نظارت عمومی در فقه سیاسی
مقدمه
منظور از نظارت عمومی، نظارت مردم بر عملکرد کارگزاران حکومتی است تا هرگز از مسیر عدل و دستورهای اسلام تخلف نورزند. هرکس میتواند این تخلف را به اطلاع حاکم مسلمانان و یا کارگزار منطقهای خاص برساند و مانع ادامۀ کار خلافشان شود.
برای نظارت عمومی و مشخص شدن ناظران عام، در فرهنگ اسلامی واژگان و عناوینی چند به کار رفته که باید به آنها توجه کرد. این عناوین گرچه به ظاهر عنوان نظارتی ندارند، با اندکی تأمل و مروری گذرا در سابقۀ آنها در منابع دینی آشکار میشود که اساس آنها برای نظارت داوطلبانه و غیر رسمی است:
- امر به معروف و نهی از منکر: امربه معروف در فرهنگ دینی در سالمسازی جامعه و جلوگیری از فساد حاکمان، نوعی وظیفۀ دینی محسوب میشود که فواید فراوان در جوامع اسلامی دارد.
- نُصْح و خیرخواهی: خیرخواهی برای مردم و برای حاکم و کارگزاران جامعه که به گونهای در کنترل آنان نقش دارد و وظیفه ای دینی برای یکایک مردم قلمداد میگردد.
- مشورت: مشورت به ظاهر نقشی در نظارت در گذشته مانند امروز نداشته ولی به دلیل احساس مسئولیت وظیفه در بیان دیدگاه درست دربارۀ موضوعات مطرح شده، جنبۀ نظارتی نیز مییابد. زمانی که توجه کنیم گروههایی باید در مسائل مهم نظر بدهند، بدیهی است که نظرشان دربارۀ موضوعات مختلف در هیئت تصمیم ساز و تصمیم گیران، باعث میشود که اجرای آن تصمیم را پیگیرند و چنانچه تخلفی از تصمیمهای گرفته شده انجام بگیرد، به حاکم یا کارگزاران حکومتی گوشزد کنند. امروزه مجالس قانونگذاری بر عملکرد دولتها نظارت دارند. به تعبیر دیگر، مشاوران در تصمیمسازی نقش داشته و برنامههای اعلام شده را نظارت میکنند و مشکلات و موانع آن را شناسایی و برطرف میکنند.
- نظارت پنهانی: منظور، گزارشهای اطلاعاتی است که مردم دربارۀ تخلفات کارگزاران، به حاکم و مسئولان تصمیم گیرنده میرسانند[۱].
منابع
پانویس
- ↑ ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴، ص ۵۴۵ - ۵۴۶.