تفویض در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه'
جز (جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه')
خط ۵۰: خط ۵۰:
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: ولی با این حال به [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] هشدار می‌دهد که ممکن است در پیشنهادهای [[صلح]]، [[خدعه]] و نیرنگی در کار باشد و صلح را مقدمه‌ای برای ضربه غافلگیرانه‌ای قرار دهند، و یا هدفشان تأخیر [[جنگ]] برای فراهم کردن نیروی بیشتر باشد، اما از این موضوع نیز [[نگرانی]] به خود [[راه]] مده؛ زیرا [[خداوند]] کفایت کار تو را می‌کند و در همه حال [[پشتیبان]] توست: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ}}، سابقه [[زندگی]] تو نیز [[گواه]] بر این [[حقیقت]] است؛ زیرا اوست که تو را با [[یاری]] خود به وسیله [[مؤمنان]] [[پاکدل]]، تقویت کرد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}. بارها خطرات بزرگی برای تو فراهم ساختند و نقشه‌های خطرناکی طرح کردند که از طریق عادی [[غلبه]] بر آن ممکن نبود، اما او تو را در برابر همه اینها [[حفظ]] کرد<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۳۰ - ۲۳۱.</ref>.
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: ولی با این حال به [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] هشدار می‌دهد که ممکن است در پیشنهادهای [[صلح]]، [[خدعه]] و نیرنگی در کار باشد و صلح را مقدمه‌ای برای ضربه غافلگیرانه‌ای قرار دهند، و یا هدفشان تأخیر [[جنگ]] برای فراهم کردن نیروی بیشتر باشد، اما از این موضوع نیز [[نگرانی]] به خود [[راه]] مده؛ زیرا [[خداوند]] کفایت کار تو را می‌کند و در همه حال [[پشتیبان]] توست: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ}}، سابقه [[زندگی]] تو نیز [[گواه]] بر این [[حقیقت]] است؛ زیرا اوست که تو را با [[یاری]] خود به وسیله [[مؤمنان]] [[پاکدل]]، تقویت کرد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}. بارها خطرات بزرگی برای تو فراهم ساختند و نقشه‌های خطرناکی طرح کردند که از طریق عادی [[غلبه]] بر آن ممکن نبود، اما او تو را در برابر همه اینها [[حفظ]] کرد<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۳۰ - ۲۳۱.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، نیز گفته: ای [[پیامبر]]! خداوند و این مؤمنانی که از تو [[پیروی]] می‌کنند، برای [[حمایت]] تو کافی هستند، و با کمک آنها می‌توانی به [[هدف]] خود نایل شوی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}. بعضی از [[مفسران]] [[نقل]] کرده‌اند که این [[آیه]] هنگامی نازل شد که [[طایفه]] [[یهود]]، [[بنی‌قریظه]]، و [[بنی‌نضیر]]، به پیامبر{{صل}} گفتند: ما حاضریم [[تسلیم]] تو شویم و از تو پیروی کنیم (و تو را یاری خواهیم کرد). آیه بالا نازل شد و به پیامبر{{صل}} هشدار داد که به آنها [[اعتماد]] و [[تکیه]] نکند، بلکه تکیه‌گاه خود را تنها [[خدا]] و مؤمنان قرار دهد<ref>به نقل از تفسیر تبیان، جلد ۵، صفحه ۱۵۲.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، نیز گفته: ای [[پیامبر]]! خداوند و این مؤمنانی که از تو [[پیروی]] می‌کنند، برای [[حمایت]] تو کافی هستند، و با کمک آنها می‌توانی به [[هدف]] خود نایل شوی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}. بعضی از [[مفسران]] [[نقل]] کرده‌اند که این [[آیه]] هنگامی نازل شد که [[طایفه]] [[یهود]]، [[بنی‌قریظه]]، و [[بنی‌نضیر]]، به پیامبر{{صل}} گفتند: ما حاضریم [[تسلیم]] تو شویم و از تو پیروی کنیم (و تو را یاری خواهیم کرد). آیه بالا نازل شد و به پیامبر{{صل}} هشدار داد که به آنها [[اعتماد]] و تکیه نکند، بلکه تکیه‌گاه خود را تنها [[خدا]] و مؤمنان قرار دهد<ref>به نقل از تفسیر تبیان، جلد ۵، صفحه ۱۵۲.</ref>.
