چرا امام مهدی تاکنون ظهور نکرده است؟ (پرسش)

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Saqi (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۹ دسامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۵۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

الگو:پرسش غیرنهایی

چرا امام مهدی تاکنون ظهور نکرده است؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت
مدخل اصلیمهدویت

چرا امام مهدی تاکنون ظهور نکرده است؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث مهدویت است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی مهدویت مراجعه شود.

عبارت‌های دیگری از این پرسش

پاسخ نخست

سید محمد باقر صدر
آیت الله سید محمد باقر صدر، در کتاب «رهبری بر فراز قرون» در این‌باره گفته است:
«جواب این است که هرکارى براى تغییر ساختار جامعه به وقوع پیوندد؛ موفقیت آن بستگى به یک سلسله شرایط و زمینه‌‏هاى خارجى دارد و تا همه آن شرایط کاملا تحقق نیابد امکان رسیدن به هدف وجود ندارد. البته آن تغییرات اجتماعى که سرچشمه‏‌اى الهى دارد از نظر پیام، ربطى به عوامل خارجى‏[۱] ندارد؛ زیرا پیامى که زیربناى این تغییرات است، الهى و آسمانى است و شرایط خارجى در آن مؤثر نیست ولى از جنبه اجرایى به شرایط بیرونى متکى است و موفقیت و زمان انجام آن بستگى به آن دارد و درست به همین جهت بوده است که آسمان در انتظار ماند تا پنج قرن از جاهلیت بگذرد و آن وقت آخرین پیام خود را به واسطه حضرت محمد(ص)، فرستاد؛ و با آنکه جهان در دوران فترت نیاز شدید به پیامبر داشت ولى به خاطر وابستگى اجرایى به شرایط خارجى در آن تأخیر شد. این عوامل خارجى که اجراى اصلاحات بدان نیاز دارد برخى عبارت است از فضاى مناسب و جو عمومى براى تغییرات مورد نظر و برخى جزئیات است که جنبش انقلابى در پیچ و خم‌هاى باریک آن را می‌‌طلبد.
براى نمونه، انقلابى که "لنین" در روسیه با موفقیت رهبرى کرد به عامل مهمى مانند جنگ جهانى اول و سست شدن پایه امپراطورى تزار وابسته بود که در ایجاد فضاى مناسب براى انقلاب سهم بسزایى داشت و عوامل جزئى و محدود دیگرى نیز در آن مؤثر بود مانند اینکه لنین توانست به سلامت وارد روسیه شود و انقلاب را رهبرى کند که اگر هر حادثه‏‌اى باعث تأخیر ورود او شده بود؛ احتمال داشت انقلاب نتواند به این سرعت حاکم شود. آرى، سنت تغییرناپذیر الهى بر این است که اجرا و ایجاد تغییرات اصلاحى بستگى به عوامل خارجى، فضاى مناسب و جو عمومى داشته باشد و به همین جهت بوده است که اسلام پس از یک دوره طولانى و پس از چندین قرن، ظهور کرد.
پس با اینکه خداى بزرگ، توانایى دارد همه مشکلات و همه سختی‌ها را براى پیام‏‌رسانی‌هاى آسمانى، هموار و به‏‌وسیله اعجاز فضاى مناسب ایجاد کند، این روش را انتخاب نکرده است؛ زیرا امتحان و ابتلا و رنجى که مایه تکامل انسان می‌شود در صورتى تحقق می‌‌یابد که تحولات، طبیعى و مطابق با شرایط خارجى باشد. البته این مانع نیست که خداوند در برخى جزئیات دخالت کند، جزئیاتى که در اصل فضاى مناسب مؤثر نیست ولى گاهى براى ایجاد تحرک لازم است؛ مانند کمک‌ها و توجهات غیبى که خداوند در لحظه‏‌هاى حساس و بسیار دشوار به اولیاى خود می‌کند چنانکه: آتش نمرود براى ابراهیم گلستان می‌شود[۲] و دست آن یهودى پیمان‌‏شکن که شمشیر بر روى پیامبر کشید از حرکت می‌افتد[۳] و یا تندباد شدیدى که چادرهاى کافران و مشرکان را زمانى که در جنگ خندق، مدینه را در محاصره داشتند از ریشه درمی‌‌آورد و ترس و وحشت را در دل‌هاى آنان می‌‌افکند.[۴] ولى همه اینها از جزئیات فراتر نمی‌‌‏رود و در زمانى که زمینه و شرایط براى اصلاحات عمومى کاملا آماده است کمک‌هاى فوریتى، صورت طبیعى به خود می‌گیرد و با واقعیت‌هاى خارجى مطابقت می‌‌کند.
ما موقعیت امام زمان(ع)، را با این دید بررسى می‌‌کنیم تا دریابیم که انقلاب او از نظر اجرا همانند همه انقلاب‌ها به زمینه‌‏هاى عینى و خارجى بستگى دارد و بایستى فضاى مناسب موجود باشد. از این‌رو طبیعى است که منتظر آن شرایط باشیم و همه می‌‌دانند که حضرت مهدى(ع) کارش محدود به یک منطقه و یک بخش از جهان نیست و رسالتى که از جانب خداوند بزرگ بر دوش او گذاشته شده، جهانى است و بایستى همه بشریت را از تاریکى ستم به روشنایى عدل، رهنمون گردد.[۵] براى اجراى چنین تحول بزرگى تنها وجود رهبر صالح کافى نیست وگرنه در همان زمان پیامبر این شرط وجود داشت. پس این تحول بزرگ، فضاى مناسب جهانى می‌طلبد که همه زمینه‏‌هاى خارجى لازم براى انقلاب عمومى در آن وجود داشته باشد.
عامل اساسى در ایجاد این فضاى مناسب و پذیرش پیام جدید عدالت از طرف مردم همانا احساس پوکى و پوچى است که انسان متمدن آن روز خواهد کرد و منشأ این احساس، تجربه‏‌هاى مختلف بشرى از تمدن‏ است؛ تمدنى که جنبه‏‌هاى منفى آن پشت او را خم می‌کند و به آنجا می‌رسد که می‌فهمد شدیدا نیاز به کمک دارد و از عمق جان، توجه خود را به عالم غیب یا منبعى مجهول، معطوف می‌دارد.
اما از نظر پیشرفت‌هاى مادى می‌‌توانیم بگوییم در آینده شرایط براى رساندن پیام به جهانیان بهتر از گذشته است؛ زیرا بخش‏‌هاى مختلف دنیا به هم نزدیک می‌شوند، مردم می‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند و وسایلى که یک سازمان مرکزى براى آگاه‏‌سازى ملت‌ها از رسالت جدید بدان نیاز دارد، در دسترس می‌باشد. اما آنچه در سؤال به آن اشاره شده که هرچه بیشتر در ظهور آن حضرت تأخیر بیفتد، ابزار و آلات جنگى پیشرفته‌‏تر خواهد شد، درست است ولى این ابزار و آلات مادى براى کسانى که روحیه خود را باخته‏‌اند و از درون پوسیده‏‌اند به چه کار می‌آید؟ چه‌‏بسا در طول تاریخ که کاخ یک تمدن بزرگ با اولین تلنگر فرو ریخته است، چرا؟ براى اینکه چنین بنایى در واقع از قبل فرو ریخته بوده است و هیچ‌گونه پشتوانه و تکیه‌‏گاهى نداشته است[۶]»[۷].

پاسخ‌های دیگر

 با کلیک بر «ادامه مطلب» پاسخ باز و با کلیک بر «نهفتن» بسته می‌شود:  







پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع مهدویت

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. على‏‌رغم اینکه شهید صدر، در اینجا به عوامل خارجى و نقش آن در پیروزى انقلاب‌ها، اهمیت می‌دهد- که درکى عمیق از عوامل اجتماعى و روانى است- ولى ایشان نظریه جدیدى درباره فهم تغییرات اجتماعى که از ناحیه رسالت‌هاى آسمانى پدیدار می‌گردد، عرضه داشته است که از جهت رسالت و پیام، قانون خاص خود را دارد و از جهت موفقیت در اجرا وابسته به عوامل خارجى است. مقصود از عوامل خارجى، حالت سیاسى و اجتماعى مردم، واقعیت‌هاى بین‏‌المللى و توانایى‏‌هاى مردم در بهره‏‌ورى از امکانات ذاتى و استعدادهاى روحى است.
  2. اشاره به کلام خداست که می‌‌فرماید: ﴿﴿ قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِن کُنتُمْ فَاعِلِینَ قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَخْسَرِینَ ؛ اگر می‌‌خواهید کارى بکنید، بسوزانیدش و خدایان خود را نصرت دهید گفتیم: اى آتش، بر ابراهیم خنک و سلامت باش.( سوره انبیا( ۲۱)، آیه ۶۸- ۷۰).
  3. ر. ک: ابن کثیر الدمشقى، تفسیر القرآن العظیم، ج ۲، ص ۳۳؛ المجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۱۸، باب معجزات پیامبر(ص)، ص ۴۷، ۵۲، ۶۰ و ۷۵.
  4. ر. ک: الطبرى، ابو جعفر، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج ۲، ص ۲۴۴، حوادث سال پنجم هجرى.
  5. چنانکه حدیث شریف نبوى تصریح می‌کند: « لو لم یبق من الدنیا إلّا یوم لطوّل الله ذلک الیوم حتى یبعث رجلا منّى أو من أهل بیتى یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا»؛ اگر از دنیا یک روز بیشتر باقى نمانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانى می‌سازد تا مردى از من- را یا از اهل بیت من- مبعوث کند که زمین را پر از عدل و داد کند پس از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد.( ناصف، منصور على، همان، ج ۵، ص ۳۶۰.)
  6. ما در ابتداى دهه نود مصداق این گفته شهید صدر را به‌خوبى دیدیم و گفته ایشان مستند به درک عمیق ایشان از جامعه بشرى بود؛ دیدیم که اتحاد جماهیر شوروى که یکى از دو قطب حاکم بر جهان بود چگونه به‌سرعت از هم پاشید به‌‏گونه‌‏اى که چیزى از آن باقى نماند.
  7. رهبری بر فراز قرون، ص۱۰۵-۱۰۹.
  8. بحث حول المهدی، شهید آیة اللّه صدر، ص ۷۵.
  9. یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ص ۱۶۳ تا ۱۶۵.