استناد نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

نهج البلاغه پس از تألیف مورد اقبال دانشمندان علوم اسلامی در مذاهب مختلف قرار گرفت. سیدرضی در نقل روایات نهج البلاغه به‌دلیل تعریف خاصی که از اثر خویش داشت و در مقدمه نهج البلاغه به آن اشاره کرده بود، از ذکر منابع خودداری ورزید. این امر موجب شد که در طول تاریخ عدّه‌ای که در رأس آنها مورخ مشهور ابن‌خلکان (م: ۶۸۱ق) قرار داشت، نسبت به انتساب نهج البلاغه به امام ایجاد تردید کنند.

در دوران معاصر برخی علمای شیعه به تألیف آثاری در حوزه معرفی مدارک نهج البلاغهدست زدند و آثاری ارزنده در این حوزه پدید آوردند از جمله آنها استاد امتیاز علیخان عرشی (۱۹۰۴ – ۱۹۸۱ م / ۱۲۸۳ – ۱۳۶۰ ش/ ۱۳۲۲ – ۱۴۰۱ق)، محقق و کتاب‌شناس معاصر هند است که اثر خود را به نام استناد نهج البلاغه را به زبان انگلیسی تألیف کرد. این کتاب را بعدها عامر انصاری به عربی ترجمه کرد و سپس سید مرتضی آیت‌الله زاده شیرازی به فارسی برگرداند. مترجم فارسی کتاب کوشیده است با تحقیق در منابع و متن، اثری منقح را محقق سازد. ترجمه متن نهج البلاغه نیز با استفاده از ترجمه اسدالله مبشری صورت گرفته است. مؤلف بحث خود را در ۳ محور اصلی پی‌گیری کرده است: ۱. شریف‌رضی، گردآورنده نهج البلاغه و ذکر اقوال گوناگون و اثبات انتساب نهج البلاغه به شریف‌رضی به عنوان گردآورنده آن؛ ۲. بررسی اسناد و مدارک نهج البلاغه با استناد به ده سند از اسنادی که خود آنها را نقل کرده است: ذکر اسناد خطبه‌ها (۱۰۶ خطبه)، نامه‌ها (۳۷ نامه) و حکمت‌ها (۷۹ حکمت) از منابعی غیر از نهج البلاغه که پیش از نهج البلاغه تألیف شده‌اند؛ ۳- نام ۲۱ تن از راویان سخنان امام(ع) پیش از شریف‌رضی.

مترجم فارسی در تکمیل کتاب افزون بر معرفی کامل منابع به بیان موضوع ابواب، شناسایی، محل و تاریخ چاپ اثر پرداخته است. این درحالی است که مؤلف تنها به ذکر کتاب‌شناسی مختصر اکتفا کرده بود، اما اطلاعات مبسوطی که مترجم ارائه داده است، این منابع ارزشمند فرهنگ اسلامی را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. در پایان نیز، فهرست اشخاص، مکان‌ها، دانشگاه‌ها، مؤسسات نشر و کتابخانه‌ها و نیز فهرست منابع ارائه شده است.

این اثر نخستین بار در سال ۱۹۷۵ میلادی در مجله "ثقافه هند" نشریه روابط فرهنگی هندوستان در دهلی نو منتشر شد و مورد عنایت محققان قرار گرفت. مؤلف در پایان کتاب می‌نویسد: هرگز مدعی نیستم با این کوشش مختصر تمام اطراف و جوانب موضوع را فراگرفته‌ام. اما با کوششی که در این راه صرف کرده‌ام، سر آن داشته‌ام تا مرز امکان حقیقت را بیابم. امید که پس از اتمام بررسی مدارک نهج البلاغه فراغتی بیابم و به تحقیق جنبه‌های درایی (محتوایی) آن بپردازم[۱].[۲]

شبهه استناد نهج‌البلاغه

از دیرباز بسیاری از عالمان اهل سنت نهج‌البلاغه را پذیرفته‌اند، اما برخی دیگر آن را ساخته ذهن مؤلف پنداشته‌اند. فصل حاضر تلاشی برای شناخت شبهات کسانی است که تمام نهج‌البلاغه یا قسمتی از آن را ساختگی می‌پندارند. آنچه سبب پذیرش سخنان شکاکان در نزد دسته‌ای از سنیان شد، این بود که سید رضی - مؤلف نهج‌البلاغه - برخلاف سایر کتب حدیثی، سندی برای سخنان امیرالمؤمنین(ع) ذکر نکرده است و به جز مواردی بس اندک، از منبع و مأخذی برای سخنان امام نامی نبرده است[۳]. از این‌رو تردید و تکذیب آن را روا دانستند و پنداشتند که نهج‌البلاغه از سخنان علی بن ابی طالب(ع) نیست، بلکه مؤلف، خود بربافته و به آن حضرت نسبت داده است.

از جمله اولین عالمانی که ساختگی و دروغ بودن نهج‌البلاغه را ادعا کرد، ابن خلکان (م ۶۸۱) مورخ مشهور اهل تسنن، بود. وی که عالمی است متعصب و چنان که از تاریخش پیداست از شائبه غرض برکنار نبوده است، در شرح حال سید مرتضی! بدون هیچ دلیلی می‌نویسد: «مردم در کتاب نهج‌البلاغه که درباره سخنان علی(ع) است، اختلاف نظر دارند که نویسنده این کتاب اوست و یا برادرش سید رضی؟ و همچنین گفته شده: کسی که آن را گردآوری کرده و به امام نسبت داده، هموست که آن را بربافته است»[۴]. او افزون بر آن‌که کتاب را ساختگی پنداشت، در مؤلف آن هم تردید کرد و نام سید مرتضی را به عنوان مؤلف و نام سید رضی را هم با تردید آورد تا ادعای خود را عالمانه جلوه دهد. شاید هم‌زمانی این ابن خلکان با ابن ابی‌الحدید (م ۶۵۵ ه‍) - شارح سنی نهج‌البلاغه - سبب شده باشد تا شرح زیبا و باعظمت هم‌مسلک خویش را برنتابد و تعصب مذهبی‌اش او را به ساختن نسبت بی‌مورد و شبهه نامفهوم درباره اثر ماندگار امیرمؤمنان وادارد. سخن ابن خلکان، دستاویزی برای بعضی از متعصبان شد و مورخان بعدی آنان نیز بیش و کم آن را تأیید و تکرار کردند. ذهبی (م ۷۴۸) در میزان الاعتدال می‌نویسد: «شریف مرتضی کسی است که متهم به گردآوری نهج‌البلاغه می‌باشد و هر کس که نهج‌البلاغه را مطالعه کند، یقین پیدا می‌کند که این دروغی است که بر علی بسته‌اند؛ زیرا در آن به‌طور صریح به دو سرور ما، ابوبکر و عمر، توهین شده؛ علی‌رغم اینکه در آن تناقضات و عباراتی رکیک وجود دارد که هر کس با صحابه قریشی پیامبر آشنایی داشته باشد در می‌یابد که بیشتر این کتاب باطل است»[۵].

ابن حجر عسقلانی (م ۸۵۲) نیز عین جمله‌های ذهبی را در شرح حال سید مرتضی بیان می‌کند[۶]. صلاح الدین صفدی (م ۷۶۴) ادعای جعلی بودن را تکرار می‌کند، اما از لا‌به‌لای ادعای او اعتراف به وجود خطبه‌هایی از امام علی(ع) در نهج‌البلاغه رخ می‌نماید، بنابراین نمی‌توان او را در شمار منکران نهج‌البلاغه شمرد. او در شرح حال سید رضی می‌نویسد: «مردم گمان می‌کنند نهج‌البلاغه نوشته خود او (سید رضی) است، ولی من از شیخ امام علامه تقی الدین احمد بن تیمیه شنیدم که می‌گفت: نهج‌البلاغه نوشته سید رضی نیست، بلکه در این کتاب آنچه از سخنان علی بن ابیطالب است معلوم می‌باشد و آنچه هم از خود سید رضی است، شناخته شده است»[۷].[۸]

