توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۷۶۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۸
خط ۲۳: خط ۲۳:
*بنابر روایتی، روز جنگ جمل مردی از [[امام علی|امیرمؤمنان]] پرسید؟ آیا خدا واحد است؟ حضرت فرمود: این سخن که خدا واحد است، بر ۴ وجه است که دو وجه آن جایز نیست و دو وجه دیگر ثابت است؛ اما آن دو وجه که جایز نیست، یکی آن است که بگوییم خدا به همان معنا که در اعداد مطرح است، واحد است، زیرا کسی که دوم ندارد، در باب اعداد داخل نیست. دوم آنکه گفته شود خدا یکی از جنس مردم است. این نیز از آن رو که مستلزم تشبیه خدا به مخلوقات است جایز نیست؛ اما آن دو وجه که ثابت است، اول آنکه خدا بی نظیر است و دوم آنکه بسیط است و به هیچ روی تجزیه برنمی دارد<ref>التوحید، صدوق، ص ۸۳.</ref>.
*بنابر روایتی، روز جنگ جمل مردی از [[امام علی|امیرمؤمنان]] پرسید؟ آیا خدا واحد است؟ حضرت فرمود: این سخن که خدا واحد است، بر ۴ وجه است که دو وجه آن جایز نیست و دو وجه دیگر ثابت است؛ اما آن دو وجه که جایز نیست، یکی آن است که بگوییم خدا به همان معنا که در اعداد مطرح است، واحد است، زیرا کسی که دوم ندارد، در باب اعداد داخل نیست. دوم آنکه گفته شود خدا یکی از جنس مردم است. این نیز از آن رو که مستلزم تشبیه خدا به مخلوقات است جایز نیست؛ اما آن دو وجه که ثابت است، اول آنکه خدا بی نظیر است و دوم آنکه بسیط است و به هیچ روی تجزیه برنمی دارد<ref>التوحید، صدوق، ص ۸۳.</ref>.
*در این روایت وحدت عددی و وحدت نوعی خداوند نفی، و بی‌نظیری "واحدیت" و بساطت "احدیت" ثابت شده است. افزون بر این در سخنانی که از دیگر [[امامان]]{{عم}} نقل شده است به گونه صریح و بارها عبارت {{عربی|اندازه=150%|" إنّه واحد لا بالعدد‏‏‏‏‏"}} به چشم می‌خورد. این تعبیر با این سخن [[امام سجاد]]{{ع}} که فرمود: {{عربی|اندازه=150%|" لَكَ‏ يَا إِلَهِي‏ وَحْدَانِيَّةُ الْعَدَد‏‏‏‏‏"}} ناسازگار نیست، زیرا مراد آن حضرت این است که وحدانیت عدد ملک خداست نه اینکه او به آن متصف است<ref>الصحیفة السجادیه، دعاء ۷۴؛ ر.</ref> ک: المیزان، ج ۱، ص ۴۰۸.</ref>، چنان که معنای {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}}﴾}}<ref> آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست و او فرازمند سترگ است؛ سوره شوری، آیه: ۴.</ref> این است که آنچه در آسمان‌ها و زمین است، ملک خداوند است نه اینکه او به آن‌ها متصف است.
*در این روایت وحدت عددی و وحدت نوعی خداوند نفی، و بی‌نظیری "واحدیت" و بساطت "احدیت" ثابت شده است. افزون بر این در سخنانی که از دیگر [[امامان]]{{عم}} نقل شده است به گونه صریح و بارها عبارت {{عربی|اندازه=150%|" إنّه واحد لا بالعدد‏‏‏‏‏"}} به چشم می‌خورد. این تعبیر با این سخن [[امام سجاد]]{{ع}} که فرمود: {{عربی|اندازه=150%|" لَكَ‏ يَا إِلَهِي‏ وَحْدَانِيَّةُ الْعَدَد‏‏‏‏‏"}} ناسازگار نیست، زیرا مراد آن حضرت این است که وحدانیت عدد ملک خداست نه اینکه او به آن متصف است<ref>الصحیفة السجادیه، دعاء ۷۴؛ ر.</ref> ک: المیزان، ج ۱، ص ۴۰۸.</ref>، چنان که معنای {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}}﴾}}<ref> آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست و او فرازمند سترگ است؛ سوره شوری، آیه: ۴.</ref> این است که آنچه در آسمان‌ها و زمین است، ملک خداوند است نه اینکه او به آن‌ها متصف است.
