طهارت در عرفان اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[رده:طهارت]] | [[رده:طهارت]] | ||
نسخهٔ ۱۲ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۳۷
مراتب طهارت
انسانِ باطهارت محبوب حقتعالی است: ﴿وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ﴾[۱]. طهارت به معنای پاک بودن از آلودگیهاست و به دو مرتبه ظاهری و باطنی تقسیم میشود؛ از طهارت لباس و دهن گرفته تا طهارت خیال و سرّ که اگر تحقق یابند، سپس طهارتی با نام «طهارت خاصّه» نصیب انسان میشود. مراقبت بر طهارتِ صورت و ظاهر، مستلزم مزید رزق حسّی است و دوام بر طهارت ارواح و قلوب و باطن، روزی معنوی و عطایای الهی و رحمت رحیمی[۲] و معارف و حقایق زلال الهی[۳] را به همراه دارد؛ چنانکه خدای تعالی میفرماید: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ﴾[۴] و پیامبر(ص) فرمود: «دُمْ عَلَى الطَّهَارَةِ يُوَسِّعْ عَلَيْكَ فِي الرِّزْقِ»[۵].[۶].[۷]
طهارت ظاهری
طهارت ظاهری همان تجلیه است که اولین مرتبه از قوای عملی نفس بود. طهارت ظاهری یعنی طهارت لباس و بدن و اعضا، به خصوص لسان. طهارت اعضا یعنی رها نکردن آنها در تصرفات خارج از دایره اعتدال که به حسب شرع و عقل معلوم است. ادب ظاهر اقتضا میکند که انسان در مقام مناجات و نماز، بدن و لباس خود را پاکیزه کند. انسان در طهارت ظاهری، بدن را تحت انقیاد و اطاعت احکام شرع قرار میدهد و آنها را از انجام منهیّات شرعی دور میدارد تا پاکی صوری و طهارت در بدن نمایان شود و در نفس هم رفتهرفته خوی انقیاد و ملکه تسلیم تحقق یابد. برای حصول این مرتبه از طهارت، علم فقه جعفری کافی است. درواقع «فقه»، مقدمه تهذیب اخلاق، و «تهذیب اخلاق»، مقدمه توحید است. همانطور که طهارت دو مرتبه ظاهری و باطنی دارد، قرآن نیز دو مرتبه ظاهر و باطن دارد و برای نائل شدن به هر مرتبه از قرآن، طهارت مخصوص آن مرتبه نیاز است[۸]. با توجه به آیه: ﴿لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ﴾[۹]، مسّ ظاهر قرآن مشروط به طهارت ظاهری است.[۱۰]
طهارت باطنی
طهارت باطنی را میتوان با تخلیه و تحلیه یکی دانست. این طهارت عبارت است از تطهیر خیال، ذهن، عقل، قلب و جان و سرّ از خصلتهای ناپسند و خوهای پلید و اعتقادات فاسدی که مانع قرب میشود. برای مسّ معنا و باطن قرآن نیاز به طهارت باطنی است[۱۱]. طهارت باطنی ارزشی والاتر نسبت به طهارت ظاهری دارد؛ زیرا خدای متعال به قلوب نظر میکند، نه به قوالب. پس سالک در تطهیر بدن و نفس میکوشد و برای طهارت حواس، آنها را یله و رها نمیسازد و حواس ظاهری و باطنی را در تحت تصرف عقل درمیآورد؛ چراکه عقل بهشت است و سرشت آن رفتن به سوی محاسن. اگر حواس رها باشند، هفت در جهنمند و اگر تحت تدبیر عقل باشند، این هفت حس به انضمام عقل، هشت در بهشت میشوند و انسان خودش را باطهارت و بهشت میسازد[۱۲].[۱۳]
طهارت خاصّه
بالاترین مرتبه طهارت یا طهارت خاصّه انسان، پس از گذشتن او از طهارت ظاهری و باطنی و به اندازه بهرهمندی از تجلی ذاتی حق حاصل میگردد و به اتصال با حق میانجامد و حقّ به قدر نیستی انسان ظاهر میشود[۱۴]. تجلی ذاتی که در موطن دل فرود میآید، طاهر از همه علایق است و باعث میشود عارف کامل به هر مقامی که میرود، دیگر تعلقات و حجاب دامنگیر او نباشد. کاملان از این تجلی و شراب طهور الهی[۱۵] بهره دارند و با حضور تام، در شهود و لقا و ﴿فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ﴾[۱۶] به سر میبرند و «مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»[۱۷] میگویند. پس مراد از طهارت خاصّه انسان فنای در توحید است؛ رفتهرفته انسان در این طهارت از افعال و صفات و ذات فانی میشود و به زلالی و صافی میرسد و به تجلی ذاتی نائل میگردد؛ همه از دست او راحت میشوند و او زندگی خوشی را در پی خواهد گرفت. در این طهارت است که انسان بر عالم شهود آگاهی مییابد[۱۸] و قرآن را نه تنها مسّ، بلکه تعقّل میکند و انسانی قرآنی میشود[۱۹] و به حق راه مییابد. چراکه آیات قرآن پلهها و درجات عروج انسان به سوی جمال و جلال مطلق و منبع آب حیات است[۲۰]؛ انسان باید این آب حیات را بنوشد تا شکوفا شود و به سعادت ابدی برسد؛ با نوشیدن این آب حیات، اسماء الله تکوینی در او پیاده میشود؛ خودش میشود اسماء اللّه؛ نهتنها به مفاهیم اسماء آگاهی مییابد، بلکه آن حقایق را مییابد، میچشد، لمس میکند و دارا میشود[۲۱].[۲۲]
منابع
پانویس
- ↑ «و خداوند پاکیزگان را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱۰۸.
