←نزول و محتوای زبور
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
قرآن از [[وعده]] صریح [[خداوند]] در زبور خبر میدهد که بر اساس آن [[بندگان]] [[صالح]] و شایسته او میراثدار [[زمین]] خواهند شد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشتهایم که بیگمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref> این میراثداری به [[حاکمیت]] یافتن [[صالحان]] در روی [[زمین]]، به عنوان [[پاداش الهی]] آنان در [[دنیا]] معنا شده است.<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۲، ۳۲۹ ـ ۳۳۱.</ref> اینکه مراد از «ذکر» و «زبور» چیست، مورد [[اختلاف]] است: مفسرانی چون [[ابن جبیر]]، [[مجاهد]]، [[ابن زید]] و [[زجاج]]، مراد از زبور را عموم کتابهای نازل شده بر [[انبیا]] و «ذکر» را «[[ام الکتاب]]» یا همان «[[لوح محفوظ]]» دانستهاند.<ref>جامعالبیان، ج ۱۷، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷؛ مجمعالبیان، ج، ص۱۱۹؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۲۲۹.</ref> بر اساس این [[تفسیر]]، خداوند پس از ثبت آموزه مزبور ([[حاکمیت صالحان]]) در [[امالکتاب]]، آن را در قالب کتب [[انبیا]] نازل کرد. [[طبری]] با ترجیح این دیدگاه، هم معنا بودن [[زبور]] و کتاب، همچنین دلالت «الِ» الذکر بر شناخته شده بودن آن برای مخاطبان [[آیه]] را، دلیل درستیِ دیدگاه خویش و نپذیرفتن [[تفاسیر]] دیگر میخواند؛ با این توضیح که در کاربرد [[قرآنی]] به همه [[کتب آسمانی]] «ذکر» اطلاق میشود، بنابراین، تطبیق آن بر [[تورات]] که دیدگاه مقابل، آن را طرح میکند هیچ اولویتی در مقایسه با انطباق آن بر [[صحف ابراهیم]]{{ع}} که آن هم پیش از زبور است، ندارد.<ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۳۷.</ref> [[ابن عباس]] و ضحاک «ذکر» را تورات و «زبور» را اشاره به کتابهایی دانستهاند که پس از آن، نازل شدهاند.<ref>جامعالبیان، ج ۱۷، ص۱۳۷؛ مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۲۲۹.</ref> [[علامه طباطبایی]] [[تفسیر]] زبور به «کتب انبیا» یا کتب نازل شده پس از تورات را فاقد دلیل میخواند.<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۹.</ref> دیدگاه سوم که منسوب به [[شعبی]] است، «ذکر» را تورات و «زبور» را [[کتاب آسمانی]] [[داوود]]{{ع}} میداند.<ref> جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۳۷؛ مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۲۲۹.</ref> بنابر روایتی منسوب به [[امام صادق]]{{ع}} نیز مراد از زبور، کتاب [[حضرت داود]]{{ع}} است.<ref>الکافی، ج ۱، ص۲۴۰؛ نور الثقلین، ج ۳، ص۴۶۴؛ الصافی، ج ۳، ص۳۵۷.</ref> مفسرانی مانند [[زمخشری]]،<ref>الکشاف، ج ۲، ص۵۸۶.</ref> [[بیضاوی]]،<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۱۱۱.</ref> [[ابوالسعود]]،<ref> تفسیر ابوالسعود، ج ۶، ص۸۸.</ref> [[آلوسی]] <ref>روح المعانی، ج ۱۵، ص۹۵ ـ ۹۶.</ref> و [[علامه طباطبایی]]<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۹.</ref> این تفسیر را پذیرفتهاند. مفرد بودن واژه زبور، ظهور بیشتر و کاربرد فراوان آن در مورد کتاب حضرت داود{{ع}} و نیز یادکرد کتاب آن حضرت در [[قرآن]] با این عنوان و وجود [[وعده]] [[حاکمیت صالحان]] در زبور ([[مزامیر]]) موجود، از مستندات و مؤیدات این دیدگاهاند؛<ref>التسهیل، ج ۲، ص۳۰-۳۱؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۹؛ نمونه، ج ۱۳، ص۵۱۶.</ref> توضیح اینکه در [[مزمور]] ۳۷ که از آغاز تا پایان به [[سرنوشت]] و سرانجام [[نیکان]] و بدان میپردازد، به صراحت آمده است: «و اما [[نسل]] شریر منقطع خواهد شد. [[صالحان]] [[وارث زمین]] خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود».<ref> کتاب مقدس، مزامیر، ۳۷: ۲۸ ـ ۲۹.</ref> مصداق «صالحان» و «[[زمین]]» یادشده در آیه نیز مورد [[اختلاف]] است: از جمله بر عموم [[مؤمنان]] و زمین [[بهشت]]، [[تسلط]] [[بنیاسرائیل]] بر [[سرزمین موعود]] و تسلط [[مسلمانان]] بر سرزمینهای فتح شده در جریان [[فتوحات اسلامی]] تطبیق شده است.<ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۳۷ ـ ۱۳۹؛ التبیان، ج ۷، ص۲۸۳ـ ۲۸۴؛ الکشاف، ج ۲، ص۵۸۶.</ref> شماری دیگر از [[مفسران]]، وعده مزبور را اشاره به [[پیروزی]] نهایی [[مؤمنان]] و [[صالحان]] و [[تسلط]] آنان بر سراسر [[جهان]] در [[پایان تاریخ]] دانستهاند.<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۴۴۴ ـ ۴۴۵؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۲، ۳۲۹ـ۳۳۱؛ نمونه، ج ۱۷، ص۵۱۷ ـ ۵۱۸.</ref> در [[روایات]] [[شیعی]]، صالحان یادشده، [[یاران حضرت مهدی]]{{ع}} در [[آخرالزمان]] معرفی شدهاند. بر اساس این [[احادیث]]، [[حاکمیت صالحان]] بر [[دنیا]] چنان [[قطعی]] و حتمی است که اگر از [[عمر]] دنیا حتی یک [[روز]] نیز مانده باشد، [[حضرت مهدی]] و یارانش در آن روز به [[حاکمیت جهانی]] خواهند رسید<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۲۰؛ نور الثقلین، ج ۳، ص۴۶۴؛ الصافی، ج ۳، ص۳۵۷.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[زبور (مقاله)|مقاله «زبور»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص 296-297.</ref> | قرآن از [[وعده]] صریح [[خداوند]] در زبور خبر میدهد که بر اساس آن [[بندگان]] [[صالح]] و شایسته او میراثدار [[زمین]] خواهند شد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشتهایم که بیگمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref> این میراثداری به [[حاکمیت]] یافتن [[صالحان]] در روی [[زمین]]، به عنوان [[پاداش الهی]] آنان در [[دنیا]] معنا شده است.<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۲، ۳۲۹ ـ ۳۳۱.</ref> اینکه مراد از «ذکر» و «زبور» چیست، مورد [[اختلاف]] است: مفسرانی چون [[ابن جبیر]]، [[مجاهد]]، [[ابن زید]] و [[زجاج]]، مراد از زبور را عموم کتابهای نازل شده بر [[انبیا]] و «ذکر» را «[[ام الکتاب]]» یا همان «[[لوح محفوظ]]» دانستهاند.<ref>جامعالبیان، ج ۱۷، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷؛ مجمعالبیان، ج، ص۱۱۹؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۲۲۹.</ref> بر اساس این [[تفسیر]]، خداوند پس از ثبت آموزه مزبور ([[حاکمیت صالحان]]) در [[امالکتاب]]، آن را در قالب کتب [[انبیا]] نازل کرد. [[طبری]] با ترجیح این دیدگاه، هم معنا بودن [[زبور]] و کتاب، همچنین دلالت «الِ» الذکر بر شناخته شده بودن آن برای مخاطبان [[آیه]] را، دلیل درستیِ دیدگاه خویش و نپذیرفتن [[تفاسیر]] دیگر میخواند؛ با این توضیح که در کاربرد [[قرآنی]] به همه [[کتب آسمانی]] «ذکر» اطلاق میشود، بنابراین، تطبیق آن بر [[تورات]] که دیدگاه مقابل، آن را طرح میکند هیچ اولویتی در مقایسه با انطباق آن بر [[صحف ابراهیم]]{{ع}} که آن هم پیش از زبور است، ندارد.<ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۳۷.</ref> [[ابن عباس]] و ضحاک «ذکر» را تورات و «زبور» را اشاره به کتابهایی دانستهاند که پس از آن، نازل شدهاند.<ref>جامعالبیان، ج ۱۷، ص۱۳۷؛ مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۲۲۹.</ref> [[علامه طباطبایی]] [[تفسیر]] زبور به «کتب انبیا» یا کتب نازل شده پس از تورات را فاقد دلیل میخواند.<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۹.</ref> دیدگاه سوم که منسوب به [[شعبی]] است، «ذکر» را تورات و «زبور» را [[کتاب آسمانی]] [[داوود]]{{ع}} میداند.<ref> جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۳۷؛ مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۲۲۹.</ref> بنابر روایتی منسوب به [[امام صادق]]{{ع}} نیز مراد از زبور، کتاب [[حضرت داود]]{{ع}} است.<ref>الکافی، ج ۱، ص۲۴۰؛ نور الثقلین، ج ۳، ص۴۶۴؛ الصافی، ج ۳، ص۳۵۷.</ref> مفسرانی مانند [[زمخشری]]،<ref>الکشاف، ج ۲، ص۵۸۶.</ref> [[بیضاوی]]،<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۱۱۱.</ref> [[ابوالسعود]]،<ref> تفسیر ابوالسعود، ج ۶، ص۸۸.</ref> [[آلوسی]] <ref>روح المعانی، ج ۱۵، ص۹۵ ـ ۹۶.</ref> و [[علامه طباطبایی]]<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۹.</ref> این تفسیر را پذیرفتهاند. مفرد بودن واژه زبور، ظهور بیشتر و کاربرد فراوان آن در مورد کتاب حضرت داود{{ع}} و نیز یادکرد کتاب آن حضرت در [[قرآن]] با این عنوان و وجود [[وعده]] [[حاکمیت صالحان]] در زبور ([[مزامیر]]) موجود، از مستندات و مؤیدات این دیدگاهاند؛<ref>التسهیل، ج ۲، ص۳۰-۳۱؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۹؛ نمونه، ج ۱۳، ص۵۱۶.</ref> توضیح اینکه در [[مزمور]] ۳۷ که از آغاز تا پایان به [[سرنوشت]] و سرانجام [[نیکان]] و بدان میپردازد، به صراحت آمده است: «و اما [[نسل]] شریر منقطع خواهد شد. [[صالحان]] [[وارث زمین]] خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود».<ref> کتاب مقدس، مزامیر، ۳۷: ۲۸ ـ ۲۹.</ref> مصداق «صالحان» و «[[زمین]]» یادشده در آیه نیز مورد [[اختلاف]] است: از جمله بر عموم [[مؤمنان]] و زمین [[بهشت]]، [[تسلط]] [[بنیاسرائیل]] بر [[سرزمین موعود]] و تسلط [[مسلمانان]] بر سرزمینهای فتح شده در جریان [[فتوحات اسلامی]] تطبیق شده است.<ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۳۷ ـ ۱۳۹؛ التبیان، ج ۷، ص۲۸۳ـ ۲۸۴؛ الکشاف، ج ۲، ص۵۸۶.</ref> شماری دیگر از [[مفسران]]، وعده مزبور را اشاره به [[پیروزی]] نهایی [[مؤمنان]] و [[صالحان]] و [[تسلط]] آنان بر سراسر [[جهان]] در [[پایان تاریخ]] دانستهاند.<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۴۴۴ ـ ۴۴۵؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۲، ۳۲۹ـ۳۳۱؛ نمونه، ج ۱۷، ص۵۱۷ ـ ۵۱۸.</ref> در [[روایات]] [[شیعی]]، صالحان یادشده، [[یاران حضرت مهدی]]{{ع}} در [[آخرالزمان]] معرفی شدهاند. بر اساس این [[احادیث]]، [[حاکمیت صالحان]] بر [[دنیا]] چنان [[قطعی]] و حتمی است که اگر از [[عمر]] دنیا حتی یک [[روز]] نیز مانده باشد، [[حضرت مهدی]] و یارانش در آن روز به [[حاکمیت جهانی]] خواهند رسید<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۲۰؛ نور الثقلین، ج ۳، ص۴۶۴؛ الصافی، ج ۳، ص۳۵۷.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[زبور (مقاله)|مقاله «زبور»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص 296-297.</ref> | ||
=== | === نزول و محتوای [[زبور]]=== | ||
برخی نزول زبور را دفعی دانستهاند.<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۷۰.</ref> بر اساس برخی روایات، زبور در هجدهم [[ماه رمضان]] نازل شده است <ref>الکافی، ج ۲، ص۶۲۹؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۵۷۳.</ref> و هنگام [[تلاوت]] آن به وسیله [[حضرت داود]]{{ع}} [[کوهها]] و پرندگان با آن حضرت همنوا میشدهاند.<ref>نور الثقلین، ج ۳، ص۴۴۴.</ref> برخی [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ}}<ref>«و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری و دانشی دادیم و کوهها و پرندهها را رام کردیم که همراه با داود نیایش میکردند و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۹.</ref> را اشاره به این همنوایی دانستهاند.<ref>نور الثقلین، ج ۳، ص۴۴۴ ـ ۴۴۵.</ref> بر اساس برخی گزارشهای [[تفسیری]]، هنگام [[تلاوت]] [[زبور]]، [[بنیاسرائیل]]، [[جنیان]]، درندگان و پرندگان، مجذوب صدای دلنشین [[داوود]]{{ع}} شده و به ترتیب پشت سر آن حضرت میایستادند.<ref>نک: تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۷؛ تفسیر ثعلبی، ج ۳، ص۴۱۵ ـ ۴۱۶؛ تفسیر بغوی، ج ۱، ص۵۰۰.</ref> البته این گزارشها که بدون مستندات معتبری ارائه شدهاند، تا حدودی اغراقآمیزند. | برخی نزول زبور را دفعی دانستهاند.<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۷۰.</ref> بر اساس برخی روایات، زبور در هجدهم [[ماه رمضان]] نازل شده است <ref>الکافی، ج ۲، ص۶۲۹؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۵۷۳.</ref> و هنگام [[تلاوت]] آن به وسیله [[حضرت داود]]{{ع}} [[کوهها]] و پرندگان با آن حضرت همنوا میشدهاند.<ref>نور الثقلین، ج ۳، ص۴۴۴.</ref> برخی [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ}}<ref>«و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری و دانشی دادیم و کوهها و پرندهها را رام کردیم که همراه با داود نیایش میکردند و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۹.</ref> را اشاره به این همنوایی دانستهاند.<ref>نور الثقلین، ج ۳، ص۴۴۴ ـ ۴۴۵.</ref> بر اساس برخی گزارشهای [[تفسیری]]، هنگام [[تلاوت]] [[زبور]]، [[بنیاسرائیل]]، [[جنیان]]، درندگان و پرندگان، مجذوب صدای دلنشین [[داوود]]{{ع}} شده و به ترتیب پشت سر آن حضرت میایستادند.<ref>نک: تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۷؛ تفسیر ثعلبی، ج ۳، ص۴۱۵ ـ ۴۱۶؛ تفسیر بغوی، ج ۱، ص۵۰۰.</ref> البته این گزارشها که بدون مستندات معتبری ارائه شدهاند، تا حدودی اغراقآمیزند. | ||
شماری از [[مفسران]] به [[پیروی]] از [[قتاده]] گفتهاند: محتوای زبور، [[حکمت]] و [[مواعظ]] و دعاهایی است در [[ستایش]] و [[تمجید]] [[خداوند]]؛ و [[احکام]] [[حلال و حرام]] و [[واجبات]] و حدود در آن وجود ندارند.<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۵۰ ـ ۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۰، ۱۷، ۲۷۸.</ref> توصیه به [[کنارهگیری]] از | شماری از [[مفسران]] به [[پیروی]] از [[قتاده]] گفتهاند: محتوای زبور، [[حکمت]] و [[مواعظ]] و دعاهایی است در [[ستایش]] و [[تمجید]] [[خداوند]]؛ و [[احکام]] [[حلال و حرام]] و [[واجبات]] و حدود در آن وجود ندارند.<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۵۰ ـ ۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۰، ۱۷، ۲۷۸.</ref> توصیه به [[کنارهگیری]] از خطاکاران، [[ستمگران]] و بیکاران، [[توهین]] نکردن به [[اولیای الهی]]، [[خداترسی]] و [[بندگی خدا]] و تقسیم ساعات [[عمر]] به ۴ بخش (برای [[عبادت]]، [[محاسبه]] نفس، [[لذتجویی]] [[حلال]] و [[معاشرت]] با [[دوستان]] [[صالح]]) از آموزههای دیگر زبور خوانده شدهاند؛<ref>الدرالمنثور، ج ۴، ص۱۸۹.</ref> همچنین مفسرانی مانند قتاده و [[ابوالعالیه]]، صابئیها را پیرو زبور دانستهاند<ref>جامعالبیان، ج ۱، ص۴۵۶.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[زبور (مقاله)|مقاله «زبور»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص 297-298.</ref> | ||
== کتب پیامبران پیشین== | == کتب پیامبران پیشین== | ||