برهان رحمت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==))
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[برهان رحمت در قرآن]] - [[برهان رحمت در حدیث]] - [[برهان رحمت در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط  = }}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[برهان رحمت در قرآن]] - [[برهان رحمت در حدیث]] - [[برهان رحمت در معارف و سیره نبوی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
== مقدمه ==
مسئله [[حکومت]] برای [[حیات]] و [[تمدن بشری]] بسیار مهم است و در صورت رها ماندن آن [[جامعه بشری]] گرفتار [[هرج و مرج]] خواهد شد و حیات بشری دچار [[توحش]] گشته و [[انسان]] از طی طریق کمال باز می‌ماند. [[خداوند]] [[رحمان]] و [[رحیم]] است و [[رحمت]] او بر همه چیز، از جمله [[حیات سیاسی]] انسان گسترده است. از [[رحمت الهی]] به دور است که انسان را در گرداب [[هلاکت]] ببیند و راه [[نجات]] را بر او نگشاید و در حیات سیاسی انسان راه نجات حل مشکل [[ولایت]] است<ref>برهان مشهور متکلمان شیعه بر این امر برهان لطف است. اما این برهان با دو مشکل روبه‌رو است: الف) ابهام در معنای «لطف» که پس از رفع ابهام به صورت یکی از چهار برهان اخیر در متن مقاله در می‌آید؛ ب) متکلمان لطف را بر خدا واجب می‌خواندند که تعبیر درستی نیست. حق تعالی به یقین لطف خواهد کرد، اما نمی‌توان گفت که کاری بر او واجب است، چنان‌که برخی از معاصران محقق نظیر آیت الله جوادی آملی اصطلاح «واجب عن الله» را جایگزین اصطلاح «واجب علی الله» کرده‌اند.</ref>.<ref>[[ابوالحسن حسنی|حسنی، ابوالحسن]]، [[ولایت سیاسی پیامبر اعظم (مقاله)|مقاله «ولایت سیاسی پیامبر اعظم»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۳۱۷.</ref>
مسئله [[حکومت]] برای [[حیات]] و [[تمدن بشری]] بسیار مهم است و در صورت رها ماندن آن [[جامعه بشری]] گرفتار [[هرج و مرج]] خواهد شد و حیات بشری دچار [[توحش]] گشته و [[انسان]] از طی طریق کمال باز می‌ماند. [[خداوند]] [[رحمان]] و [[رحیم]] است و [[رحمت]] او بر همه چیز، از جمله [[حیات سیاسی]] انسان گسترده است. از [[رحمت الهی]] به دور است که انسان را در گرداب [[هلاکت]] ببیند و راه [[نجات]] را بر او نگشاید و در حیات سیاسی انسان راه نجات حل مشکل [[ولایت]] است<ref>برهان مشهور متکلمان شیعه بر این امر برهان لطف است. اما این برهان با دو مشکل روبه‌رو است: الف) ابهام در معنای «لطف» که پس از رفع ابهام به صورت یکی از چهار برهان اخیر در متن مقاله در می‌آید؛ ب) متکلمان لطف را بر خدا واجب می‌خواندند که تعبیر درستی نیست. حق تعالی به یقین لطف خواهد کرد، اما نمی‌توان گفت که کاری بر او واجب است، چنان‌که برخی از معاصران محقق نظیر آیت الله جوادی آملی اصطلاح «واجب عن الله» را جایگزین اصطلاح «واجب علی الله» کرده‌اند.</ref><ref>[[ابوالحسن حسنی|حسنی، ابوالحسن]]، [[ولایت سیاسی پیامبر اعظم (مقاله)|مقاله «ولایت سیاسی پیامبر اعظم»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۳۱۷.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== پرسش مستقیم ==
 
==پرسش مستقیم==
[[برهان رحمت چگونه مشروعیت ولایت به نصب الهی را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]
[[برهان رحمت چگونه مشروعیت ولایت به نصب الهی را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]
{{پایان مدخل‌های وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۸: خط ۱۳:
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:برهان رحمت]]
[[رده:برهان رحمت]]
[[رده:مدخل]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۸:۴۸

مقدمه

مسئله حکومت برای حیات و تمدن بشری بسیار مهم است و در صورت رها ماندن آن جامعه بشری گرفتار هرج و مرج خواهد شد و حیات بشری دچار توحش گشته و انسان از طی طریق کمال باز می‌ماند. خداوند رحمان و رحیم است و رحمت او بر همه چیز، از جمله حیات سیاسی انسان گسترده است. از رحمت الهی به دور است که انسان را در گرداب هلاکت ببیند و راه نجات را بر او نگشاید و در حیات سیاسی انسان راه نجات حل مشکل ولایت است[۱][۲]

پرسش مستقیم

برهان رحمت چگونه مشروعیت ولایت به نصب الهی را اثبات می‌کند؟ (پرسش)

منابع

پانویس

  1. برهان مشهور متکلمان شیعه بر این امر برهان لطف است. اما این برهان با دو مشکل روبه‌رو است: الف) ابهام در معنای «لطف» که پس از رفع ابهام به صورت یکی از چهار برهان اخیر در متن مقاله در می‌آید؛ ب) متکلمان لطف را بر خدا واجب می‌خواندند که تعبیر درستی نیست. حق تعالی به یقین لطف خواهد کرد، اما نمی‌توان گفت که کاری بر او واجب است، چنان‌که برخی از معاصران محقق نظیر آیت الله جوادی آملی اصطلاح «واجب عن الله» را جایگزین اصطلاح «واجب علی الله» کرده‌اند.
  2. حسنی، ابوالحسن، مقاله «ولایت سیاسی پیامبر اعظم»، سیره سیاسی پیامبر اعظم ص ۳۱۷.