نامه ۳۸ نهج البلاغه
مقدمه
امام(ع) پس از شهادت محمد بن ابی بکر، کارگزار مصر و دستاندازیهای معاویه و اهمیت ویژه و راهبردی که مصر به جهت موقعیت خاص جغرافیایی داشت، مالک اشتر را به دلیل مدیریت قاطع و قوی و اعتماد بسیار به او، و با اینکه به او در مرکز خلافت نیاز فراوان داشت، به سوی مصریان فرستاد. امام(ع) ابتدا به تمجید از مصریان میپردازد؛ زیرا آنها پیشتر در روزگار خلیفه سوم در برابر ستمگریهای کارگزار خلیفه مقاومت نشان دادند. پس از آن به مردی اشارت دارد که با وجود نیاز شدید امام به او بهدلیل برخورداری از قاطعیت و مدیریت، اما بنابر مصلحت مردم مصر، او را بهسوی آنها گسیل میدارد. امام در این نامه به مصریان سفارش میکند که از وی فرمان برند که او مرد روزهای سخت است. از قراین تاریخی اینگونه برمیآید که این نامه باید ابتدای سال ۳۸ ق یا اواخر سال ۳۷ صادر شده باشد[۱].
محتوای نامه
میدانیم امام(ع) نامهای به دست مالک اشتر داد که برنامه عملی و روش کشورداری را در زمینههای مختلف به او آموخت. این نامه به عهدنامه مالک اشتر معروف شده که نامه ۵۳ از نهجالبلاغه است. نامههای دیگری نیز به اهل مصر ـ در آستانه فرستادن او به عنوان زمامداری مصر ـ نوشت که یکی از آنها این نامه و دیگری نامه ۶۲ است. از تمام اینها مقام و شخصیت مالک به عنوان انسانی قوی و با ایمان و مدیر و مدبر و مخلص و شجاع روشن میشود. نامه مورد بحث در واقع از دو بخش تشکیل شده است:
- بخش اوّل، مدح و تمجیدی از مردم مصر است که به حمایت از اسلام برخاستند در زمانی که ظلم و فساد صحنه زمین را فرا گرفته بود و حق و عدالت از جامعه بشری رخت بر بسته بود و منکرات و زشتیها جوامع را آلوده ساخته بود.
- در بخش دوم به معرفی مالک به عنوان فردی بسیار ممتاز و دارای تمام صفاتی که شایسته یک فرماندار و فرمانده است، میپردازد و تعبیرات بسیار بلندی درباره مالک میفرماید که درباره کمتر کسی دیگر شده و به دنبال آن به مردم مصر فرمان میدهد قدر او را بشناسند و سر بر فرمانش دهند[۲].
فرازی از نامه
اما بعد، من یکی از بندگان خدا را بهسوی شما فرستادم که در روزهای سهمگین نمیخوابد و در اوقات هراسانگیز از دشمنان روی برنمیتابد، او برای زشتکرداران و بدکیشان از آتش شررخیز سوزنده سختتر است. او مالک، پسر حارث برادر (هم قبیله) مذحج است. پس سخنش را بشنوید و فرمانش را در آنچه با حق برابر است پیرو باشید؛ زیرا او شمشیری از شمشیرهای پروردگار است که تیزیاش به کندی نمیگراید و ضرباتش خطا نمیکند. پس اگر شما را فرمان داد که رو به دشمن آورید چنان کنید و اگر شما را بازداشت، بر جای خویش بمانید؛ زیرا مالک پیش نمیافتد و بازنمیگردد و رو برنمیگرداند و جلو نمیرود مگر بهدستور و فرمان من. با اینکه من در اینجا به بودنش بیشتر نیاز داشتم، اما شما را به او سزاوارتر یافتم، از جهت خیرخواهی او برای شما و استواری دهانبندش بر دشمنان شما[۳].
منابع
پانویس
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۸۳ ـ ۷۸۴.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۱۲، ص۳۷۱.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۷۸۳ ـ ۷۸۴.