برهان فطرت در فلسفه دین و کلام جدید

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

واژه فطرت که در فارسی به «سرشت» ترجمه می‌شود، «مصدر نوعی» است و بر نوع آفرینش و خلقت دلالت می‌‌کند[۱]. این واژه معمولاً درباره انسان و چیزی به کار می‌‌رود که نوع خلقت انسان اقتضای آن را داشته و خدادادی و غیر اکتسابی باشد[۲].

ویژگی امور فطری

امور فطری سه ویژگی اساسی دارند:

  1. در همه افراد یافت می‌شوند، اگرچه ممکن است کیفیت آنها در افراد مختلف، از نظر شدت و ضعف متفاوت باشد؛
  2. امور فطری همواره ثابت هستند و با گذشت زمان، تغییر نمی‌کنند.
  3. امور فطری به دلیل فطری و مقتضای آفرینش‌بودن به تعلیم و تعلم نیاز ندارند؛ هر چند، تقویت و یادآوری یا جهت دادن به آنها ممکن است به آموزش و استدلال نیاز داشته باشد[۳].

اقسام امور فطری

امور فطری انسان را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

  1. شناخت‌های فطری که هر انسانی بدون نیاز به آموزش آنها را دارد؛
  2. میل‌ها و گرایش‌های فطری که مقتضای آفرینش هر فردی است[۴].

برهان فطرت

بنابراین، در صورت وجود نوعی شناخت خدا برای هر فردی ثابت باشد که نیازی به آموزش و فراگیری نداشته باشد، می‌توان آن را «خداشناسی فطری» نامید[۵] به آن برهان فطرت هم گفته می‌شود. به عبارت دیگر، فطری‌بودن شناخت خدا بدین معناست که دل انسان با خدا آشناست و در ژرفای روح وی، مایه‌ای برای شناخت آگاهانه خدا وجود دارد که قابل رشد و شکوفایی است، ولی این مایه فطری، در افراد عادی به گونه‌ای نیست که ایشان به کلی بی‌نیاز از اندیشیدن و استدلال عقلی باشند[۶]. گاهی هم گفته می‌شود، خداجویی امری فطری است؛ این بدین معناست که انسان به حسب فطرت خود به سوی خداوند گرایش دارد و این گرایش او را وادار می‌کند که در صدد شناخت و پرستش او برآید؛ یعنی انجذاب قلبی به طرف خدا وجود دارد که موجب می‌شود انسان به جستجوی خدا بپردازد. گاهی هم گفته می‌شود، خداپرستی امری فطری است؛ یعنی در انسان گرایشی وجود دارد که می‌خواهد در مقابل خدای متعال خضوع و خشوع و کرنش کند و این خواستن جز با پرستش خدا ارضاء نمی‌شود[۷] و اگر در طول تاریخ انسان‌ها به پرستش غیر خدا پرداخته‌اند، در واقع اشتباه آنها در تعیین مصداق خدا بوده است و پیامبران الهی می‌خواستند تا انسان را به اشتباهش آگاه کنند[۸].

گونه‌های خداشناسی فطری

درباره خداشناسی فطری ممکن است دو نوع شناخت مطرح شود:

نخست. خداشناسی حضوری فطری: منظور از شناخت حضوری درباره خدا این است که انسان بر اساس خلقتش در اعماق قلبش با خدا رابطه وجودی دارد و در صورت توجه به عمق قلب خودش این رابطه را می‌یابد و شهود می‌کند

دوم. خداشناسی حصولی فطری: منظور از این‌گونه خداشناسی آن است که انسان بدون نیاز به تلاش می‌تواند با همان عقل فطری و خدادادی خود به آسانی به وجود خداوند پی ببرد، ولی موضوع مهم‌تر شناخت حضوری است؛ چراکه شناخت‌های عقلانی، همیشه شناخت‌هایی کلی هستند و با آنها فقط می‌توان ثابت کرد که این جهان آفریننده‌ای دارد، ولی خود آفریننده به ما نشان داده نمی‌شود؛ ولی اگر در شناخت شهودی و حضوری نوعی معرفت شخصی است که خود خدا و خالق را به ما نشان می‌دهد و شخص رابطه دل خود را با خدا درمی‌یابد.

بنابراین، انسان وقتی در مشکلات قرار می‌گیرد و امیدش از همه جا قطع می‌شود، در درون خود توجه به خدا را می‌یابد[۹]. این، همان راهی است که عرفا برای شناخت خدا پیشنهاد می‌کنند.

سیر عرفانی و راه رسیدن به معرفت شهودی و قلبی این‌گونه است که توجه انسان به درون متمرکز شود و انسان در عمق دلش رابطه خود با خدا را بیابد[۱۰]. در آیات و روایات متعددی به فطری‌بودن خداشناسی اشاره شده است؛ مانند، آیه ۳۰ سوره روم که خداوند در آن می‌فرماید: «پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن. این فطرتی است که خداوند انسان‌ها را بر آن آفریده است. دگرگونی در آفرینش الهی نیست. این است آیین استوار. ولی بیشتر مردم نمی‌دانند».

همچنین، حضرت علی(ع) در خطبه اول نهج البلاغه می‌فرمایند: پس، رسولانش را در میان بندگانش قرار داد و پیامبرانش را پیاپی فرستاد تا از آنان بخواهند که حق میثاق فطرت را ادا کنند و نعمتی را که فراموش کرده‌اند، به یادشان آورند. در جای دیگر هم می‌فرماید: حمد و سپاس برای خدایی است که حمد خود را به بندگان الهام کرده و سرشت آنها را بر معرفت خود آفریده است[۱۱].[۱۲]

منابع

پانویس

  1. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۳، ص۱۴۰۸.
  2. مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن (۱-۳)، ص۲۶.
  3. میرزائی، رضا، مقاله «برهان فطرت»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۰۸.
  4. میرزائی، رضا، مقاله «برهان فطرت»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۰۸.
  5. سبحانی، جعفر، و محمدرضایی، محمد، اندیشه اسلامی ۱، ص۶۲؛ مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقائد، ص۴۴-۴۵.
  6. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، ص۴۵.
  7. مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن (۱-۳)، ص۲۷.
  8. میرزائی، رضا، مقاله «برهان فطرت»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۰۹.
  9. ﴿وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًا «و چون در دریا گزند به شما رسد آنان که (اکنون به پرستش) می‌خوانید ناپدید می‌شوند جز خداوند اما چون شما را تا خشکی رساند رو می‌گردانید و آدمی، ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۶۷.
  10. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، ص۲۷-۴۷.
  11. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۱۳۹.
  12. میرزائی، رضا، مقاله «برهان فطرت»، فرهنگنامه کلام جدید، ص ۳۰۹.