*گفتنی است میان آیه ۷۳ سوره مائده که وحدت عددی را نفی می کند و آیه ۷ سوره مجادله که تصریح می‌کند هیچ نجوایی میان سه یا پنج نفر نیست مگر آنکه خداوند چهارمین یا ششمین آن‌هاست، تنافی نیست<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۸۴.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رَابِعُهُمْ وَلا خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سَادِسُهُمْ وَلا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلا أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> آیا در نیافته‌ای که خداوند آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است می‌داند؛ هیچ رازگویی میان سه نفر رخ نمی‌دهد مگر که او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن مگر که او ششمین آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر از آن مگر که او هر جا باشند با آنهاست سپس آنان را از آنچه انجام داده‌اند در روز رستخیز آگاه می‌گرداند، بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره مجادله، آیه: ۷.</ref>؛ زیرا گرچه ظاهر این آیه در ابتدا موهم وحدت عددی خداوند است، در ادامه بر احاطه وجودی<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۰۴ - ۲۰۶، «توحید در قرآن».</ref> خدای متعالی تأکید شده و از معیت او با هر نجواکننده ای سخن رفته است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رَابِعُهُمْ وَلا خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سَادِسُهُمْ وَلا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلا أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> آیا در نیافته‌ای که خداوند آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است می‌داند؛ هیچ رازگویی میان سه نفر رخ نمی‌دهد مگر که او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن مگر که او ششمین آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر از آن مگر که او هر جا باشند با آنهاست سپس آنان را از آنچه انجام داده‌اند در روز رستخیز آگاه می‌گرداند، بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره مجادله، آیه:۷.</ref>، چنان که آیه ۴ سوره حدید نیز بر معیت خدا با همگان پای فشرده است: «هُوَ مَعَکم اَینَما کنتُم» و این در حقیقت نفی وحدت عددی و اثبات وحدت حقیقی خداوند است[۴۸]؛ همچنین احاطه قیومی حق تعالی را بر موجودات به نحوی که وحدت عددی نفی شود، می توان از آیه ۳ حدید/۵۷: «هُوَ الاَوَّلُ والأخِرُ والظّـهِرُ والباطِنُ و هُوَ بِکلِّ شَی ءٍ عَلیم» و نیز آیه ۲ اخلاص/۱۱۲: «اَللّهُ الصَّمَد» استفاده کرد، زیرا بنابر آیه نخست، خداوند با قدرت کامل خویش بر همه موجودات و از هر جهتی احاطه دارد و اوست که پیش یا پس از هر چیزی که به عنوان نخستین یا واپسین موجود فرض شود موجود است و نیز از هر موجودی که تحت عنوان آشکار یا پنهان یاد شود، آشکارتر و در همان حال پنهان تر است، پس اوست که به گونه مطلق آغاز و انجام و آشکار و پنهان است. البته آغاز و انجام بودن خدا زمانی و آشکار و پنهان بودنش مکانی نیست و گرنه او بر زمان و مکان مقدم و از هر دو منزّه نبود، بر این اساس ۴ اسم «اول»، «آخر»، «ظاهر» و «باطن» از فروع اسم «محیط» و این اسم نیز بر مطلق بودن قدرت خداوند متفرع است.[۴۹]
*گفتنی است میان آیه ۷۳ سوره مائده که وحدت عددی را نفی می کند و آیه ۷ سوره مجادله که تصریح می‌کند هیچ نجوایی میان سه یا پنج نفر نیست مگر آنکه خداوند چهارمین یا ششمین آن‌هاست، تنافی نیست<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۸۴.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رَابِعُهُمْ وَلا خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سَادِسُهُمْ وَلا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلا أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> آیا در نیافته‌ای که خداوند آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است می‌داند؛ هیچ رازگویی میان سه نفر رخ نمی‌دهد مگر که او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن مگر که او ششمین آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر از آن مگر که او هر جا باشند با آنهاست سپس آنان را از آنچه انجام داده‌اند در روز رستخیز آگاه می‌گرداند، بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره مجادله، آیه: ۷.