احمد بن محمد بن مابنداذ

آشنایی اجمالی

نام اصلی وی که در برخی اسناد به اشتباه احمد بن بندار[۱] ثبت شده، ابوجعفر احمد بن محمد بن مابنداذ کاتب اسکافی است[۲]. وی از اصحاب ائمه شمرده نشده و روایت مستقیمی از آن بزرگواران ندارد، اما عصر امام هادی(ع) و نیز زمان نیابت ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید را درک کرده است[۳]. احمد بن مابنداذ از محدثانی همچون احمد بن هلال، احمد بن معافا ثعلبی، علاء نداری و محمد بن مالک حدیث آموخته و روایت کرده است[۴]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان محمد بن همام، ابوالحسین بلخی و ابومحمد حسن بن حمزة علوی طبری می‌باشند[۵].

نام این راوی به گونه مستقل در کتب رجالی قدما ذکر نشده است، اما از طریق روایات متعددی که نقل کرده، امامی بودن وی مشهود است[۶]. با وجود فقدان توثیق صریح، از آنجا که محدثان محتاطی چون محمد بن همام که از راویان ضعیف و فاسدالمذهب اجتناب می‌کردند از وی روایت کرده‌اند، می‌توان به حسن حال او پی برد[۷]. همچنین طبق روایتی که نقل می‌کند، گویا وی در سامرا به دیدار امام هادی(ع) نائل شده و آن حضرت پیش از پرسش وی، پاسخ مسئله فقهی او را فرموده‌اند: «اگر عرق از حلال باشد، حلال است و اگر از حرام باشد، حرام است»[۸].

تاریخ دقیق ولادت و وفات وی معلوم نیست و با توجه به طبقه اساتید و شاگردانش تنها گمان می‌رود در فاصله سال‌های ۲۲۰ تا ۳۰۰ زیسته و در سال ۲۸۷ حیات داشته است[۹]؛ بر این اساس، از تاریخ وفات وی گزارشی ثبت نشده است[۱۰].

