انشقاق قمر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
انشقاق به معنای شکافته شدن است<ref>العین، تهذیب اللغة، معجم مقاییس اللغة والمفردات فی غریب القرآن.</ref> و [[قمر]] همان ماهِ کره [[زمین]] است. برای وقوع این حادثه به [[قرآن]]، [[روایات]] و [[اجماع]] [[استدلال]] شده است. که به سوره قمر، آیه ۱ در این مسئله به آن استناد شده است: {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت» سوره قمر، آیه ۱.</ref>. [[آیات]] بعد به ویژه آیه دوم متناسب با آیه اول و در [[سیاق]] آن است و اگر سخن از [[معجزه]] نباشد هیچ تناسبی با نسبت [[سحر]] به [[پیامبر]] در آیه دوم ندارد. | انشقاق به معنای شکافته شدن است<ref>العین، تهذیب اللغة، معجم مقاییس اللغة والمفردات فی غریب القرآن.</ref> و [[قمر]] همان ماهِ کره [[زمین]] است. برای وقوع این حادثه به [[قرآن]]، [[روایات]] و [[اجماع]] [[استدلال]] شده است. که به سوره قمر، آیه ۱ در این مسئله به آن استناد شده است: {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ}}<ref>«رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت» سوره قمر، آیه ۱.</ref>. [[آیات]] بعد به ویژه آیه دوم متناسب با آیه اول و در [[سیاق]] آن است و اگر سخن از [[معجزه]] نباشد هیچ تناسبی با نسبت [[سحر]] به [[پیامبر]] در آیه دوم ندارد. | ||
== پاسخ به شبهات == | |||
از [[حسن بصری]]، [[عطاء]] و [[بلخی]] به عنوان [[مخالفان]] دلالت آیه بر وقوع [[شق القمر]] یاد شده است که گفتهاند انشقاق قمر در [[آینده]] اتفاق خواهد افتاد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲.</ref>. حسن بصری گفته است که پس از نفخه ثانیه، قمر مُنشق خواهد شد<ref>النکت والعیون، ج۵، ص۴۰۹.</ref>. [[نظّام]]<ref>تأویل مختلف الحدیث، ص۲۱ـ ۲۰، الفصول المختارة، ص۲۰۸.</ref> و برخی دیگر<ref>تفسیر المراغی، ج۹، ص۷۶، تفسیر الکاشف، ج۷، ص۱۸۹ و تفسیر المنتخب ذیل آیه مربوط.</ref> منکر وقوع شقّ القمر شدهاند. | از [[حسن بصری]]، [[عطاء]] و [[بلخی]] به عنوان [[مخالفان]] دلالت آیه بر وقوع [[شق القمر]] یاد شده است که گفتهاند انشقاق قمر در [[آینده]] اتفاق خواهد افتاد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲.</ref>. حسن بصری گفته است که پس از نفخه ثانیه، قمر مُنشق خواهد شد<ref>النکت والعیون، ج۵، ص۴۰۹.</ref>. [[نظّام]]<ref>تأویل مختلف الحدیث، ص۲۱ـ ۲۰، الفصول المختارة، ص۲۰۸.</ref> و برخی دیگر<ref>تفسیر المراغی، ج۹، ص۷۶، تفسیر الکاشف، ج۷، ص۱۸۹ و تفسیر المنتخب ذیل آیه مربوط.</ref> منکر وقوع شقّ القمر شدهاند. | ||
نسخهٔ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۴۱
مقدمه
انشقاق به معنای شکافته شدن است[۱] و قمر همان ماهِ کره زمین است. برای وقوع این حادثه به قرآن، روایات و اجماع استدلال شده است. که به سوره قمر، آیه ۱ در این مسئله به آن استناد شده است: ﴿اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ﴾[۲]. آیات بعد به ویژه آیه دوم متناسب با آیه اول و در سیاق آن است و اگر سخن از معجزه نباشد هیچ تناسبی با نسبت سحر به پیامبر در آیه دوم ندارد.
پاسخ به شبهات
از حسن بصری، عطاء و بلخی به عنوان مخالفان دلالت آیه بر وقوع شق القمر یاد شده است که گفتهاند انشقاق قمر در آینده اتفاق خواهد افتاد[۳]. حسن بصری گفته است که پس از نفخه ثانیه، قمر مُنشق خواهد شد[۴]. نظّام[۵] و برخی دیگر[۶] منکر وقوع شقّ القمر شدهاند.
در پاسخ گفته شده است: قیامت روزی است که حقایق در آن ظاهر میشود و برای انکار یا سحر شمردن آن مجالی نخواهد بود[۷]. علاوه بر این، ظاهر آیه بر وقوع انشقاق در گذشته دلالت دارد؛ چراکه با فعل ماضی انشقَّ بیان شده است.
مخالفان در نقد آن گفتهاند: حوادثی که در آینده قطعاً اتفاق میافتد، در قرآن کریم با واژگان ماضی تعبیر میشود [۸]. پاسخ این است که استفاده از واژه دالّ بر گذشته در حادثه مربوط به آینده، مَجاز است و مجاز دانستن کلام هنگامی جایز است که به صورت قطعی بدانیم حادثه مربوط به آینده است.
استدلال دیگر مخالفان این است که ﴿وَانْشَقَّ الْقَمَرُ﴾ بعد از ﴿اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ﴾ آمده که بر وقوع انشقاق در قیامت دلالت دارد[۹]. پیش فرض استدلال این است که قیامت نزدیک نشده، در حالی که اقتربت، مبالغه در قرب را میرساند[۱۰]. نزدیکی زیاد قیامت، در روایات نیز تصریح شده است، مفهوم برخی از آنها این است که زمان عالم طولانی است و باقی مانده روزگار نسبت به آنچه گذشته کم است[۱۱]. از سوی دیگر اگر تمام عمر دنیا را با زمان آخرت مقایسه کنیم، عمر دنیا لحظه واحدی بیش نیست[۱۲].
استدلال دیگر مخالفان این است که اگر انشقاق قمر واقع میشد، شرق و غرب عالم باید آن را میدیدند و علما و مورخان آن را ثبت میکردند[۱۳].
در پاسخ گفته شده است: با توجه به اختلاف افق، مدت کوتاه شقّ القمر، وضعیت هوا، وضعیت متفاوت اشخاص در آن شب و...، اینکه همه آن را دیده باشند انتظار بیجایی است[۱۴].
با توجه به استدلال مخالفان، فقط میتوان قائل به استبعاد آن شد نه محال بودن آن، در حالی که مخالفان قاطعانه آن را رد میکنند[۱۵].
اگر در قرآن کریم آیهای درباره شق القمر وجود نداشت، اخبار و روایاتی که در کتب شیعه و اهل سنت آمدهاند با توجه به کثرتشان و صحیح بودن سند برخی از آنها به تنهایی بر وقوع شق القمر دلالت میکنند[۱۶].
مکان وقوع معجزه در برخی روایات، مکه مکرمه معرفی شده[۱۷]، گرچه روایتی از ابن مسعود میگوید همراه با پیامبر(ص) در منی بودیم و قمر منشق شد[۱۸]، آیات اول سوره قمر نیز مکی است[۱۹].
بعضی روایات که به زمان حادثه اشاره دارند، آن را قبل از هجرت معرفی کردهاند[۲۰]، زمانهای دقیق تری هم وجود دارد: پنج سال قبل از هجرت[۲۱]، اوّل مبعث پیامبر(ص)[۲۲]، شب چهاردهم ذی الحجة[۲۳]، آخر شب چهاردهم[۲۴]، پس از نیمه شب[۲۵].
درخواست انشقاق قمر نیز توسط مشرکان، اصحاب عقبه[۲۶]، دانشمندان یهود[۲۷]، حمزة بن عبدالمطلب، عموی پیامبر(ص)[۲۸] و ابوجهل و یک یهودی[۲۹] دانسته شده است.
از سند روایات تعبیر به تواتر شده است[۳۰]. بر وقوع انشقاق قمر ادعای اجماع شده است[۳۱].[۳۲]
منابع
پانویس
- ↑ العین، تهذیب اللغة، معجم مقاییس اللغة والمفردات فی غریب القرآن.
- ↑ «رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت» سوره قمر، آیه ۱.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲.
- ↑ النکت والعیون، ج۵، ص۴۰۹.
- ↑ تأویل مختلف الحدیث، ص۲۱ـ ۲۰، الفصول المختارة، ص۲۰۸.
- ↑ تفسیر المراغی، ج۹، ص۷۶، تفسیر الکاشف، ج۷، ص۱۸۹ و تفسیر المنتخب ذیل آیه مربوط.
- ↑ مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲، المواهب اللدنیّة، ج۲، ص۵۲۱، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۵۵.
- ↑ تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج۶، ص۲۱۷.
- ↑ تفسیر الکاشف، ج۷، ص۱۸۹ـ ۱۹۰.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۴۴۳، المحرر الوجیز، ج۵، ص۲۱۱، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۱، شرح الشفاء، ج۱، ص۵۸۴، تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج۶، ص۲۱۷، نظم الدرر فی تناسب الآیات والسور ذیل آیه مربوط، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۵۵.
- ↑ صحیح بخاری، ج۴، ص۱۸۸۱، ح۴۶۵۲ و ج۵، ص۲۳۸۴، صحیح مسلم، ج۲، ص۵۹۲ و ج۱۸، ص۴۷۷، الجعفریات، ص۲۱۲، الأمالی للمفید، ص۱۸۷، الأمالی للطوسی، ص۳۳۷، و نیز تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر) ج۷، ص۴۳۷ ۴۳۵.
- ↑ الأمثل فی تفسیر کتاب اللّه المنزل، ج۱۷، ص۲۹۰.
- ↑ تفسیر المراغی، ج۲۷، ص۷۷، تفسیر الکاشف، ج۷، ص۱۸۹ـ ۱۹۰، و نیز الذخیرة إلی علم الکلام، ص۴۰۸، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۴۴۳، مجمع البیان، ج۹، ص۲۸۲، شرح الشفاء، ج۱، ص۵۸۷ـ ۵۸۸.
- ↑ الذخیرة إلی علم الکلام، ص۴۰۸، الاقتصاد الهادی إلی الرشاد، ص۱۸۲، تفسیر کبیر، ج۲۹، ص۲۸، المنقذ من التقلید، ج۱، ص۴۹۵، البدایة والنهایة، ج۶، ص۸۰، المواهب اللدنیّة، ج۲، ص۵۲۶ـ ۵۲۷، شرح الشفاء، ج۱، ص۵۸۷ـ ۵۸۸، حجة اللّه علی العالمین، ص۳۹۷، الأمثل فی تفسیر کتاب اللّه المنزل، ج۱۷، ص۲۹۸ـ ۲۹۹.
- ↑ روح المعانی، ج۲۷، ص۷۶.
- ↑ کمال الدین ج۲، ص۵۰۹ ـ۵۰۷ و نیز. الاحتجاج، ج۲، ص۴۷۱ـ ۴۷۳؛ الإرشاد، ج۲، ص۳۸۵؛ الأمالی للطوسی، ص۳۴۱؛ الجامع الصحیح المختصر، ج۳، ص۱۴۰۴، رقم ۳۶۵۵؛ الجامع الصحیح المختصر، ج۳، ص۱۳۳۱، رقم ۳۴۳۸؛ صحیح مسلم، ج۴، ص۲۱۵۹، رقم ۲۸۰۲؛ مسند أحمد بن حنبل، ج۳، ص۲۰۷، رقم ۱۳۱۷ ۷؛ الجامع الصحیح المختصر، ج۴، ص۱۸۴۳، رقم ۴۵۸۵؛ صحیح مسلم، ج۴، ص۲۱۵۹، رقم ۴۸ـ ۲۸۰۳؛ جامع البیان عن تأویل القرآن، ج۲۷، ص۵۱.
- ↑ سنن ترمذی، ج۵، ص۳۹۷، ح۳۲۸۶، الأمالی للطوسی، ص۳۴۱، مسند احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۶۵، رقم ۱۲۷۱۱.
- ↑ الجامع الصحیح المختصر، ج۳، ص۱۴۰۴، رقم ۳۶۵۵، سنن ترمذی، ج۵، ص۳۹۷، رقم ۳۲۸۵.
- ↑ تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۰، کشاف، ج۴، ص۴۳۰، کشف الاسرار، ج۹، ص۳۸۶، نهج البیان عن کشف معانی القرآن، ج۵، ص۱۰۹، الدر المنثور، ج۶، ص۱۳۲.
- ↑ جامع البیان، ج۲۷، ص۵۱.
- ↑ شرح الهمزیة لابن حجر به نقل از حجة اللّه علی العالمین، ص۳۹۸.
- ↑ إعلام الوری، ص۲۸.
- ↑ تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۱.
- ↑ طبق نسخه ای از روض الجنان و روح الجنان، ج۱۸، ص۲۱۳.
- ↑ الخرائج والجرائح، ج۱، ص۱۴۲.
- ↑ تفسیر القمی، ج۲، ص۳۴۱.
- ↑ دلائل النبوة، ج۱، ص۲۴۵، ح ۲۰۵.
- ↑ النکت والعیون تفسیر الماوردی، ج۵، ص۴۰۹.
- ↑ تفسیر منهج الصادقین فی إلزام المخالفین، ج۹، ص۹۳ و ۹۴.
- ↑ احکام القرآن، ج۵، ص۲۹۸، تقریب المعارف، ص۱۱۰، الاقتصاد الهادی إلی طریق الرشاد، ص۱۸۱، المنقذ من التقلید، ج۱، ص۴۹۲، تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۴، ص۲۶۱، شرح المواقف، ج۷، ص۲۵۶، السیرة الحلبیة، ج۱، ص۴۹۳، فی ظلال القرآن، ج۶، ص۳۴۲۵، التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ج۲۶ و ۲۷، ص۱۲۱، الأمثل فی تفسیر کتاب اللّه المنزل، ج۱۷، ص۲۹۳.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۴۴۳.
- ↑ باقری حاجیآبادی، جواد، مقاله «انشقاق قمر»، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۵۲۳-۵۳۱.