</ref>؛ زیرا گرچه ظاهر این آیه در ابتدا موهم وحدت عددی خداوند است، در ادامه بر احاطه وجودی<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۰۴ - ۲۰۶، «توحید در قرآن».</ref> خدای متعالی تأکید شده و از معیت او با هر نجواکننده ای سخن رفته است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رَابِعُهُمْ وَلا خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سَادِسُهُمْ وَلا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلا أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> آیا در نیافته‌ای که خداوند آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است می‌داند؛ هیچ رازگویی میان سه نفر رخ نمی‌دهد مگر که او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن مگر که او ششمین آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر از آن مگر که او هر جا باشند با آنهاست سپس آنان را از آنچه انجام داده‌اند در روز رستخیز آگاه می‌گرداند، بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره مجادله، آیه:۷.</ref>، چنان که آیه ۴ سوره حدید نیز بر معیت خدا با همگان پای فشرده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ }}﴾}}<ref> هر جا باشید او با شماست؛ سوره حدید، آیه:۴.</ref> و این در حقیقت نفی وحدت عددی و اثبات وحدت حقیقی خداوند است<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۰۶.</ref>؛ همچنین احاطه قیومی حق تعالی را بر موجودات به نحوی که وحدت عددی نفی شود، می توان از آیه ۳ سوره حدید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}﴾}}<ref> او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست؛ سوره حدید، آیه: ۳.</ref> و نیز آیه ۲ سوره اخلاص {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَدُ}}﴾}}<ref> خداوند صمد است؛ سوره اخلاص، آیه:۲.</ref> استفاده کرد، زیرا بنابر آیه نخست، خداوند با قدرت کامل خویش بر همه موجودات و از هر جهتی احاطه دارد و اوست که پیش یا پس از هر چیزی که به عنوان نخستین یا واپسین موجود فرض شود موجود است و نیز از هر موجودی که تحت عنوان آشکار یا پنهان یاد شود، آشکارتر و در همان حال پنهان تر است، پس اوست که به گونه مطلق آغاز و انجام و آشکار و پنهان است. البته آغاز و انجام بودن خدا زمانی و آشکار و پنهان بودنش مکانی نیست و گرنه او بر زمان و مکان مقدم و از هر دو منزّه نبود، بر این اساس ۴ اسم "اول"، "آخر"، "ظاهر" و "باطن" از فروع اسم "محیط" و این اسم نیز بر مطلق بودن قدرت خداوند متفرع است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۴۵.</ref>.
برخی معتقدند که این ۴ نام به احاطه وجود و علم و شعاع های نوری رحمت حق تعالی بر تمام موجودات اشاره دارند و همه آن ها را مشمول فیض منبسط و رحمت رحمانی معرفی می کنند و این خود بدین معنا است که وجود ممکنات به تمام جهات از شئون وجود واجب تعالی است.[۵۰]
*برخی معتقدند که این ۴ نام به احاطه وجود و علم و شعاع‌های نوری رحمت حق تعالی بر تمام موجودات اشاره دارند و همه آن‌ها را مشمول فیض منبسط و رحمت رحمانی معرفی می‌کنند و این خود بدین معنا است که وجود ممکنات به تمام جهات از شئون وجود واجب تعالی است<ref>مخزن العرفان، ج ۱۳، ص ۱۱۸.</ref>.
برخی اولیت و آخریت موجود در آیه را به اولیت و آخریت در ادراک معنا کرده و معتقدند که آنچه در ابتدای ادراک ظاهر می گردد و در انتها پس از تأمل در مدرکات و تمییز آن ها وجدان می شود، چیزی جز وجود نیست و از طرفی حقیقت حق تعالی نیز (صِرف) وجود است، بنابراین، اول و آخر مدرَکات، خداوند است و بدین روی در ادامه آیه بر ظاهر و باطن بودن او نیز تأکید شده است که ظاهریت با توجه به ابتدا و باطنیت با عنایت به انتهاست.[۵۱] در بیانی دیگر گفته شده است: ممکن است مراد از این آیه اشاره به توحید اهل معرفت باشد که بعضی به طریق حال و بعضی به طریق مقام، آن را دریافته اند و با تجلی حق به اسم «واحد» یا «احد» مشاهده می کنند که در دار هستی جز یک حقیقت موجود نیست و باقی هرچه از علت و معلول، ظاهر و باطن، اول و آخر و ... تصور شوند، اموری اند که نفوس محجوب آن ها را اعتبار می کنند و گرنه آن ها با توجه به ذات خویش معدوم اند و از تحقق و حقانیت بهره ای ندارند. البته کسانی که دارای چنان حال و مقامی نیستند، نباید به بیان این گونه
