استغاثه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
واژه [[استغاثه]]، مصدر باب استفعال از ریشه «غ ـ و ـ ث» به‌معنای [[طلب نصرت]] و فریاد رس خواهی <ref>مفردات، ص۶۱۷، «غوث»؛ فرهنگ معارف اسلامی، ص۱۷۷؛ الموسوعة الذهبیه، ص۲۷۵.</ref> و [[استمداد]] در حال شدّت و [[محنت]] است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۴، ص۴۰۰.</ref>
واژه «استغاثه»، مصدر باب استفعال از ریشه «غ ـ و ـ ث» به‌معنای [[طلب نصرت]] و [[فریادرس‌خواهی]] <ref>مفردات، ص۶۱۷، «غوث»؛ فرهنگ معارف اسلامی، ص۱۷۷؛ الموسوعة الذهبیه، ص۲۷۵.</ref> و [[استمداد]] در حال شدّت و [[محنت]] است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۴، ص۴۰۰.</ref>


این واژه از ریشه «غ ـ ی ـ ث» به معنای [[طلب]] [[باران]]،<ref>مفردات، ص۶۱۷، «غوث».</ref> مورد بحث نیست. به گفته برخی، «[[غوث]]» در اصل [[نجات]] دادن از [[ابتلا]] و محنت و قرار دادن شخص در [[پناه]] خود است. از این دیدگاه با دو قید «نجات دادن و در پناه خود قرار دادن» فرق میان اغاثه و انقاذ، تخلیص، اعانه، نصر، انجاء و تفریج روشن می‌شود.<ref> التحقیق، ج ۷، ص۲۷۸، «غوث».</ref> [[حقیقت]] استغاثه که شرط [[بندگی]] است،<ref> کشف‌الاسرار، ج ۴، ص۲۳.</ref> استمداد از خداست؛ زیرا یگانه تأثیرگذار در عالم اوست و اگر از غیر وی ([[اولیای الهی]]) کاری ساخته است، به [[اذن]] او و به این جهت است که آنان مجاری [[فیض]] وی هستند،<ref>الغدیر، ج ۳، ص۲۹۲.</ref> بر این اساس، [[رسول‌خدا]]{{صل}}‌ فرمود: یگانه حقیقتی که بدان‌استغاثه می‌شود، [[خداوند]] است <ref>کنزالعمال، ج ۱۰، ص۳۷۳؛ سنن ابن‌ماجه، ج ۲، ص۱۳۶۰.</ref> البتّه این به معنای روا نبودن استغاثه به اولیای الهی نیست؛ زیرا [[انسان‌های کامل]] با توجه به [[مقام خلافت الهی]] خویش، در [[حکم]] «مستخلفٌ عنه» بوده و می‌توانند مورد استغاثه واقع شوند، ازاین‌رو در [[منابع دینی]] دعاهایی وارد شده که در آنها از اولیای الهی، چون [[حضرت زهرا]]{{س}} <ref>بحارالانوار، ج ۹۹، ص۲۵۴؛ مکارم‌الاخلاق، ص۳۳۰.</ref> و [[امام‌ عصر]]<ref>بحارالانوار، ج ۹۹، ص۲۴۳ ـ ۲۴۷.</ref> [[استغاثه]] می‌شود، پس [[شرک]] پنداشتن استغاثه به [[ارواح]] [[مقدّس]]، نادرست بوده، از عدم [[فهم]] صحیح [[توحید افعالی]] ناشی می‌شود.<ref>الملل والنحل، ج ۴، ص۷۸ ـ ۸۴.</ref> نمونه آشکار استغاثه هنگامی است که [[انسان]] به [[بیماری]] [[سختی]] [[مبتلا]] می‌شود یا در امواج توفان دریا گرفتار می‌آید و دست خود را از همه جا کوتاه می‌بیند و به اقتضای [[فطرت توحیدی]]، این [[حقیقت]] را درمی‌یابد که در عالم، قدرتی هست که بتواند وی را در هر شرایطی که باشد [[نجات]] دهد. در این حالت، [[انسان]] با [[تضرّع]] و [[زاری]]، فقط به [[خدا]] [[استغاثه]] می‌کند<ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص۵۶۴.</ref>.<ref>[[ابوطالب ربیع‌نیا|ربیع‌نیا، ابوطالب]]، [[استغاثه - ربیع‌نیا (مقاله)|مقاله «استغاثه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۳، ص ۱۳۰-۱۳۱.</ref>
این واژه از ریشه «غ ـ ی ـ ث» به معنای [[طلب]] [[باران]]،<ref>مفردات، ص۶۱۷، «غوث».</ref> مورد بحث نیست. به گفته برخی، «[[غوث]]» در اصل [[نجات]] دادن از [[ابتلا]] و محنت و قرار دادن شخص در [[پناه]] خود است. از این دیدگاه با دو قید «نجات دادن و در پناه خود قرار دادن» فرق میان [[اغاثه]] و [[انقاذ]]، [[تخلیص]]، [[اعانه]]، نصر، [[انجاء]] و [[تفریج]] روشن می‌شود.<ref> التحقیق، ج ۷، ص۲۷۸، «غوث».</ref> [[حقیقت]] استغاثه که شرط [[بندگی]] است،<ref> کشف‌الاسرار، ج ۴، ص۲۳.</ref> استمداد از خداست؛ زیرا یگانه تأثیرگذار در عالم اوست و اگر از غیر وی ([[اولیای الهی]]) کاری ساخته است، به [[اذن]] او و به این جهت است که آنان مجاری [[فیض]] وی هستند،<ref>الغدیر، ج ۳، ص۲۹۲.</ref> بر این اساس، [[رسول‌خدا]]{{صل}}‌ فرمود: یگانه حقیقتی که بدان‌استغاثه می‌شود، [[خداوند]] است <ref>کنزالعمال، ج ۱۰، ص۳۷۳؛ سنن ابن‌ماجه، ج ۲، ص۱۳۶۰.</ref> البتّه این به معنای روا نبودن استغاثه به اولیای الهی نیست؛ زیرا [[انسان‌های کامل]] با توجه به [[مقام خلافت الهی]] خویش، در [[حکم]] «مستخلفٌ عنه» بوده و می‌توانند مورد استغاثه واقع شوند، ازاین‌رو در [[منابع دینی]] دعاهایی وارد شده که در آنها از اولیای الهی، چون [[حضرت زهرا]]{{س}} <ref>بحارالانوار، ج ۹۹، ص۲۵۴؛ مکارم‌الاخلاق، ص۳۳۰.</ref> و امام‌ عصر<ref>بحارالانوار، ج ۹۹، ص۲۴۳ ـ ۲۴۷.</ref>[[استغاثه]] می‌شود، پس [[شرک]] پنداشتن استغاثه به [[ارواح مقدّس]]، نادرست بوده، از عدم [[فهم]] صحیح [[توحید افعالی]] ناشی می‌شود.<ref>الملل والنحل، ج ۴، ص۷۸ ـ ۸۴.</ref> نمونه آشکار استغاثه هنگامی است که [[انسان]] به [[بیماری]] [[سختی]] [[مبتلا]] می‌شود یا در امواج توفان دریا گرفتار می‌آید و دست خود را از همه جا کوتاه می‌بیند و به اقتضای [[فطرت توحیدی]]، این [[حقیقت]] را درمی‌یابد که در عالم، قدرتی هست که بتواند وی را در هر شرایطی که باشد [[نجات]] دهد. در این حالت، [[انسان]] با [[تضرّع]] و [[زاری]]، فقط به [[خدا]] [[استغاثه]] می‌کند<ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص۵۶۴.</ref>.<ref>[[ابوطالب ربیع‌نیا|ربیع‌نیا، ابوطالب]]، [[استغاثه - ربیع‌نیا (مقاله)|مقاله «استغاثه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۳، ص۱۳۰-۱۳۱.</ref>


==[[استغاثه]] در [[قرآن]] ==
==[[استغاثه]] در [[قرآن]] ==

نسخهٔ ‏۲۲ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۷:۴۴

مقدمه

واژه «استغاثه»، مصدر باب استفعال از ریشه «غ ـ و ـ ث» به‌معنای طلب نصرت و فریادرس‌خواهی [۱] و استمداد در حال شدّت و محنت است.[۲]

این واژه از ریشه «غ ـ ی ـ ث» به معنای طلب باران،[۳] مورد بحث نیست. به گفته برخی، «غوث» در اصل نجات دادن از ابتلا و محنت و قرار دادن شخص در پناه خود است. از این دیدگاه با دو قید «نجات دادن و در پناه خود قرار دادن» فرق میان اغاثه و انقاذ، تخلیص، اعانه، نصر، انجاء و تفریج روشن می‌شود.[۴] حقیقت استغاثه که شرط بندگی است،[۵] استمداد از خداست؛ زیرا یگانه تأثیرگذار در عالم اوست و اگر از غیر وی (اولیای الهی) کاری ساخته است، به اذن او و به این جهت است که آنان مجاری فیض وی هستند،[۶] بر این اساس، رسول‌خدا(ص)‌ فرمود: یگانه حقیقتی که بدان‌استغاثه می‌شود، خداوند است [۷] البتّه این به معنای روا نبودن استغاثه به اولیای الهی نیست؛ زیرا انسان‌های کامل با توجه به مقام خلافت الهی خویش، در حکم «مستخلفٌ عنه» بوده و می‌توانند مورد استغاثه واقع شوند، ازاین‌رو در منابع دینی دعاهایی وارد شده که در آنها از اولیای الهی، چون حضرت زهرا(س) [۸] و امام‌ عصر[۹]استغاثه می‌شود، پس شرک پنداشتن استغاثه به ارواح مقدّس، نادرست بوده، از عدم فهم صحیح توحید افعالی ناشی می‌شود.[۱۰] نمونه آشکار استغاثه هنگامی است که انسان به بیماری سختی مبتلا می‌شود یا در امواج توفان دریا گرفتار می‌آید و دست خود را از همه جا کوتاه می‌بیند و به اقتضای فطرت توحیدی، این حقیقت را درمی‌یابد که در عالم، قدرتی هست که بتواند وی را در هر شرایطی که باشد نجات دهد. در این حالت، انسان با تضرّع و زاری، فقط به خدا استغاثه می‌کند[۱۱].[۱۲]

استغاثه در قرآن

استغاثه و اجابت

استغاثه کنندگان

استغاثه نوح(ع)

استغاثه ایوب(ع)

استغاثه یونس(ع)

منابع

پانویس

  1. مفردات، ص۶۱۷، «غوث»؛ فرهنگ معارف اسلامی، ص۱۷۷؛ الموسوعة الذهبیه، ص۲۷۵.
  2. مقاییس اللغه، ج ۴، ص۴۰۰.
  3. مفردات، ص۶۱۷، «غوث».
  4. التحقیق، ج ۷، ص۲۷۸، «غوث».
  5. کشف‌الاسرار، ج ۴، ص۲۳.
  6. الغدیر، ج ۳، ص۲۹۲.
  7. کنزالعمال، ج ۱۰، ص۳۷۳؛ سنن ابن‌ماجه، ج ۲، ص۱۳۶۰.
  8. بحارالانوار، ج ۹۹، ص۲۵۴؛ مکارم‌الاخلاق، ص۳۳۰.
  9. بحارالانوار، ج ۹۹، ص۲۴۳ ـ ۲۴۷.
  10. الملل والنحل، ج ۴، ص۷۸ ـ ۸۴.
  11. مجمع‌البیان، ج ۶، ص۵۶۴.
  12. ربیع‌نیا، ابوطالب، مقاله «استغاثه»، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۳، ص۱۳۰-۱۳۱.