یزید بن حصین همدانی در تاریخ اسلامی
- اين مدخل از زیرشاخههای بحث یزید بن حصین همدانی است. "یزید بن حصین همدانی" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
مقدمه
«السَّلَامُ عَلَى يَزِيدَ بْنِ حُصَيْنٍ الْهَمْدَانِيِّ الْمَشْرِقِيِ الْقَارِي الْمُجَدَّلِ بِالْمَشْرَفِيِّ»؛[۱]
«یزید» فرزند حَصین همدانی مِشرقی از اعراب قحطان یمن و ساکن کوفه بود، و مِشرق تیرهای از قبیله همدان است.
شیخ طوسی بیآنکه بر شهادتش در روز عاشورا تصریح کند او را از اصحاب امام حسین(ع) به شما آورده است[۲].
مرحوم مامقانی از «کفایة الطالب» گنجی، آورده است که: وی مردی شریف، عابد، زاهد، قاری قرآن و از ابطال و شجاعان کوفه بود و در جنگهای اسلامی جایگاه خاصی داشته است.
وی در ادامه آورده: او از بهترین شیعیانی بود که با مسلم بن عقیل(ع) در کوفه بیعت کرد و هنگامی که سرانجام کار مسلم به شکست و شهادت انجامید او مخفیانه از کوفه خارج شد و خود را به کاروان حسینی رساند و به امام حسین(ع) پیوست و با آن حضرت بود تا وارد کربلا گردید[۳].[۴]
ملاقات با عمرسعد برای استفاده آب
بیتردید یکی از اعمال ناجوانمردانه عمرسعد، بستن آب در روز هفتم محرم به روی امام حسین و اصحابش بود که این عمل زشت با هیچ معیار انسانی سازگاری نداشت. ابن زیاد با این دستور وحشیانه فکر میکرد که امام(ع) در تنگنای تشنگی و فشار اهل بیت(ع) و کودکان قرار خواهد گرفت و تن به تسلیم و بیعت با یزید بن معاویه خواهد داد، اما در مکتب اسلام و مردان خدا، تن به ذلت دادن ننگ است و به فرموده قرآن کریم ﴿وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ﴾[۵] و سخن امام حسین(ع) در مقابل سپاهیان عمرسعد این جمله بوده: «هَيْهَاتَ مِنَّا اَلذِّلَّةُ». پس از گذشت یک شبانه روز از بستن آب به روی حسین و یارانش، تحمل تشنگی بر اهل بیت پیامبر خصوصاً خردسالان غیر ممکن شد، در این موقعیت، یزید بن حصین همدانی خدمت امام حسین(ع) آمد و عرض کرد: به من اجازه دهید تا نزد عمرسعد بروم است و در، مورد بستن آب با او سخن بگویم شاید از این عمل زشتی که مرتکب شده دست بردارد! امام فرمود: «اختیار با تو است!».
وی به خیمه عمرسعد وارد شد، ولی به او سلام نکرد! عمرسعد چون او را از کوفه میشناخت گفت: ای مرد همدانی، چرا به من سلام نکردی؛ مگر من مسلمان نیستم و آیا خدا و رسولش را نمیشناسم؟!
یزید بن حصین گفت: «آری من تو را مسلمان نمیشناسم - اگر تو خود را مسلمان میپنداری، پس چرا بر عترت پیامبر(ص) شوریدهای و قصد کشتن آنها نمودهای و این آب فرات که حتی حیوانات این بیابان از آن مینوشند از آنها مضایقه کردهای و اجازه نمیدهی تا آنان از این آب بنوشند، اگر چه از عطش و تشنگی جان بسپارند؟! و باز هم گمان میکنی که خدا و رسول او را میشناسی؟!»[۶]
عمرسعد سرش را به زیر انداخت پس از لحظهای سر برداشت و گفت: ای برادر همدانی، به خدا سوگند میدانم که آزار این خاندان حرام است، اما عبیدالله بن زیاد مرا به این کار فرمان داده است! ای برادر همدانی، نمیدانم چه باید بکنم، دلم رضایت نمیدهد که دست از ملک ری بردارم!
ابن سعد درست میگفت؛ زیرا اشتیاق او به حکومت ری چنان او را تحت فشار نفسانی قرار داده بود که حاضر شد، دست خود را به خون حسین و یارانش آغشته نماید اگر چه به قیمت از دست دادن آخرتش بینجامد.
یزید بن حصین، همین که این جمله را از عمرسعد شنید و دانست با دلبستگی او به حکومت ری، امیدی به هدایت او نخواهد بود لذا از جا برخاست و به خیمههای امام(ع) بازگشت و ماجرا را به عرض حضرت رساند و گفت: عمرسعد حاضر شده که شما را برای رسیدن به حکومت ری به قتل رساند!![۷].[۸]
شهادت او در روز عاشورا
در روز عاشورا یزید بن حصین در صف یاران امام حسین(ع) به پیکار با دشمنان پرداخت و پیش از ظهر در رکاب آن حضرت به شهادت رسید[۹].
در افتخار او همین بس که در زیارت ناحیه مقدسه به سلام و درود مفتخر گردید.[۱۰]
جستارهای وابسته
- حَصین همدانی مِشرقی (پدر)
منابع
پانویس
- ↑ .زیارت ناحیه مقدسه، بحارالأنوار، ج۴۵، ص۷۰.
- ↑ رجال طوسی، ص۸۱.
- ↑ تنقیح المقال، ج۳، ص۲۲۵ و قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۸.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص:۶۲۳-۶۲۴.
- ↑ «با آنکه فراپایگی تنها از آن خداوند و پیامبر او و مؤمنان است» سوره منافقون، آیه ۸.
- ↑ "لَوْ كُنْتَ مُسْلِماً كَمَا تَقُولُ لَمَا خَرَجْتَ إِلَى عِتْرَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) تُرِيدُ قَتْلَهُمْ وَ بَعْدَ هَذَا مَاءُ الْفُرَاتِ تَشْرَبُ مِنْهُ كِلَابُ السَّوَادِ وَ خَنَازِيرُهَا وَ هَذَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ إِخْوَتُهُ وَ نِسَاؤُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ يَمُوتُونَ عَطَشاً قَدْ حُلْتَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَاءِ الْفُرَاتِ أَنْ يَشْرَبُوهُ وَ أَنْتَ تَزْعُمُ أَنَّكَ تَعْرِفُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ"
- ↑ کشف الغمة فی معرفة الأئمة مترجم، ج۲، ص۲۲۶.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص:۶۲۴-۶۲۵.
- ↑ تنقیح المقال، ج۳، ص۴۲۵.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص:۶۲۶.