←روایاتی از اهل بیت{{عم}} درباره علم غیب
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
#'''ابن شهر آشوب''' در کتابش متشابه القرآن مینویسد: «پیامبر{{صل}} و امامان{{عم}} باید آگاهی کامل از قوانین اسلامی داشته باشند اما ضرورتی ندارد که از علم غیب برخوردار باشند زیرا این بدان معنا خواهد بود که آنها شریک خداوند هستند»<ref>؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</ref>. | #'''ابن شهر آشوب''' در کتابش متشابه القرآن مینویسد: «پیامبر{{صل}} و امامان{{عم}} باید آگاهی کامل از قوانین اسلامی داشته باشند اما ضرورتی ندارد که از علم غیب برخوردار باشند زیرا این بدان معنا خواهد بود که آنها شریک خداوند هستند»<ref>؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</ref>. | ||
===روایاتی از اهل بیت{{عم}} درباره علم غیب=== | ===روایاتی از اهل بیت{{عم}} درباره نداشتن علم غیب=== | ||
# در روایتی صحیح در کتاب امالی شیخ مفید، مجلس سوم، حدیث ۵، یحیی بن عبدالله بن الحسن و من همراه با ابوالحسن (امام رضا{{ع}}) بودیم که سلام خدا بر او باد؛ و یحیی از ایشان پرسید: «جانم فدای شما، آنها فکر میکنند که شما علم غیب دارید» ایشان فرمود: «سبحان الله! دستت را روی سر من قرار بده. به خدا قسم هیچ مویی بر سر و بدنم نیست مگر اینکه راست ایستاده شده است(مو بر تنم راست شده است). سپس ایشان فرمود: «به خدا قسم، این چیزی نیست به جز آنچه ما از پیامبر{{صل}} به میراث گرفتهایم»<ref>{{متن حدیث|...عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: كُنْتُ أَنَا وَ يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ{{ع}}، فَقَالَ لَهُ يَحْيَى: جُعِلْتُ فِدَاكَ، إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّكَ تَعْلَمُ الْغَيْبَ؛ فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ، ضَعْ يَدَكَ عَلَى رَأْسِي، فَوَ اللَّهِ مَا بَقِيَتْ شَعْرَةٌ فِيهِ وَ لَا فِي جَسَدِي إِلَّا قَامَتْ؛ ثُمَّ قَالَ: لَا، وَ اللَّهِ مَا هِيَ إِلَّا وِرَاثَةٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}.</ref>. | # در روایتی صحیح در کتاب امالی شیخ مفید، مجلس سوم، حدیث ۵، یحیی بن عبدالله بن الحسن و من همراه با ابوالحسن (امام رضا{{ع}}) بودیم که سلام خدا بر او باد؛ و یحیی از ایشان پرسید: «جانم فدای شما، آنها فکر میکنند که شما علم غیب دارید» ایشان فرمود: «سبحان الله! دستت را روی سر من قرار بده. به خدا قسم هیچ مویی بر سر و بدنم نیست مگر اینکه راست ایستاده شده است(مو بر تنم راست شده است). سپس ایشان فرمود: «به خدا قسم، این چیزی نیست به جز آنچه ما از پیامبر{{صل}} به میراث گرفتهایم»<ref>{{متن حدیث|...عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: كُنْتُ أَنَا وَ يَحْيَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ{{ع}}، فَقَالَ لَهُ يَحْيَى: جُعِلْتُ فِدَاكَ، إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّكَ تَعْلَمُ الْغَيْبَ؛ فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ، ضَعْ يَدَكَ عَلَى رَأْسِي، فَوَ اللَّهِ مَا بَقِيَتْ شَعْرَةٌ فِيهِ وَ لَا فِي جَسَدِي إِلَّا قَامَتْ؛ ثُمَّ قَالَ: لَا، وَ اللَّهِ مَا هِيَ إِلَّا وِرَاثَةٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}.</ref>. | ||
#به حدیث صحیح مشابهی در رجال کشی، صفحه 298 اشاره شده است. | #به حدیث صحیح مشابهی در رجال کشی، صفحه 298 اشاره شده است. | ||