دشنام در لغت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۸ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۱۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

در کتاب‌های لغت «سبّ» (دشنام) به معنای قطع کردن است از آنجا که دشنام موجب پاره کردن و از بین رفتن آبرو می‌شود؛ لذا آن را سب نامیده‌اند: "و أصل السبّ القطع، ثمّ صار السبّ شتما، لأنّ الشتم خرق الأعراض‏"[۱]. تقریبا اهل لغت، همه اتفاق نظر دارند که معنای لغوی سب همان قطع کردن و بریدن است. ابن اثیر در النهایه، شتم و سب را یکی دانسته است، ابن منظور افریقی در لسان العرب، قطع، بریدن و ننگ و عار را از معانی سب آورده است، شیخ انصاری در مکاسب ضمن ارجاع به عرف در معنا و مفهوم سب به نقل از جامع المقاصد می‌نویسد: سبّ گفتن کلمه و نسبت دادن چیزی به شخصی است که کسرشان به حساب آید، مانند کلمه پست (و ضیع) و امثال آن، غزالی در احیاء علوم الدین می‌نویسد: تعریف و حقیقت سب عبارت است از گفتن چیزهای زشت یا جمله‌های صریح بی‌پرده و بدون کنایه و رمز. در دایرة المعارف تشیع آمده است: «سب به معنای دشنام، فحش و ناسزا گفتن به دیگری است».

فحش، هر سخن و عمل زشت را گویند. هر کلام ناپسندی که از حد فراتر رود و بیهوده و یاوه محسوب گردد فحش و فاحشه نامیده می‌شود[۲].

منابع

پانویس

  1. التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۱۱.
  2. برهانی، محمد جواد، سیره اجتماعی پیامبر اعظم، ص ۱۴۸.