←جستارهای وابسته
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
در کتاب [[عیون أخبار الرضا (کتاب)|عیون أخبار الرضا]]{{ع}} به نقل از [[جابر بن عبدالله]] آمده است: بر مولایم [[فاطمه]] [[دختر پیامبر خدا]]{{صل}}، در آمدم تا [[تولد]] [[حسین]]{{ع}} را به او تبریک بگویم. دیدم که صفحه سفیدی از سنگِ دُر، در دست دارد. به او گفتم: ای سَرور [[زنان]]! این صفحهای که در دستت میبینیم، چیست؟ فرمود: «نامهای [[امامان]]{{عم}}از فرزندانم در آن است». به ایشان گفتم: آن را به من بده تا در آن بنگرم... و... [در آن، این هم نوشته بود:] «[[ابو محمد]]، [[علی بن الحسین]] [[عادل]]، که مادرش [[شهربانو]]، دختر [[یزدگرد]] است»<ref>{{متن حدیث|دَخَلْتُ عَلَى مَوْلَاتِي فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} لِأُهَنِّئَهَا بِمَوْلُودِ الْحُسَيْنِ{{ع}} فَإِذَا بِيَدَيْهَا صَحِيفَةٌ بَيْضَاءُ مِنْ دُرَّةٍ فَقُلْتُ لَهَا يَا سَيِّدَةَ النِّسَاءِ مَا هَذِهِ الصَّحِيفَةُ الَّتِي أَرَاهَا مَعَكِ قَالَتْ فِيهَا أَسْمَاءُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِي قُلْتُ لَهَا نَاوِلِينِي لِأَنْظُرَ فِيهَا... فَإِذَا... أَبُو مُحَمَّدٍ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْعَدْلُ أُمُّهُ شَهْرَبَانُو بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ}} (عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۴۰، ح۱).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۴.</ref> | در کتاب [[عیون أخبار الرضا (کتاب)|عیون أخبار الرضا]]{{ع}} به نقل از [[جابر بن عبدالله]] آمده است: بر مولایم [[فاطمه]] [[دختر پیامبر خدا]]{{صل}}، در آمدم تا [[تولد]] [[حسین]]{{ع}} را به او تبریک بگویم. دیدم که صفحه سفیدی از سنگِ دُر، در دست دارد. به او گفتم: ای سَرور [[زنان]]! این صفحهای که در دستت میبینیم، چیست؟ فرمود: «نامهای [[امامان]]{{عم}}از فرزندانم در آن است». به ایشان گفتم: آن را به من بده تا در آن بنگرم... و... [در آن، این هم نوشته بود:] «[[ابو محمد]]، [[علی بن الحسین]] [[عادل]]، که مادرش [[شهربانو]]، دختر [[یزدگرد]] است»<ref>{{متن حدیث|دَخَلْتُ عَلَى مَوْلَاتِي فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} لِأُهَنِّئَهَا بِمَوْلُودِ الْحُسَيْنِ{{ع}} فَإِذَا بِيَدَيْهَا صَحِيفَةٌ بَيْضَاءُ مِنْ دُرَّةٍ فَقُلْتُ لَهَا يَا سَيِّدَةَ النِّسَاءِ مَا هَذِهِ الصَّحِيفَةُ الَّتِي أَرَاهَا مَعَكِ قَالَتْ فِيهَا أَسْمَاءُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِي قُلْتُ لَهَا نَاوِلِينِي لِأَنْظُرَ فِيهَا... فَإِذَا... أَبُو مُحَمَّدٍ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْعَدْلُ أُمُّهُ شَهْرَبَانُو بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ}} (عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۴۰، ح۱).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۴.</ref> | ||
'''آیا [[شهربانو]] ([[مادر امام سجاد]]) در [[کربلا]] حضور داشته است؟''' | |||
در پاسخ به [[پرسش]] یاد شده باید گفت: هرچند برخی از حضور شهربانو<ref>بنا به قولی او دختر یزدگرد پادشاه ایران بود که به همسری امام حسین درآمد و امام زینالعابدین از وی متولد شد.</ref> در کربلا[[سخن]] گفتهاند، سند و دلیلی بر حضور او در کربلا وجود ندارد. | |||
بر فرض [[درستی]] [[ازدواج]] [[امام حسین]]{{ع}} با شهربانو<ref>در اصل ازدواج امام حسین با شهربانو اختلاف است. حتی بیشتر کسانی که این مطلب را پذیرفتهاند بر این باورند که شهربانو پس از تولد امام زینالعابدین در حال نفاس درگذشت و به هنگام حادثه کربلا زنده نبوده است تا افسانههایی چون غرق کردن خود در فرات یا گریختن از کربلا و غایب شدن او در بالای کوهی در شهر ری یا افسانه شیرین خانم در اطراف شهر حلب مطرح باشد. همه این افسانهها را دشمنان اهل بیت ساختهاند تا از آثار کربلا تا آنجا که میتوانند بکاهند.</ref>، آن بانو به هنگام [[تولد]] [[امام زین العابدین]] از [[دنیا]] رفته است<ref>صدوق، عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۱۳۶.</ref>. بنابراین، افسانههایی که برخی درباره حضور او در کربلا و نیز گفت وگوهایش با امام حسین آوردهاند یا سخنانی نظیر آمدنش به سمت [[ایران]]<ref>کاشفی، روضة الشهدا، ص۴۳۴. در این کتاب آمده است که شهربانو در کربلا حضور داشت و خطاب به امام حسین گفت: من در این جا غریبم، خواهران و دختران تو چون از تبار پیامبرند حرمت آنها را نگه میدارند، ولی من دختر یزدجرد پادشاه ایرانم، میترسم دشمنان حرمت حرم تو را نگه ندارند. امام فرمود: ناراحت نباش تو هم محترم هستی و کسی دست به سوی تو دراز نخواهد کرد. روایتی دیگر این است که امام فرمود: در آن هنگام که من از پشت اسب به زمین افتادم مرکب من نزد تو میآید، شما سوار بر مرکب شو و عنان را به او بسپار که تو را از میان این لشکر بیرون برده به جایی که خداوند بخواهد میرساند، اما اصلح اقوال این است که شهربانو همراه اهل بیت به شام رفت.</ref> یا [[غرق]] کردن خود در [[فرات]]<ref>بحارالانوار، ج۴۵، ص۶۲؛ اسرارالشهاده، ج۳، ص۱۳۳.</ref> بیاساس است.<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص:۲۵۴.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||