ابرار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۳۱۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ فوریهٔ ۲۰۲۱
خط ۱۹۰: خط ۱۹۰:
و هنگامی‌که به آنجا می‌نگری، نِعَم فراوان و [[ملک]] عظیمی را خواهی دید: {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا}}<ref>«و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی» سوره انسان، آیه ۲۰.</ref>. (و در حالی‌که) بر اندام آنان، لباس‌های ابریشمی ظریف‌بافت سبز رنگ و ابریشمی ضخیم است و (دست) آنان، با دست‌بندهای نقره‌ای مزیّن شده، و پروردگارشان به آنان شراب طهور می‌نوشاند: {{متن قرآن|عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا}}<ref>«بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند» سوره انسان، آیه ۲۱.</ref>.
و هنگامی‌که به آنجا می‌نگری، نِعَم فراوان و [[ملک]] عظیمی را خواهی دید: {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا}}<ref>«و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی» سوره انسان، آیه ۲۰.</ref>. (و در حالی‌که) بر اندام آنان، لباس‌های ابریشمی ظریف‌بافت سبز رنگ و ابریشمی ضخیم است و (دست) آنان، با دست‌بندهای نقره‌ای مزیّن شده، و پروردگارشان به آنان شراب طهور می‌نوشاند: {{متن قرآن|عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا}}<ref>«بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند» سوره انسان، آیه ۲۱.</ref>.
(از جانب [[حق‌تعالی]] به آنان گفته می‌شود:) این (نعمت‌های [[عظیم]] و فراوان) پاداشی برای شما است و سعی و تلاش شما (در [[طاعات]]، [[اعمال]] و [[عبادات]]) مقبول و مورد تقدیر است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا}}<ref>«بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند» سوره انسان، آیه ۲۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۷.</ref>
(از جانب [[حق‌تعالی]] به آنان گفته می‌شود:) این (نعمت‌های [[عظیم]] و فراوان) پاداشی برای شما است و سعی و تلاش شما (در [[طاعات]]، [[اعمال]] و [[عبادات]]) مقبول و مورد تقدیر است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا}}<ref>«بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند» سوره انسان، آیه ۲۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۷.</ref>
===خاتمه: [[اعجاز قرآن]] و بهره‌گیری‌های [[تربیتی]]===
*'''اعجاز قرآن'''
در [[سوره انفطار]]، در [[آیات]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}} و {{متن قرآن|وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}، ملاحظه می‌کنیم [[ابرار]] در مقابل [[فجّار]] قرار دارند. پیش‌تر در بررسی آیات [[سوره انسان]]، دانستیم که مطلوب ابرار در اعمال و انجام طاعات و عبادات، وجه‌اللّه است، در حالی‌که فجّار نه تنها مطلوبشان وجه‌اللّه نبوده، بلکه در نقطه مقابل ابرار، فرار از سخن[[حق]] و [[نافرمانی]] از [[طاعت]] او و [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] را [[آیین]] خود قرار داده‌اند. در [[وصف]] آنان در [[سوره نوح]] چنین می‌خوانیم: [[نوح]] گفت: پروردگارا! من [[قوم]] خود را شب و [[روز]] (به [[پرستش]] تو و به [[تقوا]] و طاعت) [[دعوت]] نمودم: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا}}<ref>«گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم» سوره نوح، آیه ۵.</ref>.
اما [[دعوت]] من، چیزی بر آنان نیفزود جز آنکه (آنان از دعوت به سوی [[حق]]) فرار کردند: {{متن قرآن|فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا}}<ref>«و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود» سوره نوح، آیه ۶.</ref>.
و هر موقع، آنان را (به [[پرستش]] تو و به [[تقوا]] و [[طاعت]]) دعوت نمودم تا برای آنها [[مغفرت]] و [[آمرزش]] قرار دهی، آنان (در پاسخ به این دعوت) انگشتان‌شان را در گوش‌هایشان قرار داده و جامه‌های خویش را بر سر و صورت خود پیچیدند (تا سخنحق را نشنوند). آنان (بر نشنیدن سخنحق) پافشاری داشته، و با نوعی [[کبر]] و [[خودبزرگ‌بینی]] (که همراه با [[مخالفت]] حق و نشنیدن سخن اوست)، [[تکبر]] می‌ورزند: {{متن قرآن|وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا}}<ref>«و من هرگاه آنان را فرا خواندم تا بیامرزیشان، انگشت در گوش نهادند و جامه بر سر کشیدند و (در کفر) پای فشردند و سخت گردنفرازی ورزیدند» سوره نوح، آیه ۷.</ref>.
