طواف در قرآن

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۱ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۰۷ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

چرخیدن به دور خانه خدا با احکام و آدابی خاص

طواف: از ریشه «ط – و - ف» و در لغت به معنای چرخیدن[۱] و راه رفتن به دور چیزی است[۲]، از همین رو به نگهبانان دور خانه‌ها و خدمت‌گزاران اطراف مهمان‌ها «طائف» گفته شده است[۳]. برخی اصل این ماده را به معنای حرکت در اطراف چیزی دانسته‌اند؛ اعم از اینکه حرکت یادشده معنوی یا مادی و نیز پسندیده یا ناپسند باشد[۴]. در اصطلاح فقه به ۷ دور چرخیدن متوالی دور کعبه با نیت و قصد قربت، طواف گفته می‌شود[۵]. طواف ۴ قسم دارد: طواف قدوم، طواف حج، طواف نساء و طواف وداع. «طواف قدوم» نخستین طواف واجب یا مستحب زائر پس از ورود به مکه است[۶] و به آن «طواف تحیّت» نیز گفته شده است[۷]. اهل سنت از این طواف با عناوین «طواف قادم»، «طواف ورود یا وارد» و «طواف لقاء» نیز یاد کرده و آن را مستحب می‌دانند[۸]. «طواف حج» به طواف خانه خدا پس از اعمال منا گفته می‌شود و از این‌رو بدین نام نامیده شده که از ارکان اصلی اعمال حج است که با ترک عمدی آن حج باطل می‌شود و در صورت ترک سهوی باید قضای آن به‌جا آورده شود[۹]. به آن «طواف اِفاضه» نیز گفته شده؛ زیرا حجگزار برای آن از منا به مکه افاضه (کوچ) می‌کند. «طواف زیارت» نیز نامیده شده، چون حجگزار منا را ترک و با آن، خانه را زیارت می‌کند[۱۰]. نامگذاری آن به «طواف صدر» نیز از این‌روست که حجگزار برای انجام دادن آن پس از انجام اعمال منا به مکه باز می‌گردد یا پس از این طواف به وطن خود مراجعت می‌کند[۱۱]. (صدر در لغت به معنای رجوع ایست)[۱۲] «طواف نساء» به طواف دوم حج تمتع، حج قِران، حج اِفراد و عمره مفرده گفته می‌شود و بدان سبب بدین نام نامیده شده است که با ترک آن، جنس مخالف بر حجگزار یا عمره‌گزار حرام می‌شود[۱۳]. «طواف وداع» به آخرین طواف مستحب حجگزار هنگام وداع خانه خدا و ترک مکه گفته می‌شود[۱۴]. در مقابل، بیشتر فقهای اهل سنت به طوافی که حجگزار پس از مناسک منا انجام می‌دهد طواف وداع گفته و آن را واجب شمرده‌اند[۱۵]. طواف از جهت حکم شرعی نیز به طواف واجب، مستحب و حرام قسمت شده است[۱۶]. طواف واجب جزئی از مناسک عمره یا حج است[۱۷] که شامل ۴ طوافِ عمره مفرده، عمره تمتع، طواف حج و طواف نساء می‌شود، یا طوافی مستقل است که با نذر و قسم واجب می‌گردد[۱۸] و طواف مستحب جزء عملی دیگر نیست، بلکه همانند نماز مستحب، عملی مستقل است[۱۹] و طواف حرام طواف واجبی است که به گونه قِران (انجام پیاپی دو طواف یا بیشتر، بدون فاصله شدن نماز میان آنها)[۲۰] انجام شود که به نظر مشهور فقیهان امامیه حرام است[۲۱]. به هر دور کامل چرخیدن به دور خانه کعبه «شَوْط»[۲۲] و به شخص طواف کننده «طائف»[۲۳] و به جای طواف «مَطاف» گفته می‌شود[۲۴]. طواف در قرآن [۲۵] [۲۶]. روایات[۲۷] و منابع فقه[۲۸] بر سعی میان صفا و مروه نیز اطلاق شده است؛ ولی مراد از طواف در این مقاله، طواف بر گرد خانه خداست.

«طواف» و مشتقات آن در آیات متعددی از قرآن به‌کار رفته‌اند که در برخی آیات، مقصود از آن، طواف به معنای لغوی (چرخیدن) است؛ مانند آیه ۵۸ سوره نور و نیز آیه ۴۴ سوره الرحمن و آیه ۱۷سوره واقعه و در یک آیه مراد از آن، سعی (میان صفا و مروه) است[۲۹] و در آیاتی مراد از آن طواف دور خانه خداست؛ مانند ﴿وَطَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ[۳۰] و ﴿ وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ[۳۱]. در آیه‌ای دیگر از اعمال حج با عنوان «مناسک» یاد شده است: ﴿وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا[۳۲] که از مصادیق بارز آن طواف است[۳۳]. در آیه‌ای دیگر نیز از رجوع مکرر مردم به کعبه یاد شده است: ﴿وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ[۳۴] که برخی «مَثَابَةً» را به طواف تفسیر کرده‌اند[۳۵]. در آیاتی نیز از منع از مسجدالحرام یاد شده است:﴿صَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ[۳۶] که مقصود، منع از طواف و نماز در آن است[۳۷]. در این آیات و مانند آنها از مباحثی مانند طواف در شرایع پیشین و عصر جاهلی، طواف در اسلام، اهمیت طواف و برخی احکام فقهی طواف یاد شده است.[۳۸]

منابع

پانویس

  1. معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۳۲؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۴۱، «طوف».
  2. مفردات، ص۳۱۱؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۴۲، «طوف».
  3. مفردات، ص۳۱۱؛ لسان العرب، ج ۹، ص۲۲۶، «طوف».
  4. التحقیق، ج ۷، ص۱۴۲.
  5. معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۱؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷، «طواف».
  6. مسالک الافهام، شهید،‌ ج ۲، ص۳۴۳؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۳۵۲.
  7. معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹.
  8. المبسوط، ج ۴، ص۳۵؛ المجموع، ج ۸، ص۱۲؛ المغنی، ج ۳، ص۴۶۹.
  9. الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.
  10. تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.
  11. معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۱؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۲۹-۲۳۰.
  12. تاج العروس، ج ۷، ص۸۰، «صدر».
  13. معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳؛ التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۲۸۸.
  14. الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.
  15. المبسوط، ج ۴، ص۲۴؛ المغنی، ج ۳، ص۴۸۶.
  16. مسالک الافهام، شهید، ج ۲، ص۳۲۸؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷.
  17. التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۳۸.
  18. کتاب الحج، ج ۳، ص۴۶۲.
  19. التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۳۸.
  20. المهذب البارع، ج ۲، ص۲۰۶؛ ریاض المسائل، ج ۶، ص۵۴۹.
  21. الحدائق، ج ۱۶، ص۱۹۶-۱۹۲؛ مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۱۵۲.
  22. معجم الفاظ الفقه، ص۲۴۹؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷.
  23. المجموع، ج ۸، ص۳۹؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۹۸.
  24. معجم الفاظ الفقه، ص۳۹۴؛ معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۰.
  25. ﴿إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه ‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانهکعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.
  26. احکام الفرآن، جصاص، ج ۱، ص۱۱۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۷۴.
  27. الکافی، ج ۴، ص۲۴۹، ۴۲۱، ۴۲۵؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۲۹، ۱۳۸.
  28. الام، ج ۲، ص۱۷۸-۱۷۹؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۱۶.
  29. ﴿إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه ‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.
  30. سوره حج، آیه ۲۶.
  31. سوره حج، آیه ۲۹.
  32. سوره بقره، آیه ۱۲۸.
  33. جامع البیان، ج ۱، ص۷۶۹؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۹۲.
  34. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  35. التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۵۱؛ سند العروة الوثقی، ج ۳، ص۳۵۵.
  36. سوره مائده، آیه ۲. ﴿هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْهَدْىَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُۥ وَلَوْلَا رِجَالٌۭ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَآءٌۭ مُّؤْمِنَـٰتٌۭ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَـُٔوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌۢ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ لِّيُدْخِلَ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ لَوْ تَزَيَّلُوا۟ لَعَذَّبْنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا«آنانند که کفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام باز داشتند و نگذاشتند قربانی بازداشته به قربانگاه خود برسد و اگر مردان و زنان مؤمنی که آنان را نمی‌شناسید (در میان آنان) نبودند- که بیم می‌رود پایمالشان کنید و ندانسته خونبهایی از ایشان به گردن شما افتد- (فرمان حمله به مکّه را می‌دادیم) تا خداوند هر که را خواهد در بخشایش خویش درآورد؛ اگر (مؤمنان و کافران) از هم جدا می‌بودند، کافران از آنان را عذابی دردناک می‌کردیم» سوره فتح، آیه ۲۵.
  37. التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۳۵-۳۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۱۸-۳۱۹.
  38. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۸.