بی بی حکیمه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = دختران امام کاظم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== حکیمه خاتون از بانوان دانشمند، عابد و لایق و صلاحیتدار و از راویان و عالمان اهل‌بیت{{عم}} می‌باشد. وی از برادرش امام رضا{{ع}} دو ح...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[حکیمه خاتون]] از [[بانوان]] دانشمند، [[عابد]] و لایق و صلاحیتدار و از [[راویان]] و [[عالمان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} می‌باشد. وی از برادرش [[امام رضا]]{{ع}} دو [[حدیث]] نقل می‌کند:
[[حکیمه خاتون]] از [[بانوان]] دانشمند، [[عابد]] و لایق و صلاحیت‌دار و از راویان و [[عالمان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} می‌باشد. وی از برادرش [[امام رضا]]{{ع}} دو [[حدیث]] نقل می‌کند:
حدیث اول: حکیمه خاتون گوید: چون در هنگام تولد [[امام جواد]]{{ع}} و در [[روز]] سوم ولادت آن حضرت صحنه‌های تعجب‌آور دیدم، آن را با برادرم امام رضا{{ع}} در میان گذاشتم، [[امام]] فرمود: ای [[حکیمه]]! چیزهای عجیب و غریب‌تر هم از او خواهی دید<ref>منتهی الامال، ج۲، ص۲۱۸؛ جلاءالعیون، ج۳، ص۱۰۴؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۳۴۵.</ref>.
حدیث اول: حکیمه خاتون گوید: چون در هنگام تولد [[امام جواد]]{{ع}} و در [[روز]] سوم ولادت آن حضرت صحنه‌های تعجب‌آور دیدم، آن را با برادرم امام رضا{{ع}} در میان گذاشتم، [[امام]] فرمود: ای [[حکیمه]]! چیزهای عجیب و غریب‌تر هم از او خواهی دید<ref>منتهی الامال، ج۲، ص۲۱۸؛ جلاءالعیون، ج۳، ص۱۰۴؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۳۴۵.</ref>.
حدیث دوم: [[علی بن محمد]] و [[محمد بن حسن]] از [[سهل بن زیاد]] و از محمد بن جخرش [[روایت]] کرده است که [[حکیمه دختر امام کاظم]]{{ع}} برای من روایت کرد: برادرم امام رضا{{ع}} را [[مشاهده]] کردم که جلو درب «[[بیت]] الحطب» ایستاده بود و بدون اینکه کسی آنجا حضور داشته باشد، زمزمه‌ای داشت. عرض کردم:
حدیث دوم: [[علی بن محمد]] و [[محمد بن حسن]] از [[سهل بن زیاد]] و از محمد بن جخرش [[روایت]] کرده است که [[حکیمه دختر امام کاظم]]{{ع}} برای من روایت کرد: برادرم امام رضا{{ع}} را مشاهده کردم که جلو درب «[[بیت]] الحطب» ایستاده بود و بدون اینکه کسی آنجا حضور داشته باشد، زمزمه‌ای داشت. عرض کردم:
ای مولای من با چه کسی [[گفتگو]] می‌کنی؟
ای مولای من با چه کسی گفتگو می‌کنی؟
اکنون عامر زهرایی نزد من آمده و مطالبی را سؤال می‌کند و گلایه‌ای دارد.
اکنون عامر زهرایی نزد من آمده و مطالبی را سؤال می‌کند و گلایه‌ای دارد.
ای مولای من! دوست دارم من هم صدای او را بشنوم.
ای مولای من! دوست دارم من هم صدای او را بشنوم.
خط ۱۹: خط ۱۹:
وقتی گوش دادم صفیری شنیدم و بعد از آن به مدت یکسال گرفتار تب و [[ناراحتی]] بودم<ref>الکافی، ج۱، ص۳۹۵-۳۹۶.</ref>.
وقتی گوش دادم صفیری شنیدم و بعد از آن به مدت یکسال گرفتار تب و [[ناراحتی]] بودم<ref>الکافی، ج۱، ص۳۹۵-۳۹۶.</ref>.
از [[روایات]] او معلوم می‌گردد که این بانو در نزد امام رضا{{ع}} [[قرب]] و [[منزلت]] داشته و از [[اصحاب]] آن حضرت به شمار آمده است. اکثر کتب [[شیعه]] روایات او را نقل کرده‌اند<ref>اعلام النساء، ص۳۰۳؛ أعیان الشیعه، ج۲، ص۵.</ref>.
از [[روایات]] او معلوم می‌گردد که این بانو در نزد امام رضا{{ع}} [[قرب]] و [[منزلت]] داشته و از [[اصحاب]] آن حضرت به شمار آمده است. اکثر کتب [[شیعه]] روایات او را نقل کرده‌اند<ref>اعلام النساء، ص۳۰۳؛ أعیان الشیعه، ج۲، ص۵.</ref>.
عمری تبارشناس [[قرن پنجم هجری]] در المجدی هنگام ذکر [[فرزندان امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} نام حکیمه را ضبط کرده و او را از [[زنان]] برجسته، صاحب [[نفوذ]]، [[مدیر و مدبر]] [[خاندان رسالت]] و از بزرگان [[سادات]] و [[علویون]] عصر خویش به شمار می‌آورد<ref>المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۰۶.</ref>.
عمری تبارشناس قرن پنجم هجری در المجدی هنگام ذکر فرزندان امام [[موسی بن جعفر]]{{ع}} نام حکیمه را ضبط کرده و او را از [[زنان]] برجسته، صاحب نفوذ، مدیر و مدبر [[خاندان رسالت]] و از بزرگان [[سادات]] و [[علویون]] عصر خویش به شمار می‌آورد<ref>المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۰۶.</ref>.
[[ابن شهرآشوب]] در [[مناقب]] می‌نویسد: حکیمه دختر موسی بن جعفر{{ع}} به [[دستور امام]] [[رضا]]{{ع}} در هنگام ولادت امام جواد{{ع}} حضور داشته و سپس به [[دستور امام]] از آن حضرت [[مراقبت]] می‌کرده است<ref>مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۲۴؛ تاج الموالید، ص۱۲۴.</ref>.
[[ابن شهرآشوب]] در [[مناقب]] می‌نویسد: حکیمه دختر موسی بن جعفر{{ع}} به دستور [[امام رضا]]{{ع}} در هنگام ولادت امام جواد{{ع}} حضور داشته و سپس به دستور امام از آن حضرت [[مراقبت]] می‌کرده است<ref>مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۲۴؛ تاج الموالید، ص۱۲۴.</ref>.
از [[تاریخ]] [[وفات]] وی اطلاعی در دست نیست. مزاری منسوب به او در کوه‌های اطراف بهبهان است که از زیارتگاه‌های معروف در آن سامان است<ref>بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۵-۳۱۶؛ اعلام النساء، ص۳۰۳؛ [[اعیان الشیعه]]، ج۲، ص۵؛ [[تراجم]] اعلام النساء، ج۲، ص۲۳.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۱۰.</ref>
از [[تاریخ]] [[وفات]] وی اطلاعی در دست نیست. مزاری منسوب به او در کوه‌های اطراف بهبهان است که از زیارتگاه‌های معروف در آن سامان است<ref>بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۵-۳۱۶؛ اعلام النساء، ص۳۰۳؛ اعیان الشیعه، ج۲، ص۵؛ تراجم اعلام النساء، ج۲، ص۲۳.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۱۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۱: خط ۳۱:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:امام کاظم]]
[[رده:فرزندان امام کاظم]]
[[رده:دختران امام کاظم]]

