الگو:صفحهٔ اصلی/مدخل برگزیده

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۱۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

ازدواج امام علی با حضرت فاطمه در سال اول هجرت بعد از آنکه به امر الهی در آسمان‌ها واقع شده بود، انجام گرفت. حضرت زهرا(س) خواستگاران متعددی داشتند اما رسول خدا(ص) به امر الهی همه را رد کرد. این مراسم به صورت ساده و با مهریه اندک برگزار شد و حاصل آن چهار فرزند دختر و پسر بود. شرح مختصر عروسی چنین است که علی(ع) از آغازین روزهای رسالت پیامبر(ص)، همگام و همراه پیامبر خدا بود و در سال اول هجرت، ۲۴ سال داشت. او باید ازدواج می‌کرد و زندگانی مشترک را آغاز می‌کرد. فاطمه(س) نُه ساله است. او دختر پیامبر خداست. موقعیت پیامبر(ص) در جایگاه زعامت امت از یک‌سوی، و شخصیت والای فاطمه(س) از سوی دیگر، زمینه‌ای بود تا کسانِ بسیاری ـ به‌ویژه آنان‌که از این‌گونه پیوندها بیشتر در فکر رقم زدن آینده خود هستند ـ، به خواستگاری بروند.

اولین مرحله ازدواج به امر الهی بوده است و این مرحله را می‌توان مرحله آغازین ازدواج فاطمه(س) به شمار آورد که در آن، پروردگار متعال زمانی که رسول خدا(ص) در معراج، به نزدیکترین فاصله میان خود و او رسید، تصویری را دید، به آن حضرت گفته شد: ای محمد! آیا این تصویر را می‌شناسی؟ فرمود: "بله، این، تصویر علی بن ابی‌طالب است". خداوند به او وحی کرد فاطمه را زیر درخت طوبای بهشت به همسری او درآورد. حدود یک ماه و اندی از پیوندی که در آسمان منعقد شد، می‌گذشت و خواستگاران مختلف، جواب رد می‌شنیدند و امیرمؤمنان(ع) بسیار مشتاق این ازدواج بود و شب و روز در این فکر به سر می‌برد اما حیا مانع می‌شد آن را با رسول خدا(ص) در میان گذارد تا آنکه روزی به حضور رسول خدا(ص) رسید. رسول خدا(ص) از او پرسید: آیا قصد ازدواج داری؟ امیرمؤمنان(ع) فرمود: "رسول خدا(ص) بهتر می‌داند". علی(ع) با خود گفت: شاید آن حضرت، زنی از قریش را برای وی در نظر دارد و می‌خواهد به همسری او درآورد. بنابراین از اینکه فاطمه را از دست دهد نگران شد تا آنکه روزی رسول خدا(ص) علی(ع) را به خانه ام سلمه دعوت کرد. وقتی علی(ع) به خانه وارد شد و نگاه رسول خدا(ص) به او افتاد، چهره مبارکش از شادی درخشید و تبسمی کرد به طوری که علی(ع) سفیدی دندان‌های مبارکش را که برق می‌زد، دید. رسول خدا(ص) لب به سخن گشود و فرمود: "بشارت ده که خداوند - تبارک و تعالی - غم مرا درباره ازدواج تو برطرف کرد". علی(ع) پرسید: چگونه ای رسول خدا(ص)؟ پیامبر(ص) فرمود: "جبرئیل(ع) نزد من آمد در حالی که سنبل و قرنفلی بهشتی همراه او بود. پس آن دو را به من داد و من آنها را بوییدم و گفتم: این سنبل و قرنفل برای چیست؟ پاسخ داد: "خداوند ـ تبارک و تعالی ـ فرشتگان و غیر فرشتگانی را که در بهشت ساکن‌اند مأمور ساخت تا تمام بهشت را با شاخه‌ها و نهرها و میوه‌ها و قصرهای بهشتی بیارایند و به گل‌های آن فرمان داده که انواع بوی خوش را از خود بپراکنند و نیز به حوریان دستور داده تا سوره طه و طس و حم عسق را در بهشت بخوانند. سپس منادی را مأمور کرده که چنین ندا دهد: ای فرشتگانم و ای ساکنان بهشتم! شاهد باشید من فاطمه بنت محمد(ص) را به همسری علی بن أبی طالب(ع) درآوردم.

علی(ع) که از شادی وصلت با سرور زنان عالم بسیار شادمان بود، لب به شکر الهی گشود و دعایی را که خداوند از زبان حضرت سلیمان نقل فرموده، به زبان آورد: ﴿قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ.