بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == «مخیریق یهودی» که از احبار یهودیهای مدینه بود، چون شنید که در جنگ احد، امر بر پیامبر{{صل}} سخت شده است، به یهودیهای مدینه گفت: {{عربی|والله أنكم لت...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = شهدای جنگ احد | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
«مخیریق [[یهودی]]» که از [[احبار]] یهودیهای [[مدینه]] بود، چون شنید که در [[جنگ احد]]، امر بر [[پیامبر]]{{صل}} سخت شده است، به یهودیهای مدینه گفت: {{عربی|والله أنكم لتعلمون أن محمد{{صل}} نبي و أنّ نصره عليكم حق}}؛ «[[قسم به خدا]]، شما میدانید [[محمد]]{{صل}} پیامبر خداست و [[یاری]] او بر شما [[واجب]] است». [[شمشیر]] خود را برداشت و از مدینه به یاری پیامبر{{صل}} آمد و گفت: «اگر من کشته شدم، تمام [[اموال]] من [[مال]] محمد{{صل}} است، هر کجا که میخواهد صرف نماید». | |||
[[شمشیر]] خود را برداشت و از مدینه به | |||
هر چه یهودیها به او گفتند: امروز [[روز]] [[شنبه]] است و کار بر ما روا نیست، گوش نداد و خود را به [[احد]] رسانید و در راه [[اسلام]] [[شهید]] شد، پیامبر{{صل}} در مورد او فرمود «مخیریق بهترین یهودیهای مدینه بود». آری مخیریق یهودی حتی یک [[نماز]] هم نخواند ولی | هر چه یهودیها به او گفتند: امروز [[روز]] [[شنبه]] است و کار بر ما روا نیست، گوش نداد و خود را به [[احد]] رسانید و در راه [[اسلام]] [[شهید]] شد، پیامبر{{صل}} در مورد او فرمود «مخیریق بهترین یهودیهای مدینه بود». آری مخیریق یهودی حتی یک [[نماز]] هم نخواند ولی بهشتی شد. پس از مدتی که از [[دفن]] [[شهدای احد]] گذشته بود، سیل آمد و [[قبر]] بعضی از آنها را خراب کرد. بدن بعضی از شهدای احد آشکار شد، دیدند بدن وی ابداً [[تغییر]] نکرده، و چون بر صورت او ضربتی وارد آمده بود، دست خود را بر پیشانیاش گذاشته بود، چون دست او را از پیشانی جدا نمودند، [[خون]] جاری شد، دست او را دو مرتبه بر پیشانیاش گذاشتند، خون قطع گردید<ref>پرسش و پاسخ در مدینه منوره، ج۲، علی عطایی اصفهانی، ۱۳۸۴، چاپ بعثت.</ref>. | ||
از جابر نقل شده است، که چهل و شش سال بعد از دفن پدرش در احد، چون قبر او را سیل خراب نمود، دید گویا پدرش در [[خواب]] است و ابداً خاک در او اثر نکرده و | |||
از جابر نقل شده است، که چهل و شش سال بعد از دفن پدرش در احد، چون قبر او را سیل خراب نمود، دید گویا پدرش در [[خواب]] است و ابداً خاک در او اثر نکرده و کفن او مثل روز اول است و روی پاهای او که علف ریخته بودند، هنوز سبز است<ref>پرسش و پاسخ در مدینه منوره، ج۲، علی عطایی اصفهانی، ۱۳۸۴، چاپ بعثت، به نقل از سفینة البحار.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۵۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده"جنگ احد]] | |||