توحید: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۷۵۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۸
خط ۴۵: خط ۴۵:


==توحید افعال==
==توحید افعال==
*بنابر آیات [[قرآن]] سراسر جهان فعل و مخلوق خداست:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده هر چیز است؛ سوره رعد، آیه: ۱۶.</ref> و همه امور، حرکت‌ها، تأثیر و تأثّرها و سلسله اسباب و علل به ذات او می‌انجامند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۴۸؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی»؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۲۲.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى}}﴾}}<ref> و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست؛ سوره نجم، آیه:۲.</ref> و همه موجودات در وجود، صفات و افعال خویش به خدا وابسته اند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۱.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ }}﴾}}<ref> آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ سوره اعراف، آیه:۵۴.</ref> و مالک چیزی ـ حتّی ذات خویش ـ نیستند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۲.</ref> فقط خداست که خزاین همه چیز از آن اوست و هموست که ذات و آثار اشیا را به آن‌ها تملیک می‌کند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۸۹.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ  لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است.کلیدهای آسمان‌ها و زمین از آن اوست و آنان که به آیات خداوند انکار ورزیدند زیانکارند؛ سوره زمر، آیه: ۶۲-۶۳.</ref> و در همان حال هیچ موجودی به خود وانهاده و مُفَوَّض نیست، زیرا اعتقاد به تفویض یک موجود ـ اعمّ از انسان و غیر انسان ـ مستلزم اعتقاد به شریک بودن آن موجود با خدا در فاعلیت به نحو استقلال است و استقلال در فاعلیت مستلزم استقلال در ذات و با توحید ذاتی منافی است<ref>مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی».</ref>؛ همچنین بنابر برخی آیات، توحید خالص این است که خداوند با اراده ازلی خویش ـ که از تأثیر حوادث منزّه است ـ آنچه را بخواهد انجام می‌دهد و همه مخلوقات مسخّر اراده و تدبیر او و در برابر سنّت و تقدیر الهی خاضع‌اند و احدی برای خود و نیز دیگران مالک چیزی نیست، جز آنچه خدا در محدوده نظام اسباب و مسببات مقرّر کرده است<ref>المنار، ج ۷، ص ۴۱۰.</ref>. آیات یاد شده تأکید می‌کنند که همه کارها به دست خداست{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ }}﴾}}<ref> بگو:بی‌گمان یکسره کار با خداوند است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵۴.</ref> و اوست که آسمان‌ها و زمین را حفظ می‌کند: «اِنَّ اللّهَ یمسِک السَّمـوتِ والاَرضَ اَن تَزولا» (فاطر/۳۵، ۴۱) و پرندگان را در آسمان نگاه می دارد: «اَلَم یرَوا اِلَی الطَّیرِ مُسَخَّرتٍ فی جَوِّ السَّـماءِ ما یمسِکهُنَّ اِلاَّ اللّه» (نحل/۱۶، ۷۹) و عامل خنده (شادی) و گریه (غم)، فقر و غنا و حیات و مرگ انسان هاست: «و اَنَّهُ هُوَ اَضحَک واَبکی * و اَنَّهُ هُوَ اَماتَ و اَحیا * ... واَنَّهُ هُوَ اَغنی و اَقنی» (نجم/۵۳، ۴۳ - ۴۸) و خداوند است که باران را از ابر فرو می ریزد: «اَفَرَءَیتُمُ الماءَ الَّذی تَشرَبون * ءَاَنتُم اَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ اَم نَحنُ المُنزِلون» (واقعه/۵۶، ۶۸ - ۶۹) و گیاهان را می رویاند: «اَفَرَءَیتُم