وساطت فاعلی
مقدمه
واسطه فاعلی یا همان علت فاعلی، موجودی است که موجود دیگر (معلول) از آن پدید میآید. علت فاعلی به این معنا فاعلهای طبیعی را نیز که در حرکات و دگرگونیهای اجسام مؤثر هستند، شامل میشود[۱]. در فلسفه به عامل وجودبخش یا ایجادکننده اصطلاحاً فاعل گفته میشود[۲]. حکما از دیرباز تقسیماتی را برای فاعل ذکر کردهاند. ملاصدرا در اسفار فواعل ششگانه را ترسیم کرده[۳]، و حاجی سبزواری در شرح منظومه هشت قسم را برای فاعل برشمرده است[۴]. با توجه به اقسام هشتگانه فاعل میتوان همین تعداد قسم را برای وساطت فاعلی فرض کرد: وساطت فاعلی بالقسر، وساطت فاعلی بالطبع، وساطت فاعلی بالجبر، وساطت فاعلی بالقصد، وساطت فاعلی بالتسخیر، وساطت فاعلی بالعنایه، وساطت فاعلی بالرضا، وساطت فاعلی بالتجلی. سه قسم نخست به فاعلهای غیر ارادی، و بقیه به فاعلهای ارادی و دارای اختیار اختصاص دارد. فاعل بالطبع، فاعلی است که فعل آن مطابق طبع و ساختار وجودیاش باشد، اما بدون علم و اختیار از آن صادر شود؛ مانند ریزش باران از آسمان که آب بدون اختیار خود به سوی پایین حرکت میکند؛ ولی مطابق طبع آن یعنی میل به پایین است[۵].
فاعل بالقسر، فاعلی است که فعلش بدون علم و آگاهی صادر میشود و مطابق طبع و ساختار طبیعی آن نیز نیست؛ مانند فواره، و سنگی که به آسمان پرتاب میشود، یا هضم سم به وسیله دستگاه گوارش که این فعل با طبیعت دستگاه گوارش سازگاری ندارد[۶]. فاعل بالجبر هم فاعلی است که برخلاف دو قسم پیشین، به فعل خود علم دارد، اما فعلش را به اراده خود انجام نمیدهد؛ مثل اینکه شخصی را به انجام دادن فعلی وادار کنند که مورد ارادهاش نیست[۷]. تقسیمات بعدی از نوع نگاه حکما نسبت به فاعل ارادی نشئت گرفته است و مخصوص فاعلهای اختیاری است. فلاسفه اسلامی با تعمق و ژرفاندیشی درباره فاعل ارادی، آن را به دو قسم فاعل بالقصد و فاعل بالعنایه تقسیم کردهاند. فرق فاعل بالقصد و فاعل بالعنایه در این است که در فاعل بالقصد برای تحقق فعل، علاوه بر ذات فاعل، به وجود انگیزه و داعی برای ذات فاعل هم نیاز است؛ مانند انسان که برای اینکه با اراده خود از جایی به جایی حرکت کند باید انگیزهای (مثلاً رسیدن به منفعت) در او پدید آید. اما در فاعل بالعنایه به انگیزه زائد بر ذات فاعل نیاز نیست؛ بلکه صرف علم به فعل، برای تحقق آن کافی است[۸]. از دیدگاه علمای مشا فاعلیت خداوند، فاعلیت بالعنایه است. ولی حکمای اشراق و حکمت متعالیه این نظر را رد کرده و معتقدند که فاعلیت خداوند از نوع دیگری است که به ترتیب از آن به فاعلیت بالرضا و فاعلیت بالتجلی یاد میکنند.
همچنین فلاسفه اسلامی با توجه به اینکه گاهی دو فاعل در طول یکدیگر در انجام دادن کاری مؤثر هستند و فاعل بعید، کار را به وسیله فاعل قریب انجام میدهد، نوعی دیگر از فاعلیت را به نام «فاعلیت بالتسخیر» اثبات کردند که با انواعی از فاعلیتها قابل جمع است؛ مثلاً گوارش غذا را که به وسیله قوای بدنی ولی تحت تسلط و تدبیر نفس انجام میگیرد، فعل تسخیری نامیدند[۹]. غرض از ذکر این تقسیمات آن است که بگوییم فاعلیت اهل بیت(ع) تمامی این اقسام را شامل نمیشود. به دیگر سخن از آنجا که برخی از این اقسام مختص فاعلهای غیر ارادی و جبری است (مانند فاعلیت بالطبع و فاعلیت بالقسر)، قطعاً فاعلیت اهل بیت(ع) به عنوان انسانهایی دارای اراده و اختیار، مصداق آن نخواهد بود. همچنین اگر در میان این اقسام فاعلیتی مختص خدای متعال دانسته شد (که مصداق آن بنا بر سه مکتب فلسفی مشا، اشراق و حکمت متعالیه متفاوت است)، قطعاً از محل بحث خارج است. از اینرو میتوان گفت وساطت فاعلی، فاعلیت ارادی قابل تحقق در ممکنات را در بر میگیرد که قدر متیقن آن فاعلیت بالقصد است.[۱۰]
وساطت فاعلی عام و خاص
وساطت فاعلی میتواند به دو گونه عام و خاص انجام شود. منظور از وساطت فاعلی عام این است که کل تأثیر و تأثرات عالم هستی توسط واسطه انجام شود؛ مثل اینکه قایل شویم امام معصوم(ع) مجرای مشیت و قدرت خداوند در نظام عالم است و هرگونه آفرینش و رزق و دیگر افعال به دست او انجام میشود. اما منظور از وساطت فاعلی خاص این است که واسطه صرفاً در بعضی از امور نقش وساطت و فاعلیت دارد و نه در کل عالم هستی؛ مثل اینکه معتقد شویم امام معصوم(ع) در موقعیتهای خاصی برای اثبات مقام الهی خود یا مصالح دیگر، کارهای خارقالعاده انجام دهد.[۱۱]
منابع
پانویس
- ↑ محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۹۱.
- ↑ عبدالرسول عبودیت و مجتبی مصباح، خداشناسی فلسفی؛ ص۵۱.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الأربعة، ج۲، ص٢٢١-٢٢۴.
- ↑ حاجی سبزواری، شرح منظومه، ج۲، ص۴٠۸-۴٠۹.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ج۲، ص۲۲۰.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ج۲، ص۲۲۱.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ج۲، ص۲۲۲.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ج۲، ص۲۲۳.
- ↑ محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۹۱-۹۳.
- ↑ صالح، سید محمد حسن، ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات، ص ؟؟؟.
- ↑ صالح، سید محمد حسن، ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات، ص ؟؟؟.