رازداری در خانواده
مقدمه
زندگی انسان زوایای آشکار و پنهان بسیاری دارد هر شخص میکوشد نقاط مثبت و افتخارآفرین زندگیاش برای دیگران آشکار شود. اما بخشی از رخدادهای زندگی خود را که قابل افشا و بازگویی برای دیگران نیست از اسرار زندگی شخصی خود میداند و به هر دلیل از نگاه دیگران پوشیده نگه میدارد. البته ممکن است تنها به افراد یا گروهی خاص اجازه دهد از آن آگاه شوند و به امانت نگاهش دارند بنابراین حفظ اسرار زندگی افراد که نتیجه امانتداری است برای آنان بسیار بااهمیت است. هر شخص که در حفظ اسرار انسان به وی کمک کند و حافظ اسرارش باشد، از دیدگاه او فردی امین است که برای وی ارزش قایل شده و وی را اکرام کرده است این اقدامها خود نشان علاقه و محبت بین طرفین است در برابر به کسی که به هر دلیل و بهانهای به وی خیانت کند و اسرار وی را آشکار سازد، بدگمان است و رفتار او را بیاحترامی و بیمحبتی به خود خواهد پنداشت.
امانتداری و حفظ و کتمان اسرار نزد اهلبیت(ع) نیز اهمیتی ویژه داشته است. در حدیث معروف عقل و جهل، امام صادق(ع) «امانتداری» را از سربازان عقل معرفی کرده و فرمودهاند: «... وَ الْأَمَانَةُ وَ ضِدَّهَا الْخِيَانَةَ...»؛ «از جمله سربازان عقل امانتداری است و ضد آن خیانت در امانت است که از سربازان جهل است»[۱].
در بیانی دیگر امام جعفر صادق(ع) در بیان اهمیت امانتداری، آن را با اقامه نماز مقایسه کرده و فرمودهاند: «به طولانی بودن رکوع و سجود افراد نگاه نکنید؛ چراکه اینگونه عمل کردن بنا بر عادت افراد است؛ به گونهای که اگر آن را ترک کنند به وحشت و اضطراب دچار خواهند شد، بلکه ببینید آیا او در گفتارش صادق و امین است یا نه»[۲].
امامان معصوم(ع)، امانتداری و حفظ اسرار را از نشانههای مؤمنان[۳] معرفی کرده و خیانت در امانت را از رذایل اخلاقی دانستهاند[۴].
مسئله امانتداری و حفظ اسرار میان اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر نیز مطرح است و البته حساسیت بیشتری دارد. هر یک از زن و یا شوهر که به زندگی و همسرش علاقهمند باشد، خواهد کوشید اسرار خانوادگی خود و همسرش را حفظ کند. زمانی که زن یا شوهر ببیند همسرش در حفظ اسرارش میکوشد این برایش خوشایند است و نشان علاقه و محبتش به وی خواهد بود به همین دلیل امانتداری و حفظ اسرار از بهترین ویژگیهای زنان و مردان و از شاخصهای معتبر برای انتخاب همسر است[۵].
مطلب مهم دیگر اینکه بخش کمی از زوایای زندگی رسول خدا(ص) به ویژه اهلبیت(ع) در منابع تاریخی و روایی بیان شده و مکشوف است و بخش بزرگی از زوایای زندگی پر از اسرار آن بزرگواران ناگفته و پنهان باقی مانده است.
روایتی از زندگی امام علی بن موسی الرضا و فرزند بزرگوارشان امام جواد(ع) روایت شده است که در آن روایت وقتی برخی از بستگان و عموزادگان امام جواد(ع) به ایشان تهمت زدند و قصد جسارت داشتند، حضرت افزون بر معرفی خویش و بیان مطالبی مهم با بیانی آتشین خطاب به آن نادانان فرمودند: «به خدا سوگند اگر ترس چیرگی باطل و خوف سیطره اهل شرک، شک و تردید، شقاوت و گمراهی بر ما نبود، هرآینه واژههایی میگفتم که نخستین انسانها و واپسین آنان از آن سخنان به شگفت آیند».
سپس امام(ع) دست خود را بر دهان مبارکشان گذاشتند و فرمودند: «ای محمد، خاموش باش! همانگونه که پدرانت سکوت کردند. همانگونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند، تو نیز صبر پیشه خود ساز و برای عذاب آنان شتاب مکن»[۶].
اینکه چه اموری موجب این مسئله شده و در نتیجه ما از آگاهی و بهرهمندی از آن محروم ماندهایم، خود بحث و فحص مبسوطی را میطلبد. اما آنچه مهم است اینکه اهلبیت(ع) همه افراد پیرامون خود را سزاوار دانستن همه مسائل ندانستهاند یا گاه برای پیشگیری از سوءاستفاده دشمنان و بدخواهان تقیه میکردهاند. در هر حال، برای عملی شدن این طرح نهتنها اهلبیت(ع)، بلکه اعضای خانواده، به ویژه همسرانشان باید با آنان همراه و امین و محرم اسرارشان باشند.
پیامبر اسلام(ص) در حدیث معروف حولا، درباره لزوم امانتداری زن و حفظ اسرار شوهر و خانواده و آثار آن میفرمایند: ای، حولا وقتی زن در خانه شوهر، در حضور و غیبتش حافظ حیثیت او و اسرار خانوادگیاش باشد و...، روز قیامت چونان زنان معصوم و پاکدامنی خواهد بود که صورتی نورانی خواهد داشت. اگر همسر این زن، مؤمن صالحی باشد، خداوند وی را نیز همچنان همسر و همراه او باقی خواهد گذاشت ولی اگر آن مرد باایمان از دنیا نرفته باشد، افتخار همسری یکی از شهدای اهل بهشت از آن زنِ خواهد شد[۷].
بیان حضرت(ص) و گزارش ایشان از وضعیت زندگی اخروی زنان امانتداری که در زندگی دنیوی خویش حافظ اسرار شوهر و خانوادهاند، از ستایش و تجلیل از چنین همسرانی نشان دارد؛ بانوان محترم و بزرگواری که به سبب محبت و علاقهای که به شوهر و زندگی خصوصی خویش دارند، اجازه کشف اسرارشان را به خود نمیدادند.
مکتوم ماندن بسیاری از مسائل درون خانواده آن بزرگواران، ناآگاهی افراد و گروهها و گزارش ندادن مورخان از آن نشان میدهد که همسران اهلبیت(ع) شخصیتهایی امین، با تحمل بالا بودهاند و توان حفظ اسرار درون خانهشان را داشتهاند. همسران اهلبیت به سبب عشق و علاقهای که به آنان داشتند، در این مسئله مهم با اهلبیت(ع) همراه بودند و بر حفظ اسرار اهلبیت میکوشیدند. البته تاریخ موارد محدودی از همسران آن بزرگواران را نام میبرد که اساسا از عوامل نفوذی دشمن بودهاند و اهلبیت(ع) با آنان نیز با احتیاط و تقیه برخورد میکردند[۸].
منابع
پانویس
- ↑ «عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)... فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ مِنَ الرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ، فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقْتُكَ خَلْقاً عَظِيماً وَ كَرَّمْتُكَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِي قَالَ ثُمَّ خَلَقَ الْجَهْلَ مِنَ الْبَحْرِ الْأُجَاجِ ظُلْمَانِيّاً فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَلَمْ يُقْبِلْ فَقَالَ لَهُ اسْتَكْبَرْتَ فَلَعَنَهُ ثُمَّ جَعَلَ لِلْعَقْلِ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ جُنْداً فَلَمَّا رَأَى الْجَهْلُ مَا أَكْرَمَ اللَّهُ بِهِ الْعَقْلَ وَ مَا أَعْطَاهُ أَضْمَرَ لَهُ الْعَدَاوَةَ فَقَالَ الْجَهْلُ يَا رَبِّ هَذَا خَلْقٌ مِثْلِي خَلَقْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ قَوَّيْتَهُ وَ أَنَا ضِدُّهُ وَ لَا قُوَّةَ لِي بِهِ فَأَعْطِنِي مِنَ الْجُنْدِ مِثْلَ مَا أَعْطَيْتَهُ فَقَالَ نَعَمْ فَإِنْ عَصَيْتَ بَعْدَ ذَلِكَ أَخْرَجْتُكَ وَ جُنْدَكَ مِنْ رَحْمَتِي قَالَ قَدْ رَضِيتُ فَأَعْطَاهُ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ جُنْداً فَكَانَ مِمَّا أَعْطَى الْعَقْلَ مِنَ الْخَمْسَةِ وَ السَّبْعِينَ الْجُنْدَ الْخَيْرُ وَ هُوَ وَزِيرُ الْعَقْلِ... وَ الْأَمَانَةُ وَ ضِدَّهَا الْخِيَانَةَ وَ الْإِخْلَاصُ وَ ضِدَّهُ الشَّوْبَ...» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۱، ص۲۰).
- ↑ «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): لَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ شَيْءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِيثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِهِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص١٠۵).
- ↑ «عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع) قَالَ: الْمُؤْمِنُ يَصْمُتُ لِيَسْلَمَ وَ يَنْطِقُ لِيَغْنَمَ لَا يُحَدِّثُ أَمَانَتَهُ الْأَصْدِقَاءَ وَ لَا يَكْتُمُ شَهَادَتَهُ مِنَ الْبُعَدَاءِ وَ لَا يَعْمَلُ شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ رِيَاءً وَ لَا يَتْرُكُهُ حَيَاءً إِنْ زُكِّيَ خَافَ مِمَّا يَقُولُونَ وَ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِمَا لَا يَعْلَمُونَ لَا يَغُرُّهُ قَوْلُ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَخَافُ إِحْصَاءَ مَا عَمِلَهُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۲۳۱).
- ↑ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ مَاتَ وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ. قَالَ: إِنْ كَانَ أُتِيَ عَلَى يَدَيْهِ مِنْ غَيْرِ فَسَادٍ لَمْ يُؤَاخِذْهُ اللَّهُ عَلَيْهِ إِذَا عَلِمَ بِنِيَّتِهِ الْأَدَاءَ إِلَّا مَنْ كَانَ لَا يُرِيدُ أَنْ يُؤَدِّيَ عَنْ أَمَانَتِهِ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ السَّارِقِ وَ كَذَلِكَ الزَّكَاةُ أَيْضاً وَ كَذَلِكَ مَنِ اسْتَحَلَّ أَنْ يَذْهَبَ بِمُهُورِ النِّسَاءِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۹۹).
- ↑ امام باقر(ع) فرمودند: «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَسْأَلُهُ عَنِ النِّكَاحِ، فَكَتَبَ إِلَيَّ مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧).
- ↑ «... فَنَطَقَ بِلِسَانٍ أَرْهَفَ مِنَ السَّيْفِ يَقُولُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَنَا مِنْ نُورِهِ وَ اصْطَفَانَا مِنْ بَرِيَّتِهِ وَ جَعَلَنَا أُمَنَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ وَحْيِهِ. أَيُّهَا النَّاسُ! أَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الرِّضَا بْنِ مُوسَى الْكَاظِمِ بْنِ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِ بْنِ عَلِيٍّ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ بْنِ الْحُسَيْنِ الشَّهِيدِ ابْنِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ابْنِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ بِنْتِ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى(ص)... وَ ايْمُ اللَّهِ لَوْ لَا تَظَاهُرُ الْبَاطِلِ عَلَيْنَا وَ غَوَايَةُ ذُرِّيَّةِ الْكُفْرِ وَ تَوَثُّبُ أَهْلِ الشِّرْكِ وَ الشَّكِّ وَ الشِّقَاقِ عَلَيْنَا لَقُلْتُ قَوْلًا يَعْجَبُ مِنْهُ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى فِيهِ ثُمَّ قَالَ: يَا مُحَمَّدُ اصْمُتْ كَمَا صَمَتَ آبَاؤُكَ ﴿فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ﴾» (سید احمد مستنبط، قطرهای از فضایل اهلبیت(ع)، ترجمه محمدحسین رحیمیان، ج۱، ص۶۵۶؛ به نقل از: محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۰، ص۸؛ محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۳۸۷؛ همو، نوادرالمعجزات، ص۱۷۳؛ همو، دلائل الإمامة، ص٣٨۴).
- ↑ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)... يَا حَوْلَاءُ... وَ إِذَا حَفِظَتْ غَيْبَتَهُ حَفِظَتْ مَشْهَدَهُ وَ اسْتَوَتْ فِي بَيْتِهَا وَ تَزَيَّنَتْ لِزَوْجِهَا وَ أَقَامَتْ صَلَاتَهَا وَ اغْتَسَلَتْ مِنْ جَنَابَتِهَا وَ حَيْضِهَا وَ اسْتِحَاضَتِهَا فَإِذَا فَعَلَتْ ذَلِكَ كَانَتْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذْرَاءَ بِوَجْهٍ مُنِيرٍ فَإِنْ كَانَ زَوْجُهَا مُؤْمِناً صَالِحاً فَهِيَ زَوْجَتُهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ مُؤْمِناً تَزَوَّجَهَا رَجُلٌ مِنَ الشُّهَدَاءِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۸، ص۱۵۳؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۲۷۹؛ میرزا حسین النوری، الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص٢۴۶).
- ↑ طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۹۱.