دانشمندان اهل تسنن و نهج‌البلاغه در صد ساله اخیر

با کمال تأسف برخی دانشمندان اهل تسنن در قرون بعدی، روش گذشتگان را در پیش گرفته، و بدون اندیشه و تحقیق، همان شبهات را تکرار کرده‌اند؛ برای همین یا از نهج‌البلاغه سخن به میان نیاورده‌اند یا آن را به این و آن و حتی شخص مجهولی نسبت داده‌اند و یا با نوش و نیش کوشیده‌اند، چنین اثر نفیس و جاویدان و گنجینه علوم اسلامی و مایه افتخار ادبیات عربی را در نظر ملت عرب و اهل تسنن بی‌اعتبار و ناچیز جلوه دهند. از جمله دانشمندان متأخر، کاتب چلبی است که ضمن فهرست کتب اسلامی از نهج‌البلاغه نام برده ولی سخن ابن خلکان را نقل کرده که «ساخته سید مرتضی یا سید رضی است» و اضافه می‌کند که «اصولاً نهج‌البلاغه سخن علی نیست»، سپس گفته ذهبی را در میزان‌الاعتدال می‌آورد. خیرالدین زرکلی نیز به پیروی از همکارانش در کتمان حقایق، با اینکه شرح حال اجمالی خوبی از سید رضی نشان می‌دهد، باز نهج‌البلاغه را یکی از تألیفات او ذکر نمی‌کند. برخی از دانشمندان معاصر اگرچه در زمره مخالفان نهج‌البلاغه شناخته می‌شوند، اما به گونه‌ای بر وجود سخنان امیر بیان در نهج‌البلاغه معترف‌اند. جرجی زیدان و محمود محمد شاکر از این دسته‌اند.

جرجی زیدان می‌گوید: «بررسی‌های دقیق حکم می‌کند که بسیاری از این خطبه‌ها، به دلیل اختلاف سبک و معنا با اسلوب و شیوه و معانی متداول آن عصر، از علی نمی‌باشد»[۹]. استاد محمود محمد شاکر نیز می‌نویسد: «نخستین نگاه به مطالب این کتاب روشن می‌کند که هرگز همه آن بر زبان علی جاری نشده است و تحقیق دقیق ثابت می‌کند کمتر از یک‌دهم آن از علی است. فی‌المثل اگر نسخه‌ای را که شیخ محمد عبده در حدود چهارصد صفحه چاپ کرده در نظر بگیریم، بیش از چهل صفحه آن نمی‌تواند از علی باشد». آن‌گاه برای اینکه اطمینان خواننده را به سخن خود بیشتر کند، می‌افزاید: «و دلایل دیگری نیز موجود است که ثابت می‌کند آنچه در نهج‌البلاغه آمده، از علی نیست». ولیکن هرگز از آن همه دلایل موجود! سخنی به میان نمی‌آورد.

برخی دیگر نیز با استناد به اینکه از زمان‌ها پیش شایع بوده است که شریف رضی، نهج‌البلاغه را جعل کرده، می‌خواهند از ارزش خطبه‌ها و نامه‌هایی که به امام نسبت داده شده، بکاهند[۱۰]. از سخن ابن خلکان و پیروانش می‌توان دو نکته اساسی را برداشت کرد:

  1. مردم در اینکه نهج‌البلاغه از سید رضی یا سید مرتضی است، اختلاف نظر دارند؛ و بیشتر بر این نظرند که نهج‌البلاغه از تألیفات سید مرتضی است، نه سید رضی.
  2. مؤلف نهج‌البلاغه - خواه سید مرتضی یا سید رضی باشد - نهج‌البلاغه را نوشته (جعل کرده) و به دروغ به امیرالمؤمنین نسبت داده است.

اینک ما در برابر این دو شبهه، دو وظیفه مهم و اساسی داریم:

  1. اثبات کنیم که گردآورنده نهج‌البلاغه، سید رضی است نه سید مرتضی.
  2. اثبات کنیم که نهج‌البلاغه از سخنان گهربار امیرالمؤمنین است[۱۱].