- ↑ در «رحمت رحمانی» سفره حق عام است؛ بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست! همه بر سر این سفره نشستهاند. همه را آفریده و برایشان رزق و غذا و لوازم زندگی پدید آورده است؛ زیرا هر آن کس که دندان دهد، نان دهد؛ ولی رحمت رحیمی مربوط به خواص است. در رحمانی گدا را پدید میآورد و در رحیمی به گدایان بیشتر میدهد؛ ﴿لَدَيْنَا مَزِيدٌ﴾ [«و نزد ما، بیشتر (نیز) هست» سوره ق، آیه ۳۵] دومی را بعد از راه افتادن میدهند و همراه با بیداری، مراقبت، طهارت و کسب و کار است و خوندلخوردن میخواهد و سرانجام موجب شرف و عزت دل میشود که ﴿أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾ [«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹] پس رحمت رحیمی برای هر کسی تحقق نمییابد؛ چنین نیست که مانند قرص یا کپسولی باشد که به دهن بگذارند و پس از بلع، انسان علوم و معارف را دریابد و ملکوت را ببیند. (حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۵۹ و ۲۰۲ و ۲۳۵)
- ↑ مرحوم طباطبائی از استادشان آقای قاضی نقل میکردند که در آن زمان که حمامهای خزینهای بود، برای پاکیزه کردن آب خزینه «جرمکش» داشتند و جناب حمامی برای تمیز کردن آب، جرمکش را به آب خزینه میزد و آب پاک میشد؛ ولی با این که تیرگیهای آب از آن گرفته میشد، باز هم آب بو میداد. علت این بود که در گوشه و کنار چیزی مانده و جرم و کثافت هست و آب آن بویناک شده است. جرمکش بر کارش تداوم نداشت و نتوانست جرم را کامل بگیرد و آب به همین دلیل بوی بدی میدهد. در نفس انسانی نیز همینطور است؛ با ریاضت، توبه، ضجه و نالههای سحر صاف شده است؛ اما نفس اماره بالسوء میباشد؛ باز به وقتش میبینید که خیر! هنوز آن درندهخوییها را دارد و پلنگمآب است و در زوایای او چیزهایی وجود دارد که رهزن او شده است؛ ولی اگر دوام طهارت داشته باشد؛ به «دم علی الطهاره» گوش فرادهد و پیوسته مواظب باشد، بالاخره حقایق و معارفی زلال بر او افاضه میشود؛ اما تا به این مرحله نرسیده است، رنگ خاصی دارد و آلوده به سخنان دیگر است. (حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۴۹۲، ۴۹۳)
- ↑ «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند» سوره فصلت، آیه ۳۰.
- ↑ پیوسته با طهارت باش تا روزیات فراوان شود.
- ↑ حسن حسنزاده آملی، هزارویک کلمه، ج۶، ص۳۵۵؛ همو، رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص۱۵۲-۱۵۳؛ همو، یازده رسالة فارسی، ص۴۳-۴۵؛ همو، شرح مصباح الانس، ص۲۳۴، ۲۳۵ و همو، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۰.
- ↑ علیزاده آملی، علی، عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی، ص ۲۶۳.
- ↑ چگونه مس کنی اسرار هستی *** که از پا تا سرت آلوده هستی طهارت بایدت در مسّ فرقان*** چه پنداری تو اندر مسّ قرآن؟ طهارت چون کسی را گشت حاصل *** جواز مسّ فرقان راست نائل (حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۹۳)
- ↑ «که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۹.
- ↑ علیزاده آملی، علی، عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی، ص ۲۶۴.
- ↑ برای مسّ معنی و عبارت *** طهارت بایدت اندر طهارت بباید جملگی از مغز تا پوست *** طهارت یابی از هرچه جز از دوست (حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۹۴) در این بیت مراد از مغز، باطن است و مراد از پوست، ظاهر.
- ↑ حسن حسنزاده آملی، شرح مصباح الانس، ص۳۸۷، ۳۸۸؛ همو، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۰-۵۲ و همو، نامهها بر نامهها، ص۷۷.
- ↑ علیزاده آملی، علی، عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی، ص ۲۶۵.
- ↑ حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز *** خوشا کسی که در این راه بیحجاب رود
- ↑ از امام صادق(ع) روایت است که در تفسیری انفسی و عرفانی از آیه ﴿وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا﴾ [«و پروردگارشان به آنان شرابی پاک مینوشاند» سوره انسان، آیه ۲۱] میفرماید: «يُطَهِّرُهُمْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سِوَى اللَّهِ إِذْ لَا طَاهِرَ مِنْ تَدَنُّسٍ بِشَيْءٍ مِنَ الْأَكْوَانِ إِلَّا اللَّهُ»؛ «خداوند ایشان را از همه اشیاء جز خدا پاک میگرداند؛ زیرا هرکس به چیزی از عالم جز خدا آلوده باشد، پاکیزه نیست». «طاهر» به معنای «پاک» است و طهور به معنای «پاک کننده». آب مضاف ممکن است که طاهر و پاک باشد؛ اما مسلماً طهور و پاک کننده نیست؛ در حالی که آب مطلق هم طاهر و پاک است و هم طهور و پاک کننده. شراب طهور الهی نیز علاوه بر این که پاک است، پاک کننده نیز هست. این شراب ابرار را از چه چیز تطهیر میکند؟ امام(ع) فرمود: «از هرچه که جز خداست»؛ از اینرو صاحب عزم و اراده با شوق و امید میگوید: مرا تا جان بود در تن بکوشم *** مگر از جام او یک جرعه نوشم و شیخ محمود شبستری در گلشن راز میفرماید: شرابی خور ز جام وجه باقی *** «سقاهم ربهم» او راست ساقی طهور آن میبود کز لوث هستی *** تو را پاکی دهد در وقت مستی شراب بیخودی درکش زمانی *** مگر از دست خود یابی امانی بخور میتاز خویشت وارهاند *** وجود قطره با دریا رساند شرابی خور که جامش روی یار است *** پیاله چشم مست بادهخوار است «سقاهم ربهم» چبود بیندیش *** «طهورا» چیست؟ صافی گشتن از خویش زهی شربت زهی لذت زهی ذوق *** زهی دولت زهی حیرت زهی شوق خلاصه: این شرابِ طهور، انسان را از ماسوی الله شستوشو میدهد. (حسن حسنزاده آملی، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۴-۵۶)
- ↑ «در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.
- ↑ «من کسی نیستم که پروردگارِ ندیده را بپرستم» (بحار الانوار، ج۴، ص۴۴)
- ↑ حسن حسنزاده آملی، رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص۴۳-۴۵؛ همو، شرح مصباح الانس، ص۴۱۶، ۴۱۷ و ۶۳۵، ۶۳۶ و همو، وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۵۲-۵۷.
- ↑ سالک باید یک انسان قرآنی بشود و ﴿لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ﴾ در حقش صادق آید؛ بدن، زبان، چشم، گوش و خیالش را مسّ نکند مگر مطهَّر تا آثار مظاهر و باطن و قلم و افکارش قوی بشود. باید بداند که در حقیقت آنچه میشنود، مسّ میکند؛ آنچه میگوید نیز اینچنین است؛ آنچه میخورد هم مسّ میکند و همه انحای ادراکات او ممسوس اوست و تمام احوال و نیّات و شئون و اطوار او ممسوس اوست. خلاصه از مرحله بدن گرفته تا خیال و عقل، همه باید طهارت داشته باشند تا انسانِ قرآنی بشود؛ باید با ارادهای قوی تصمیم بگیرد که حرف یاوه و دروغ، ولو به شوخی نگوید؛ فکر غلط و خیال باطل و اباطیل نداشته باشد و طوری باشد که ظاهر او، خیال او، فکر او، خوراک او، ابصار او، استماع او و هر آنچه وابسته به اوست، قرآنی شود و در نهایت خود او انسانی قرآنی گردد. (حسن حسنزاده آملی، دروس شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا، نمط سوم، بخش اول، ص۵۵۴؛ همو، دروس شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا، نمط سوم، بخش دوم، ص۸۸۳ و همو، رساله نور علی، نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص۶۴) ولی در لفظ مس بنما تأمّل *** که یابی فرق او را با تعقّل چو مس آمد به معنی بسودن *** بسودن هست مانند نمودن تعقّل اینکه آن شد عین ذاتت *** که افزودهست بر نور حیاتت... طهارت تا بدین معنی کامل *** نشد اندر تن و جان تو حاصل مبادا نخوتی گاه تجلّی *** بگیرد دامنت را در محلّی خطر آرد کز آن نبود رهایی *** که سر بر آورد از کبریایی (حسن حسنزاده آملی، دیوان اشعار، ص۴۹۳، ۴۹۴)
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾ «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.
- ↑ حسن حسنزاده آملی، مجموعه مقالات، ص۱۶۸-۱۷۱.
- ↑ علیزاده آملی، علی، عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی، ص ۲۶۶.