*برخی اولیت و آخریت موجود در آیه را به اولیت و آخریت در ادراک معنا کرده و معتقدند که آنچه در ابتدای ادراک ظاهر می‌گردد و در انتها پس از تأمل در مدرکات و تمییز آن‌ها وجدان می‌شود، چیزی جز وجود نیست و از طرفی حقیقت حق تعالی نیز "صِرف" وجود است، بنابراین، اول و آخر مدرَکات، خداوند است و بدین روی در ادامه آیه بر ظاهر و باطن بودن او نیز تأکید شده است که ظاهریت با توجه به ابتدا و باطنیت با عنایت به انتهاست<ref>بیان السعاده، ج ۴، ص ۱۴۴.</ref>. در بیانی دیگر گفته شده است: ممکن است مراد از این آیه اشاره به توحید اهل معرفت باشد که بعضی به طریق حال و بعضی به طریق مقام، آن را دریافته اند و با تجلی حق به اسم "واحد" یا "احد" مشاهده می‌کنند که در دار هستی جز یک حقیقت موجود نیست و باقی هرچه از علت و معلول، ظاهر و باطن، اول و آخر و ... تصور شوند، اموری‌اند که نفوس محجوب آن‌ها را اعتبار می‌کنند و گرنه آن‌ها با توجه به ذات خویش معدوم‌اند و از تحقق و حقانیت بهره‌ای ندارند. البته کسانی که دارای چنان حال و مقامی نیستند، نباید به بیان این گونه معانی دهان باز کنند<ref>بیان السعاده، ج ۴، ص ۱۴۴.</ref>.
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۸۲
*دلالت آیه ۲ سوره اخلاص نیز بر احاطه قیومی خدای متعالی بر موجودات بدین صورت است: خداوند با توجه به اطلاق "صمد" بر او در آیه مزبور، حقیقتی مُصْمَت و غیر مجوَّف "توپر" است و به هیچ وجه نیستی به او راه ندارد و نمی‌توان موضعی را از او خالی فرض کرد، بنابراین خداوندِ صمد، بر همه چیز محیط است و در عین اینکه به زمان و مکانی محدود نگشته و در معرض آفات و تغیرات نیست، هیچ زمان و مکانی از او تهی نیست<ref>البصائر، ج ۶۰، ص ۴۴۵.</ref> و جایی برای غیر باقی نمی‌گذارد. این معنا همان است که در برابر توحید عددی از آن به "توحید صمدی" یاد می‌کنند<ref>شرح منظومه، حسن زاده، ج ۲، ص ۱۱۶، ۲۶۴.</ref>. در روایتی از [[امام سجاد]]{{ع}} آمده است که آن حضرت در پاسخ کسی که از توحید پرسیده بود فرمود: خدای عزوجّل می‌دانست در آخرالزمان مردمانی اهل تعمق می‌آیند و از این رو {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ }}﴾}}<ref> بگو او خداوند یگانه است.خداوند صمد است؛ سوره اخلاص، آیه:۱- ۲.</ref> و آیات نخست سوره حدید را نازل کرد. کسی که بیش از این طلب کند، هلاک می‌شود<ref>التوحید، صدوق، ص ۲۸۳ - ۲۸۴.</ref> این روایت به نحوی از پیوند دو آیه مزبور در خصوص دلالت بر نفی توحید عددی و اثبات توحید صمدی سخن می‌گوید.
معانی دهان باز کنند.[۵۲]
*از آیات دیگری نیز می‌توان نفی وحدت عددی را دریافت؛ مانند آیه ۳۵ سوره نور {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لّا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> خداوند، نور آسمان‌ها و زمین است، مثل نور او چون چراغدانی است در آن چراغی، آن چراغ در شیشه‌ای، آن شیشه گویی ستاره‌ای درخشان است کز درخت خجسته زیتونی می‌فروزد که نه خاوری است و نه باختری، نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد، نوری است فرا نوری، خداوند هر که را بخواهد به نور خویش رهنمون می‌گردد و خداوند این مثل‌ها را برای مردم می‌زند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره نور، آیه: ۳۵.</ref> که تأکید می‌کند خدای متعالی نور محض است و چون هر گونه ظهوری در پرتو نور حاصل می‌شود، همه چیز زیر پوشش خداست<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۴ - ۳۵، ۲۰۴، «توحید در قرآن».</ref> و آیه ۱۱۵ سوره بقره: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}﴾}}<ref> و خاور و باختر از آن خداوند است پس هر سو رو کنید رو به خداوند است، بی‌گمان خداوند نعمت‌گستری داناست؛ سوره بقره، آیه:۱۱۵.</ref> که مفاد آن، احاطه کامل خدا بر باطن و ظاهر همه هستی است و تصریح می‌کند که به هر جهت توجّه شود، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجْهُ اللَّهِ}}﴾}} است، زیرا سعه وجودی خداوند مانند علم او گسترده است و همه چیز را فرا می‌گیرد<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۱۹۱.</ref> و همچنین آیه ۵۳ سوره فصّلت{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ }}﴾}}<ref> به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه:۵۳.</ref> که بر مشهود بودن<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۴۰۵.</ref> پروردگار بر فراز هر چیزی تأکید می‌کند.
دلالت آیه ۲ اخلاص /۱۱۲ نیز بر احاطه قیومی خدای متعالی بر موجودات بدین صورت است: خداوند با توجه به اطلاق «صمد» بر او در آیه مزبور، حقیقتی مُصْمَت و غیر مجوَّف (توپر) است و به هیچ وجه نیستی به او راه ندارد و نمی توان موضعی را از او خالی فرض کرد، بنابراین خداوندِ صمد*، بر همه چیز محیط است و در عین اینکه به زمان و مکانی محدود نگشته و در معرض آفات و تغیرات نیست، هیچ زمان و مکانی از او تهی نیست[۵۳] و جایی برای غیر باقی نمی گذارد. این معنا همان است که در برابر توحید عددی از آن به «توحید صمدی» یاد می کنند.[۵۴] در روایتی از امام سجاد علیه السلام آمده است که آن حضرت در پاسخ کسی که از توحید پرسیده بود فرمود: خدای عزوجّل می دانست در آخرالزمان مردمانی اهل تعمق می آیند و از این رو «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ * اللّهُ الصَّمَدُ» و آیات نخست سوره حدید (۱ ـ ۶)را نازل کرد. کسی که بیش از این طلب کند، هلاک می شود.[۵۵] این روایت به نحوی از پیوند دو آیه مزبور در خصوص دلالت بر نفی توحید عددی و اثبات توحید صمدی سخن می گوید.
از آیات دیگری نیز می توان نفی وحدت عددی را دریافت؛ مانند آیه ۳۵ نور/۲۴: «اَللّهُ نورُ السَّمـوتِ والاَرض» که تأکید می کند خدای متعالی نور محض است و چون هر گونه ظهوری در پرتو نور حاصل می شود، همه چیز زیر پوشش خداست[۵۶] و آیه ۱۱۵ بقره: «فَاَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ اللّهِ اِنَّ اللّهَ وسِعٌ عَلیم» که مفاد آن، احاطه کامل خدا بر باطن و ظاهر همه هستی است و تصریح می کند که به هر جهت توجّه شود، «وَجهُ اللّه» است، زیرا سعه وجودی خداوند مانند علم او گسترده است و همه چیز را فرا می گیرد[۵۷] و همچنین آیه ۵۳ فصّلت /۴۱: «اَو لَم یکفِ بِرَبِّک اَنَّهُ عَلی کلِّ شَی ءٍ شَهید» که بر مشهود بودن[۵۸] پروردگار بر فراز هر چیزی تأکید می کند.


۲. واحدیت و یکتایی:
==واحدیت و یکتایی==
قرآن کریم در آیاتی به توحید أحدی، یعنی یکتایی ذات خدا و نفی هر گونه ترکیب و تقسیم از او پرداخته است، از آن جمله در نخستین آیه اخلاص/۱۱۲، خدا را «أحد» خوانده است. واژه «أحد» مانند «واحد» از ریشه «وـ ح ـ د» گرفته شده جز آنکه «أحد» وصف چیزی است که در ذهن و خارج کثرت نمی پذیرد[۵۹]، بنابراین مراد از احدیت خدا آن است
قرآن کریم در آیاتی به توحید أحدی، یعنی یکتایی ذات خدا و نفی هر گونه ترکیب و تقسیم از او پرداخته است، از آن جمله در نخستین آیه اخلاص/۱۱۲، خدا را «أحد» خوانده است. واژه «أحد» مانند «واحد» از ریشه «وـ ح ـ د» گرفته شده جز آنکه «أحد» وصف چیزی است که در ذهن و خارج کثرت نمی پذیرد[۵۹]، بنابراین مراد از احدیت خدا آن است
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۸۳
  دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۸۳
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش