←روایت احمد بن حنبل و ترمذی از سعد بن ابی وقاص
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
در پاسخ نووی باید گفت: | در پاسخ نووی باید گفت: | ||
# | # اگر بتوان کلام کسی را حمل بر [[صحت]] کرد و امکان تأویل آن به وجه درست و قابل قبولی وجود داشته باشد، این امر تنها به [[صحابه]] اختصاص ندارد. | ||
# | # اگر این قاعده نسبت به گفتار صحابه جاری است، پس به چه روی آن را نسبت به تمامی صحابه جاری نمیدانید؟ | ||
# | # اگر این قاعده تنها درباره احادیثی است که به ظاهر عیبی بر یک [[صحابی]] وارد میکند، پس به چه دلیل آن را به [[احادیث]] مربوط به [[فضائل امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز سرایت میدهید؟ چرا به ظاهر آنها اخذ نمیکنید، بلکه از صراحت و [[نصوص]] آنها نیز [[اعراض]] میکنید؟ همانطور که در [[حدیث مباهله]] که تنها به [[تأویل]] آن اکتفا نکرده، بلکه به القای شمول و [[تحریف]] آن اقدام میکنید؟! - در مباحث بعدی با تفصیل بیشتری به این موضوع خواهیم پرداخت -: | ||
# | # تأویل و حمل بر صحت در جایی است که ممکن باشد، اما ادعای عدم تصریح حدیث به دستور معاویه به سعد بر [[سبّ امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[توهّم]] است؛ زیرا - چنانکه گذشت - همانطور که در برخی نصوص به آن تصریح شده بود، معاویه دستور صریح بر [[سبّ]] حضرت [[امیر مؤمنان]]{{ع}} داده است، و در برخی نصوص دیگر، آشکارا بیانگر [[عیبجویی]] و تنقیص معاویه نسبت به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. این تصریحات در حالی به دست ما رسیده که [[عالمان]] [[سنی]] تمام تلاش خود را جهت [[تهذیب]] و پالایش عبارات به کار بستهاند. با این همه سانسور و پالایش، میبینیم که [[ابن تیمیه]] [[متعصّب]] دستور معاویه مبنی بر سبّ امیرالمؤمنین{{ع}} را مطرح کرده است<ref>منهاج السنّة، ج۴، ص۲۷۳-۲۷۴.</ref>. | ||
# | # [[نووی]] میگوید: «مانند آنکه معاویه گفته باشد... اگر از روی [[ورع]] بوده... تو مصیب و [[نیکوکار]] هستی». امّا متن برخی از نقلها، این ادعا را به طور کامل ردّ میکند؛ زیرا در آنها تصریح شده که سعد با حالت [[غضب]] از مجلس معاویه خارج شد و [[سوگند]] خورد که دیگر باز نگردد. | ||
به هر روی این تنها نمونهای از بازیگری [[اهل تسنن]] جهت [[پردهپوشی]] بدیهای بزرگان خویش است، چنانکه آنها با [[احادیث]] [[فضائل امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز همین کار را میکنند و این خود نوعی روش و متد [[علمی]] در نزد آنان است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۶۷.</ref> | به هر روی این تنها نمونهای از بازیگری [[اهل تسنن]] جهت [[پردهپوشی]] بدیهای بزرگان خویش است، چنانکه آنها با [[احادیث]] [[فضائل امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز همین کار را میکنند و این خود نوعی روش و متد [[علمی]] در نزد آنان است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۲۶۷.</ref> | ||