منابع

پانویس

  1. ر.ک: إیضاح الإشتباه، ص۱۱۴، ش۹۶؛ تنقیح المقال، ج۷، ص۱۲۴، ش۱۳۴۱؛ أعیان الشیعة، ج۳، ص۶۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۲، ص۲۰۴، ش۷۶۹؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۵۰۳، ش۱۷۶۰۶؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۵۵۸، ش۴۹۰؛ تفسیر کنز الدقائق، ج۷، ص۳۳۳، به نقل از: عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۵۸ - ۵۹، ح۲۷؛ کمال الدین، ج۱، ص۲۵۲، ح۲؛ کفایة الاثر، ص۱۵۲؛
    علامه حلی در ضبط آن می‌نویسد: أحمد بن مابنداذ: بالمیم قبل الألف، و الباء المنقطة نقطة بعد الألف، ثم النون، و الذال المعجمة أخیراً؛ إیضاح الإشتباه، ص۱۱۴، ش۹۶؛ الغیبة (نعمانی)، ص۱۵۰، ح۸، ۱۷۶، ح۱۷، ۱۷۹، ح۲۶، ۱۸۰، ح۲۸، ۱۸۵، ح۳۶، ۲۴۹، ح۴، ۳۰۷، ح۱، ۳۲۲، ح۲ و ۳۲۳، ح۴؛ رجال النجاشی، ص۲۸۰، ش۷۴۰ و ۴۱۳، ش۱۱۰۲؛ تهذیب الاحکام، ج۶، ص۸۲، ح۱۶۲؛ بحار الأنوار، ج۹۹، ص۲، ح۶.
  2. و روی أحمد بن محمد بن قابنداذ (مصحف مابنداذ) الکاتب الإسکافی قال:...؛ إثبات الوصیة، ص۲۳۷.
    طوسی، الأمالی، ص۱۲۵، ح۱۹۵؛ «اسکاف»، نام محلی است در بغداد؛ ر.ک: الأنساب، ج۱، ص۱۴۹. و بعضی آن را از نواحی نهروان که بین بغداد و واسط بوده، دانسته‌اند؛ معجم البلدان، ج۱، ص۱۸۱؛ إثبات الوصیة، ص۲۳۷؛ الغیبة (طوسی)، ص۳۴۹.
  3. شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد، بعد از نقل یک روایت از امام صادق(ع) نوشته است: «قَالَ أَحْمَدُ بْنُ مَابُنْدَاذَ رَاوِی هَذَا الْحَدِیثِ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ بْنِ سَعِیدٍ الْعَمْرِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ إِذَا لَمْ یَکُنِ الدَّاعِی فِی الرِّزْقِ بِالْمَدِینَةِ کَیْفَ یَصْنَعُ قَالَ یَزُورُ سَیِّدَنَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) مِنْ عِنْدِ رَأْسِ الْإِمَامِ الَّذِی یَکُونُ فِی بَلَدِهِ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ فِی بَلَدِهِ قَبْرُ إِمَامٍ قَالَ یَزُورُ بَعْضَ الصَّالِحِینَ...»؛ مصباح المتهجد، ص۳۳۰.
  4. تفسیر کنز الدقائق، ج۷، ص۳۳۳؛ تهذیب الاحکام، ج۶، ص۸۲، ح۱۶۲؛ الغیبة (طوسی)، ص۳۴۹؛ کامل الزیارات، ص۱۸۵ - ۱۸۶، ح۵؛ الغیبة (نعمانی)، ص۱۵۰، ح۸.
  5. تفسیر کنز الدقائق، ج۷، ص۳۳۳؛ الغیبة (طوسی)، ص۳۴۹؛ فلاح السائل، ص۱۵۲.
  6. کمال الدین، ج۲، ص۳۳۴، ح۳؛ رجال النجاشی، ص۳۷۹ - ۳۸۰، ش۱۰۳۲.
  7. نجاشی می‌نویسد: "محمد بن أبی بکر همام بن سهیل الکاتب الإسکافی شیخ أصحابنا و متقدمهم. له منزلة عظیمة، کثیر الحدیث" رجال النجاشی، ص۳۷۹، ش۱۰۳۲.
    طوسی، الفهرست، ص۴۰۲، ش۶۱۳؛ رجال الطوسی، ص۴۳۸- ۴۳۹، ش۶۲۷۰؛ رجال النجاشی، ص۱۲۲، ش۳۱۳.
  8. مصحف «مابنداذ» است؛ ر.ک: مستدرک الوسائل، ج۲، ص۵۷۱، ح۲۷۵۵؛ جامع أحادیث الشیعة، ج۲، ص۱۱۹، ح۱۴۸۵، به نقل از: إثبات الوصیة، ص۲۳۷.
    إبن شهرآشوب در کتاب مناقب نوشته است: «ادریس بن زیاد الکفرتوثی به دست أبومحمد امام حسن عسکری(ع) هدایت یافته است» إدریس بن زیاد الکفرتوثائی قال: کنت أقول فیهم قولاً عظیماً، فخرجت إلی العسکر للقاء أبی محمد(ع) فقدمت و...؛ مناقب آل أبی طالب، ج۴، ص۴۲۸.
    کلام امام هادی(ع): «وَاقِفٌ عَلَی دَابَّتِهِ فَوَثَبْتُ فَقَالَ لِی یَا إِدْرِیسُ أَ مَا آنَ لَکَ فَقُلْتُ بَلَی یَا سَیِّدِی فَقَالَ إِنْ کَانَ اَلْعَرَقُ مِنَ اَلْحَلاَلِ فَحَلاَلٌ وَ إِنْ کَانَ مِنَ اَلْحَرَامِ فَحَرَامٌ مِنْ غَیْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ فَقُلْتُ بِهِ وَ سَلَّمْتُ لِأَمْرِهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ» اثبات الوصیة، ص۲۳۷ - ۲۳۸. یادآوری می‌شود که این روایت به جهت در برداشتن یک حکم فرعی فقهی، مورد استناد فقها در کتب فقهی قرار گرفته است؛ ر.ک: ذکری الشیعة فی أحکام الشریعة، ج۱، ص۱۲۰؛ مدارک العروة (اشتهاردی)، ج۲، ص۴۶۸؛ امام خمینی، کتاب الطهارة، ج۳، ص۴۷۶؛ النجعة فی شرح اللمعة، ج۱، ص۱۰۱ - ۱۰۲؛ و... .
  9. «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ فِی مَنْزِلِهِ بِبَغْدَادَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ سَنَةَ سَبْعٍ وَ عِشْرِینَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَحْمَدُ بْنُ مَابُنْدَاذَ سَنَةَ سَبْعٍ وَ ثَمَانِینَ وَ مِائَتَیْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ هِلَالٍ قَالَ...»؛ الغیبة (نعمانی)، ص۲۴۹؛ رجال النجاشی، ص۳۸۰، ش۱۰۳۲ و ص۸۳، ش۱۹۹.
  10. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۲، ص ۹۷-۱۰۵.