[[حافظ]] [[ابونعیم]] که از علمای معروف [[اهل سنت]] است، در کتاب “فضائل الصحابه” با اسناد خود نقل کرده که این آیه، درباره [[علی بن ابی طالب]] نازل شده، و منظور از [[مؤمنین]]، [[علی]]{{ع}} است<ref>به نقل از الغدیر، ج۲، ص۵۱.</ref>. کراراً گفته‌ایم که این گونه [[تفسیرها]] و [[شأن]] نزول‌ها آیه را منحصر و محدود نمی‌کند، بلکه منظور این است که شخصی مانند علی{{ع}} که در صف اول مؤمنان قرار دارد، نخستین تکیه‌گاه پیامبر{{صل}} بعد از [[خدا]] از میان [[مسلمین]] بوده است، هر چند که دیگر [[مؤمنان]] نیز در صفوف بعد [[یار]] و [[یاور]] [[پیامبر]]{{صل}} هستند<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref>.
[[حافظ]] [[ابونعیم]] که از علمای معروف [[اهل سنت]] است، در کتاب “فضائل الصحابه” با اسناد خود نقل کرده که این آیه، درباره [[علی بن ابی طالب]] نازل شده، و منظور از [[مؤمنین]]، [[علی]]{{ع}} است<ref>به نقل از الغدیر، ج۲، ص۵۱.</ref>. کراراً گفته‌ایم که این گونه [[تفسیرها]] و [[شأن]] نزول‌ها آیه را منحصر و محدود نمی‌کند، بلکه منظور این است که شخصی مانند علی{{ع}} که در صف اول مؤمنان قرار دارد، نخستین تکیه‌گاه پیامبر{{صل}} بعد از [[خدا]] از میان [[مسلمین]] بوده است، هر چند که دیگر [[مؤمنان]] نیز در صفوف بعد [[یار]] و [[یاور]] [[پیامبر]]{{صل}} هستند<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}، فرموده: ولی اگر آنها به [[حق]] خود [[راضی]] باشند و به آنچه خدا و پیامبرش در [[اختیار]] آنها گذارده، [[رضایت]] دهند و بگویند: همین برای ما کافی است و اگر هم نیاز بیشتری داریم، به زودی خدا و پیامبر{{صل}} از [[فضل]] خود به ما می‌بخشند، ما تنها رضای او را می‌طلبیم و از او می‌خواهیم که ما را از [[اموال]] [[مردم]] [[بی‌نیاز]] سازد، اگر آنها چنین کنند، به سود آنهاست<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۵۵.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}، فرموده: ولی اگر آنها به [[حق]] خود [[راضی]] باشند و به آنچه خدا و پیامبرش در [[اختیار]] آنها گذارده، [[رضایت]] دهند و بگویند: همین برای ما کافی است و اگر هم نیاز بیشتری داریم، به زودی خدا و پیامبر{{صل}} از [[فضل]] خود به ما می‌بخشند، ما تنها رضای او را می‌طلبیم و از او می‌خواهیم که ما را از [[اموال]] [[مردم]] [[بی‌نیاز]] سازد، اگر آنها چنین کنند، به سود آنهاست<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۵۵.</ref>.


هم‌چنین فی قوله تعالی: “{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، فرموده: و اگر آنها از حق روی بگردانند، نگران نباش و بگو [[خداوند]] برای من کافی است؛ چرا که او بر هر چیزی تواناست: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ}}. همان خداوندی که هیچ معبودی جز او نیست و تنها [[پناهگاه]] اوست: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} آری، من تنها بر چنین معبودی، [[تکیه]] کرده و به او دلبسته‌ام، و کارهایم را به او واگذار نموده‌ام: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، و او [[پروردگار]] [[عرش]] بزرگ است: {{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}. جایی که عرش و عالم بالا و [[جهان]] ماوراءالطبیعه با آن همه عظمتی که دارد، در قبضه [[قدرت]] او و تحت [[حمایت]] و [[کفالت]] اوست، چگونه مرا تنها می‌گذارد و در برابر [[دشمن]] [[یاری]] نمی‌کند؟ مگر قدرتی در برابر قدرتش تاب [[مقاومت]] دارد؟ و یا [[رحمت]] و عطوفتی بالاتر از رحمت و [[عطوفت]] او [[تصور]] می‌شود؟<ref>تفسیر نمونه، ج۸، ص۲۰۸.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: “{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، فرموده: و اگر آنها از حق روی بگردانند، نگران نباش و بگو [[خداوند]] برای من کافی است؛ چرا که او بر هر چیزی تواناست: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ}}. همان خداوندی که هیچ معبودی جز او نیست و تنها [[پناهگاه]] اوست: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} آری، من تنها بر چنین معبودی، تکیه کرده و به او دلبسته‌ام، و کارهایم را به او واگذار نموده‌ام: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، و او [[پروردگار]] [[عرش]] بزرگ است: {{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}. جایی که عرش و عالم بالا و [[جهان]] ماوراءالطبیعه با آن همه عظمتی که دارد، در قبضه [[قدرت]] او و تحت [[حمایت]] و [[کفالت]] اوست، چگونه مرا تنها می‌گذارد و در برابر [[دشمن]] [[یاری]] نمی‌کند؟ مگر قدرتی در برابر قدرتش تاب [[مقاومت]] دارد؟ و یا [[رحمت]] و عطوفتی بالاتر از رحمت و [[عطوفت]] او [[تصور]] می‌شود؟<ref>تفسیر نمونه، ج۸، ص۲۰۸.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، فرموده: و در آخرین سخنش ([[مؤمن آل فرعون]])، با تهدیدی پر معنا گفت: به زودی آنچه را که من امروز به شما می‌گویم، به خاطر خواهید آورد، و هنگامی که [[آتش]] [[خشم]] و [[غضب الهی]]، دامانتان را در این [[جهان]] و آن جهان گرفت، به [[صدق]] گفتار من، پی می‌برید: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ}}، اما [[افسوس]] که آن [[زمان]]، دیر است! اگر در [[آخرت]] باشد، [[راه]] بازگشت وجود ندارد، و اگر در [[دنیا]] باشد، به هنگام [[نزول]] [[عذاب]]، تمام درهای [[توبه]] بسته می‌شود. سپس افزود: من تمام کارهای خود را به [[خداوند]] یگانه واگذار می‌کنم که او نسبت به بندگانش بیناست: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، و به همین [[دلیل]] که از تهدیدهای شما می‌ترسم، و نه [[کثرت]] و [[قدرت]] شما و [[تنهایی]] من، مرا به [[وحشت]] می‌افکند؛ چرا که سر تا پای وجود خود را به کسی سپرده‌ام که قدرتش بی‌انتهاست و از حال بندگانش به خوبی [[آگاه]] است. این تعبیر ضمناً دعای مؤدبانه‌ای بود از این مرد با [[ایمان]] که در چنگال قومی زورمند و [[بی‌رحم]] گرفتار بود؛ تقاضایی بود مؤدبانه از پیشگاه [[پروردگار]] که در این شرایط، او را در کنف [[حمایت]] خویش قرار دهد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۷۱-۳۸۲.</ref>
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، فرموده: و در آخرین سخنش ([[مؤمن آل فرعون]])، با تهدیدی پر معنا گفت: به زودی آنچه را که من امروز به شما می‌گویم، به خاطر خواهید آورد، و هنگامی که [[آتش]] [[خشم]] و [[غضب الهی]]، دامانتان را در این [[جهان]] و آن جهان گرفت، به [[صدق]] گفتار من، پی می‌برید: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ}}، اما [[افسوس]] که آن [[زمان]]، دیر است! اگر در [[آخرت]] باشد، [[راه]] بازگشت وجود ندارد، و اگر در [[دنیا]] باشد، به هنگام [[نزول]] [[عذاب]]، تمام درهای [[توبه]] بسته می‌شود. سپس افزود: من تمام کارهای خود را به [[خداوند]] یگانه واگذار می‌کنم که او نسبت به بندگانش بیناست: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، و به همین [[دلیل]] که از تهدیدهای شما می‌ترسم، و نه [[کثرت]] و [[قدرت]] شما و [[تنهایی]] من، مرا به [[وحشت]] می‌افکند؛ چرا که سر تا پای وجود خود را به کسی سپرده‌ام که قدرتش بی‌انتهاست و از حال بندگانش به خوبی [[آگاه]] است. این تعبیر ضمناً دعای مؤدبانه‌ای بود از این مرد با [[ایمان]] که در چنگال قومی زورمند و [[بی‌رحم]] گرفتار بود؛ تقاضایی بود مؤدبانه از پیشگاه [[پروردگار]] که در این شرایط، او را در کنف [[حمایت]] خویش قرار دهد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۷۱-۳۸۲.</ref>


۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش