برهان فطرت در کلام اسلامی

اثبات وجود خدا از راه فطرت

این برهان بخشی از واقعیت انسان را که حقیقتی ذات اضافه و دارای دو طرف است مورد استفاده قرار می‌‌دهد و با توجه به تضایفی که بین دو طرف حقایق اضافی برقرار است از تحقق یکی از دو طرف به تحقق طرف دیگر استدلال می‌‌کند. دو امر متضایف، دو واقعیتی هستند که بین آنها ضرورت بالقیاس برقرار است و وجود هر یک از آنها اعم از اینکه بالقوه یا بالفعل باشد با وجود بالقوه یا بالفعل دیگری ملازم است، مانند پدری و فرزندی و محبّ بودن و محبوب بودن. حدّ وسط برهان فطرت، اوصاف اضافی مختلفی می‌‌تواند باشد ولی معمولاً از محبّت و یا امید استفاده شده است. دوستی و محبت با هستی و واقعیت انسان قرین است و همان‌گونه که دل و جان آدمی یک واقعیت خارجی است، آنچه که دل، در گرو او و جان تشنه آن است نیز یک واقعیت است. انسان هرگز اموری را که در مقطعی ظهور داشته و در مراتب دیگر افول دارند دوست نمی‌دارد بلکه دوستدار حقیقت مطلق و نامحدود است و اگر به دنبال کمال‌های محدود و مقیّد می‌‌رود به دلیل نشانه ای است که این امور به راست و یا دروغ نسبت به آن حقیقت نامحدود، دارند. حال که محبت که حقیقتی اضافی است وجود دارد، ناگزیر آن وجود مطلق و نامحدود (خدا) که طرف دیگر اضافه است نیز واقعیت دارد [۱].[۲]

منابع

پانویس

  1. تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۸۴ـ ۲۸۶.
  2. لطیفی و سلیمانی بهبهانی، مقاله «اثبات خدا»، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص۱۶۶-۱۷۳.