نسخهٔ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۹

مقدمه

حکیمه خاتون از بانوان دانشمند، عابد و لایق و صلاحیت‌دار و از راویان و عالمان اهل‌بیت(ع) می‌باشد. وی از برادرش امام رضا(ع) دو حدیث نقل می‌کند: حدیث اول: حکیمه خاتون گوید: چون در هنگام تولد امام جواد(ع) و در روز سوم ولادت آن حضرت صحنه‌های تعجب‌آور دیدم، آن را با برادرم امام رضا(ع) در میان گذاشتم، امام فرمود: ای حکیمه! چیزهای عجیب و غریب‌تر هم از او خواهی دید[۱]. حدیث دوم: علی بن محمد و محمد بن حسن از سهل بن زیاد و از محمد بن جخرش روایت کرده است که حکیمه دختر امام کاظم(ع) برای من روایت کرد: برادرم امام رضا(ع) را مشاهده کردم که جلو درب «بیت الحطب» ایستاده بود و بدون اینکه کسی آنجا حضور داشته باشد، زمزمه‌ای داشت. عرض کردم: ای مولای من با چه کسی گفتگو می‌کنی؟ اکنون عامر زهرایی نزد من آمده و مطالبی را سؤال می‌کند و گلایه‌ای دارد. ای مولای من! دوست دارم من هم صدای او را بشنوم. اگر تو سخن او را بشنوی مدت یکسال تب می‌کنی. ایرادی ندارد، مایلم سخن او را بشنوم پس گوش کن!

وقتی گوش دادم صفیری شنیدم و بعد از آن به مدت یکسال گرفتار تب و ناراحتی بودم[۲]. از روایات او معلوم می‌گردد که این بانو در نزد امام رضا(ع) قرب و منزلت داشته و از اصحاب آن حضرت به شمار آمده است. اکثر کتب شیعه روایات او را نقل کرده‌اند[۳]. عمری تبارشناس قرن پنجم هجری در المجدی هنگام ذکر فرزندان امام موسی بن جعفر(ع) نام حکیمه را ضبط کرده و او را از زنان برجسته، صاحب نفوذ، مدیر و مدبر خاندان رسالت و از بزرگان سادات و علویون عصر خویش به شمار می‌آورد[۴]. ابن شهرآشوب در مناقب می‌نویسد: حکیمه دختر موسی بن جعفر(ع) به دستور امام رضا(ع) در هنگام ولادت امام جواد(ع) حضور داشته و سپس به دستور امام از آن حضرت مراقبت می‌کرده است[۵]. از تاریخ وفات وی اطلاعی در دست نیست. مزاری منسوب به او در کوه‌های اطراف بهبهان است که از زیارتگاه‌های معروف در آن سامان است[۶].[۷]

منابع

پانویس

  1. منتهی الامال، ج۲، ص۲۱۸؛ جلاءالعیون، ج۳، ص۱۰۴؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۳۴۵.
  2. الکافی، ج۱، ص۳۹۵-۳۹۶.
  3. اعلام النساء، ص۳۰۳؛ أعیان الشیعه، ج۲، ص۵.
  4. المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۰۶.
  5. مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۲۴؛ تاج الموالید، ص۱۲۴.
  6. بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۵-۳۱۶؛ اعلام النساء، ص۳۰۳؛ اعیان الشیعه، ج۲، ص۵؛ تراجم اعلام النساء، ج۲، ص۲۳.
  7. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۳۱۰.