ما تَحرُثون * ءَاَنتُم تَزرَعونَهُ اَم نَحنُ الزّ ارِعون» (واقعه/۵۶، ۶۳ - ۶۴) و مشیت همه بر مشیت او متوقف است: «وما تَشاءونَ اِلاّ اَن یشاءَ اللّهُ رَبُّ العــلَمین» (تکویر/۸۱،۲۹)، حتّی خاتم و والاترین رسولان صلی الله علیه و آله برای خود و دیگران مالک نفع و ضرری نیست، مگر آنکه خدا بخواهد: «قُل لا اَملِک لِنَفسی نَفعـًا ولا ضَرًّا اِلاّ ما شاءَ اللّه» (اعراف/۷، ۱۸۸)،«قُل اِنّی لااَملِک لَکم ضَرًّا ولا رَشَدا» (جنّ/۷۲،۲۱) و او را در آمرزش و عذاب مشرکان و کارهای عالم و امر ولایت[۹۲] اختیاری نیست: «لَیسَ لَک مِنَ الاَمرِ شَی ءٌ» (آل عمران/۳،۱۲۸) و نمی تواند به طور دلخواه کسی را هدایت کند، بلکه خداست که هرکس را بخواهد هدایت می کند: «اِنَّک لا تَهدی مَن اَحبَبتَ ولـکنَّ اللّهَ یهدی مَن یشاءُ» (قصص/۲۸،۵۶) و در آخرت نیز شفاعت از آن خداوند است:«قُل لِلَّهِ الشَّفـعَةُ جَمیعـًا» (زمر/۳۹،۴۴) و کسی بی اذن او نمی تواند از کسی شفاعت کند: «مَن ذَا الَّذی یشفَعُ عِندَهُ اِلاّ بِاِذنِه». (بقره/۲،۲۵۵)
*بنابر آیات [[قرآن]] سراسر جهان فعل و مخلوق خداست:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده هر چیز است؛ سوره رعد، آیه: ۱۶.</ref> و همه امور، حرکت‌ها، تأثیر و تأثّرها و سلسله اسباب و علل به ذات او می‌انجامند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۴۸؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی»؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۲۲.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى}}﴾}}<ref> و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست؛ سوره نجم، آیه:۲.</ref> و همه موجودات در وجود، صفات و افعال خویش به خدا وابسته اند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۱.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ }}﴾}}<ref> آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ سوره اعراف، آیه:۵۴.</ref> و مالک چیزی ـ حتّی ذات خویش ـ نیستند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۲.</ref> فقط خداست که خزاین همه چیز از آن اوست و هموست که ذات و آثار اشیا را به آن‌ها تملیک می‌کند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۸۹.</ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ  لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است.کلیدهای آسمان‌ها و زمین از آن اوست و آنان که به آیات خداوند انکار ورزیدند زیانکارند؛ سوره زمر، آیه: ۶۲-۶۳.</ref> و در همان حال هیچ موجودی به خود وانهاده و مُفَوَّض نیست، زیرا اعتقاد به تفویض یک موجود ـ اعمّ از انسان و غیر انسان ـ مستلزم اعتقاد به شریک بودن آن موجود با خدا در فاعلیت به نحو استقلال است و استقلال در فاعلیت مستلزم استقلال در ذات و با توحید ذاتی منافی است<ref>مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی».</ref>؛ همچنین بنابر برخی آیات، توحید خالص این است که خداوند با اراده ازلی خویش ـ که از تأثیر حوادث منزّه است ـ آنچه را بخواهد انجام می‌دهد و همه مخلوقات مسخّر اراده و تدبیر او و در برابر سنّت و تقدیر الهی خاضع‌اند و احدی برای خود و نیز دیگران مالک چیزی نیست، جز آنچه خدا در محدوده نظام اسباب و مسببات مقرّر کرده است<ref>المنار، ج ۷، ص ۴۱۰.</ref>. آیات یاد شده تأکید می‌کنند که همه کارها به دست خداست{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ }}﴾}}<ref> بگو:بی‌گمان یکسره کار با خداوند است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۵۴.</ref> و اوست که آسمان‌ها و زمین را حفظ می‌کند: «اِنَّ اللّهَ یمسِک السَّمـوتِ والاَرضَ اَن تَزولا» (فاطر/۳۵، ۴۱) و پرندگان را در آسمان نگاه می دارد: «اَلَم یرَوا اِلَی الطَّیرِ مُسَخَّرتٍ فی جَوِّ السَّـماءِ ما یمسِکهُنَّ اِلاَّ اللّه» (نحل/۱۶، ۷۹) و عامل خنده (شادی) و گریه (غم)، فقر و غنا و حیات و مرگ انسان هاست: «و اَنَّهُ هُوَ اَضحَک واَبکی * و اَنَّهُ هُوَ اَماتَ و اَحیا * ... واَنَّهُ هُوَ اَغنی و اَقنی» (نجم/۵۳، ۴۳ - ۴۸) و خداوند است که باران را از ابر فرو می ریزد: «اَفَرَءَیتُمُ الماءَ الَّذی تَشرَبون * ءَاَنتُم اَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ اَم نَحنُ المُنزِلون» (واقعه/۵۶، ۶۸ - ۶۹) و گیاهان را می رویاند: «اَفَرَءَیتُم ما تَحرُثون * ءَاَنتُم تَزرَعونَهُ اَم نَحنُ الزّ ارِعون» (واقعه/۵۶، ۶۳ - ۶۴) و مشیت همه بر مشیت او متوقف است: «وما تَشاءونَ اِلاّ اَن یشاءَ اللّهُ رَبُّ العــلَمین» (تکویر/۸۱،۲۹)، حتّی خاتم و والاترین رسولان صلی الله علیه و آله برای خود و دیگران مالک نفع و ضرری نیست، مگر آنکه خدا بخواهد: «قُل لا اَملِک لِنَفسی نَفعـًا ولا ضَرًّا اِلاّ ما شاءَ اللّه» (اعراف/۷، ۱۸۸)،«قُل اِنّی لااَملِک لَکم ضَرًّا ولا رَشَدا» (جنّ/۷۲،۲۱) و او را در آمرزش و عذاب مشرکان و کارهای عالم و امر ولایت<ref>تفسیر لاهیجی، ج ۱، ص ۳۷۵.</ref> اختیاری نیست: «لَیسَ لَک مِنَ الاَمرِ شَی ءٌ» (آل عمران/۳،۱۲۸) و نمی تواند به طور دلخواه کسی را هدایت کند، بلکه خداست که هرکس را بخواهد هدایت می کند: «اِنَّک لا تَهدی مَن اَحبَبتَ ولـکنَّ اللّهَ یهدی مَن یشاءُ» (قصص/۲۸،۵۶) و در آخرت نیز شفاعت از آن خداوند است:«قُل لِلَّهِ الشَّفـعَةُ جَمیعـًا» (زمر/۳۹،۴۴) و کسی بی اذن او نمی تواند از کسی شفاعت کند: «مَن ذَا الَّذی یشفَعُ عِندَهُ اِلاّ بِاِذنِه». (بقره/۲،۲۵۵)
این گونه از توحید را، که از آن با «توحید افعالی» یاد می شود[۹۳]، می توان با تکیه بر قیومیت خدا: «اللّهُ لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ الحَی القَیومُ» (بقره/۲، ۲۵۵) نیز استنباط کرد، زیرا «قیوم» صیغه مبالغه است و بر کمالِ استقلال خداوند در ایجاد و تقویم برحسب عدد و شدّت دلالت می کند، بنابراین اگر در عالم وجود فاعلی جز خداوند فرض شود ـ خواه تامّ و مستقلّ باشد یا ناقص و شریک در فاعلیت ـ این فرض مستلزم قصور و نیز ضعفِ خدا در فاعلیت «قیومیت» است، زیرا اگر فاعل مفروض تام و مستقل باشد، لازم می آید برخی موجودات از دایره صنع و ایجاد خدا بیرون روند و قدرت او
*این گونه از توحید را، که از آن با "توحید افعالی" یاد می شود<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۳۷۹، «توحید در قرآن»؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی».</ref>، می توان با تکیه بر قیومیت خدا{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ }}﴾}}<ref> خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار  نیست؛ سوره بقره، آیه: ۲۵۵.</ref> نیز استنباط کرد، زیرا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْقَيُّومُ }}﴾}} صیغه مبالغه است و بر کمالِ استقلال خداوند در ایجاد و تقویم برحسب عدد و شدّت دلالت می‌کند، بنابراین اگر در عالم وجود فاعلی جز خداوند فرض شود ـ خواه تامّ و مستقلّ باشد یا ناقص و شریک در فاعلیت ـ این فرض مستلزم قصور و نیز ضعفِ خدا در فاعلیت "قیومیت" است، زیرا اگر فاعل مفروض تام و مستقل باشد، لازم می‌آید برخی موجودات از دایره صنع و ایجاد خدا بیرون روند و قدرت او شامل آن ها نشود و این خود نقص در عدد مقدورات اوست که با کمالِ قیومیت خدا بر حسب عدد منافات دارد و اگر ناقص و شریک خدا در فاعلیت فرض گردد، لازم می‌آید که قدرت خداوند با وجود شریک، شدید و بدون آن ضعیف باشد و این با کمال قیومیت خدا بر حسب شدّت سازگار نیست<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۷.</ref> برخی حکیمان برترین طبقه علوم را در سه علم توحید ذات، توحید صفات و توحید افعال مختص دانسته و در عین اینکه علم ذات را والاتر از علم صفات و علم صفات را برتر از علم افعال به شمار آورده‌اند<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۸.</ref>، معتقدند که بیشتر متکلمان "اصحاب [[ابوالحسن اشعری]]" به توحید ذات دست یافته؛ ولی از نیل به توحید صفات و افعال بازمانده‌اند و جمهور فلاسفه گرچه به توحید ذات و صفات رسیده‌اند، از آنجا که به وسایط مؤثّر موجِب، قائل‌اند توحید افعال را انکار کرده‌اند. البتّه فیلسوفان محقّق که معتقدند وسایط فقط نقش اِعدادی دارند نه ایجادی، به توحید افعالی نیز دست یافته‌اند و در عالم چیزی جز خدا را فاعل حقیقی نمی‌دانند<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۴.</ref>.
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد ۹، صفحه ۸۸
*ترتیب مراتب توحید را می‌توان از آیه ۲۵۵ سوره بقره به دست آورد، زیرا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ }}﴾}} به توحید ذات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }}﴾}} به توحید صفات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَيُّ الْقَيُّومُ }}﴾}} به توحید افعال اشاره دارد. نظیر این ترتیب را در آیه ۱۶۳ سوره بقره {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ }}﴾}}<ref> و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست؛ سوره بقره، آیه:۱۶۳.</ref> نیز می‌توان دید، زیرا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ }}﴾}} با توحید ذات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }}﴾}} با توحید صفات و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ }}﴾}} با توحید افعال سازگار است<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۵، ۵۸.</ref>. این ترتیب، ترتیب نفس الامری و با لحاظ مقام ثبوت است؛ ولی ترتیب عبادی و با لحاظ مقام اثبات عکس آن است، زیرا سالک از توحید افعال به توحید صفات و از توحید صفات به توحید ذات و در نهایت به مقام عندیت صعود می کند، چنان که [[رسول اللّه]]{{صل}} ابتدا با ملاحظه توحید افعال می گوید: {{عربی|اندازه=150%|" أَعُوذُ بِعَفْوِكَ‏ مِنْ‏ عِقَابِك‏‏‏‏‏‏"}} و سپس با توجه به توحید صفات می‌گوید:{{عربی|اندازه=150%|" وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ‏ مِنْ‏ سَخَطِكَ‏ ‏‏‏‏‏‏"}} و سپس با اشاره به توحید ذات می‌افزاید:{{عربی|اندازه=150%|" وَ أَعُوذُ بِكَ‏ مِنْكَ‏ ‏‏‏‏‏‏"}} و بدین سان از طبقه‌ای به طبقه دیگر صعود می‌کند و در نهایت به عجز و قصور خویش اعتراف کرده، می‌گوید:{{عربی|اندازه=150%|" لَا أُحْصِي ثَنَاءً عَلَيْكَ‏ أَنْتَ‏ كَمَا أَثْنَيْتَ‏ عَلَى‏ نَفْسِكَ‏ ‏‏‏‏‏‏"}}، زیرا احدی را نرسد که به کنه ذات احدیت راه یابد<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۸ - ۵۹؛ ر.ک: الکافی، ج ۳، ص۳۲۴؛ المزار الکبیر، ص ۴۰.</ref>.
شامل آن ها نشود و این خود نقص در عدد مقدورات اوست که با کمالِ قیومیت خدا بر حسب عدد منافات دارد و اگر ناقص و شریک خدا در فاعلیت فرض گردد، لازم می آید که قدرت خداوند با وجود شریک، شدید و بدون آن ضعیف باشد و این با کمال قیومیت خدا بر حسب شدّت سازگار نیست.[۹۴] برخی حکیمان برترین طبقه علوم را در سه علم توحید ذات، توحید صفات و توحید افعال مختص دانسته و در عین اینکه علم ذات را والاتر از علم صفات و علم صفات را برتر از علم افعال به شمار آورده اند[۹۵]، معتقدند که بیشتر متکلمان (اصحاب ابوالحسن اشعری) به توحید ذات دست یافته؛ ولی از نیل به توحید صفات و افعال بازمانده اند و جمهور فلاسفه گرچه به توحید ذات و صفات رسیده اند، از آنجا که به وسایط مؤثّر موجِب، قائل اند توحید افعال را انکار کرده اند. البتّه فیلسوفان محقّق که معتقدند وسایط فقط نقش اِعدادی دارند نه ایجادی، به توحید افعالی نیز دست یافته اند و در عالم چیزی جز خدا را فاعل حقیقی نمی دانند.[۹۶]
ترتیب مراتب توحید را می توان از آیه ۲۵۵ بقرهبه دست آورد، زیرا «اللّه » به توحید ذات و «لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ» به توحید صفات و «الحَی القَیومُ» به توحید افعال اشاره دارد. نظیر این ترتیب را در آیه ۱۶۳ بقره/۲: «واِلـهُکم اِلـهٌ واحِدٌ لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ الرَّحمـنُ الرَّحیم» نیز می توان دید، زیرا «واِلـهُکم اِلـهٌ واحِد» با توحید ذات و «لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ» با توحید صفات و «الرَّحمـنُ الرَّحیم» با توحید افعال سازگار است.[۹۷] این ترتیب، ترتیب نفس الامری و با لحاظ مقام ثبوت است؛ ولی ترتیب عبادی و با لحاظ مقام اثبات عکس آن است، زیرا سالک از توحید افعال به توحید صفات و از توحید صفات به توحید ذات و در نهایت به مقام عندیت صعود می کند، چنان که رسول اللّه صلی الله علیه و آله ابتدا با ملاحظه توحید افعال می گوید: «أعوذ بعفوک من عقابک» و سپس با توجه به توحید صفات می گوید: «وأعوذ برضاک من سخطک» و سپس با اشاره به توحید ذات می افزاید: «وأعوذ بک منک» و بدین سان از طبقه ای به طبقه دیگر صعود می کند و در نهایت به عجز و قصور خویش اعتراف کرده، می گوید: «لا أُحصی ثنائا علیک أنت کما أثنیت علی نفسک» ، زیرا احدی را نرسد که به کنه ذات احدیت راه یابد.[۹۸]


جلوه های توحید افعالی:
==جلوه‌های توحید افعالی==
دانشمندان با توجّه به آیات قرآن برای توحید افعالی جلوه ها و شاخه های گوناگون و متعددی برشمرده اند که مهم ترین آن ها به شرح زیرند:
دانشمندان با توجّه به آیات قرآن برای توحید افعالی جلوه ها و شاخه های گوناگون و متعددی برشمرده اند که مهم ترین آن ها به شرح زیرند:


۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش