نشستن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[نشستن در حدیث]] - [[نشستن در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[نشستن در حدیث]] - [[نشستن در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط  = }}


==تبیین چگونگی نشستن [[پیامبر]]{{صل}} و حضورش در مجالس<ref>به قلم فاضل ارجمند، جناب آقای عبد الهادی مسعودی.</ref>==
== تبیین چگونگی نشستن [[پیامبر]] {{صل}} و حضورش در مجالس<ref>به قلم فاضل ارجمند، جناب آقای عبد الهادی مسعودی.</ref>==
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} بیشتر رو به [[قبله]] می‌نشستند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱ (رو به قبله نشستن).</ref>. به مجلس که وارد می‌شدند، به بالای آن نمی‌رفتند و در انتهای مجلس -جایی متصل به بقیه، و نه دور و کنار از جمع ۔ می‌نشستند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۴.</ref>. نشست و برخاست پیامبر{{صل}}، با [[ذکر خدا]] همراه بود<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۹ (ذکر خدا گفتن، هنگام نشستن و برخاستن).</ref>. ایشان باکمال [[ادب]] و [[تواضع]]، گاه بر روی دو زانو می‌نشستند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۵.</ref> و گاه یک پا را خم می‌کردند و پای دیگر را روی آن می‌گشودند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۵.</ref>؛ اما بیشتر، مانند [[اعراب]] [[صحرانشین]]، به حالت «احتبا» روی [[زمین]] می‌نشستند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱ (چگونگی نشستن پیامبر{{صل}}).</ref>؛ یعنی ساق‌های خود را به گونه عمودی در می‌آوردند و دستان خویش را به گرد آنها حلقه می‌کردند و یا دستار خویش را به دور آنها می‌بستند و بدین‌گونه خود را از تکیه گاه، [[بی‌نیاز]] می‌نمودند.
[[پیامبر اکرم]] {{صل}} بیشتر رو به [[قبله]] می‌نشستند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱ (رو به قبله نشستن).</ref>. به مجلس که وارد می‌شدند، به بالای آن نمی‌رفتند و در انتهای مجلس -جایی متصل به بقیه، و نه دور و کنار از جمع ۔ می‌نشستند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۴.</ref>. نشست و برخاست پیامبر {{صل}}، با [[ذکر خدا]] همراه بود<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۹ (ذکر خدا گفتن، هنگام نشستن و برخاستن).</ref>. ایشان باکمال [[ادب]] و [[تواضع]]، گاه بر روی دو زانو می‌نشستند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۵.</ref> و گاه یک پا را خم می‌کردند و پای دیگر را روی آن می‌گشودند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۵.</ref>؛ اما بیشتر، مانند [[اعراب]] [[صحرانشین]]، به حالت «احتبا» روی [[زمین]] می‌نشستند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱ (چگونگی نشستن پیامبر {{صل}}).</ref>؛ یعنی ساق‌های خود را به گونه عمودی در می‌آوردند و دستان خویش را به گرد آنها حلقه می‌کردند و یا دستار خویش را به دور آنها می‌بستند و بدین‌گونه خود را از تکیه گاه، [[بی‌نیاز]] می‌نمودند.


نشستن پیامبر{{صل}} مانند دیگر کارهای ایشان، فروتنانه بود. ایشان گاه مانند بردگان می‌نشستند<ref>ر.ک: ج۱، ص۴۵۱ (فروتنی پیامبر{{صل}}/ فروتنی در نشستن).</ref>، و گاه به پشتی تکیه می‌دادند و گاه ردای خود را در تکیه‌گاه می‌نهادند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۵، ح۱۶۱۳۔ ۱۶۱۶.</ref>؛ اما هیچ‌گاه، پای خود را جلوی کسی دراز نکردند<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۷ (ادب نشستن پیامبر{{صل}}).</ref>. همچنین بر پایه [[احادیث شیعه]]، هیچ‌گاه دیده نشد که پیامبر تا چهارزانو (متربع) نشسته باشند؛ نشستنی که به احتمال فراوان در روزگاران گذشته، گونه‌ای [[تکبّر]] و [[بزرگ‌منشی]] در آن [[احساس]] می‌گشته و مبغوض [[خدا]] دانسته می‌شده است<ref>کلینی که درباره نشستن بر سر سفره، از امام علی{{ع}} نقل کرده است: «کسی از شما چهارزانو ننشیند، که خداوند از این‌گونه نشستن بدش می‌آید و از کسی که چهارزانو بنشیند، نفرت دارد» (الکافی، ج۶، ص۲۷۲، ح۱۰).</ref>.
نشستن پیامبر {{صل}} مانند دیگر کارهای ایشان، فروتنانه بود. ایشان گاه مانند بردگان می‌نشستند<ref>ر. ک: ج۱، ص۴۵۱ (فروتنی پیامبر {{صل}}/ فروتنی در نشستن).</ref>، و گاه به پشتی تکیه می‌دادند و گاه ردای خود را در تکیه‌گاه می‌نهادند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۵، ح۱۶۱۳۔ ۱۶۱۶.</ref>؛ اما هیچ‌گاه، پای خود را جلوی کسی دراز نکردند<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۷ (ادب نشستن پیامبر {{صل}}).</ref>. همچنین بر پایه [[احادیث شیعه]]، هیچ‌گاه دیده نشد که پیامبر تا چهارزانو (متربع) نشسته باشند؛ نشستنی که به احتمال فراوان در روزگاران گذشته، گونه‌ای [[تکبّر]] و [[بزرگ‌منشی]] در آن [[احساس]] می‌گشته و مبغوض [[خدا]] دانسته می‌شده است<ref>کلینی که درباره نشستن بر سر سفره، از امام علی {{ع}} نقل کرده است: «کسی از شما چهارزانو ننشیند، که خداوند از این‌گونه نشستن بدش می‌آید و از کسی که چهارزانو بنشیند، نفرت دارد» (الکافی، ج۶، ص۲۷۲، ح۱۰).</ref>.


گفتنی است که یک [[حدیث]] از [[اهل سنت]]، چهار زانو نشستن [[پیامبر]]{{صل}} را پس از [[نماز صبح]]<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۷، ح۱۶۱۷.</ref>، و [[حدیثی]] دیگر، یک مورد از این‌گونه نشستن را بدون تقیید به‌جا و [[زمان]] خاصی، گزارش کرده است<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۷، ح۱۶۱۸.</ref>. البته هر دو حدیث، سندشان [[ضعف]] و خدشه دارد و با حدیث نقل شده در [[الکافی]]<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۵.</ref> که می‌گوید: {{متن حدیث|وَ لَمْ يُرَ مُتَرَبِّعاً}}؛ «هرگز چهار زانو دیده نشد» معارض‌اند، و از این‌رو اطمینانی به صدور آنها نیست. [[مؤیّد]] این سخن، گزارش‌هایی از [[شیعه]] و اهل سنت هستند که نشستن پیامبر{{صل}} را بیشتر در حالت احتبا و احتفاز<ref>معنای «احتبا» و «احتفاز» در ابتدای تحلیل آمد.</ref> دانسته‌اند.
گفتنی است که یک [[حدیث]] از [[اهل سنت]]، چهار زانو نشستن [[پیامبر]] {{صل}} را پس از [[نماز صبح]]<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۷، ح۱۶۱۷.</ref>، و [[حدیثی]] دیگر، یک مورد از این‌گونه نشستن را بدون تقیید به‌جا و [[زمان]] خاصی، گزارش کرده است<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۷، ح۱۶۱۸.</ref>. البته هر دو حدیث، سندشان [[ضعف]] و خدشه دارد و با حدیث نقل شده در [[الکافی]]<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۵.</ref> که می‌گوید: {{متن حدیث|وَ لَمْ يُرَ مُتَرَبِّعاً}}؛ «هرگز چهار زانو دیده نشد» معارض‌اند، و از این‌رو اطمینانی به صدور آنها نیست. [[مؤیّد]] این سخن، گزارش‌هایی از [[شیعه]] و اهل سنت هستند که نشستن پیامبر {{صل}} را بیشتر در حالت احتبا و احتفاز<ref>معنای «احتبا» و «احتفاز» در ابتدای تحلیل آمد.</ref> دانسته‌اند.