مؤلف نهج‌البلاغه سید رضی است

درباره صحت انتساب یک کتاب به مؤلفش، سه روش کارآمد پیش روی ماست:

  1. بررسی اقوال تذکره‌نویسان و علمای رجال؛
  2. ارجاعات مؤلف در آثار دیگرش به این کتاب؛
  3. ارجاعات مؤلف در این کتاب به دیگر تألیفات شناخته شده‌اش.

بررسی اقوال علمای رجال و تراجم معاصر وی

مرحوم نجاشی[۱۲] (م ۴۵۰) در شرح حال سید رضی، نهج‌البلاغه را جزو آثار گران‌بهای وی می‌شمارد: «محمد بن حسین موسوی، رضی، برادر مرتضی، شاعری برجسته بود. او را کتاب‌هایی است، از آن جمله: کتاب حقائق التنزیل، کتاب مجاز القرآن، کتاب خصائص الائمة، کتاب نهج‌البلاغة.»..[۱۳]. شیخ طوسی (م ۴۶۰) اگرچه به شرح حال سید رضی نپرداخته، ولی در شرح تألیفات سید مرتضی هم نامی از نهج‌البلاغه نیاورده است. ابو منصور ثعالبی (م ۴۲۹) در یتیمة الدهر و خطیب بغدادی (م ۴۶۳) در تاریخ خود به هنگام شرح حال سید مرتضی سخنی از نهج‌البلاغه به میان نیاورده‌اند. گواهی نجاشی درباره انتساب کتاب نهج‌البلاغه به سید رضی و نام نبردن شیخ طوسی و ثعالبی و خطیب از نهج‌البلاغه در شرح حال سید مرتضی برای تأیید مدعای ما بسیار ارزنده است و هرگونه تشکیکی را در این باره می‌زداید؛ اما برای برطرف شدن هرگونه ابهامی به ذکر دلایل و استناد به آثار سید رضی می‌پردازیم[۱۴].

ارجاعات مؤلف در آثار دیگرش به این کتاب

همه تذکره‌نویسان حتی ابن خلکان و پیروانش که در انتساب گردآوری نهج‌البلاغه به سید رضی تردید روا داشته‌اند، در اینکه سه کتاب: المجازات النبویة (یا مجازات آثار النبویة) و حقائق التأویل و خصائص الائمه از آثار سید رضی است، هم‌داستان‌اند. بر این پایه، هرگاه مؤلف این سه کتاب در آنها از تألیف‌های دیگرش نام ببرد، بهترین دلیل بر انتساب کتاب مورد بحث به اوست. اکنون مواردی از آثار یاد شده می‌آوریم که در آنها سید رضی از نهج‌البلاغه به عنوان یکی از تألیفاتش اشاره کرده است:

المجازات النبویة

سید رضی در پنج مورد تصریح می‌کند که نهج‌البلاغه از تألیفات اوست:

