عصمت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۵۳: خط ۵۳:
{{اصلی|اثبات عصمت پیامبر}}
{{اصلی|اثبات عصمت پیامبر}}
{{اصلی|اثبات عصمت امام}}
{{اصلی|اثبات عصمت امام}}
==محال بودن تصرف شیطان در نفوس [[انبیا]] {{عم}}==
*آیا شیطان می‌تواند در نفوس [[انبیا]]{{عم}} نفوذ کرده و تصرفی در جریان [[وحی]] باشد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}﴾}}<ref> به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد.مگر از میان آنان بندگان نابت را؛ سوره ص، آیه: ۸۲ - ۸۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فقَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ }}﴾}}<ref> گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد.بجز از میان آنان بندگان نابت را؛ سوره حجر، آیه: ۳۹-۴۰.</ref>
*از آیات قرآن چنین به دست می‌آید که شیطان را در مخلصین راهی نیست و [[پیامبران]] نیز مخلصین حقیقی هستند که تصرف شیطان در نفوس آنها محال است .
*اگر اشکال شود که در اینجا تنها عامل گمراهی انسان‌ها ابلیس دانسته شده، در حالی که جهل و نادانی نیز می‌تواند یکی دیگر از عوامل ضلالت باشد در پاسخ می‌گوییم: ترک واجب یا فعل حرام هنگام گمراهی به شمار می‌رود که آن امر یا نهی به مکلف رسیده باشد. لذا اگر جهل و نادانی را نیز یکی از عوامل ضلالت بدانیم، منظور، آن نوع نادانی است که به‌وسیله وسوسه ابلیس صورت می‌گیرد پس ریشه همه گمراهی‌ها شیطان است که در این آیه از بندگان مخلص، به‌طور کامل نفی شده است<ref>ر.ک. [[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۲۳۸-۲۴۰.</ref>.


==منابع==
==منابع==

نسخهٔ ‏۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۲۰:۰۸

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عصمت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

عصمت به معنای دوی از خطا و گناه است، به شخص دارای این صفت معصوم گفته می شود.


واژه شناسی لغوی

  • واژه "عصمت" از ریشه "عصم" در عربی به معنای منع و امساک است و چون شخص معصوم، از خطا و گناه بازداشته می‌شود، به او معصوم می‌گویند[۱].
  • پیرامون معنای اصطلاحی عصمت، برخی حقیقت عصمت را لطف و تفضل الهی و عده‌ای، آرا قوه عاقله و دسته‌ای، ملکه نفسانی و گروهی، حیثیت ویژه‌ دانسته‌اند[۲].
  • حق مطلب آن است که در تحقق ملکه عصمت، قابلیت قوه عاقله معصوم و لطف الهی، مؤثری باشند[۳].
  • پیشوایان معصوم، قابلیت دریافت عصمت اعطایی از خداوند متعال را در دوره عالم ذر دریافت کرده‌اند، لذا عصمت پیامبران و امامان، قبل از بعثت و امامت و حتی قبل از جهان دنیوی اثبات می‌گردد[۴].
  • برای عصمت در بیان لغویان معانی‌ای چون منع از گناه، حفظ از گناه، نگه‌داری و امساک بیان شده است.

عصمت در اصطلاح

  • عصمت لطفی است از جانب خداوند متعال که در پرتو آن، بنده با اختیار خود، از کار زشت دوری می‌جوید. عصمت، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود انسان معصوم، حضور و ظهور دارد و هیچ نیرویی چون غضب، شهوت و... موجب زوال آن نمی‌شود. جامع‌ترین تعریف، از فاضل مقداد است زیرا عصمت را لطف الهی و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونی‌ای که علامه طباطبائی گفته‌اند، در حقیقت زمینه‌ساز اعطای لطف الهی است و اشکال عدم برتری، فضیلت انبیا بر سایه مردم را رفع می‌کند. که در بخش‌های آغازین دعای ندبه به آن اشاره شده است که می‌فرماید: تو با آنها شرط کردی زهد را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را مقرب خویش قراردادی و با وحی خویش آنان را گرامی داشتی[۵].
  • عصمت قوه یا ملکه‌ای از سوی خدای متعال است که وجود آن در هرکسی مانع صدور خطا و گناه از او می‌شود.امام نیز باید هم از گناه علمی و هم از خطا در امور دینی زیرا امامت استمرار نبوت است[۶].

عصمت و عدالت

  • عصمت و عدالت، هر دو، ملکه است و با وجود هر دو، قدرت بر گناه هست، اما صدور گناه از معصوم، ممتنع است به خاطر نبود داعی بر گناه، ولی صدور گناه از عادل، ممتنع نیست، به خاطر وجود داعی[۷].

عصمت و اختیار

  • عصمت، ناشی از کثرت علم است و هر چه علم، قویتر و شدیدتر باشد، عمل نیز به مقتضای علم، قوی‌تر خواهد بود. معصوم به زشتی و قبح گناه، علم دارد و با توجه به این علم، ارتکاب معصیت، محال است و باید توجه داشت که این علم، موجب سلب اختیار نخواهد شد[۸].
  • بسیاری از ما انسان‌ها در قبال برخی گناهان خاص، با تأمل در وضعیت خویش در موارد پیش آمد گناه، درمی‌یابیم که از روی اختیار و اراده، ترک عمل را بر انجام آن ترجیح می‌دهیم. انسان‌های معصوم هم، به دلیل مشاهده حضوری باطن گناهان و آثار و عواقب شوم آن، هیچ‌گاه اراده انجام معصیت نمی‌کنند مثل انسان تشنه‌ای که ظرف آب خنکی را که به زهر کشنده آمیخته شده است، پیش روی خود دارد، ولی به هیچ بها و بهانه‌ای حاضر به نوشیدن آب نیست. انسان معصوم نیز چنان مستغرق اوصاف پروردگار است که هیچ‌گاه به خود اجازه معصیت نمی‌دهد.
  • ممکن است گفته شود، شخص معصوم برای رسیدن به مقام عصمت تلاشی نکرده پس برتر از دیگران نیست، زیرا عصمت نیز مانند زیبایی، حُسنی خدادادی است. پاسخ: هرچند عصمت موهبتی الهی است اما اعطای آن مشروط به وجود شایستگی لازم در فرد است[۹].

گستره عصمت

  • عصمت در کلام اسلامی، دارای مراتبی است که عبارتند از:
    1. عصمت بینشی در اعتقادات؛
    2. عصمت منشی در ملکات؛
    3. عصمت کنشی فردی و اجتماعی[۱۰].

شرط عصمت در صفات امام

مصادیق عصمت

دلایل عصمت

منابع

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع عصمت

جستارهای وابسته

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید: