خطبه ۱۱ نهج البلاغه

مقدمه

از روایات به خوبی استفاده می‌شود که امیر مؤمنان علی(ع) اصرار زیادی داشت که در میدان «جمل» جنگی صورت نگیرد و خون مسلمین بر صفحه آن ریخته نشود. و نیز آمده است که در آن روز پرچم را به دست «محمد بن حنفیه» داد سپس در فاصله میان نماز صبح تا ظهر، پیوسته آن‌ها را دعوت به صلح و اصلاح و بازگشت به پیمان و بیعت می‌کرد. و خطاب به «عایشه» کرد و فرمود: «خداوند در قرآن مجید، تو (و سایر همسران پیامبر را) دستور داده است که در خانه‌هایتان بمانید (و آلت دست این و آن نشوید)! تقوای الهی پیشه کن و به خانه‌ات باز گرد و فرمان خدا را اطاعت کن! بعد رو به «طلحه» و «زبیر» کرد و فرمود: «شما همسران خود را در خانه پنهان کرده‌اید، ولی همسر رسول خدا(ص) را به میدان، در برابر همه آورده‌اید! شما مردم را تحریک می‌کنید و می‌گویید ما برای خونخواهی «عثمان» اینجا آمده‌ایم و می‌خواهیم خلافت، شورایی شود (در حالی که مردم انتخاب خود را کرده و خود شما نیز بیعت نموده‌اید)! به «زبیر» فرمود: «آیا به خاطر داری که روزی در مدینه من و تو با هم بودیم و تو با من سخن می‌گفتی و تبسّمی بر لب داشتی، پیامبر از تو پرسید آیا علی را دوست داری؟ تو گفتی چگونه او را دوست نداشته باشم در حالی که میان من و او، هم خویشاوندی و هم محبّت الهی است در حدّی که در باره دیگری نیست! در اینجا پیامبر(ص) فرمود: تو در آینده با او پیکار خواهی کرد، در حالی که ظالم هستی! تو گفتی پناه می‌برم به خدا از چنین کاری»! باز هم علی(ع) به نصیحت ادامه داد و به پیشگاه خداوند عرضه داشت: «خداوندا من بر اینان اتمام حجّت کردم و مهلتشان دادم تو شاهد و گواه باش!» سپس قرآن را گرفت و به دست «مسلم مجاشعی» داد و فرمود: «این آیه را برای آن‌ها بخوان: ﴿وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما، اگر دو گروه از مؤمنان با هم پیکار کنند در میان آن‌ها صلح برقرار سازید»[۱]. او به لشکرگاه دشمن نزدیک شد و قرآن را به دست راست گرفت و آیه را خواند. آن‌ها حمله کردند و دست راست او را قطع نمودند. قرآن را به دست چپ داد، دست چپش را قطع کردند. با دندان گرفت او را کشتند. این جا بود که علی(ع) فرمود: «هم اکنون‌ پیکار کردن با این گردنکشان برای ما گواراست»! در اینجا بود که خطبه را خطاب به «محمّد بن حنفیّه» بیان فرمود[۲]. به هر حال در این خطبه امام(ع) رموز مهمّی از فنون جنگ و نکته‌هایی را که از نظر روانی و جسمی در یک سرباز مسلمان اثر می‌گذارد و او را شجاع و آماده برای پیکار می‌کند، بیان می‌فرماید. این کلام مشتمل بر هفت جمله است: در جمله اوّل یک دستور کلّی در باره مقاومت در میدان نبرد می‌دهد و سپس در پنج جمله دیگر انگشت روی جزئیات و ریزه‌کاری‌ها و اموری که تأثیر در استقامت و پیروزی دارد می‌گذارد و در هفتمین و آخرین جمله، توجّه به پروردگار و توکّل بر ذات پاک او و اینکه پیروزی در هر حال از سوی اوست را مطرح می‌فرماید تا با قدرت و قوّت ایمان، مشکلات و سختی‌های جنگ قابل تحمّل شود و روحیّه نبرد در حدّ اعلی برای مبارزه با دشمن قرار گیرد[۳].

منابع

پانویس

  1. سوره حجرات، آیه ۹.
  2. مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۵۳ ـ ۱۵۵.
  3. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین ج۱، ص۵۰۹ ـ ۵۱۱.