علم در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[حقیقت علم]] از مفاهیم [[بدیهی]] و روشن است و مانند مفهوم وجود، تعریف حدی (جنس و فصل) و رسمی (لوازم) ندارد. از این رو تعریف [[حقیقی]] برای آن ممکن نیست و تعاریف اصطلاحی ارائه شده، تعریفهای تنبیهی و شرح لفظی بیش نیست. با این توضیح به بیان برخی اصطلاحات «[[علم]]» میپردازیم. | [[حقیقت علم]] از مفاهیم [[بدیهی]] و روشن است و مانند مفهوم وجود، تعریف حدی (جنس و فصل) و رسمی (لوازم) ندارد. از این رو تعریف [[حقیقی]] برای آن ممکن نیست و تعاریف اصطلاحی ارائه شده، تعریفهای تنبیهی و شرح لفظی بیش نیست. با این توضیح به بیان برخی اصطلاحات «[[علم]]» میپردازیم. | ||
[[فخر رازی]] از علمای [[اهلسنت]] (م ۶۰۶ق) مینویسد: «در تعریف علم [[اختلاف]] است، ولی نزد من [[تصور]] معنای علم، بدیهی است؛ چراکه همه چیز با علم شناخته میشود. پس محال است غیر علم کاشف علم باشد»<ref>فخرالدین رازی، المحصل، ص۲۴۳: {{عربی|اختلفوا فی حد العلم و عندی أن تصوره بدیهی، لأن ماعداالعلم لاینکشف إلا به، فیستحیل أن یکون غیره کاشفا له...}}</ref>. | [[فخر رازی]] از علمای [[اهلسنت]] (م ۶۰۶ق) مینویسد: «در تعریف علم [[اختلاف]] است، ولی نزد من [[تصور]] معنای علم، بدیهی است؛ چراکه همه چیز با علم شناخته میشود. پس محال است غیر علم کاشف علم باشد»<ref>فخرالدین رازی، المحصل، ص۲۴۳: {{عربی|اختلفوا فی حد العلم و عندی أن تصوره بدیهی، لأن ماعداالعلم لاینکشف إلا به، فیستحیل أن یکون غیره کاشفا له...}}</ref>. | ||
نسخهٔ ۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۴۵
مقدمه
حقیقت علم از مفاهیم بدیهی و روشن است و مانند مفهوم وجود، تعریف حدی (جنس و فصل) و رسمی (لوازم) ندارد. از این رو تعریف حقیقی برای آن ممکن نیست و تعاریف اصطلاحی ارائه شده، تعریفهای تنبیهی و شرح لفظی بیش نیست. با این توضیح به بیان برخی اصطلاحات «علم» میپردازیم. فخر رازی از علمای اهلسنت (م ۶۰۶ق) مینویسد: «در تعریف علم اختلاف است، ولی نزد من تصور معنای علم، بدیهی است؛ چراکه همه چیز با علم شناخته میشود. پس محال است غیر علم کاشف علم باشد»[۱].
علامه حلی (م ۷۲۶ق) همین نظر را دارد و قائل به این است که علم از بدیهیات میباشد و تعریف نمیشود؛ زیرا علم از صفات وجدانی است[۲]، اما شیخ طوسی (م ۴۶۰ق) که قبل آنها زندگی میکرده است، علم را به آنچه موجب آرامش میشود، تعریف میکند؛ یعنی بعد از علم، شک برطرف میگردد و میتواند شبهات وارده را رفع کند[۳].
به هر حال منظور از علم در این تحقیق به همان معنای بدیهی و لغوی آن است که بر هر نوع آگاهی صدق میکند و شامل علم عادی امام نیز میشود. علم انواع مختلفی دارد؛ مانند علم غیب، علم حضوری و حصولی، شأنی و فعلی، تدریجی و دفعی، اجمالی و تفصیلی، قطعی و ظنی، ذاتی و الهی، موهبتی و اکتسابی و.... اکنون به برخی مفاهیم علم که در نوشتار حاضر به کار رفته است، اشاره میشود.[۴]
منابع
پانویس
- ↑ فخرالدین رازی، المحصل، ص۲۴۳: اختلفوا فی حد العلم و عندی أن تصوره بدیهی، لأن ماعداالعلم لاینکشف إلا به، فیستحیل أن یکون غیره کاشفا له...
- ↑ فاضل مقداد، ارشادالطالبین، ص۱۰۱.
- ↑ شیخ طوسی، الرسائل العشر، ص۷۴: یحد العلم بأنه ما اقتضی سکون النفس و نعنی بسکون النفس انه متی شکک فیما یعتقده لا یشک، و یمکنه دفع ما یورد علیه من الشبهه.
- ↑ یوسفی، زهرا، علم امام از دیدگاه شیخ مفید و آیتالله جوادی آملی، ص ۲۴.