بحث:پلورالیسم دینی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۱: خط ۳۱:
===انگیزۀ طرح [[پلورالیسم دینی]]===
===انگیزۀ طرح [[پلورالیسم دینی]]===
*انگیزۀ اصلی طرح [[پلورالیسم دینی]] به دو بخش [[عام و خاص]] تقسیم می‌‌شود:
*انگیزۀ اصلی طرح [[پلورالیسم دینی]] به دو بخش [[عام و خاص]] تقسیم می‌‌شود:
*الف) [[انگیزه]] [[پلورالیسم دینی]] به معنای عام یعنی [[انگیزه]] ای که سبب [[تولد]] و [[رشد]] [[پلورالیسم دینی]] شد. این مورد به دو بخش تقسیم می‌‌شود:
*'''[[انگیزه]] [[پلورالیسم دینی]] به معنای عام''': یعنی [[انگیزه]] ای که سبب [[تولد]] و [[رشد]] [[پلورالیسم دینی]] شد. این مورد به دو بخش تقسیم می‌‌شود:
#انگیزۀ [[عاطفی]]: عده ای قائلند [[انحصارگرایی]] در [[دین]] و [[مذهب]] موجب حاصل شدن نتایج [[غریب]] و بعیدی می‌‌شود زیرا هر کسی در میان هر [[ملت]] و گرایشی خاص [[رشد]] و نما پیدا کرده است و این امر موجب می‌‌شود شخص [[عقیده]] و راه خود را بر [[حق]] و راه سایرین را ناحق و [[گمراه]] بداند. این [[فکر]] اختصاص به [[مسلمانان]] و یا [[شیعیان]] ندارد کما اینکه [[شیعیان]] سایرین را ناحق می‌‌دانند، آنها هم به همین ترتیب [[شیعیان]] را ناحق می‌‌دانند؛ چنانچه اگر ما در میان [[ملت]] و [[دین]] دیگری و از [[پدر]] و [[مادر]] دیگری متولد می‌‌شدیم یا اینکه اگر یک [[مسیحی]] یا [[یهودی]] اروپایی یا آمریکایی، در [[تهران]] و [[قم]] متولد می‌‌شد،[[ دین]] و [[آیین]] دیگری داشت و همانگونه که آنها باید احتمال [[حقانیت]] [[دین اسلام]] و [[پیامبر گرامی]] آن را بدهند و به دنبال [[تحقیق]] برآیند و کوتاهی نکنند، ما هم متقابلاً باید احتمال دهیم راه‌های دیگر حق‌اند و [[تحقیق]] کنیم؛ چراکه [[تولد]] قهری ما در یک منطقه از [[زمین]] و از [[پدر]] و مادری خاص، مستلزم [[حقانیت]] ما از سویی و عدم [[حقانیت]] سایرین از سوی دیگر نیست؛ به بیانی دیگر پذیرفتن این مسئله که میان ۶ میلیارد [[انسانی]] که در کره [[زمین]] [[زندگی]] می‌‌کنند فقط حدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ میلیون نفر آن [[اهل حق]] و [[اهل بهشت]] هستند و هر کس غیر [[مسلمان]] باشد اهل [[گمراهی]] و [[جهنم]] است امری ظالمانه و به دور از [[انسانیت]] است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴.</ref>.   
#انگیزۀ [[عاطفی]]: عده ای قائلند [[انحصارگرایی]] در [[دین]] و [[مذهب]] موجب حاصل شدن نتایج [[غریب]] و بعیدی می‌‌شود زیرا هر کسی در میان هر [[ملت]] و گرایشی خاص [[رشد]] و نما پیدا کرده است و این امر موجب می‌‌شود شخص [[عقیده]] و راه خود را بر [[حق]] و راه سایرین را ناحق و [[گمراه]] بداند. این [[فکر]] اختصاص به [[مسلمانان]] و یا [[شیعیان]] ندارد کما اینکه [[شیعیان]] سایرین را ناحق می‌‌دانند، آنها هم به همین ترتیب [[شیعیان]] را ناحق می‌‌دانند؛ چنانچه اگر ما در میان [[ملت]] و [[دین]] دیگری و از [[پدر]] و [[مادر]] دیگری متولد می‌‌شدیم یا اینکه اگر یک [[مسیحی]] یا [[یهودی]] اروپایی یا آمریکایی، در [[تهران]] و [[قم]] متولد می‌‌شد،[[ دین]] و [[آیین]] دیگری داشت و همانگونه که آنها باید احتمال [[حقانیت]] [[دین اسلام]] و [[پیامبر گرامی]] آن را بدهند و به دنبال [[تحقیق]] برآیند و کوتاهی نکنند، ما هم متقابلاً باید احتمال دهیم راه‌های دیگر حق‌اند و [[تحقیق]] کنیم؛ چراکه [[تولد]] قهری ما در یک منطقه از [[زمین]] و از [[پدر]] و مادری خاص، مستلزم [[حقانیت]] ما از سویی و عدم [[حقانیت]] سایرین از سوی دیگر نیست؛ به بیانی دیگر پذیرفتن این مسئله که میان ۶ میلیارد [[انسانی]] که در کره [[زمین]] [[زندگی]] می‌‌کنند فقط حدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ میلیون نفر آن [[اهل حق]] و [[اهل بهشت]] هستند و هر کس غیر [[مسلمان]] باشد اهل [[گمراهی]] و [[جهنم]] است امری ظالمانه و به دور از [[انسانیت]] است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴.</ref>.   
#[[انگیزه]] [[اجتماعی]]: سررشته بسیاری از خرابی‌ها و جنگ‌های ملتها بر سر تک مذهبی و [[تعصب]] [[ملت‌ها]] بود، زیرا هر مذهبی بر اساس تعصبشان [[دین]] دیگری را تخطئه می‌‌کرد. احیای پلورالیسیم [[دینی]] راه حل خوبی برای خاتمه دادن به این در گیری‌ها بود چراکه ادعای [[پلورالیسم]] این است که تمام [[ادیان]] از جمله [[اسلام]]، [[مسیحیت]]، [[کاتولیک]]، ارتدوکس، [[پروتستان]] همه بر [[حق]] هستند و همۀ آنها می‌‌تواند [[بشریت]] را به سمت [[هدایت]] و [[بهشت]] [[راهنمایی]] کنند به این ترتیب ریشه تمام در گیری‌ها به واسطۀ [[پلورالیسم]] از بین می‌‌رود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.  </ref>.
#[[انگیزه]] [[اجتماعی]]: سررشته بسیاری از خرابی‌ها و جنگ‌های ملتها بر سر تک مذهبی و [[تعصب]] [[ملت‌ها]] بود، زیرا هر مذهبی بر اساس تعصبشان [[دین]] دیگری را تخطئه می‌‌کرد. احیای پلورالیسیم [[دینی]] راه حل خوبی برای خاتمه دادن به این در گیری‌ها بود چراکه ادعای [[پلورالیسم]] این است که تمام [[ادیان]] از جمله [[اسلام]]، [[مسیحیت]]، [[کاتولیک]]، ارتدوکس، [[پروتستان]] همه بر [[حق]] هستند و همۀ آنها می‌‌تواند [[بشریت]] را به سمت [[هدایت]] و [[بهشت]] [[راهنمایی]] کنند به این ترتیب ریشه تمام در گیری‌ها به واسطۀ [[پلورالیسم]] از بین می‌‌رود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸.  </ref>.
خط ۴۲: خط ۴۲:
##کسانی که یا اصلاً اهل [[پیمان]] و [[عهد]] نیستند و یا [[پیمان]] می‌‌بندند و می‌‌شکنند. این افراد [[یاغی]] و طاغی در هیچ [[حکومت]] و نظامی قابل [[تحمل]] نیستند و اینها را باید با [[زور]] و [[قدرت]] و [[جنگ]] یا وادار به [[تسلیم]] کرد و یا از میان برداشت. این اصل در همه ی نظام‌های عالم هست و هیچ [[حکومتی]] اجازۀ دزدی و [[تجاوز به حقوق دیگران]] را نمی‌دهد و با خلافکار برخورد خواهد کرد<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸. </ref>.  
##کسانی که یا اصلاً اهل [[پیمان]] و [[عهد]] نیستند و یا [[پیمان]] می‌‌بندند و می‌‌شکنند. این افراد [[یاغی]] و طاغی در هیچ [[حکومت]] و نظامی قابل [[تحمل]] نیستند و اینها را باید با [[زور]] و [[قدرت]] و [[جنگ]] یا وادار به [[تسلیم]] کرد و یا از میان برداشت. این اصل در همه ی نظام‌های عالم هست و هیچ [[حکومتی]] اجازۀ دزدی و [[تجاوز به حقوق دیگران]] را نمی‌دهد و با خلافکار برخورد خواهد کرد<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۵۷، ۲۵۸. </ref>.  
*در کنار امور یاد شده،[[ دین]] منطقی و معقول [[اسلام]] همیشه از مخالفینشان [[دعوت]] به بحث و [[گفتگو]] کرده و [[معتقد]] است اگر [[حقانیت]] و صحت مخالفینشان اثبات شد از سخنانشان دست برمی دارد و برعکس اگر ثابت شد [[دین اسلام]] به [[حق]] است همین [[انتظار]] را از [[ادیان]] مخالف دارد؛ حتی [[اسلام]] برای دفع هرگونه [[جنگی]] [[معتقد]] است که اگر مخالفین [[اسلام]] [[تسلیم]] [[منطق]] و [[حق]] نمی‌شوند، طبق [[عهد]] و [[قرارداد]] با آنان [[معاهده]] شود تا از [[خون]] و [[خونریزی]] جلوگیری شود، نهایتاً اگر کسی حرف منطقی و [[حق]] را نپذیرفت و حاضر به [[صلح]] و [[معاهده]] و همزیستی نشد، هر ناظر منصفی [[تصدیق]] می‌‌کند که چاره ای جز برخورد نمی‌ماند. پس این سخن صحیح نیست که [[معتقد]] شویم یرای جلوگیری از هرگونه [[جنگی]] باید بپذیریم تمام [[ادیان]] مخالف برحقند و انحصار در [[دین]] [[واحد]]، برای رسیدن به [[حق]] [[باطل]] است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴؛ پلورالیسم دینی، انحرافی خطرناک.  </ref>.
*در کنار امور یاد شده،[[ دین]] منطقی و معقول [[اسلام]] همیشه از مخالفینشان [[دعوت]] به بحث و [[گفتگو]] کرده و [[معتقد]] است اگر [[حقانیت]] و صحت مخالفینشان اثبات شد از سخنانشان دست برمی دارد و برعکس اگر ثابت شد [[دین اسلام]] به [[حق]] است همین [[انتظار]] را از [[ادیان]] مخالف دارد؛ حتی [[اسلام]] برای دفع هرگونه [[جنگی]] [[معتقد]] است که اگر مخالفین [[اسلام]] [[تسلیم]] [[منطق]] و [[حق]] نمی‌شوند، طبق [[عهد]] و [[قرارداد]] با آنان [[معاهده]] شود تا از [[خون]] و [[خونریزی]] جلوگیری شود، نهایتاً اگر کسی حرف منطقی و [[حق]] را نپذیرفت و حاضر به [[صلح]] و [[معاهده]] و همزیستی نشد، هر ناظر منصفی [[تصدیق]] می‌‌کند که چاره ای جز برخورد نمی‌ماند. پس این سخن صحیح نیست که [[معتقد]] شویم یرای جلوگیری از هرگونه [[جنگی]] باید بپذیریم تمام [[ادیان]] مخالف برحقند و انحصار در [[دین]] [[واحد]]، برای رسیدن به [[حق]] [[باطل]] است<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴؛ پلورالیسم دینی، انحرافی خطرناک.  </ref>.
*ب) [[انگیزه]] [[پلورالیسم دینی]] به معنای خاص: یعنی [[انگیزه]] ای که سبب شد [[پلورالیسم]] در جامعۀ [[اسلامی]][[ رشد]] و نمو کند. این [[انگیزه]] به دو [[دلیل]] ایجاد شد:
*'''[[انگیزه]] [[پلورالیسم دینی]] به معنای خاص''': یعنی [[انگیزه]] ای که سبب شد [[پلورالیسم]] در جامعۀ [[اسلامی]][[ رشد]] و نمو کند. این [[انگیزه]] به دو [[دلیل]] ایجاد شد:
#جلوگیری از صدور [[فرهنگ اسلامی]] و [[فرهنگ]] [[انقلاب]]: ادعای [[پلورالیسم]] بر این مبنا [[استوار]] است که تمام [[ادیان]]، طریقی به سمت [[حقانیت]] هستند و حرف [[حق]] را می‌‌زنند، بنابراین وقتی همۀ سخن‌ها و [[ادیان]] و [[عقاید]] صحیح بودند، لزومی ندارد سایرین هم به [[اسلام]] [[دعوت]] شوند. در نتیجه، صدور [[فرهنگ اسلامی]] به چالش کشیده می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>.
#جلوگیری از صدور [[فرهنگ اسلامی]] و [[فرهنگ]] [[انقلاب]]: ادعای [[پلورالیسم]] بر این مبنا [[استوار]] است که تمام [[ادیان]]، طریقی به سمت [[حقانیت]] هستند و حرف [[حق]] را می‌‌زنند، بنابراین وقتی همۀ سخن‌ها و [[ادیان]] و [[عقاید]] صحیح بودند، لزومی ندارد سایرین هم به [[اسلام]] [[دعوت]] شوند. در نتیجه، صدور [[فرهنگ اسلامی]] به چالش کشیده می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>.
#هموار کردن راه نفوذ [[افکار]] و [[عقاید]] و ارزش‌های مادی و غربی در جامعۀ [[اسلامی]]: وقتی [[دین]] و [[فرهنگ]] و ارزش‌های ما مطلق نبود و تنها [[دین حق]] را [[اسلام]] ندانستیم، قهراً راه برای سایر [[ادیان]] و مکاتب باز شده و نتیجه‌اش نفوذ [[فرهنگ]] غربی در جامعۀ [[اسلامی]] می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>.  
#هموار کردن راه نفوذ [[افکار]] و [[عقاید]] و ارزش‌های مادی و غربی در جامعۀ [[اسلامی]]: وقتی [[دین]] و [[فرهنگ]] و ارزش‌های ما مطلق نبود و تنها [[دین حق]] را [[اسلام]] ندانستیم، قهراً راه برای سایر [[ادیان]] و مکاتب باز شده و نتیجه‌اش نفوذ [[فرهنگ]] غربی در جامعۀ [[اسلامی]] می‌‌شود<ref>ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، مشکات، ص ۲۵۷ و ۲۵۸.</ref>.
 
===دیدگاه انحصار‌گرایی===
===دیدگاه انحصار‌گرایی===
*در مقابل [[نظریه ]][[پلورالیسم]] یا [[تکثرگرایی]]، دیدگاه [[انحصارگرایی]] وجود دارد که تنها یک [[دین]] را مصداق [[دین کامل]] و برگزیدۀ [[الهی]] می‌داند و آن [[دینی]] است که بر مبنای سه چیز باشد [[صدق]]،[[ حق]] و [[نجات]]. تقریباً همه [[ادیان]] بر [[انحصارگرایی]][[ دین]] خود [[باور]] دارند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>.
*در مقابل [[نظریه ]][[پلورالیسم]] یا [[تکثرگرایی]]، دیدگاه [[انحصارگرایی]] وجود دارد که تنها یک [[دین]] را مصداق [[دین کامل]] و برگزیدۀ [[الهی]] می‌داند و آن [[دینی]] است که بر مبنای سه چیز باشد [[صدق]]،[[ حق]] و [[نجات]]. تقریباً همه [[ادیان]] بر [[انحصارگرایی]][[ دین]] خود [[باور]] دارند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۰۸. </ref>.
۱۳۰٬۳۶۶

ویرایش