رافع مولی النبی

(تغییرمسیر از ابوبهی)

آشنایی اجمالی

برخی منابع وی را در شمار صحابه آورده، و گفته‌اند: کنیه وی «ابوبهی» بود[۱]. به گفته ابن حجر[۲]، هشام بن عمار وی را همان «ابورافع مولی رسول الله(ص)» دانسته و احمد بن حنبل هم او را همان «رافع بن خدیج» دانسته است؛ اما ابن حجر[۳] می‌گوید: اینکه وی را «ابن خدیج» بدانند اشتباه است و باعث تقویت نظر نخست (اینکه «رافع، ابوبهی» باشد) و بعید شمردن توهم هشام بن عمار (اینکه وی «ابورافع، مولی رسول الله(ص)» باشد) می‌شود. برخی منابع از محمد بن عمرو بن سعید اموی نقل کرده‌اند که گفت: خاندان سعید بن عاص بنده‌ای داشتند که هر یک از آنان سهم خود را از این بنده آزاد کرد مگر یکی از آنان که سهم خود را به رسول خدا(ص) بخشید و آن حضرت وی را آزاد کرد. نام این بنده «رافع، ابوبهی» بود و می‌گفت من آزاد شده رسول خدا(ص) هستم[۴].

به گفته ابن حجر[۵]، ابن کلبی با اشاره به این داستان می‌گوید: هنگامی که عمرو بن سعید بن عاص معروف به «اشدق» والی[۶] شد، رافع را فراخواند و پرسید: تو بنده کیستی؟ گفت: بنده رسول خدا(ص). عمرو او را صد تازیانه زد و دوباره از او پرسید بنده چه کسی هستی و چون او همان پاسخ را داد صد تازیانه دیگر به او زد و چون برای بار سوم این ماجرا تکرار شد و رافع دید از او دست بردار نیستند پاسخ داد من بنده تو هستم. ابن کلبی افزوده است که مردم در این باره اشتباه کرده‌اند و او را ابورافع می‌گویند در حالی که وی «رافع» است[۷]. البته ابن عساکر[۸]، این داستان را برای پسر رافع، بهی، آورده است و با توجه به ولایت اشدق در سال ۶۱ هجری بر مدینه به نظر می‌رسد سخن ابن عساکر درست‌تر باشد.

در روایتی از وی نقل شده است که از رسول خدا(ص) درباره بهترین مردم پرسش شد و آن حضرت فرمود: «بهترین مردم کسی است که قلب مخموم (عاری از دغلی و حسد) و لسان صادق داشته باشد». حاضران گفتند ما در میان خود کسی جز «رافع» را با این صفت نمی‌شناسیم[۹]. در برخی منابع بخش‌هایی از اطلاعات مربوط به وی با ابورافع مشترک است که باعث خلط میان آن دو شده است[۱۰].[۱۱]

منابع

پانویس

  1. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۳۱.
  2. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۲.
  3. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۲.
  4. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۲۳۴؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۲۳.
  5. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۲.
  6. والی یزید در مدینه در سال ۶۱.
  7. ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۲.
  8. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۲۶۲.
  9. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۳۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۲.
  10. برای مقایسه و اطلاع بیشتر ر.ک: مدخل ابورافع مولی رسول الله(ص).
  11. خانجانی، قاسم، مقاله «رافع مولی النبی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۰۵-۳۰۶.