←شبهه دوم: عقیده به بدا جهت برون رفت از وعدههای محقق نشده یا ائمه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۴۲: | خط ۱۴۲: | ||
# از [[ابوهاشم جعفری]] نقل شده که گفت: نزد [[ابوالحسن]] بودم، پس از آنکه پسرش ابوجعفر از [[دنیا]] رفته بود، و با خود [[فکر]] میکردم و میخواستم بگویم: گویی این دو یعنی ابوجعفر و ابومحمد در این [[زمان]] مانند [[ابوالحسن موسی]] و اسماعیل[[ پسران]] [[جعفر بن محمد]] {{عم}} هستند، و داستان این دو مانند داستان آن دو است،؛ چراکه ابومحمد پس از ابوجعفر مورد [[امید]] بود. [[ابوالحسن]] قبل از آنکه سخن بگویم رو به من کرد و گفت: بله ای [[ابوهاشم]]، برای [[خداوند]] درباره ابومحمد پس از ابوجعفر بدائی حاصل شد که قبلاً برای او معلوم نبود، همانطور که درباره [[موسی]] پس از درگذشت اسماعیل بدائی حاصل شد که وضعیت او را آشکار کرد، و این همان چیزی است که با خود فکر میکردی هرچند باطلگرایان آن را نپسندند، و ابومحمد پسر من [[جانشین]] پس از من است، نزد او [[علم]] آنچه مورد نیاز است وجود دارد و ابزار [[امامت]] با اوست. <ref>كليني، كافى ۳۲۷٫۱؛ مفيد، الإرشاد ۲۱۹٫۲؛ طوسى، الغيبة ص۸۲؛ مجلسي، بحار الأنوار ٢٤١٫٥٠.</ref>. | # از [[ابوهاشم جعفری]] نقل شده که گفت: نزد [[ابوالحسن]] بودم، پس از آنکه پسرش ابوجعفر از [[دنیا]] رفته بود، و با خود [[فکر]] میکردم و میخواستم بگویم: گویی این دو یعنی ابوجعفر و ابومحمد در این [[زمان]] مانند [[ابوالحسن موسی]] و اسماعیل[[ پسران]] [[جعفر بن محمد]] {{عم}} هستند، و داستان این دو مانند داستان آن دو است،؛ چراکه ابومحمد پس از ابوجعفر مورد [[امید]] بود. [[ابوالحسن]] قبل از آنکه سخن بگویم رو به من کرد و گفت: بله ای [[ابوهاشم]]، برای [[خداوند]] درباره ابومحمد پس از ابوجعفر بدائی حاصل شد که قبلاً برای او معلوم نبود، همانطور که درباره [[موسی]] پس از درگذشت اسماعیل بدائی حاصل شد که وضعیت او را آشکار کرد، و این همان چیزی است که با خود فکر میکردی هرچند باطلگرایان آن را نپسندند، و ابومحمد پسر من [[جانشین]] پس از من است، نزد او [[علم]] آنچه مورد نیاز است وجود دارد و ابزار [[امامت]] با اوست. <ref>كليني، كافى ۳۲۷٫۱؛ مفيد، الإرشاد ۲۱۹٫۲؛ طوسى، الغيبة ص۸۲؛ مجلسي، بحار الأنوار ٢٤١٫٥٠.</ref>. | ||
# از جمله نمونههای استفاده از [[بدا]] به عنوان راه خروج از عدم تحقق وعدههای [[ائمه]]، روایتی است که [[کلینی]] از [[ابوحمزه ثمالی]] نقل کرده که گفت: به ابوجعفر گفتم: علی میگفت تا هفتاد سال [[بلا]] خواهد بود، و میگفت پس از بلا [[گشایش]] است، اما هفتاد سال گذشت و ما گشایشی ندیدیم. ابوجعفر گفت: ای ثابت، [[خداوند متعال]] زمان این امر [منظور [[ظهور مهدی]] و [[تمکین]] [[شیعیان]] است] را در هفتاد سال مقرر کرده بود، اما وقتی حسین{{ع}} کشته شد، [[خشم خداوند]] بر [[اهل]] [[زمین]] شدت گرفت و آن را تا صد و چهل سال به تأخیر انداخت. ما این را به شما گفتیم و شما [[حدیث]] را پخش کردید و پرده [[راز]] را برداشتید، پس خداوند پس از آن دیگر زمانی برای آن نزد ما قرار نداد {{نص قرآني |يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}} <ref>سوره رعد، آيه 39.</ref>. [[ابوحمزه]] گفت: این را به [[ابوعبدالله]] گفتم و او گفت: چنین بوده است. <ref>كليني؛ كافي ٣٦٨٫١؛ عياشي، تفسیر، ۲۱۸٫۲؛ مجلسي، بحار الأنوار ١١٤٫٤.</ref>. | # از جمله نمونههای استفاده از [[بدا]] به عنوان راه خروج از عدم تحقق وعدههای [[ائمه]]، روایتی است که [[کلینی]] از [[ابوحمزه ثمالی]] نقل کرده که گفت: به ابوجعفر گفتم: علی میگفت تا هفتاد سال [[بلا]] خواهد بود، و میگفت پس از بلا [[گشایش]] است، اما هفتاد سال گذشت و ما گشایشی ندیدیم. ابوجعفر گفت: ای ثابت، [[خداوند متعال]] زمان این امر [منظور [[ظهور مهدی]] و [[تمکین]] [[شیعیان]] است] را در هفتاد سال مقرر کرده بود، اما وقتی حسین{{ع}} کشته شد، [[خشم خداوند]] بر [[اهل]] [[زمین]] شدت گرفت و آن را تا صد و چهل سال به تأخیر انداخت. ما این را به شما گفتیم و شما [[حدیث]] را پخش کردید و پرده [[راز]] را برداشتید، پس خداوند پس از آن دیگر زمانی برای آن نزد ما قرار نداد {{نص قرآني |يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}} <ref>سوره رعد، آيه 39.</ref>. [[ابوحمزه]] گفت: این را به [[ابوعبدالله]] گفتم و او گفت: چنین بوده است. <ref>كليني؛ كافي ٣٦٨٫١؛ عياشي، تفسیر، ۲۱۸٫۲؛ مجلسي، بحار الأنوار ١١٤٫٤.</ref>. | ||
# در [[روایت]] دیگری [[کلینی]] از علی [[ابن یقطین]] نقل کرده که گفت: «[[ابوالحسن]] به من گفت: [[شیعیان]] دویست سال است که با [[آرزوها]] پرورش داده میشوند». او گفت: «یقطین به پسرش علی ابن یقطین گفت: چرا به ما گفته شد و واقع شد، اما به شما گفته شد و واقع نشد؟» علی به او گفت: «آنچه به ما و شما گفته شده از یک منبع بوده است، اما امر شما فرا رسید و به شما به صورت [[خالص]] داده شد، پس همانطور که به شما گفته شده بود، واقع شد، اما امر ما هنوز فرا نرسیده و ما با [[آرزوها]] سرگرم شدهایم. اگر به ما گفته میشد که این امر تا دویست یا سیصد سال دیگر واقع نمیشود، [[دلها]] سخت میشد و عموم [[مردم]] از [[اسلام]] برمیگشتند، اما گفتند: چه زود و چه نزدیک است، تا دلهای مردم را جذب کنند و [[گشایش]] را نزدیک جلوه دهند».<ref>كليني، كافى ٣٦٩٫١؛ طوسى، الغيبة ص٣٤١؛ مجلسي، بحار الأنوار ١٣٢٫٤؛ خوئي، معجم رجال الحديث، ٢١٥٫١٣.</ref>. | # در [[روایت]] دیگری [[کلینی]] از علی [[ابن یقطین]] نقل کرده که گفت: «[[ابوالحسن]] به من گفت: [[شیعیان]] دویست سال است که با [[آرزوها]] پرورش داده میشوند». او گفت: «یقطین به پسرش علی ابن یقطین گفت: چرا به ما گفته شد و واقع شد، اما به شما گفته شد و واقع نشد؟» علی به او گفت: «آنچه به ما و شما گفته شده از یک منبع بوده است، اما امر شما فرا رسید و به شما به صورت [[خالص]] داده شد، پس همانطور که به شما گفته شده بود، واقع شد، اما امر ما هنوز فرا نرسیده و ما با [[آرزوها]] سرگرم شدهایم. اگر به ما گفته میشد که این امر تا دویست یا سیصد سال دیگر واقع نمیشود، [[دلها]] سخت میشد و عموم [[مردم]] از [[اسلام]] برمیگشتند، اما گفتند: چه زود و چه نزدیک است، تا دلهای مردم را جذب کنند و [[گشایش]] را نزدیک جلوه دهند».<ref>كليني، كافى ٣٦٩٫١؛ طوسى، الغيبة ص٣٤١؛ مجلسي، بحار الأنوار ١٣٢٫٤؛ خوئي، معجم رجال الحديث، ٢١٥٫١٣.</ref>.<ref>أحمد قوشتي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>. | ||
'''نقد و بررسی شبهات اول و دوم''' | '''نقد و بررسی شبهات اول و دوم''' | ||