مقدمه

شیخ مفید اسامی دختران امام موسی بن جعفر(ع) را چنین می‌نویسد: فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، ام‌ابیها، رقیه صغری، ام‌جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام‌سلمه، میمونه و ام‌کلثوم[۱]. بنا به نقل ابن‌طلحه شافعی اسامی دختران امام چنین است: خدیجه، ام فروه، اسماء، علیّه، فاطمه کبری، فاطمه صغری، ام‌کلثوم کبری، ام‌کلثوم صغری، آمنه، زینب، ام‌عبدالله، زینب صغری، ام‌القاسم، حکیمه، اسماء صغرا، محموده، امامه، میمونه[۲]. سبط ابن‌جوزی می‌نویسد: خدیجه، ام‌فروه، اسماء، علیه، فاطمه کبری، فاطمه صغری، فاطمه وسطی و فاطمه دیگری، ام‌کلثوم، آمنه، زینب، ام‌عبدالله، زینب صغرا، ام‌قاسم، حکیمه، اسماء صغرا، محموده، امامه، میمونه[۳]. پس بنا به نقل سبط ابن جوزی در تذکرة الخواص امام موسی بن جعفر(ع) چهار دختر به اسامی فاطمه داشت: فاطمه کبری، فاطمه صغری، فاطمه وسطی و فاطمه اخری[۴]. بنا به نقل طبرسی: فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، ام‌ابیها، رقیه صغری، کلثم، ام‌جعفر، لبانه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عائشه، ام‌سلمه، میمونه، ام‌کلثوم[۵].

ابونصر بخاری بدون ذکر نام تعداد دختران امام موسی بن جعفر(ع) را بیست و دو تن می‌داند[۶]. بنا به نقل علی بن عیسی اربلی دختران امام عبارتند: از خدیجه، ام‌فروه، عُلیّه، فاطمه کبری، فاطمه صغری، کلثم، ام‌کلثوم، زینب، ام القاسم، حکیمه، اسماء، امامه، میمونه، آمنه، ام‌عبدالله، زینب صغری و محموده[۷]. ابن شهرآشوب می‌نویسد: دختران امام نوزده نفرند به نام‌های خدیجه، ام‌فروه، ام‌ابیها، علیه، فاطمه کبری، فاطمه صغری، بریهه، کلثم، ام‌کلثوم، زینب، ام‌القاسم، حکیمه، رقیه صغری، ام‌وحیه، ام‌سلمه، ام‌جعفر، لبابه، اسماء، امامه و میمونه[۸]. علی بن زید بیهقی گوید: امام کاظم(ع) هجده دختر داشته است که عبارتند از: خدیجه، ام فروه، آمنه، اسماء، فاطمه کبری، ام‌کلثوم، زینب صغری، ام‌قاسم، حکیمه، اسماء صغری، محموده، امامه، میمونه و غیر از اینها.

سید جعفر آل بحرالعلوم می‌نویسد: دختران موسی بن جعفر عبارتند از: فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، ام‌ابیها، رقیه صغری، کلثوم، ام‌جعفر، لبابه، زینب، خدیجه علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام‌سلمه و میمونه[۹]. به هر حال امام کاظم(ع) همانگونه که محققان علم نسب گفته‌اند کثیرالاولاد بوده است. دختران آن حضرت عبارتند از: فاطمه کبری ملقب به معصومه، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، ام‌ابیها، رقیه صغری، کلثم، ام‌جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام‌سلمه، میمونه، ام‌فروه و ام‌کلثوم که از مادران مختلف بودند[۱۰]. آنچه درباره همه فرزندان امام کاظم(ع) می‌توان بیان داشت این است که آنان صاحب فضل و کمال بودند و در هر شهر و دیاری که قدم گذاشتند برکت و رحمت اسلامی را به مردم آن منطقه ارزانی داشته‌اند.

ابن صباغ مالکی می‌گوید: فضیلت و برتری برای هر یک از فرزندان موسی بن جعفر(ع) آشکار است[۱۱]. مرحوم طبرسی نیز با این عقیده موافق است و می‌نویسد فضایل و مناقب فرزندان امام کاظم(ع) تا حد زیادی مربوط به تربیت خانوادگی آنها بوده است. محققاً هر یک از اولاد امام کاظم(ع) دارای فضیلت و منقبت مشهوری بودند[۱۲]. امام صادق(ع) می‌فرماید: «إِنَّ خَيْرَ مَا وَرَّثَ الْآبَاءُ لِأَبْنَائِهِمُ الْأَدَبُ لَا الْمَالُ فَإِنَّ الْمَالَ يَذْهَبُ وَ الْأَدَبَ يَبْقَى»[۱۳] بهترین میراثی که پدران برای فرزندان خود باقی می‌گذارند، ادب و انسانیت است نه ثروت و دارایی. مال از دست می‌رود، اما ادب و انسانیت باقی می‌ماند. به همین جهت است که آموزگاری چون امام موسی بن جعفر(ع) می‌تواند فرزندان شایسته‌ای را تحویل جامعه دهد[۱۴]. فرزندان امام با وجود کثرت، دارای کمترین انحراف فکری یا رفتاری هستند؛ زیرا امام در دوران حضور در مدینه به امور آنان رسیدگی می‌کرد و پس از تبعید، امام رضا(ع) را سرپرست آنها تعیین کرده بود و امام نیز به تربیت آنان توجه ویژه‌ای داشت.

فرزندان آن حضرت در بزرگ‌ترین و عالی‌ترین خانواده در اسلام رشد و نمو یافتند. خانه‌ای که مهد تربیت بالای اسلامی بود. تعالیمی بر آن خانه حکم‌فرما بود که در زمره مهم‌ترین عوامل قرار داشت تا شخص براساس صفاتی چون عشق، محبت، عادات نیکو، رسومات پسندیده و... رشد کند. این خانه در زمره عالی‌ترین خانه در جهان اسلام قرار گرفت زیرا که مرکز تقوا و فضیلت بود. آنجا اخلاق اصیل گسترش می‌یافت، قرآن تلاوت می‌شد و اعمال خیر انجام می‌گرفت آنان از پدرشان صفات دیگری چون زهد، شکیبایی، کمک به بیچارگان و... را آموختند و آنها را در صحنه و صفحه دلشان جای دادند. تمام عوامل معنوی و وسایل تربیت عالی برای آنان فراهم بود لذا در داخل پس چنین چارچوب فرهنگی اکثر فرزندان آن حضرت به زیبایی تربیت شدند. برای هر یک از فرزندان آن حضرت منقبت و فضیلت مخصوصی است لکن امام رضا(ع) افضل آنان بود[۱۵]. عظمت شأن و جلالت مقام و بزرگواری او در بین خواص و عوام مشهور است. بعد از امام کاظم(ع) امامت به ایشان رسید[۱۶].[۱۷]

منابع

پانویس

  1. الارشاد، ج۲، ص۲۴۴.
  2. مطالب السؤول، ص۲۹۳.
  3. تذکرة الخواص، ص۳۱۴-۳۱۵.
  4. تذکرة الخواص، ص۳۱۴-۳۱۵.
  5. اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۳۶.
  6. سر السلسلة العلویه، ص۳۶.
  7. کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۳، ص۴۱.
  8. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۴۳۸.
  9. ر.ک: تحفة العالم، فرزندان امام کاظم(ع).
  10. ر.ک: اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۳۶؛ الارشاد، ج۲، ص۳۲۳؛ تاریخ الامامه (مجموعه نفیسه)، ص۲۰؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۲۴؛ تاریخ موالید الائمه، ص۳۴؛ دلائل الامامه، ص۱۴۹؛ تذکرة الخواص، ص۳۱۴-۳۱۵؛ عمدة الطالب، ص۱۹۶-۱۹۷؛ الفصول المهمه، ص۲۴۱.
  11. الفصول المهمه، ص۲۵۶.
  12. اعلام الوری باعلام الهدی، ص۳۰۱.
  13. الکافی، ج۸، ص۱۵۰.
  14. ر.ک: مجموعه آثار سومین کنگره جهانی حضرت رضا(ع) مقاله سیره امام کاظم(ع) در محیط خانواده، ج۲، ص۷۷-۸۷.
  15. الارشاد، ج۲، ص۳۲۴.
  16. برای زندگانی امام رضا(ع) ر.ک: علی بن موسی(ع)، امام رضا از همین نویسنده.
  17. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۳۰۷.