اعاده معدوم در کلام اسلامی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Heydari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱ ژانویهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۹:۵۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث اعاده معدوم است. "اعاده معدوم" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اعاده معدوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

معنای اعاده معدوم

  • "اعاده معدوم" یعنی اینکه شیء موجود، معدوم گردد و سپس عین همان شیء، نه مثل آن، اعاده و مجدداً موجود شود که بین آن شیء در دو زمان، عدم فاصله شده باشد. اعادۀ معدوم اگر به معنی موجود شدن "مثل" آن باشد نه "شخص" آن و در واقع دو چیز باشند؛ این نگرش بدون اشکال و امری است ممکن. آنچه محال بودنش از بدیهیات است؛ اعادۀ "عین" معدوم است، نه اعادۀ "مماثل" و "مشابه" آن[۱].
  • بحث اعادۀ معدوم را اولین بار متکلمین مطرح کرده‌اند. مسئلۀ معاد انگیزۀ پیدایش این بحث شده است؛ زیرا بعضی از متکلمین به وجود روح قائل نبوده‌اند. اینان معتقد بودند انسان با وقوع مرگ، واقعاً "نیست" می‌‌شود و معنای معاد این است که شیءِ نیست و فانی‌شده به معنای فلسفی، بار دیگر "هست" می‌‌شود. پس، ماهیتِ "معاد" اعادۀ معدوم است؛ لذا اصلاً معاد را به عنوان اعادۀ معدوم تصور کرده‌اند. افرادی دیگر از متکلمین هم که منکر وجود روح نبودند، به مسئلۀ روح معتقد بوده‌اند؛ در طرح بحث معاد جسمانی بر این باور بودند که روح باقی است؛ اما معاد تنها روحانی نیست، بلکه جسمانی هم هست و از منظر جسمانی بودن معاد، معتقد بودند معاد، اعادۀ جسم‌های "نیست‌شده" است. در حقیقت هر دو اعاده شدن در مورد امری است که "نیست شده" است[۲].

اقوال در اعاده معدوم

  • حکما قائلند اعادۀ معدوم بعینه محال است و ممکن نیست آنچه نابود گشته است، با همه ویژگی‌های وجودی‌اش ـ از جمله زمانی که در آن جای داشته است ـ به وجود باز گردانید و برای اثبات مدعای خویش دلایلی آورده‌اند؛ از جمله اینکه اگر معدوم با همۀ ویژگی‌های خود دوباره به وجود آید، آنچه به وجود آمده است، عین معدوم خواهد بود و لازم می‌آید میان شی‌ء و خود آن شی‌ء، عدم فاصله گردد و این محال است[۳].
  • قائلین به امتناع اعادۀ معدوم ادلۀ ذیل را ذکر کرده اند:
  1. اعادۀ معدوم ممکن نیست و آنچه اعاده می‌‌گردد مثل آن خواهد بود، نه عین آن؛
  2. عدم امکان تخلل عدم در درون وجود؛
  3. عدم امکان شناسایی شیء مبتدا از شیء معاد؛
  4. یک شیء مصداق دو چیز سابق و لاحق خواهد بود؛
  5. التزام به تسلسل محال در زمان؛
  6. التزام به اعاده‌های متعدد شیء مبتدا؛
  7. اعطای دو تشخص و وجود به شیء واحد[۴].
  • عرفا از این موضوع با عنوان "عدم تکرار در تجلی" یاد کرده و معتقدند هر دَم، تجلی و فیضی نو از خدا می‌رسد و هیچ گاه فیض حق تکرار نمی‌شود؛ چنانکه قرآن می‌فرماید: ﴿كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ[۵].
  • بسیاری از متکلمان اعاۀ معدوم را محال می‌دانند؛ ولی بیش‌تر آنان به جواز رأی داده‌اند و این بدان سبب است که پنداشته‌اند معاد همان اعادۀ معدوم بعینه است و ناممکن دانستن آن به معنای انکار معاد است[۶]. اما این نادرست است؛ زیرا انسان با مرگ نابود نمی‌شود؛ بلکه پای به مرحله‌ای دیگر می‌گذارد. برخی گمان کرده‌اند با مرگ، بدن انسان نابود می‌شود و معاد، آفرینشی دیگر است؛ ولی بیشتر متکلمان امامیه و حکما معتقدند اجزای بدن نابود نمی‌شوند و خداوند در قیامت، پاره‌های پراکنده را دوباره گرد هم می‌آورد. قرآن در برابر کسانی که معاد را بر نمی‌تابند و بازگشت مردگان را نمی‌پذیرند، می‌فرماید: ﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ[۷]. اینکه این آیه از تعبیر "همانند شما" استفاده می‌کند، به دلیل آفرینش دوبارۀ بدن‌ها در قیامت است و از این گذر به منکران معاد پاسخ می‌دهد؛ ولی از آن رو که روح پس از مرگ بدن همچنان زنده می‌ماند، خداوند همان انسان‌ها را در قیامت گرد هم می‌آورد که در دنیا زیسته‌اند نه همانند آنان را. از قرآن بر می‌آید حقیقت انسان، روح اوست و همان است که شخصیت او را می‌سازد و با مرگ انسان، روح از بدن جدا می‌شود و به عالم برزخ می‌رود و در قیامت، خداوند متعال، بار دیگر، انسان را زنده می‌کند و اجزای پراکندۀ بدن او را فراهم می‌آورد. بدین‌سان، روح همواره زنده است؛ همانگونه که در دنیا زنده است و اجزای بدن پیوسته در تغییر و تحول‌اند. قرآن در پاسخ به کسانی که متلاشی شدن بدن را دلیل انکار معاد می‌دانند، می‌فرماید: ﴿قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ[۸]. این پاسخ نشان می‌دهد حقیقت و شخصیت‌ انسان، روح او است که با مرگ بدن، نمی‌میرد و باقی می‌ماند[۹].

نتیجه گیری

  • نتیجه اینکه اعادۀ معدوم به معنای چیزی که نابود گشته و دوباره بعینه به وجود بازگردد، محال است و بسیاری از متکلمان پنداشته‌اند معاد همان اعادۀ معدوم بعینه است و ناممکن دانستن آن به معنای انکار معاد است و این درست نیست زیرا اجزای بدن با مرگ نابود نمی‌شوند و خداوند در قیامت، پاره‌های پراکنده را دوباره گرد هم می‌آورد و روح که زنده بود به آن ملحق می‌‌شود.

منابع

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۳.
  2. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۳.
  3. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۸۴.
  4. ر.ک: جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل «اعاده معدوم»؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۳-۳۴.
  5. «او هماره در کاری است» سوره الرحمن، آیه ۲۹.
  6. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۸۵.
  7. «آیا ندیده‌اند خداوندی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است تواناست که همانند آنان را بیافریند؟» سوره اسراء، آیه ۹۹.
  8. «بگو: آن فرشته مرگ که بر شما گمارده‌اند جان شما را می‌ستاند سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده می‌شوید» سوره سجده، آیه ۱۱.
  9. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۳۳-۳۴.