ناگفته نماند که وجوه و احتمالاتی را می‌توان برای جمع میان [[احادیث]] یاد شده ارائه داد. یک احتمال، آن است که «تربّع» که چهارزانو ترجمه می‌شود، مشترک لفظی میان چند معنا و چند گونه نشستن باشد. در این صورت، دو دسته حدیث، تنها در لفظ، مشترک خواهند بود. بر اساس این احتمال، از نظر معنا چنین می‌شود که گونه‌ای از نشستن، دیده و گزارش شده و گونه‌ای دیگر دیده و گزارش نشده است. درباره این احتمال باید گفت که نمی‌توان این اشتراک لفظی و تعدّد معنایی را در لغت یافت<ref>ر.ک: فقه اللغة، ثعالبی، ص۱۸۲. گفتنی است که برخی فقیهان، معنای فقهی «تربّع» را در بحث چگونگی نشستن در نماز، چند گونه تفسیر کرده‌اند (ر.ک: مستند الشیعة، نراقی، ج۶، ص۶۶؛ جواهر الکلام، ج۱۲، ص۲۲۴).</ref>.
ناگفته نماند که وجوه و احتمالاتی را می‌توان برای جمع میان [[احادیث]] یاد شده ارائه داد. یک احتمال، آن است که «تربّع» که چهارزانو ترجمه می‌شود، مشترک لفظی میان چند معنا و چند گونه نشستن باشد. در این صورت، دو دسته حدیث، تنها در لفظ، مشترک خواهند بود. بر اساس این احتمال، از نظر معنا چنین می‌شود که گونه‌ای از نشستن، دیده و گزارش شده و گونه‌ای دیگر دیده و گزارش نشده است. درباره این احتمال باید گفت که نمی‌توان این اشتراک لفظی و تعدّد معنایی را در لغت یافت<ref>ر. ک: فقه اللغة، ثعالبی، ص۱۸۲. گفتنی است که برخی فقیهان، معنای فقهی «تربّع» را در بحث چگونگی نشستن در نماز، چند گونه تفسیر کرده‌اند (ر. ک: مستند الشیعة، نراقی، ج۶، ص۶۶؛ جواهر الکلام، ج۱۲، ص۲۲۴).</ref>.


احتمال معنایی دیگر، نادیده انگاشتن چند مورد انگشت‌شمار از چهار زانو نشستن پیامبر{{صل}} است. به سخن دیگر، در میان ده‌ها هزار باری که پیامبر{{صل}} نشسته و برخاسته‌اند، ده یا بیست بار چهارزانو نشستن، در [[حکم]] عدم است و به کار بردن تعبیر «دیده نشدن» درباره آنها، پذیرفتنی می‌نماید.
احتمال معنایی دیگر، نادیده انگاشتن چند مورد انگشت‌شمار از چهار زانو نشستن پیامبر {{صل}} است. به سخن دیگر، در میان ده‌ها هزار باری که پیامبر {{صل}} نشسته و برخاسته‌اند، ده یا بیست بار چهارزانو نشستن، در [[حکم]] عدم است و به کار بردن تعبیر «دیده نشدن» درباره آنها، پذیرفتنی می‌نماید.


در هر صورت با توجه به این نکات، گزارش چهار زانو نشستن [[پیامبر]]{{صل}}، اطمینان‌آور نیست و نمی‌توان آن را شیوه و گونه‌ای برای نشستن پیامبر{{صل}} خواند؛ اما باید توجه داشت که [[حکم]] بسیاری از [[اعمال]] و شکل و صورتشان، تابع اثر محیطی آنها و برداشتی است که [[مردمان]] از آنها دارند. بسی محتمل است در [[جامعه]] و روزگاری که چهارزانو نشستن، ویژه [[متکبّران]] به شمار نمی‌رود، این‌گونه نشستن، پذیرفتنی‌تر از نشستن به حالت نیم‌خیز (احتفاز) و یا احتبا باشد. از این رو در برخی [[احادیث]]، [[غذا خوردن]] [[امام صادق]]{{ع}} در حالت چهارزانو گزارش شده است<ref>الکافی، ج۶، ص۲۷۲، ح۹.</ref>.
در هر صورت با توجه به این نکات، گزارش چهار زانو نشستن [[پیامبر]] {{صل}}، اطمینان‌آور نیست و نمی‌توان آن را شیوه و گونه‌ای برای نشستن پیامبر {{صل}} خواند؛ اما باید توجه داشت که [[حکم]] بسیاری از [[اعمال]] و شکل و صورتشان، تابع اثر محیطی آنها و برداشتی است که [[مردمان]] از آنها دارند. بسی محتمل است در [[جامعه]] و روزگاری که چهارزانو نشستن، ویژه [[متکبّران]] به شمار نمی‌رود، این‌گونه نشستن، پذیرفتنی‌تر از نشستن به حالت نیم‌خیز (احتفاز) و یا احتبا باشد. از این رو در برخی [[احادیث]]، [[غذا خوردن]] [[امام صادق]] {{ع}} در حالت چهارزانو گزارش شده است<ref>الکافی، ج۶، ص۲۷۲، ح۹.</ref>.


==جمع‌بندی==
== جمع‌بندی ==
با توجه به اصول [[حاکم]] بر [[سیره نبوی]] می‌توان گفت: نشستن [[انسان]] نیز همچون سایر [[کارها]] باید نمود [[فروتنی]]، [[ادب]]، به [[یاد خدا]] بودن و متناسب و هماهنگ با هنجارهای پذیرفته شده [[اجتماعی]] باشد که در آن [[زندگی]] می‌کنیم.
با توجه به اصول [[حاکم]] بر [[سیره نبوی]] می‌توان گفت: نشستن [[انسان]] نیز همچون سایر [[کارها]] باید نمود [[فروتنی]]، [[ادب]]، به [[یاد خدا]] بودن و متناسب و هماهنگ با هنجارهای پذیرفته شده [[اجتماعی]] باشد که در آن [[زندگی]] می‌کنیم.
گفتنی است که برخاستن پیامبر{{صل}} از مجلس نیز همراه یاد خدا بوده و [[آداب]] خاصی داشته که در ابواب مربوط به آن آمده است<ref>ر.ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۹ (چگونگی برخاستن پیامبر) و ص۱۲۱ (دعای پیامبر به هنگام برخاستن).</ref>.<ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۳ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم ج۳]]، ص ۱۲۵.</ref>.
گفتنی است که برخاستن پیامبر {{صل}} از مجلس نیز همراه یاد خدا بوده و [[آداب]] خاصی داشته که در ابواب مربوط به آن آمده است<ref>ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۹ (چگونگی برخاستن پیامبر) و ص۱۲۱ (دعای پیامبر به هنگام برخاستن).</ref>.<ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۳ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم ج۳]]، ص ۱۲۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۵۹

تبیین چگونگی نشستن پیامبر (ص) و حضورش در مجالس[۱]

پیامبر اکرم (ص) بیشتر رو به قبله می‌نشستند[۲]. به مجلس که وارد می‌شدند، به بالای آن نمی‌رفتند و در انتهای مجلس -جایی متصل به بقیه، و نه دور و کنار از جمع ۔ می‌نشستند[۳]. نشست و برخاست پیامبر (ص)، با ذکر خدا همراه بود[۴]. ایشان باکمال ادب و تواضع، گاه بر روی دو زانو می‌نشستند[۵] و گاه یک پا را خم می‌کردند و پای دیگر را روی آن می‌گشودند[۶]؛ اما بیشتر، مانند اعراب صحرانشین، به حالت «احتبا» روی زمین می‌نشستند[۷]؛ یعنی ساق‌های خود را به گونه عمودی در می‌آوردند و دستان خویش را به گرد آنها حلقه می‌کردند و یا دستار خویش را به دور آنها می‌بستند و بدین‌گونه خود را از تکیه گاه، بی‌نیاز می‌نمودند.

نشستن پیامبر (ص) مانند دیگر کارهای ایشان، فروتنانه بود. ایشان گاه مانند بردگان می‌نشستند[۸]، و گاه به پشتی تکیه می‌دادند و گاه ردای خود را در تکیه‌گاه می‌نهادند[۹]؛ اما هیچ‌گاه، پای خود را جلوی کسی دراز نکردند[۱۰]. همچنین بر پایه احادیث شیعه، هیچ‌گاه دیده نشد که پیامبر تا چهارزانو (متربع) نشسته باشند؛ نشستنی که به احتمال فراوان در روزگاران گذشته، گونه‌ای تکبّر و بزرگ‌منشی در آن احساس می‌گشته و مبغوض خدا دانسته می‌شده است[۱۱].

گفتنی است که یک حدیث از اهل سنت، چهار زانو نشستن پیامبر (ص) را پس از نماز صبح[۱۲]، و حدیثی دیگر، یک مورد از این‌گونه نشستن را بدون تقیید به‌جا و زمان خاصی، گزارش کرده است[۱۳]. البته هر دو حدیث، سندشان ضعف و خدشه دارد و با حدیث نقل شده در الکافی[۱۴] که می‌گوید: «وَ لَمْ يُرَ مُتَرَبِّعاً»؛ «هرگز چهار زانو دیده نشد» معارض‌اند، و از این‌رو اطمینانی به صدور آنها نیست. مؤیّد این سخن، گزارش‌هایی از شیعه و اهل سنت هستند که نشستن پیامبر (ص) را بیشتر در حالت احتبا و احتفاز[۱۵] دانسته‌اند.

ناگفته نماند که وجوه و احتمالاتی را می‌توان برای جمع میان احادیث یاد شده ارائه داد. یک احتمال، آن است که «تربّع» که چهارزانو ترجمه می‌شود، مشترک لفظی میان چند معنا و چند گونه نشستن باشد. در این صورت، دو دسته حدیث، تنها در لفظ، مشترک خواهند بود. بر اساس این احتمال، از نظر معنا چنین می‌شود که گونه‌ای از نشستن، دیده و گزارش شده و گونه‌ای دیگر دیده و گزارش نشده است. درباره این احتمال باید گفت که نمی‌توان این اشتراک لفظی و تعدّد معنایی را در لغت یافت[۱۶].

احتمال معنایی دیگر، نادیده انگاشتن چند مورد انگشت‌شمار از چهار زانو نشستن پیامبر (ص) است. به سخن دیگر، در میان ده‌ها هزار باری که پیامبر (ص) نشسته و برخاسته‌اند، ده یا بیست بار چهارزانو نشستن، در حکم عدم است و به کار بردن تعبیر «دیده نشدن» درباره آنها، پذیرفتنی می‌نماید.

در هر صورت با توجه به این نکات، گزارش چهار زانو نشستن پیامبر (ص)، اطمینان‌آور نیست و نمی‌توان آن را شیوه و گونه‌ای برای نشستن پیامبر (ص) خواند؛ اما باید توجه داشت که حکم بسیاری از اعمال و شکل و صورتشان، تابع اثر محیطی آنها و برداشتی است که مردمان از آنها دارند. بسی محتمل است در جامعه و روزگاری که چهارزانو نشستن، ویژه متکبّران به شمار نمی‌رود، این‌گونه نشستن، پذیرفتنی‌تر از نشستن به حالت نیم‌خیز (احتفاز) و یا احتبا باشد. از این رو در برخی احادیث، غذا خوردن امام صادق (ع) در حالت چهارزانو گزارش شده است[۱۷].

جمع‌بندی

با توجه به اصول حاکم بر سیره نبوی می‌توان گفت: نشستن انسان نیز همچون سایر کارها باید نمود فروتنی، ادب، به یاد خدا بودن و متناسب و هماهنگ با هنجارهای پذیرفته شده اجتماعی باشد که در آن زندگی می‌کنیم. گفتنی است که برخاستن پیامبر (ص) از مجلس نیز همراه یاد خدا بوده و آداب خاصی داشته که در ابواب مربوط به آن آمده است[۱۸].[۱۹].

منابع

پانویس

  1. به قلم فاضل ارجمند، جناب آقای عبد الهادی مسعودی.
  2. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱ (رو به قبله نشستن).
  3. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۴.
  4. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۹ (ذکر خدا گفتن، هنگام نشستن و برخاستن).
  5. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۵.
  6. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۵.
  7. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱ (چگونگی نشستن پیامبر (ص)).
  8. ر. ک: ج۱، ص۴۵۱ (فروتنی پیامبر (ص)/ فروتنی در نشستن).
  9. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۵، ح۱۶۱۳۔ ۱۶۱۶.
  10. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۷ (ادب نشستن پیامبر (ص)).
  11. کلینی که درباره نشستن بر سر سفره، از امام علی (ع) نقل کرده است: «کسی از شما چهارزانو ننشیند، که خداوند از این‌گونه نشستن بدش می‌آید و از کسی که چهارزانو بنشیند، نفرت دارد» (الکافی، ج۶، ص۲۷۲، ح۱۰).
  12. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۷، ح۱۶۱۷.
  13. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۷، ح۱۶۱۸.
  14. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۱، ح۱۶۰۵.
  15. معنای «احتبا» و «احتفاز» در ابتدای تحلیل آمد.
  16. ر. ک: فقه اللغة، ثعالبی، ص۱۸۲. گفتنی است که برخی فقیهان، معنای فقهی «تربّع» را در بحث چگونگی نشستن در نماز، چند گونه تفسیر کرده‌اند (ر. ک: مستند الشیعة، نراقی، ج۶، ص۶۶؛ جواهر الکلام، ج۱۲، ص۲۲۴).
  17. الکافی، ج۶، ص۲۷۲، ح۹.
  18. ر. ک: سیره پیامبر خاتم، ج۳، ص۱۱۹ (چگونگی برخاستن پیامبر) و ص۱۲۱ (دعای پیامبر به هنگام برخاستن).
  19. م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد، سیره پیامبر خاتم ج۳، ص ۱۲۵.