زکوة

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۸ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۰۸:۵۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل زکوة (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

رشد و فزونی (نماء و الزیادة)[۱] یا کنار زدن آنچه حق نیست، از اصل چیزی که سالم است[۲]. زکات مال یعنی تطهیر مال[۳]، رُشد و فزونی مال[۴]، خارج‌ کردن حقوق مردم از مال.

﴿فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ[۵].

زکات در اصطلاح فقهی و شرعی، مقدار معیّنی از اموال مخصوصی است که در زمان مشخصی پرداخت می‌شود [۶].

اصطلاح زکات قبل از اسلام به معنای صدقه بوده است و بعد از تشریع، زکات از اموال به عنوان حقیقت شرعی به اصطلاح خاص تبدیل شد. مؤید این نکته کلام حضرت عیسی(ع) است: ﴿وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا[۷]؛ در حالی ‌که در شریعت حضرت عیسی زکات مالی به معنای مصطلح در اسلام وجود نداشته است[۸].

اسلام برای جامعه و تأمین منابع اداره آن اهمیت ویژه‌ای قایل است؛ لذا در شریعت اسلام سهمی از منافع اموال و بهره آن برای جامعه در نظر گرفته شده است؛ مانند زکات، خمس از غنایم و فیء. این مالیات‌ها در قوانین و شرایع سابق نیز وجود داشته است، ولی تشریع زکات در اسلام امتیازاتی برجسته دارد:

  1. مالیات به ملک موجود و محقق و بالفعل مانند محصول زراعی یا بهره تجارت و... تعلق می‌گیرد. اصل سرمایه برای مالک است و سهم جامعه از سود و بهره آن است؛
  2. موارد مصرف مالیات غالباً اختصاص به جامعه دارد. در زکات تنها یک ‌هشتم در راه خدا صرف می‌شود و بقیه سهم فقرا، مساکین، یتیمان و در راه‌ ماندگان و... است که آسیب‌خوردگان جامعه هستند. این مالیات برای رفع اختلاف طبقاتی از اصول برنامه‌های اسلام است تا تعادل و توازن در جامعه ایجاد گردد؛
  3. مسلمانانی که زکات بر عهده دارند، می‌توانند، بدون مراجعه به ولیّ امر یا عامل او، آن را در اختیار مستحقین زکات قرار دهند که خود نوعی احترام استقلالی به افراد جامعه و تقویت روحیه همدردی و همدلی اجتماعی است[۹].[۱۰]

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۳، ص۱۷.
  2. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۳۳۷.
  3. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۵، ص۳۹۴.
  4. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج‌۳، ص‌۱۷.
  5. «و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشته‌ایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم می‌رسانم و بخشایشم همه چیز را فرا می‌گیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری می‌ورزند و زکات می‌دهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارن» سوره اعراف، آیه ۱۵۶.
  6. احمد بن یوسف سمین حلبی، عمدة الحفاظ، ج۲، ص۱۶۱.
  7. «و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است» سوره مریم، آیه ۳۱.
  8. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۶، ص۱۰.
  9. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۳۸۸؛ حامد ناجی، «زکات»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۱۱۴۶-۱۱۴۸.
  10. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۳۲۲-۳۲۴.