونه آورده شده است و احتمال دارد کلمهای افتاده باشد.</ref>''|2=''بِنَصْرِ ابْنِ الْمُرْتَضی یا جُحَّدُ''}} | {{ب|''بِذاكَ اوْصانا....الْوالِدُ<ref>این بیت در سند ناقص و به همین گونه آورده شده است و احتمال دارد کلمهای افتاده باشد.</ref>''|2=''بِنَصْرِ ابْنِ الْمُرْتَضی یا جُحَّدُ''}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
:ای [[یاران حسین]]! جانم فدایتان! [[شمشیر]] و نیزه بزنید تا [[مجاهدان]] شناخته شده و جدا گردند و پاها و در پی آن بازوان، در [[یاری]] [[سرور]] عابدم [[حسین]]{{ع}} قطع شود. ای انکارکنندگان! [[پدر]]، ما را به یاری فرزند [[مرتضی]] سفارش کرده است | :ای [[یاران حسین]]! جانم فدایتان! [[شمشیر]] و نیزه بزنید تا [[مجاهدان]] شناخته شده و جدا گردند و پاها و در پی آن بازوان، در [[یاری]] [[سرور]] عابدم [[حسین]] {{ع}} قطع شود. ای انکارکنندگان! [[پدر]]، ما را به یاری فرزند [[مرتضی]] سفارش کرده است | ||
وی در هنگام [[مبارزه]]، پرچمداران [[لشکر]] [[عمر بن سعد]] را مورد [[حمله]] قرار داد؛ و گروهی از آنان را به [[هلاکت]] رساند. او پس از لحظههایی استراحت در میدان [[جنگ]]، بار دیگر بر آن [[جماعت]] حمله برد<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref> و این [[شعر]] را خواند: | وی در هنگام [[مبارزه]]، پرچمداران [[لشکر]] [[عمر بن سعد]] را مورد [[حمله]] قرار داد؛ و گروهی از آنان را به [[هلاکت]] رساند. او پس از لحظههایی استراحت در میدان [[جنگ]]، بار دیگر بر آن [[جماعت]] حمله برد<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref> و این [[شعر]] را خواند: | ||
| خط ۲۰: | خط ۱۷: | ||
{{ب|''فَالنَّفْسُ فينا لِلْقِتالِ تَطْلُبا''|2=''نَفْدیهِ بِالْاُمِّ ولا نَبْغِی الْاَبا''<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref>}} | {{ب|''فَالنَّفْسُ فينا لِلْقِتالِ تَطْلُبا''|2=''نَفْدیهِ بِالْاُمِّ ولا نَبْغِی الْاَبا''<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref>}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
:چه روزهای سخت و ترسناکی در پیش داری، روزهایی که [[سختی]] و [[رنج]] آن پوشیده نیست! ای [[ستمگری]] که مرتکب [[ظلم]] گشتهای، ما از [[مرگ]] هنگامی که نزدیک شود، نمیهراسیم! چون حسین{{ع}} آن [[شجاع]] آزموده و [[محبوب]]، در میان ما است، جانهای ما خواهان جنگ است، و پدر و [[مادر]] خود را فدای حسین{{ع}} خواهیم کرد. | :چه روزهای سخت و ترسناکی در پیش داری، روزهایی که [[سختی]] و [[رنج]] آن پوشیده نیست! ای [[ستمگری]] که مرتکب [[ظلم]] گشتهای، ما از [[مرگ]] هنگامی که نزدیک شود، نمیهراسیم! چون حسین {{ع}} آن [[شجاع]] آزموده و [[محبوب]]، در میان ما است، جانهای ما خواهان جنگ است، و پدر و [[مادر]] خود را فدای حسین {{ع}} خواهیم کرد. | ||
او در حملهاش نزدیک به پانصد سوار از [[شجاعان]] [[دشمن]] را به [[هلاکت]] رساند و آنقدر جنگید تا به [[فیض]] [[شهادت]] نائل شد<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref> | او در حملهاش نزدیک به پانصد سوار از [[شجاعان]] [[دشمن]] را به [[هلاکت]] رساند و آنقدر جنگید تا به [[فیض]] [[شهادت]] نائل شد<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref><ref>جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)|پژوهشی پیرامون شهدای کربلا]]، ص:۹۳-۹۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۶: | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:اسحاق بن مالک اشتر]] | [[رده:اسحاق بن مالک اشتر]] | ||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۴ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۷:۵۸
مقدمه
در منابع کهن هیچ نام و نشانی از او به چشم نمیخورد و تنها فاضل دربندی در دو کتاب خود، اسرار الشهادة و جواهر الایقان از او نام برده و وی را در شمار شهیدان کربلا قلمداد کرده است و میگوید: وی فرزند مالک اشتر (یار نزدیک امیرمؤمنان علی (ع)) و برادر ابراهیم بن مالک اشتر است. پس از شهادت حبیب بن مظاهر به میدان رفت و این رجز را خواند:
| نَفْسی فِداکُمْ طاعِنُوا وَجالِدُوا | حَتّی یُبانَ مِنْکُمُ الْمُجاهِدُ | |
| وَاَرْجُلاً تَتْبَعها سَواعِدُ | فی نَصْرِ مَولایَ الْحُسَیْنِ الْعابِدُ | |
| بِذاكَ اوْصانا....الْوالِدُ[۱] | بِنَصْرِ ابْنِ الْمُرْتَضی یا جُحَّدُ |
- ای یاران حسین! جانم فدایتان! شمشیر و نیزه بزنید تا مجاهدان شناخته شده و جدا گردند و پاها و در پی آن بازوان، در یاری سرور عابدم حسین (ع) قطع شود. ای انکارکنندگان! پدر، ما را به یاری فرزند مرتضی سفارش کرده است
وی در هنگام مبارزه، پرچمداران لشکر عمر بن سعد را مورد حمله قرار داد؛ و گروهی از آنان را به هلاکت رساند. او پس از لحظههایی استراحت در میدان جنگ، بار دیگر بر آن جماعت حمله برد[۲] و این شعر را خواند:
| يا لَكَ یَوْماً كاسِفاً وصَعْبا | يا لَكَ یَوْماً لا یُواری کَرْبا | |
| يا ایُّها الْباغِي الَّذي ارْتَکَبا | فَلا نَخافُ الْمَوْتَ كمّا قَرُبا | |
| لِأَنَّ فينا بَطَلاً مُجرَّبا | اَعْنِي الْحُسَینَ عِنْدَنا مُحبَّبا | |
| فَالنَّفْسُ فينا لِلْقِتالِ تَطْلُبا | نَفْدیهِ بِالْاُمِّ ولا نَبْغِی الْاَبا[۳] |
- چه روزهای سخت و ترسناکی در پیش داری، روزهایی که سختی و رنج آن پوشیده نیست! ای ستمگری که مرتکب ظلم گشتهای، ما از مرگ هنگامی که نزدیک شود، نمیهراسیم! چون حسین (ع) آن شجاع آزموده و محبوب، در میان ما است، جانهای ما خواهان جنگ است، و پدر و مادر خود را فدای حسین (ع) خواهیم کرد.
او در حملهاش نزدیک به پانصد سوار از شجاعان دشمن را به هلاکت رساند و آنقدر جنگید تا به فیض شهادت نائل شد[۴][۵]
منابع
جمعی از نویسندگان، پژوهشی پیرامون شهدای کربلا