نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Wasity(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۱۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۱۰ توسط Wasity(بحث | مشارکتها)
به فرستاده خدا (ص) خبر رسید که کاروان تجاری قریش از مکه عازم سرزمین شام است[۵]. رسول خدا (ص) برای حمله به این کاروان، همراه عدهای از مهاجران از مدینه خارج شد[۶]. باید توجه داشت که این کاروان، همان کاروان تجاری است که هنگام بازگشت از شام نیز پیامبر (ص) برای حمله به آن از مدینه خارج شد؛ ولی کاروان به سرپرستیابوسفیان از راه کنار دریا موفق به فرار به سمت مکه شد. وقتی به قریش خبر رسید که محمد (ص) میخواهد متعرض کاروان تجاری شود، از مکه خارج شدند و نهایتاً به جنگ بدر و البته شکستقریش منجر شد[۷].
نکتهای که لازم است به آن اشاره کنیم این است که علت اصلی حمله رسول خدا (ص) به کاروانهای تجاری قریش این موارد است:
ظلم و ستمقریش در شهر مکه؛ به گونهای که مسلمانان مجبور شدند از خانههایشان به مدینهمهاجرت کنند﴿الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ﴾[۸]؛
حالت جنگی که بین قریش و مسلمانان حکمفرما بود و طبق آیات قرآن کریم این قریش بود که پیوسته خواستار جنگ بودند. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا﴾[۹]
در منابع تاریخی آمده است: قریش حرکات ایذایی و خرابکارانه خویش را علیه پیامبر (ص) و مسلمانان از همان سال اول هجرت آغاز کردند. نمونهاش حرکت ابوسفیان با دویست نفر از قریش به سوی مدینه با اهداف خاص نظامی بود که سریه "عبیدة بن حارث" را (در دشترابغ) در پی داشت[۱۰]. خداوند در قرآن کریمدستورجنگیدن با کسانی که با مسلمانان میجنگند را صادر کرده است: ﴿وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾[۱۱] در سوره توبه هم آمده و است: ﴿وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ﴾[۱۲][۱۳].
در همین غزوه بود که رسول خدا (ص) حضرت علی (ع) را "ابوتراب" نامید[۳۳]. در این باره روایتی که از عمار یاسرنقل شده است، به این صورت است: "من و علی (ع) در این جنگ همراه هم بودیم. وقتی پیامبر (ص) به عشیره رسید و اقامت کرد، ما به پیشنهاد علی (ع) به دیدن گروهی از بنیمدلج رفتیم که مشغول کار در مزارعشان بودند. مدتی آنها را تماشا میکردیم تا اینکه سرانجام خوابمان برد. پس از مدتی رسول خدا (ص) که ما را پیدا کرده بود، بیدار کرد. آن حضرت به علی (ع) فرمود: ای ابوتراب! تو را چه شده است؟"[۳۴]؛ سپس پیامبر (ص) فرمود: "آیا برای شما درباره دو مرد که از شقیترین مردم هستند سخن نگویم؟" گفتیم: "چرا ای رسول الله". حضرت خطاب به علی (ع) فرمود: "یکی از آنها مرد سرخچهره ثمود است که شتر صالح را پی کرد و دیگری کسی است که ضربه به این جای تو میزند -به پیشانی علی (ع)دست گذاشت- و این را از خونخضاب کند -و ریش علی (ع) را گرفت-"[۳۵]. درباره کنیهابوتراب، قول دیگری نیز در منابع ذکر شده است که با عقاید شیعه هماهنگ نیست[۳۶] و به نظر میرسد که دشمنان اهل بیت (ع) برای تخریبشخصیت ایشان جعل کردهاند[۳۷].
↑روستای آبادی بوده در پایین ینبع النخل. محمد محمد حسن شراب، معالم الاثیره فی السنة و السیره، ص۳۰۱.
↑بین مکه و مدینه از بلاد بنی ضمره. عبدالله بن عبدالعزه بکری اندلسی، معجم ما استعجم، ج۴، ص۱۴۰۲ ینبع در جانب راست کوه رضوی قرار دارد. صفی الدین عبدالمؤمن بغدادی، مراصد الاطلاع، ج۲، ص۷۲۱- میان مدینه و ینبع، نه منزل است. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶.