←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
برخی، [[روایت]] مربوط به [[خواب]] [[عاتکه]] پیش از [[غزوه بدر]] را از نوع [[قصص]] عامیانه دانستهاند که در [[سیره]] [[رسوخ]] کرده است<ref>مقدمه المغازی، مارسدن، جونز، ص۲۰</ref> به نظر میرسد چنین نگرشی بهطور کلی ناشی از [[بیاعتقادی]] به [[خواب دیدن]] است. اگر [[سند روایت]] مشکلی داشته باشد، متن را میتوان پذیرفت. رویای مزبور، حتی اگر جنبه [[فوق طبیعی]] نداشته باشد، از لحاظ مادی با توجه به [[وحشت]] احتمالی [[قریش]] از [[جنگ]] (که کسانی از خود آنها پیش از جنگ مطرح میکردند) قابل توجیه است. این [[انکار]] همچنین درباره آنچه [[جهیم بن صلت]] عنوان کرده، اظهار شده است. او گفت در خواب و [[بیداری]] مردی سوار را دید که ایستاد و گفت: [[عتبه]]، [[شیبه]]، ابولحکم و [[امیة بن خلف]]... کشته شدند. [[ابوجهل]] درباره او نیز گفت: وی (همانند عاتکه) [[نبی]] دیگری از [[خاندان]] [[مطلب بن عبد مناف]] است<ref> السیرة النبویة، ابن هشام، ج۲، ص۶۱۸، و نک: اضوأ علی کتب السیرة، ص۵۱</ref> | برخی، [[روایت]] مربوط به [[خواب]] [[عاتکه]] پیش از [[غزوه بدر]] را از نوع [[قصص]] عامیانه دانستهاند که در [[سیره]] [[رسوخ]] کرده است<ref>مقدمه المغازی، مارسدن، جونز، ص۲۰</ref> به نظر میرسد چنین نگرشی بهطور کلی ناشی از [[بیاعتقادی]] به [[خواب دیدن]] است. اگر [[سند روایت]] مشکلی داشته باشد، متن را میتوان پذیرفت. رویای مزبور، حتی اگر جنبه [[فوق طبیعی]] نداشته باشد، از لحاظ مادی با توجه به [[وحشت]] احتمالی [[قریش]] از [[جنگ]] (که کسانی از خود آنها پیش از جنگ مطرح میکردند) قابل توجیه است. این [[انکار]] همچنین درباره آنچه [[جهیم بن صلت]] عنوان کرده، اظهار شده است. او گفت در خواب و [[بیداری]] مردی سوار را دید که ایستاد و گفت: [[عتبه]]، [[شیبه]]، ابولحکم و [[امیة بن خلف]]... کشته شدند. [[ابوجهل]] درباره او نیز گفت: وی (همانند عاتکه) [[نبی]] دیگری از [[خاندان]] [[مطلب بن عبد مناف]] است<ref> السیرة النبویة، ابن هشام، ج۲، ص۶۱۸، و نک: اضوأ علی کتب السیرة، ص۵۱</ref> | ||
چنین واقعهای نیز نباید به [[سادگی]] مورد انکار قرار گیرد. این [[حالات روانی]] میتواند موارد مشابه فراوانی داشته باشد، حتی اگر در بیداری محض باشد. بعلاوه باید توجه داشته که این نقلها به مرور، رنگ داستانی به خود گرفته و محتملا اصل روایت [[تاریخی]] آن صورت معقولتری داشته است. در بسیاری از این موارد نمیتوان دقیقا بر مفاهیمی که در روایت آمده تکلیه کرد، بلکه باید به مضمون کلی آنها پرداخت.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۱۱۵.</ref> | چنین واقعهای نیز نباید به [[سادگی]] مورد انکار قرار گیرد. این [[حالات روانی]] میتواند موارد مشابه فراوانی داشته باشد، حتی اگر در بیداری محض باشد. بعلاوه باید توجه داشته که این نقلها به مرور، رنگ داستانی به خود گرفته و محتملا اصل روایت [[تاریخی]] آن صورت معقولتری داشته است. در بسیاری از این موارد نمیتوان دقیقا بر مفاهیمی که در روایت آمده تکلیه کرد، بلکه باید به مضمون کلی آنها پرداخت.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۱۱۵.</ref> | ||
==[[تحول]] در [[سیره نویسی]]== | |||
درباره [[شخصیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} چند نوع کتاب نوشته شده است. یکی همان کتابهایی است که با عنوان [[سیره]] [[شهرت]] دارد و مهمترین آنها [[سیره ابن اسحاق]] و [[مغازی واقدی]] است. انگیزه [[نگارش]] این آثار، ارائه یک تصویر [[تاریخی]] از رخدادهای [[صدر اسلام]] بر محور شخصیت رسول خدا{{صل}} میباشد. بخش اول ین سیره کتاب المبعث وبخش دوم کتاب [[المغازی]] نام دارد. پیشینهای نیز درباره [[تاریخ]] [[عرب]]، [[قریش]] و [[عقاید]] و [[افکار]] [[جاهلیت]] در آغاز آمده است. جدای از نگارشهایی که تحت عنوان سیره نوشته شده، اثار دیگری نیز با گرایشهای ویژهای درباره شخصیت رسول خدا{{صل}} و رخدادهای صدر اسلام نوشته شده است. عنوان کتاب المغازی بدون بخش نخست در [[کتابهای حدیثی]] آمده است. در انی موارد تعدا گزارش مستند درباره [[جنگها]] ارائه میشود. کتاب المغازی در [[المصنف]] عبدالرزاق (م ۲۱۱) و نیز در [[صحیح بخاری]] و کتاب المصنف [[ابن ابی شیبه]] (م ۲۳۵) محتوای گزارشهایی در [[مغازی]] است که در سبک [[حدیث]] عرضه شده است. دربرخی از این کتابها، همچون [[بخاری]] ضمن کتاب بدء الخلق [[اخبار]] سیره را تا [[هجرت]] آورد است. در کتاب الجهاد نیز موارد متعددی از این گزارشهای تاریخی مربوط به [[غزوات]] ارائه میشود، جز آنکه در این گونه موارد آنچه مورد نظر ماست جنبههای [[فقهی]] آن رخدادهای [[نظام]] است. کتاب الجهاد، گاه با عنوان کتاب السیر خوانده میشود؛ نمونه آن کتاب السیر ابواسحاق [[فزاری]] (م ۱۸۶) است. | |||
تا اینجا به دوگرایش تاریخی و فقهی در محتوی گزارشهای مربوط به [[سیره رسول خدا]]{{صل}} را اشاره کردیم. به مرور باب دیگری گشوده شد، این بابا جدید نام [[دلائل النبوة]] را به خود گرفت. این کتابها همانگونه که از عنوانشان بهدست میآید درباره [[معجزات]] و دلائل [[نبوت]] رسول خدا{{صل}} بود. آنها مروری بر رخدادهای سیره کرده و در هرجا که میتوانستند نشانی از [[اعجاز]] و نبوت بیابند، یادآوری لازم را میکردند. این آثار چهره سیره را تا حدودی [[غیر طبیعی]] تصویر کرده است. | |||
برخی از این کتابهای عبارتند ازدلائل النبوة از [[ابوداود]] [[سجستانی]] (م ۲۷۵) اعلام النبوة از [[ابن قتیبه دینوی]]، <ref> الانساب، ج۵، ص۸۶</ref> [[دلائل النبوة]] از [[ابن ابی الدنیا]] (م ۲۸۱)، دلائل النبوة از ابواسحاق [[ابراهیم بن اسحاق]] [[حربی]] (م ۲۸۵) دلائل النبوة از [[ابواحمد]] عسال (م ۳۴۹) دلائل النبوة از [[ابوالشیخ ابن حیان]] (م ۳۶۹)، دلائل النبوة از [[ابن منده]] (م ۳۹۵) دلائل النبوة از [[ابوسعید]] [[خرگوشی]] (م ۴۰۷) و.. <ref>دلائل النبوة، ج۱، صص ۹۰ ۹۲</ref> | |||
دوکتاب مهم در این زمینه یکی [[دلائل النبوه]] از [[ابونعیم اصفهانی]] (م ۴۳۰) ودیگری از [[ابوبکر]] [[بیهقی]] (م ۴۵۸) است در [[قرن پنجم]] [[نگارش]] یافته و ما در جای دیگری درباره آنها سخن گفتهایم. [[قاضی عبدالجبار]] (م ۴۱۵) نیز درباب دلائل النبوه کتابی نگاشت تحت عنوان تثبیت دلائل النبوه که جنبههای [[کلامی]] و تحلیلی بیشتری دارد. | |||
علاونه بر جنبههای [[تاریخی]] [[فقهی]] و دلائل باب چهلم نیز در [[سیره نویسی]] گشوده شد که این باب مشتمل بر جنبههای [[اخلاقی]] [[رسول خدا]]{{صل}} و بحث درباره [[شخصیت]] ان حضرت و خصایص وجودی ایشان بود. از مهمترین کتابهایی که ر این باره نوشته شده، میتوان به کتاب الشفأ بتعریف [[حقوق]] المصطفی{{صل}} از [[قاضی عیاض بن موسیاندلسی]] نام برد ([[دمشق]]، مکتبة الفارابی و موسسة علوم القرآنی الکریم) همچنین کتاب [[الخصائص]] الکبری را [[جلال الدین سیوطی]] (تحقیق [[محمد خلیل هراس]]، [[مصر]]) در این باره نگاشته است. [[سیوطی]] در مقدمه این کتاب نوشته است که کتابش مشتمل بر [[معجزات]] و خصائصی است که مختص رسول خدا{{صل}} بوده است. بیشتر این کتابهای و شاید همه این کتابهای آنها، جزنقدو بررسیهای کوتاه، خالی از [[گرایش]] تحلیل هستند. در عوض کار آنان متمرکز بر نقل [[اخبار]] و تنظیم و تبویت آنهاست. | |||
سبک دیگری نیز درنگارش [[سیره]] در [[قرن نهم]] تا یازدهم معمول بوده است. دراین سبک، تمام اخبار سیره گردآوری میشد. اما نحوه تبویت آن به گونهای بود که تا آن [[زمان]] سابقه نداشت. مولفان این قبیل کتابها، در آغاز سیری اجمالی از سیره را مینوشتند. آنگاه بهطور موضوعی، اخبار مربوط به رسول خدا{{صل}} را طبقهبندی کردند. گویا مقریزی از تألیف امتاع الاسماع چنین قصدی داشته ومتاسفانه تنها جلد نخست آنکه مروری بر تمام [[اخبار]] [[سیره]] است چاپ شده است. نمونه دیگر [[سبل الهدی]] والرشاد است که از آن به عنوان السیرة الشامیه نیز یاد میشود. این کتاب تاجلد سوم اخبار سیره است. پس از آن، جلد چهرام و پنجم به [[مغازی]] و جلد ششم به [[سرایا]] اختصاص یافته، وتا جلد دهم موضوعات شخصی [[زندگی پیامبر]]{{صل}} است. زادالمعاد [[ابن قیّم جوزیه]] نیز تا جلد سوم (از چاپ جدید) در [[سیر]] [[تاریخی]] اخبار سیره و پس ازآن به مسائل سیره بر حسب طبقهبندی موضوعی پرداخته شده است. | |||
در کارهای جدید سیره نگاری، کتابهایی با عنوان [[فقه]] السیره نوشته شده که از محمد غزالی و دیگری از سعید [[رمضان]] [[البوطی]]. این آثار در پی درکی نواز سیره بودهاند. آثاری هم مانند [[انقلاب]] تکاملی [[اسلام]] از استاد [[جلال]] الدین [[فارسی]] به دنبال [[تکوین]] یکاندیشه و سپس و [[جهاد]] در راه برپایی این [[دولت]] بوده است. | |||
==[[شیعیان]] و [[سیره نویسی]]== | |||
سهم شیعیان در تاریخنویسی [[اسلامی]] بسیار گسترده است. این مسأله مهم نسبت به شیعیان عراقی مانند [[ابومخنف]] وکلبی و دیگران صادق است و هم نسبت به امامی مذهبان. تنها اشارتی در این باب خواهیم داشت و به سراغ کتابهایی که [[شیعیان امامی]] درسیره [[نبوی]] نوشتهاند خواهیم رفت. | |||
[[اصبغ بن نباته]] از کهنترین مولفان [[شیعی]] است که در [[مقتل]] [[امام حسین]]{{ع}} داشته است<ref>تنقیح المقال، جض، ص۱۵۰</ref>[[احمد بن عبیدالله ثقفی]] نمونه دیگر است. عناوین برخی از کتابهای وی عبارت است از کتاب المبیضّة فی اخبار [[مقاتل]] [[آل ابی طالب]]، کتاب فی [[تفضیل]] [[بنیهاشم]] وذم [[بنی امیة]] و اتباعهم<ref>الفهرست ابن ندیم، ص۱۶۶</ref> برخی از آثار [[محمد بن زکریا بن دینار]]، به رویات [[نجاشی]]، عبارتند از: الجمل [[الکبیر]]، الجمل المختصر، [[صفین]] الکبیر، [[مقتل الحسین]]<ref>این کتاب به روایت محمد بن سلیمان کوفی در مجامع زیدی مذهب بوده است. نک: مقدمه مناقب الامام امیر المؤمنین، ج۱، ص۱۲. در همین کتاب مناقب نیز در پنجاه مورد (نک: مجلد سوم همان کتاب، ج۳، ص۱۷۷) کوفی مطالب در فضائل امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام که بسیاری از آنها تاریخی است از محمد بن زکریابن دینار آورده</ref> | |||
کتاب النهرجوان، [[مقتل امیرالمؤمنین]]، [[اخبار]] زید، اخبار [[فاطمه]]، <ref>رجال النجاشی، صص ۳۴۷</ref> نمونه دیگر ابراهیم محمد الثقفی است. وی نیز که ابتدا [[زیدی]] [[مذهب]] بود و بعد امامی شد آثاری [[تاریخی]] دارد که برخی از عناوین آن عبارت است از کتاب المبتدأ والمغازی والردة، [[اخبار]] عمر، اخبار عثمان، کتاب ادار، [[الغارات]] (که این اثر باقی مانده) اخبار زید، اخبار محمد، [[نفس زکیه]] و برادرش ابراهیم. <ref>رجال النجاشی، ص۱۸، و مک: لسان المیزان، ج۱، صص ۱۰۳ ۱۰۲. معجم الادبأ، ج۱، ص۲۳۳</ref> آثار [[جابر بن یزید جعفی]] نیز در زمینه همین تحولات است. کتاب الجمل، کتاب [[صفین]]، کتاب النهروان، کتاب [[مقتل]] امیرا لمؤمنین، [[کتاب مقتل الحسین]]<ref> رجال النجاشی، ص۱۲۹</ref> | |||
برخی از آثار تاریخی [[علی بن حسن بن علی بن فضال]] عبارتند از کتاب الدلائل، کتاب الانبیأ، کتاب البشارات، و کتاب الکوفة<ref>رجال النجاشی ب، ص۲۵۸، ش ۶۷۶</ref> | |||
