نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Wasity(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۱۱ اوت ۲۰۱۸، ساعت ۰۰:۳۴ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۱۱ اوت ۲۰۱۸، ساعت ۰۰:۳۴ توسط Wasity(بحث | مشارکتها)
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل قرآن (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
لفظ و معنای قرآن، نازل شده از سوی خداوند و دربردارنده معارف عمیق است.
اما تورات و انجیل موجود، چیزی جز شرح حال حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) نیست که تناقضات بسیاری در آنها به چشم میخورد؛ قرآن برخلاف معجزات انبیا دیگر، معجزهای است در دسترس همگان که:
هرگز ملحدان نمیتوانند وجود قرآن و اعجاز بودن آن را نفی و انکار کنند.
قرآن کریم این معجزه جاویدان در طول ۲۳ سال بر پیامبر اسلام نازل گردید و تا ابد، مخالفان را به معارضه میطلبد، آیا شرایط لازم برای معجزه در قرآن کریم وجود دارد؟
خارقالعاده بودن قرآن را در بحث وجوه اعجاز ثابت خواهیم کرد.
قرآن کریم کلام خداوند است که در طول بیست و سه سال بر حضرت محمد(ص) نازل شده است. در قرآن بارها آمده است که قرآن از جانب خدا نازل شده است. استفاده از تعبیرهايی چون "نزول"، "تنزیل" و "انزال" برای قرآن شاید به سبب تأکید بر وحیانی بودن این کتاب است تا کسی نپندارد که قرآن کلام بشر و ساخته ذهن و زبان شخص پیامبر(ص) است[۳].
خداوند سبحان از طریق پیامبران، با زبان بشری به هدایت انسانها میپردازد؛﴿﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴾﴾[۴]. قرآن کریم نیز به زبان عربی آشکاری نازل شده: ﴿﴿ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾﴾[۵] بدون شک عموم مردم و عرف عام، مخاطب قرآن هستند؛ ظاهر قرآن به زبان عرف عام و باطن آن به زبان متخصصان سخن گفته است[۶].
زبان موضوعی قرآن
بخش نخست: احکام و تکلیف﴿﴿أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا﴾﴾[۷]
بخش سوم: سخن از سرای غیب؛ البته این واژهها و الفاظی که برای توصیف جهان غیب به کار رفته، متناسب با عالم حس است. برای مثال، از مراتب و نیروهای فرشتگان با "أجنحه" یعنی بالها، تعبیر شده است.
بخش چهارم: معارف و اصول شناخت مانند صفات جمال که در آخر سوره حشر آمده است[۹].
در اصلِ نسخ، جای هیچگونه تردیدی نیست، چنانکه آیات قرآن، با صراحت، آن را بیان نموده است. و نیز در اینکه حکم برخی از آیات قرآن نسخ گردیده، آنچه مورد اختلاف است این است که آیا متن آیات نیز نسخ گردیده است؟ علمای اهل سنت، نسخ تلاوت را به دو قسم، تقسیم نمودهاند: یکی نسخ تلاوت با بقای حکم و دیگری نسخ تلاوت و حکم باهم. مثلاً معتقدند دو سوره "حفد" و "خلع" در مصاحف منسوب به "ابی بن کعب" نوشته شده بود و او از پیامبر نقل کرده بود ولی رسم – تلاوت – آن از قرآن رفع گردید و حفظ آن از دلها رفع نگردید.
نقد و بررسی
روایات مربوط به اکثر این موارد، خبرهای واحد هستند و اثبات قرآن بودن مطلبی، با خبرهای واحد، پذیرفته نیست.
ظاهر و بلکه صریح برخی از این روایات، بر این مطلب دلالت دارد که نسخ، پس از رحلت پیامبر واقع شده است و این تحریف به نقصان است و تحریف نسخ یا انشاء چیز دیگری است.
در مورد آیه رجم از عمر نقل شده که گفته: " لولا أن یقول الناس زاد عمر فی کتاب الله لکتبتها بیدی "، ظاهر عبارت " لولا أن یقول الناس" این است که نوشتن آن در قرآن جایز بوده است. پس نسخ نگردیده بود.
سورهها و آیههای یادشده با اسلوب و نظم قرآن هیچگونه شباهتی نداشته و مانند متن قرآن معجزه فصاحت و بلاغت ندارند.
قرآن کریم، کتاب نور و هدایت است، آیاتی که در روایات یادشده ذکر گردید، آیا واجد صفات یادشده بودهاند یا نه؟ و اگر بودهاند، چرا نسخ یا انشاء گردیدهاند؟
این روایات با آیه حفظ، منافات دارند زیرا مفاد آیه حفظ این است که آنچه از جانب خداوند بهعنوان قرآن نازل میگردد، محفوظ خواهد ماند.
اضطراب و اختلاف در متن روایات، احتمال قرآن بودن موارد یادشده و حتی مطلق وحی بودن آنها را باطل میسازد[۱۰].
↑ و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه میدارد و هر که را بخواهد به راه میآورد و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره ابراهیم، آیه:۴.
↑ به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید؛ سوره زخرف، آیه:۳.
↑ خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است؛ سوره بقره، آیه:۲۷۵.
↑ حکایت کردار آنان که به پروردگارشان کفر ورزیدند چون (توده) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد؛ از آنچه به چنگ آوردهاند چیزی در کف ندارند؛ این همان گمراهی ژرف است؛ سوره ابراهیم، آیه:۱۸.