پرش به محتوا

توحید در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۱: خط ۴۱:
==[[فطری]] بودن [[توحید]]==
==[[فطری]] بودن [[توحید]]==
*[[توحید]] ریشه در [[فطرت انسان‌ها]] دارد. [[اعتقاد]] یا [[رفتار]] غیرتوحیدی نشانۀ [[انحراف]] از [[فطرت]] و ناشی از عوامل [[روانی]]، محیطی، جغرافیایی و [[تاریخی]] است. [[زراره]] می‌‌گوید: از [[امام باقر]]{{ع}} درباره آیۀ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین  روی (دل) را برای این دین راست بدار!  بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> سؤال نمودم. ایشان فرمودند: «[[خداوند]] در [[فطرت]] آنان [[علم]] به اینکه او پروردگارشان است را قرار داد، و اگر چنین نکرده بود، چون از آنان سؤال می‌‌شد که چه کسی [[پروردگار]] آنان است و چه کسی به آنان [[رزق]] می‌‌دهد، هیچ جوابی برای این سؤال نداشتند»<ref>{{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ! فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا قَالَ فَطَرَهُمْ عَلَی مَعْرِفَتِهِ أَنَّهُ رَبُّهُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یَعْلَمُوا إِذَا سُئِلُوا مَنْ رَبُّهُمْ وَ لَا مَنْ رَازِقُهُمْ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۹.</ref>. همچنین دربارۀ معنای آیۀ {{متن قرآن|حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ}}<ref>«پاک آیینان برای خداوند باشید، نه شرک‌ورزان به او» سوره حج، آیه ۳۱.</ref> سؤال کرد، [[حضرت]] فرمودند: «مراد، فطرتی است که [[مردم]] بر اساس آن [[آفریده]] شده‌اند. [[خداوند]] [[مردمان]] را بر اساس [[شناخت]] خود [[آفریده]] است»<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} مِنْ قَوْلِ اللَّهِ حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ مَا الْحَنِیفِیَّةُ؟ قَالَ هِیَ الْفِطْرَةُ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها فَطَرَ اللَّهُ الْخَلْقَ عَلَی مَعْرِفَتِهِ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۹.</ref>.
*[[توحید]] ریشه در [[فطرت انسان‌ها]] دارد. [[اعتقاد]] یا [[رفتار]] غیرتوحیدی نشانۀ [[انحراف]] از [[فطرت]] و ناشی از عوامل [[روانی]]، محیطی، جغرافیایی و [[تاریخی]] است. [[زراره]] می‌‌گوید: از [[امام باقر]]{{ع}} درباره آیۀ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین  روی (دل) را برای این دین راست بدار!  بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> سؤال نمودم. ایشان فرمودند: «[[خداوند]] در [[فطرت]] آنان [[علم]] به اینکه او پروردگارشان است را قرار داد، و اگر چنین نکرده بود، چون از آنان سؤال می‌‌شد که چه کسی [[پروردگار]] آنان است و چه کسی به آنان [[رزق]] می‌‌دهد، هیچ جوابی برای این سؤال نداشتند»<ref>{{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ! فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا قَالَ فَطَرَهُمْ عَلَی مَعْرِفَتِهِ أَنَّهُ رَبُّهُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یَعْلَمُوا إِذَا سُئِلُوا مَنْ رَبُّهُمْ وَ لَا مَنْ رَازِقُهُمْ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۹.</ref>. همچنین دربارۀ معنای آیۀ {{متن قرآن|حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ}}<ref>«پاک آیینان برای خداوند باشید، نه شرک‌ورزان به او» سوره حج، آیه ۳۱.</ref> سؤال کرد، [[حضرت]] فرمودند: «مراد، فطرتی است که [[مردم]] بر اساس آن [[آفریده]] شده‌اند. [[خداوند]] [[مردمان]] را بر اساس [[شناخت]] خود [[آفریده]] است»<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} مِنْ قَوْلِ اللَّهِ حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ مَا الْحَنِیفِیَّةُ؟ قَالَ هِیَ الْفِطْرَةُ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها فَطَرَ اللَّهُ الْخَلْقَ عَلَی مَعْرِفَتِهِ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۹.</ref>.
*[[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌‌فرمایند: «هر طفلی برپایه [[فطرت]] و به همراه آن به [[دنیا]] می‌‌آید، یعنی برپایه [[شناخت خداوند]] به اینکه او [[خالق]] اوست؛ این [[آیه]] نیز اشاره به همین مطلب دارد: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ»<ref>سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref>.<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ یَعْنِی عَلَی الْمَعْرِفَةِ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُهُ فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۹.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} نیز درباره آیۀ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> فرمودند: «منظور از این [[فطرت]]، [[توحید]] است»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ! فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا قَالَ: التَّوْحِیدُ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۷.</ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۱، ص ۳۴۱-۳۴۲؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۱۸.</ref>
*[[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌‌فرمایند: «هر طفلی برپایه [[فطرت]] و به همراه آن به [[دنیا]] می‌‌آید، یعنی برپایه [[شناخت خداوند]] به اینکه او [[خالق]] اوست؛ این [[آیه]] نیز اشاره به همین مطلب دارد: {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ می‌گویند: خداوند» سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref>.<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ یَعْنِی عَلَی الْمَعْرِفَةِ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُهُ فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۹.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} نیز درباره آیۀ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> فرمودند: «منظور از این [[فطرت]]، [[توحید]] است»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ! فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا قَالَ: التَّوْحِیدُ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۷.</ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۱، ص ۳۴۱-۳۴۲؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۱۸.</ref>
 
==رهاوردهای [[توحید]]==
==رهاوردهای [[توحید]]==
*[[توحید]] خاستگاه همه [[فضایل]] و رهآوردهای مثبت [[علمی]] و عملی و [[شرک]]، ریشه همۀ [[رذایل]]، [[فسادها]] و تباهی‌هاست و همان گونه که [[شرک]]، ظلمی بس بزرگ است: {{متن قرآن|إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ}}<ref>«شرک، ستمی سترگ است» سوره لقمان، آیه ۱۳.</ref> و بنیان خوبی و [[فضیلت]] را ویران می‌‌کند، [[توحید]] عدلی است [[عظیم]] که بر پایۀ آن [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]] [[جامعۀ انسانی]] سامان می‌یابند. [[قرآن کریم]] از [[باب]] [[تشبیه]] معقول به محسوس، [[حقیقت توحید]] را به درختی [[پاک]] [[تمثیل]] کرده است که ریشۀ آن به ژرفای [[زمین]] رفته و ساقه و شاخه‌هایش سر به فلک کشیده و هر دم میوه‌ای مناسب می‌دهد و [[آدمیان]] را بهره‌مند می‌سازد: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«آیا درنیافته‌ای  که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد. به اذن پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد و خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند باشد که پند گیرند.» سوره ابراهیم، آیه ۲۴ ـ ۲۵</ref>، [[توحید]] نیز [[حقیقت]] خلل ناپذیری است که اگر فهمیده شود در اعماق [[قلب]] ریشه می‌‌دواند و شاخه‌های خویش را به صورت [[فضایل]] خُلقی و [[اعمال صالح]] می‌‌گستراند و [[زندگی فردی]]، [[خانوادگی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] را [[نظم]] بخشیده، در نهایت به [[سعادت ابدی]] می‌انجامد، زیرا صورت [[علمی]] و [[اعتقادی]] و عملی هیچ [[دانش]] و فنی مانند [[اعتقاد]] به اصول [[توحید]] و [[ایمان]] نیست که حقیقتی ثابت و پرثمر داشته باشد و رایحه‌اش در جامعۀ [[اسلامی]] و [[جهان]] انتشار یابد. [[اعتقاد]] به ارکان [[توحید]] والاترین کمال و [[فضیلت]] از [[کمالات]] و [[فضایل]] [[نفسانی]] و درخشان‌ترین صفات اکتسابی است و انسان را با ساحت کبریایی آشنا می‌سازد و او را با [[پروردگار]] و [[عظمت]] و کبریایی او پیوند می‌دهد و در نتیجه صفات [[آدمی]] به صفات [[قدس]] ربوبی تشبّه می‌یابند<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*[[توحید]] خاستگاه همه [[فضایل]] و رهآوردهای مثبت [[علمی]] و عملی و [[شرک]]، ریشه همۀ [[رذایل]]، [[فسادها]] و تباهی‌هاست و همان گونه که [[شرک]]، ظلمی بس بزرگ است: {{متن قرآن|إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ}}<ref>«شرک، ستمی سترگ است» سوره لقمان، آیه ۱۳.</ref> و بنیان خوبی و [[فضیلت]] را ویران می‌‌کند، [[توحید]] عدلی است [[عظیم]] که بر پایۀ آن [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]] [[جامعۀ انسانی]] سامان می‌یابند. [[قرآن کریم]] از [[باب]] [[تشبیه]] معقول به محسوس، [[حقیقت توحید]] را به درختی [[پاک]] [[تمثیل]] کرده است که ریشۀ آن به ژرفای [[زمین]] رفته و ساقه و شاخه‌هایش سر به فلک کشیده و هر دم میوه‌ای مناسب می‌دهد و [[آدمیان]] را بهره‌مند می‌سازد: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«آیا درنیافته‌ای  که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد. به اذن پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد و خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند باشد که پند گیرند.» سوره ابراهیم، آیه ۲۴ ـ ۲۵</ref>، [[توحید]] نیز [[حقیقت]] خلل ناپذیری است که اگر فهمیده شود در اعماق [[قلب]] ریشه می‌‌دواند و شاخه‌های خویش را به صورت [[فضایل]] خُلقی و [[اعمال صالح]] می‌‌گستراند و [[زندگی فردی]]، [[خانوادگی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] را [[نظم]] بخشیده، در نهایت به [[سعادت ابدی]] می‌انجامد، زیرا صورت [[علمی]] و [[اعتقادی]] و عملی هیچ [[دانش]] و فنی مانند [[اعتقاد]] به اصول [[توحید]] و [[ایمان]] نیست که حقیقتی ثابت و پرثمر داشته باشد و رایحه‌اش در جامعۀ [[اسلامی]] و [[جهان]] انتشار یابد. [[اعتقاد]] به ارکان [[توحید]] والاترین کمال و [[فضیلت]] از [[کمالات]] و [[فضایل]] [[نفسانی]] و درخشان‌ترین صفات اکتسابی است و انسان را با ساحت کبریایی آشنا می‌سازد و او را با [[پروردگار]] و [[عظمت]] و کبریایی او پیوند می‌دهد و در نتیجه صفات [[آدمی]] به صفات [[قدس]] ربوبی تشبّه می‌یابند<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش