امیه بنت ابیصلت
مقدمه
امیه (آمنه) دختر ابوصلت قیس غفاری از اصحاب رسول الله(ص) است. او با پیامبر اکرم(ص) بیعت کرد و در جنگ خیبر همراه آن حضرت بود. خود گوید: هنوز بالغ نشده و دخترکی کم سن و سال بودم، همراه تنی چند از بانوان قبیله غفار به حضور رسول خدا رفتیم و گفتیم میخواهیم در جنگ خیبر همراه شما باشیم، زخمیها را مداوا کنیم و به آنچه میتوانیم مسلمانان را یاری رسانیم. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: در پناه برکت خداوند باشید. ما همراه آن حضرت رفتیم. رسول الله(ص) مرا پشت سر خود، روی خورجین سوار کرد. هنگام نماز صبح، پیامبر اکرم(ص) پیاده شد و شتر را خواباند. من ناگاه روی خورجین نشان خونی دیدم که از من بیرون آمده بود و این نخستین بار بود که خون میدیدم. از خجالت و شرم در کنار شتر پناه گرفتم، رسول الله(ص) شرمساری من و نشان خون را دید، فرمود: دخترم! شرمگین مباش، شاید حیض شدهای؟ آری! گمان میکنم چنین باشد. نخست خودت را روبهراه کن، آنگاه ظرفی آب بردار و در آن اندکی نمک بریز و خورجین را با آن بشوی و این کار را تکرار کن! من نیز چنان کردم[۱].
این کلام رسول الله(ص) بار تربیتی بالایی دارد. آن حضرت نگذاشت این دختر نوجوان از شروع عادت ماهانه خود خاطره بدی در ذهنش نقش بندد و راه و رسم طهارت را نیز به او آموخت. امیه در ادامه گوید: پس از آنکه در جنگ پیروز شدیم و خیبر گشوده شد، غنایم بسیاری بهره مسلمانان شد. پیامبر اکرم(ص) گردنبندی از میان غنایم برگرفت و به دست خویش بر گردن من بست. به خدا سوگند آن را هرگز از خود جدا نساختم. امعلی دختر ابوحکم گوید: گردنبند تا هنگام مرگ بر گردن امیه بود و حتی وصیت کرد که آن را همراه او دفن کنند. امیه هرگاه غسل میکرد، در آب غسل خود اندکی نمک میریخت و وصیت کرد که در آب غسل میت او هم اندکی نمک اضافه شود[۲]. امیه گوید: زمانی که صفیه دختر حیی به اسارت مسلمانان درآمد و رسول الله(ص) او را برای خود برگزید و به عقد خود درآورد، حضور داشتم[۳].[۴]
منابع
پانویس
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۴-۳۰۵.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۵.
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۷.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۵۵.