برخی از عناوین آثار تاریخی [[عبدالعزیز]] جلودی [[ازدی]] که درشمار [[عالمان]] [[شیعی]] معروف [[شهر بصره]] بوده عبارت است از: کتاب الجمل، کتاب صفین، <ref> ابن طاووس درمهج الدعوات از کتاب صفین او دو دعایی که امام علی ۷ پیش از جنگ صفین خوانده نقل کرده است. نک: کتاب خانه ابن طاووس، ص۵۲۵</ref> کتاب الحکمین، کتاب الغارات، کتاب الخوارج، [[کتاب ذکر]] علی{{ع}} فی حروب النبی، کتاب مآل الشیعة بعد علی{{ع}} أخبار التوابین وعین الوردة، أخبار المختار، أخبار [[علی بن الحسین]]، اخبار ابی [[جعفر بن محمد]]{{ع}} اخبار [[عمر بن عبدالعزیز]]، أخبار من [[عشق]] من اشعرأ، اخبار [[قریش]] والاصنام، کتاب رایات [[الازد]]، کتاب [[مناظرات]] [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}}. | |||
احمد بن [[اسماعیل بن عبدالله]] [[بجلی]] که از [[مردمان]] [[قم]] بوده، آثاری تاریخی داشته است. از مهمترین آثار او کتاب العباسی است که [[نجاشی]] درباره آن نوشته است: {{عربی|وهو کتاب عظیم نحو من عشرة آلاف ورقة من اخبار الخلفأ والدولة العباسیة. رأیت منه أخبار الامین}}. این کتاب در دست [[محمد بن حسن قمی]] بوده و چهارمورد ازآن در [[تاریخ]] قم نقل کرده<ref>رجال النجاشی، ص۹۷، ش ۲۴۲، نک: کتابشناسی آثار مربوط به قم، ص۱۹. موارد نثل شده در صفحات، ۱۴۵، ۲۰۰، ۲۳۶، ۲۳۷، تاریخ قم آمده</ref> [[علی بن احمد جوانی]] نیز کتابی در اخبار [[صاحب فخ]] و کتابی در اخبار [[یحیی بن عبدالله بن حسن]] نوشته است<ref>رجال النجاشی، ص۲۶۳</ref> [[احمد بن محمد بن خالد برقی]] [[محدث]] برجسته [[قمی]] کتابی با عنوان کتاب [[المغازی]] در [[سیره]] داشته است. هموآثار [[تاریخی]] دیگری دارد که عبارت است از: کتاب الشعر والشعرأ، کتاب البلدان والمساحة، کتاب التاریخ، [[کتاب الانساب]]، <ref>رجال النجاشی، ص۷۶، ش ۱۸۲</ref> | |||
از برجستهترین چهرههای [[مورخ]] در [[عصر امامان]]، [[ابان بن عثمان احمر بجلی]] است که پیش از این درباره او سخن گفتیم. | |||
درباره سیره نگاری میان [[شیعه]]، میتوان در تفاوت دو نگرش [[شیعی]] و [[سنی]] این مسأله را مطرح کرد که شیعه با دید مقدسانه تری به [[زندگی رسول خدا]]{{صل}} نگریسته و اساس را [[عصمت]] آن حضرت قرار میدهد. گفتنی است که در [[تاریخ نویسی]] سنی، گرچه حالت اعجاب نسبت به [[زندگی]] آن حضرت کاملا مطرح است، اما به عصمت آن هم در همه ابعادش توجه نمیشود. نمونه آن تألیف کتابی با عنوان زلّة الانبیأ توسط ابوالفضل مشّاط بود<ref>کتاب نقض، ص۲۴۴</ref> که در برابر کتاب [[تنزیه]] الانبیأ [[سید مرتضی]] نوشته شده است<ref> کتاب نقض، ص۱۱</ref> [[برابری]] این دواندیشه را | |||
مؤلف شیعه کتاب [[معتقد الامامیه]] درقرن [[هفتم هجری]] گزارش کرده است<ref>معتقد الامامیة، ص۴۷ (چاپ دانش پژوه، تهران، ۱۳۳۹)</ref> حتی در [[قرن سوم]] عالم سنی دیگری کتابی با نام [[معاصی]] الانبیأ نوشت که البته مورد [[انکار]] [[متکلم]] [[سمرقندی]] مشهور یعنی ابومنصور [[ماتریدی]] قرار گرفت<ref>نک: ادبیات فارسی استوری، ۷۲۵</ref> | |||
تا آنجا به [[سیره نبوی]] مربوط میشود، باید گفت [[تعلیم]] [[مغازی]] در دستور کار [[امامان]] بود است. مهمترین [[شاهد]] [[سخن امام سجاد]]{{ع}} است که فرمود: کنّا نعّلم [[مغازی رسول الله]] کما نعلم السورة من القرآن<ref>الجامع لاخلاق الراوی، ج۲، ص۲۸۸. البدایة والنهایة، ج۳، ص۲۴۲. سبل الهدی والرشاد، ج۴، ص۲۰</ref> در میان [[اخبار]] [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} نیز اخبار سیره فراوانی بوده وبسیاری از آنها درمآخذ مکتوب آمده است. به عنوان نمونه، [[ابن اسحاق]] اخباری چندی از امام باقر{{ع}} درسیره خود نقل کرده است. برخی از این نمونهها در [[طبقات ابن سعد]] نیز دیده میشود. در میان آثار شیعی، قریب یک چهارم [[تفسیر علی بن ابراهیم قمی]] در اخبار مربوط به [[سیره]] و [[تاریخ]] انبیاست. در این کتاب سرجمع تدوین نهایی آن از چند اثر انجام شده، از آثار مکتوبی استفاده شده ازجمله آثاری است که بخش سیره آن تقریبا به طور انحصاری از اخبار [[امام باقر]] و [[امام صادق]] (علیهماالسّلام) است. یکی دلیل آن داخل شدن [[تفسیر ابی الجارود]] در آن است که تمام اخبار آن از امام باقر{{ع}} بوده و به تناسب [[شأن نزول آیات]]، مطالبی از سیره درآن آمده است. اخبار [[ابوالجارود]] از سایر قسمتها متمایز میباشد. تمامی اخبار این کتناب را [[علامه مجلسی]] در مجلدات تاریخ نبینا در بحار آورده است. | |||
نمونه دیگر کتاب [[مبعث]] النبی واخباره{{صل}} از [[عبدالله بن میمون القداح]] است که خود [[راوی]] اخبار امام باقر و امام صادق{{ع}} بوده است<ref>رجال النجاشی، ص۲۱۳</ref> به هر روی اینها شواهدی است برتوجه [[امامان]] و [[شیعیان]] به اخبار سیره. اما [[تاریخ اسلام]] به طور عموم نیز مورد علاقه شیعیان بوده است. | |||
در اینجا شماری ازآثاری که درباره [[رسول خدا]]{{صل}} نوشته شده و بیشتر جنبه موضوعی دارد اشاره میکنیم: | |||
#کتاب صفات النبی{{صل}} از [[وهب بن وهب]] (نجاشی، ص۴۳۰) | |||
#کتاب وفود العرب الی النبی{{صل}} از [[منزر بن محمد بن منزر]] (برخی دیگر از آثار وی عبارتند از: کتاب الجمل، کتاب صفین، کتاب النهروان، کتاب الغارات) (نجاشی، ص) ۴۱۸ | |||
#مسأله فی ایمان آبأ النبی{{صل}} از [[ابومحمد بن حسن بن حمزة جعفری]] (نجاشی، ص۴۰۴) | |||
#کتاب مسأله فی معرفة النبی{{صل}} از [[شیخ مفید]] (نجاشی ص۴۰۲) | |||