بعد هم آشکارا و سپس هم علنی و هم پنهانی، آنان را (به پرستش تو و به تقوا و طاعت) دعوت نمودم: {{متن قرآن|ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا * إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا}}<ref>«سپس آنان را با ندای بلند فرا خواندم * باز آشکار به آنان گفتم و (نیز) یکسره پنهان به ایشان گفتم» سوره نوح، آیه ۸-۹.</ref>.
[[نوح]] (که برای [[هدایت]] [[قوم]] خود در طی مدت نهصدوپنجاه سال با روش‌های مختلف آشکارا و [[نهان]]، آنان را به سوی حق دعوت نمود، در پاسخ، جز عده‌ای اندک‌شمار در این مدت طولانی به او [[ایمان]] نیاورده و بقیه کسان قومش با او بنای [[عصیان]]، [[سرکشی]] و مخالفت نهادند و او اثری از ایمان را در آنها نیافت. بعد از [[یأس]] از هدایت آنان) گفت: پروردگارا! آنان از من [[نافرمانی]] کرده و از کسانی [[پیروی]] نموده‌اند که [[مال]] و فرزندانشان جز [[زیانکاری]] و [[خسران]]، چیزی بر آنها نیفزوده: {{متن قرآن|قَالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا}}<ref>«نوح گفت: پروردگارا! آنان از من فرمان نبردند و از کسی پیروی کردند که دارایی و فرزندش جز به زیان وی نیفزود» سوره نوح، آیه ۲۱.</ref>.
و آنان [[حیله]] بزرگی را [[مکر]] نمودند: {{متن قرآن|وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا}}<ref>«و نیرنگی بزرگ باختند» سوره نوح، آیه ۲۲.</ref>.
و گفتند: از خدایانتان دست برندارید و ([[پرستش]] بت‌های پنج‌گانه) [[ودّ]]، [[سُواع]]، [[یَغوث]]، [[یَعوق]] و [[نسر]] را رها نکنید: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا}}<ref>«و گفتند: هیچ گاه از خدایان خویش دست برندارید و هرگز از ودّ و سواع و یغوث و یعوق و نسر، دست نکشید» سوره نوح، آیه ۲۳.</ref>.
و (آنان) گروه بسیاری را به [[ضلالت]] و [[گمراهی]] کشانیده‌اند، و (ای [[پروردگار]] [[مهربان]]!) [[ستمکاران]] را جز ضلالت و گمراهی چیزی بدانها نیفزا: {{متن قرآن|وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا}}<ref>«و بی‌گمان بسیاری را گمراه کردند، و ستمگران را جز گمراهی میفزای» سوره نوح، آیه ۲۴.</ref>.
(پروردگارا!) البته، اگر آنان ([[کافران]]) را زنده گذاری، بندگانت را [[گمراه]] کرده و تنها نسلی [[فاجر]] و [[کفّار]] ([[ناسپاس]]) از خود به وجود می‌آورند: {{متن قرآن|وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}}<ref>«و نوح گفت: پروردگارا! از کافران هیچ کس را روی زمین بر جای مگذار * که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه می‌کنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمی‌آورند» سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷.</ref>
نکته قابل توجه آن است که آیاتی که کلمه [[فجّار]] و یا مشتقاتی از آن را در بردارند، سوره‌های مکّی‌اند. این خود بیانگر آن است که چهره کریه فجّار در پیش از [[اسلام]] [[مبتلا]] به عموم بوده و اینکه تا چه اندازه [[آلودگی]] گمراهی، [[آدمیان]] را از [[فطرت]] الهی‌شان [[منحرف]] نموده است. در اینجا آیاتی را که در آن، کلمه فجّار یا مشتقاتی از آن است، به ترتیب [[نزول]] آورده و یادآور می‌شویم که با دقّت در این [[آیات]]، دو [[اعجاز]] از [[قرآن]] [[مشاهده]] می‌شود: یکی آنکه آیات مربوط به [[فجور]] [[آدمیان]]، منحصر به آیات مکی است. دوم این که تعداد آیات مزبور با تعداد آیات [[ابرار]] برابر بوده و هر یک شامل شش [[آیه]] است:
#{{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ}}<ref>«آنان همان کافران بدکارند» سوره عبس، آیه ۴۲.</ref>.
#{{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۸.</ref>.
#{{متن قرآن|أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ}}<ref>«آیا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند چون فسادانگیزان در زمین می‌شماریم؟ یا پرهیزگاران را چون گناهکاران می‌دانیم؟» سوره ص، آیه ۲۸.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}}<ref>«که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه می‌کنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمی‌آورند» سوره نوح، آیه ۲۷.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۴.</ref>.
#{{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ}}<ref>«نه چنین است، کارنامه بدکاران در «سجّین» است» سوره مطففین، آیه ۷.</ref>.
*'''بهره‌گیری‌های [[تربیتی]]'''
با [[تدبّر]] در آیات ابرار به ترتیب نزول آن، نکات و اصولی اساسی در [[تربیت]] به دست می‌آید که حاصل آن [[رهایی]] از [[ضلالت]] [[دوران جاهلیت]] [[عرب]] و ورود به [[هدایت الهی]] و [[عروج]] به سوی ابراریت است. این اصول به طور فهرست‌وار عبارتند از:
#ارائه [[غایت]] و [[عاقبت]] کار: وقتی دو گروه ابرار و [[فجار]] را نسبت به هم مقایسه می‌نماییم، ملاحظه می‌کنیم: عاقبت ابرار، [[نعیم]]، و عاقبت [[فجّار]]، [[جحیم]] است. قال تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۳-۱۴.</ref>. بنابراین، اصل ارائه غایت و عاقبت کار، عاملی اساسی در تربیت است تا همواره محکی [[غنی]] برای استمرار تلاش و [[کوشش]] در راستای دست‌یابی به [[هدف]] موجود باشد.
# [[ثبت]] [[اعمال]]: آنچه را که می‌شود در وصول به [[غایت]] و تحقق کمال به عنوان مطلوب، عاملی اساسی در نظر گرفت، آن است که عمل و [[طاعات]] هم جنبه [[عینی]] و [[حقیقی]] داشته باشد و هم مکتوب گردد. لذا [[خدای متعال]] با تأکید می‌فرماید: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ}}؛ {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}}.
# [[تذکر]] و [[یادآوری]] غایت: برای آنکه غایت و [[عاقبت]] کار همواره در نظر باشد، باید مجدداً آن را تذکر داده و یادآوری نمود. تا این [[تجدید]] یادآوری، سعی و [[کوشش]] را در جهت وصول به غایت نیرو داده و آن را [[روحی]] تازه بخشد و برای ادامه و استمرار آن، محرّکی [[غنی]] باشد. از این‌رو خدای متعال بعد از بیان این غایت در [[سوره انفطار]]، آن را مجدداً در [[سوره مطففین]] یادآوری فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}}.
# [[راهنمایی]] نسبت به راستای حرکت به سوی غایت: در جریان [[تربیت]]، باید نسبت به جهت و سمت حرکت به سوی غایت و عاقبت راهنمایی صورت گیرد. بنابراین، استماع [[دستور]] برای نیل به غایت و [[عمل به دستورات]] و [[اوامر]] ارائه شده و سرانجام تقاضا و درخواست متعادل‌داشتن، در یافتن جهت‌گیری مناسب حرکت برای نیل به غایت و عاقبت کار، لازم‌الاجراء است. لذا [[خداوند متعال]] به زبان [[مؤمنان]] می‌فرماید: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ}}<ref>«پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران» سوره آل عمران، آیه ۱۹۳.</ref>.
# [[تبیین]] غایت اصلی از غایت مشابه: بعد از راهنمایی نسبت به راستای [[حرکت به سوی مطلوب]]، لازم است غایت مشابه از غایت اصلی، مشخص و متمایز گردد؛ زیرا محتمل است تشعشعاتی از کمال مطلوب پرتو افشانی کند و سالک طریق هم آن تشعشعات را [[غایت]] اصلی پندارد. لذا می‌فرماید: {{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}<ref>«اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.</ref>.
#وصول به غایت و حصول نتیجه: سرانجام با رعایت اصول پنج‌گانه فوق، کمال مطلوب و وصول به غایت اصلی محقق خواهد شد. از علایم تحقق آن، برخورداری [[عینی]] و عملی از ثمرات و نتایج آن است. لذا می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۹-۴۳.</ref>


==منابع==
==منابع==
۸۰٬۴۸۳

ویرایش