مراد از عصمت در مقام ابلاغ وحی چیست؟ (پرسش)

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Wasity (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۶:۳۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مراد از عصمت در مقام ابلاغ وحی چیست؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ عصمت
مدخل بالاترگستره عصمت پیامبران - گستره عصمت پیامبر خاتم
مدخل اصلیعصمت در مقام ابلاغ وحی

مراد از عصمت در مقام ابلاغ وحی چیست؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث عصمت است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی عصمت مراجعه شود.

پاسخ نخست

احمد حسین شریفی

حجت الاسلام و المسلمین دکتر شریفی و آقای دکتر یوسفیان در کتاب «پژوهشی در عصمت معصومان» در این‌باره گفته‌‌اند:

«مراد از عصمت در مقام ابلاغ وحی این است که پیامبر همان مطالبی را که تلقی و دریافت کرده، بی‌افزون و کاستن به مردم برساند. یعنی، نه پیامبر(ص) دچار خطا و یا تحریف عمدی آن شود و نه شیاطین در موقع تبلیغ پیامبر، دخالت کرده و مثلاً با صدایی شبیه صدای پیامبر، مطالبی را به آیات الهی بیفزایند[۱].

در اینجا توجّه به چند نکته، لازم و ضروری می‌نماید[۲]:

یک. برخی به عصمت در مقام تلقی و ابلاغ، عصمت در مقام حفظ وحی را نیز می‌افزایند؛ یعنی علاوه بر اینکه پیامبر باید وحی را درست دریافت کند (تلقی) و در موقع بازگو کردن برای مردم (ابلاغ) هم معصوم باشد، در فاصله این دو (تلقی تا ابلاغ) نیز باید محتوای وحی از هر گونه تصرف و انحراف سهوی یا عمدی، محفوظ بماند. چنانکه در پیام‌هایی که افراد عادی، برای ابلاغ آن، شخص دیگری را واسطه قرار می‌دهند، خطاهایی که رخ می‌دهد، در یکی از این سه مقام خواهد بود. یا شخص پیام‌رسان در موقع شنیدن پیام، آن را درست درک نمی‌کند؟ یا پس از شنیدن، در حفظ آن دچار فراموشی و نسیان می‌شود؛ و یا در موقع بازگو کردن پیام به شخص یا اشخاص دیگر، عمداً و یا سهواً، در آن تصرف فی کند. ولی با توجّه به تفسیری که برای ابلاغ ذکر کردیم، نیازی به افزودن "عصمت در مقام حفظ وحی" نیست؛ زیرا وقتی عصمت انبیا را در مقام ابلاغ وحی به معنای ابلاغ بی‌کم و زیاد همان پیامی که دریافت کرده‌اند، دانستیم، لازمه آن این است که از تلقّی وحی، هیچ‌گونه خللی در آن رخ ندهد؛ چه، در غیر این صورت ابلاغ به نحو معصومانه صورت نگرفته است.

دو. بعضی از بزرگان، معنای ابلاغ را از آن مفهومی که در نظر ابتدایی به ذهن می‌رسد، توسعه داده و گفته‌اند: فهم بشر از معارف دینی هم باید معصوم باشد. یعنی، اگر پیامبران تمام معارف الهی را بی‌کم و کاست به مردم بگویند، اما فهم مردم از آن - - به خاطر داشتن پیش‌فرض‌های ذهنی و معرفت‌های بیرونی[۳] - متفاوت باشد، در واقع آن معارف اصیل به مردم ابلاغ نشده است. هر چند پس از این مرحله و تمام شدن حجت بر مردم، در مرحله بقای معارف در جامعه، ممکن است تحریف یا سهو و نسیان در آن رخنه کند. از این رو همان ادله‌ای که دلالت بر عصمت پیامبران در مقام ابلاغ وحی دارند، بر عصمت فهم و برداشت آدمیان از معارف دینی نیز صحه می‌گذارند[۴]. روشن است که این مطلب بدان معنا نیست که سطح درک و فهم افراد از معارف دینی، یکسان و بدون شدت و ضعف باشد. یقیناً درکی که اصحاب خاص رسول خدا(ص) و اولیای الهی از معارف داشتند، با درک و فهم توده مردم بسیار متفاوت بود. بلکه منظور از نفی تفاوت فهم بشر از معارف دینی، نفی برداشت‌هایی است که در عرض هم باشند؛ نه در طول هم. بنابراین، برداشت‌های متعارض و متضاد است که با عصمت در مقام ابلاغ منافات دارد، نه اختلاف در سطح فهم و درک مردم از معارف دینی.

سه. از آنجا که تمامی افعال و حرکات و سکنات پیامبر(ص) می‌تواند الگویی برای مردم باشد و تبلیغ عملی به حساب آید، می‌توان دایره ابلاغ و تبلیغ را بسیار گستره گرفت و شامل تمامی این امور دانست. هر چند برخی نیز بین وظایف نبوّت و کارهای مربوط به زندگی شخصی یا عمومی پیامبران تفاوت قائل شده و تعلیمات از سنخ دوم را داخل در حوزه دین و شریعت و مشمول آیات﴿وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى[۵] ندانسته‌اند[۶].

صرف نظر از بطلان این نظریه باید توجّه داشت، اصطلاح "عصمت در مقام ابلاغ وحی" در جایی به کار می‌رود که پیامبر(ص) صراحتاً وحی و فرمان الهی را برای مردم بیان کند. و حداکثر افعالی را که در مقام تعلیم حکم الهی به مردم انجام می‌دهد، نیز شامل می‌شود[۷]. امّا عصمت در سایر اقوال و افعال پیامبر(ص) – هر چند از نظر ما مسلّم است - داخل در اصطلاح "عصمت در تبلیغ وحی" نیست»[۸].

پرسش‌های وابسته


منبع‌شناسی جامع عصمت

پانویس

  1. چنان‌که برخی، افسانه غرانیق را این گونه توجیه کرده‌اند.
  2. ر.ک: وحی یا شعور مرموز، ص۱۹-۲۰؛ الالهیات، ج۳، ص۱۸۵؛ شریعت در آینه معرفت، ص۱۲۱-۱۲۳.
  3. ر.ک: قبض و بسط تئوریک شریعت، ص۱۲۳.
  4. شریعت در آینه معرفت، ص۵۵-۵۷.
  5. «و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۳-۴.
  6. کیان، ش۳۸، ص۵۵.
  7. ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۲۰.
  8. شریفی، احمد حسین، یوسفیان، حسن، پژوهشی در عصمت معصومان ص ۹۰-۹۳.