# امیرالمؤمنین والحسن والحسین {{عم}} از [[شیخ صدوق]] (نجاشی ص۳۹۸، ۳۹۱) و نیز کتابی با نام کتاب فی عبدالمطلب و عبدالله وابی طالب از او (نجاشی، ص۳۹۰) | |||
#کتاب البیان عن خیرة الرحمان فی ایمان ابی طالب وآبأ النبی{{صل}} از [[علی بن بلال الملبی الازدی]] (نجاشی، ص۲۶۵) | |||
#کتاب مبعث النبی{{صل}} واخباره از [[عبدالله بن میموم القداح]] (نجاشی، ص۲۱۳) | |||
#کتاب وفاة النبی{{صل}} از [[سلمة بن الخطاب براوستانی اذدورقانی]] (نجاشی، ص۱۸۷) | |||
#کتاب الرد علی من زعم ان النبی{{صل}} کان علی دین قومه قبل النبوة از [[جعفر بن احمد بن ایوب سمرقندی]] (نجاشی، ص۱۲۱) | |||
#کتاب الرد علی من زعم النبی{{صل}} کان علی دین قومه از [[حسین بن اشکیب خراسانی]] (نجاشی، ص۴۴) | |||
#کتاب اخبار النبی{{صل}} از [[ابوعلی احمد بن محمد بن عمار کوفی]]. وی کتابی نیز با عنوان کتاب ایمان ابی طالب داشته است. (نجاشی، ص۹۵) | |||
#کتاب کذ النبی{{صل}} والصخرة والراهب وطرق ذلک از [[احمد بن محمد بن سعید سبیعی همدانی]] (نجاشی، ص۹۴) | |||
#کتاب فضل النبی{{صل}} از [[احمد بن محمد بن عیسی اشعری]] (نجاشی، ص۸۱) | |||
#کتاب سیرة النبی والائمه{{ع}} فی المشرکین از [[حسین بن علی بن سفیان بزوفری]] (نجاشی، ص۶۸) | |||
#کتاب الوفود علی النبی{{صل}} از [[حسین بن محمد بن علی الازدی]] (نجاشی، ص۶۵). | |||
#کتاب نسب النبی{{صل}} کتاب کتب النبی{{صل}} کتاب اخبار الوفود علی النبی{{صل}} این سه عنوان از [[عبدالعزیز جلودی ازدی]] است. (نجاشی، ص۲۴۱ ۲۴۴) | |||
#کتاب أسمأآلات رسول الله وأسمأ سلاحه وکتاب وفاة النبی از [[علی بن حسن بن علی بن فضال]]. (رجال النجاشی، ص۲۵۸) | |||
# کتاب مغازی از [[احمد بن خالد برقی]] (نجاشی، ص۷۶) | |||
#النبی عن زهر النبی از [[ابومحمد جعفر بن احمد بن علی قم ابن الرازی]]. [[ابن طاووس]] در چندین اثر خود از این کتاب نثل کرده است<ref>کتابخانه ابن طاووس، ص۴۴۹، ۴۵۰</ref> | |||
#کتاب اسمأ رسول الله{{صل}}، از حسن بن خرزاد (نجاشی، ص۴۴) | |||
[[سیره نبوی]] بعدها نیز مورد توجه [[جامعه]] [[علمی]] [[شیعه]] بود. اما این توجه تنها در زمینه [[آگاهی]] از آن، آن هم بیشتر در مسیر مباحث [[کلامی]] مورد نظر شیعه بود. | |||
[[ابن ابی الحدید]] مینویسد: در سال ۶۰۸ نزد [[محمد بن معد علوی]] [[فقیه]] [[مذهب شیعه]] رفتم که منزلش در درب الدواب [[بغداد]] بود. شخصی نزد او [[مغازی]] [[واقدی]] میخواند. رسید به نقلی از واقدی که با کلمه فلان فلان اشاره به کسی کرده بود که [[جنگ احد]] از صحنه میگریختند. محمد بن معد به من گفت: مقصود [[ابوبکر]] و عمر است. من [[انکار]] کردم و او گفت: در میان [[صحابه]] کسی نیست که چنان موقعیت داشته باشد که لازم باشد نامش را نیاورده و کلمه فلان را بجایش بگذارند. من باز نپذیرفتم امااحساس کردم که از من سخت رنجیده است<ref> شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۲۳ ۲۴</ref> | |||
درمیان آثار ابن ابی طی، دانشمند و [[مورخ]] برجسته [[شیعی]] در [[قرن ششم]] و اوائل [[قرن هفتم]] یک کتاب سه جلدی در مغازی دیده میشد که متاسفانه اثری از ان باقی نمانده است. | |||
شیعه در زمینه [[تاریخ]] انبیأ نیز تلاشهایی داشته است. اصولا کار در این زمینه با عنوان کتاب المبتدا در آثار تاریخثی [[مسلمانان]] انجام شده است. این اصطلاح شامل تاریخ [[بشر]] از ابتدا تا قبل از [[آخرین پیامبر الهی]] میشود. در این زمینه، بخش کتاب المتبدا والمبعث والمغازی [[ابان بن عثمان احمر]] که موارد آن را در مقدمه کتاب المبعث والمغازی آوردیم، نشان میدهد که میان [[شیعیان]] رسمی برنگارش این قبیل [[اخبار]] بوده است. البته همان اثر نیز حاوی اخباری است که برخی از منابع [[اسرائیلی]] است و طبعا غیر قابل اعتبار. | |||
میان منابع [[شیعی]]، بخش تاریخ انبیأ به طور پراکنده، اما به صورتی بسیار گسترده آمده است. [[علامه مجلسی]] مجموعه این اخبار را در مجلد یازدهم تا چهاردهم بحار آورده است. عمده آنها در آثار [[صدوق]]، [[تفسیر علی بن ابراهیم قمی]]، [[تفسیر عیاشی]]، [[تفسیر مجمع البیان]] و مانند آنهاست و همانگونه که گفته شد در این قبیل آثار، اخبار [[اهل]] سنتت که برگرفته از کسانی چون [[کعب الاحبار]]، [[عبدالله بن سلام]] و به ویژه [[وهب بن منبه]] است فراوان آمده است. [[ابن طاووس]] از کتابی با نام [[قصص]] الانبیأ که ان را از [[محمد بن خالد بن عبدالرحمان]] برقی دانسته مطلبی در [[فرج]] المهموم نقل کرده است<ref> کتابخانه ابن طاووس، ص۴۸۶</ref> اما گویا کسی دیگر از این کتاب خبر نداده است. از میان آنچه به صورت مستقل برجای مانده، میتوان به کتاب [[قصص الانبیا]] از [[قطب الدین راوندی]] (۵۷۳) اشاره کرد که با تحقیق استاد غلامرضا عرفانیان توسط بنیاد پژوهشهای [[اسلامی]] چاپ شده است. این اثر، افزون بر تاریخ انبیأ، بخشی نیز شامل [[معجزات]] آن حضرت (باب نوزدهم از ص۲۸۰ به بعد) و بخشی شامل احوال [[رسول خدا]]{{صل}} است که باب بیستم کتاب میباشد و از این حیق نیز باید مورد توجه قرار گیرد. راوندی به مآخذ خود اشاره نکرده و اسناندی که آورده، نشان از برگرفته شدن مطلب مورد نظر از کتابی شناخته شده ندارد. احتمال میرود که بخش مهمی از باب بیستم آن از تفسیر علی بن ابراهیم قمی باشد. | |||
پس از راوندی، کتاب [[النور]] [[المبین]] فی قصص الانبیأ از [[سید نعمت الله جزائری]] (م ۱۱۱۲) به طور ویژه به قصص انبیأ پرداخته است. <ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۱۲۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||