  1. هنگام نقل سخن پیامبر(ص): «أَغْبَطُ النَّاسِ عِنْدِي مُؤْمِنٌ خَفِيفُ الْحَاذِ، ذُو حَظٍّ مِنْ صَلَاةٍ»؛ «نزد من کسی که از همه مردم بیشتر مورد غبطه است مؤمن اندک‌مال و ثروت و بهره‌مند از نماز است»، سید رضی در توضیح آن می‌نویسد: «این مطلب را سخن امیرمؤمنان علی(ع) روشن می‌کند در سخنی از او که فرمود: «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا»: «سبکبار شوید تا برسید»[۱۵] و ما آن را در کتابمان نهج‌البلاغه، که گزیده‌ای از مجموعه کلمات اوست، آورده‌ایم»[۱۶].
  2. در حدیث «أَسْرَعُكُنَّ لِحَاقاً بِي، أَطْوَلُكُنَّ يَداً»؛ «کسی از میان شما زودتر به من می‌پیوندد که دست (بخشش او) بلندتر باشد»، سید در توضیح آن می‌نویسد: «و مانند آن سخن امیر المؤمنین(ع) است: «مَنْ يُعْطَ بِالْيَدِ الْقَصِيرَةِ يُعْطَ بِالْيَدِ الطَّوِيلَةِ»؛ «هر کس با دست کوتاه (دنیایی‌اش) ببخشد، با دست بلند (اخروی) بدو عطا شود»[۱۷]... و ما آن را در کتابمان که به نهج‌البلاغه نامبردار است آورده‌ایم»[۱۸].
  3. در حدیث «أَلَا وَ إِنَّ الدُّنْيَا قَدِ ارْتَحَلَتْ مُدْبِرَةً، وَ إِنَّ الْآخِرَةَ قَدِ ارْتَحَلَتْ مُقْبِلَةً»؛ «هان که دنیا کوچیده و رخ برتافته و همانا آخرت (به شما) روی کرده است»... «این حدیث با تغییری در واژگان[۱۹] از امیرمؤمنان علی(ع) روایت شده است و ما آن را در کتابمان که به نهج‌البلاغه نامبردار است آورده‌ایم»[۲۰].
  4. در حدیث «مَا نَزَلَ مِنَ الْقُرْآنِ آيَةٌ إِلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ، وَ لِكُلِّ حَرْفٍ حَدٌّ، وَ لِكُلِّ حَدٍّ مُطَّلَعٌ»؛ «هر آیه‌ای از قرآن که نازل شد، ظاهری و باطنی دارد و برای هر حرفی، حدی؛ و برای هر حدی مقطعی[۲۱] است». سید رضی در توضیح آن می‌نویسد: «و ما این سخن[۲۲] را در کتابمان که نهج‌البلاغه نامیده می‌شود آورده‌ایم»[۲۳].
  5. در توضیح کلام پیامبر(ص): «الْقُلُوبُ أَوْعِيَةٌ، بَعْضُهَا أَوْعَى مِنْ بَعْضٍ»؛ «دل‌ها پیمانه‌هایی هستند که برخی گنجایش بیشتری دارند» می‌نویسد: «و ما این سخن را در ضمن کلام امام به کمیل بن زیاد نخعی در کتاب نهج‌البلاغه[۲۴] آورده‌ایم»[۲۵].[۲۶]

حقائق التأویل

سید رضی در کتاب حقائق التأویل، سخن امام علی(ع) را پس از سخن پیامبر(ص) در اوج فصاحت می‌شناساند و برای اثبات سخن خود می‌نویسد: «هر که دلیل گفته ما را می‌خواهد باید به کتابی که تألیف کردیم و آن را نهج‌البلاغه نامیدیم به دقت نظر کند. آن کتاب را به گونه‌ای تنظیم کردیم که در تمامی زمینه‌ها و انواع گوناگون، گزیده‌ای از سخنان امیرمؤمنان را که به ما رسیده است دربر گیرد: از خطبه‌ها، نامه‌ها، پندها و حکمت‌ها و آن را در سه باب تبویب کردیم تا همه این اقسام را جداگانه و متمایز از یکدیگر دربر گیرد»[۲۷].[۲۸]

یادکرد مؤلف در این کتاب از آثار شناخته شده‌اش

کتاب خصائص‌الأئمة: سومین روش برای انتساب نهج‌البلاغه به سید رضی، ارجاعات وی در کتاب نهج‌البلاغه به دیگر آثار شناخته شده‌اش است. کتاب خصائص الائمه از جمله آثار سید رضی بود که در فصل‌های پیشین با آن آشنا شدیم. این کتاب پیش از نهج‌البلاغه - در سال ۳۸۳ - تدوین شد و مورد پسند دوستان وی قرار گرفت و سید را برای گردآوری مجموعه‌ای از سخنان علی(ع) تشویق کردند که نهج‌البلاغه ارمغان سفارش ایشان است. سید رضی در نهج‌البلاغه در دو مورد به گونه‌ای به کتاب خصائص‌الائمة اشاره می‌کند که برای هر خواننده‌ای روشن می‌شود که مؤلف هر دو کتاب یکی است:

  1. در مقدمه نهج‌البلاغه می‌گوید: «من در روزگار جوانی و هنگام شادابی درخت زندگانی به تألیف کتابی در «خصائص‌الأئمة(ع)» پرداختم که مشتمل بر خبرهای جالب و سخنان برجسته بود.... پس از گردآوردن خصائص امیرمؤمنان(ع)، مشکلات و حوادث روزگار مرا از اتمام بقیه کتاب بازداشت»[۲۹].
  2. در خطبه ۲۱ نهج‌البلاغه می‌نویسد: «اما سخنش که فرمود: «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا»؛ «سبکبار شوید تا برسید»، این کلام پس از کلام خدا و کلام رسول خدا با سخن هر کس سنجیده شود، افزون آید و بر او پیشی گیرد. عبارت «سبکبار شوید تا برسید» عبارتی است با کلمات اندک و معانی بسیار. کلام ژرف و سرشار از حکمت. ما در کتاب الخصائص به عظمت قدر و جوهر آن توجه داده‌ایم».

افزون بر دلایل ذکر شده، می‌توان به برخی از نسخه‌های معتبر نهج‌البلاغه مراجعه کرد که شرح مطالب با جمله: قَالَ الرَّضِيُّ و قَالَ الرَّضِيُّ أَبُو الْحَسَنِ آغاز می‌گردد. علاوه بر این، در هیچ‌کدام از این نسخه‌ها، نامی از شریف مرتضی به میان نیامده است. از مجموع آنچه گذشت، به خوبی فهمیده می‌شود که مؤلف نهج‌البلاغه، کسی جز سید رضی نیست[۳۰].

نهج‌البلاغه مجموعه‌ای از سخنان امیرالمؤمنین(ع) است

چنان‌که گذشت، عده‌ای از علمای اهل سنت در سند نهج‌البلاغه تردید کرده آن را ساختگی می‌شمارند: این عده نیز خود سه دسته‌اند:

  1. دسته‌ای مانند ابن خلکان آن را مطلقاً ساختگی می‌دانند؛ آنجا که می‌نویسد: «کسی که آن را گردآوری کرده و به امام نسبت داده، هموست که آن را بربافته است»[۳۱].
  2. برخی مانند ذهبی و ابن حجر عسقلانی که به جعلی بودن اکثر آن قائل‌اند؛ آنجا که می‌نویسند: «هر کس نهج‌البلاغه را مطالعه کند یقین می‌کند که بیشتر کتاب باطل است»[۳۲].
  3. برخی دیگر که از مقداری انصاف برخوردارند، شمار کمی از خطبه‌ها یا نامه‌ها را جعلی می‌دانند.

آنچه سبب شد تا اندیشه کسانی که نهج‌البلاغه را ساختگی می‌پندارند در نزد عده‌ای مقبول افتد، این بود که سید رضی - مؤلف نهج‌البلاغه - برخلاف سایر کتب حدیثی، سندی برای سخنان امیرالمؤمنین ذکر نکرده و به جز مواردی بس اندک، از منبع و مأخذی برای سخنان امام نامی نبرده است.

برای پاسخ به این شبهه چند راه در پیش رو داریم:

  1. بررسی سبک نگارشی نهج‌البلاغه؛
  2. آشنایی با مجموعه سخنان امام علی(ع) پیش از سید رضی؛
  3. بررسی محتوایی نهج‌البلاغه؛
  4. گردآوری استنادات نهج‌البلاغه.

بررسی سبک نگارشی نهج‌البلاغه

نخستین پاسخ به کسانی که نیاوردن سند در نهج‌البلاغه را دلیلی بر ساختگی بودن آن می‌پندارند، بررسی سبک‌های نگارشی آن دوران است. سبک در اصطلاح طرز خاصی از نظم یا نثر است[۳۳] که اندیشه نویسنده را منتقل می‌کند. پیدایش هر سبک در گرو عوامل گوناگونی مانند: نویسنده، زمان، موضوع و محتوای نوشتار است. برای نمونه مفاهیم ژرف علمی گاهی با آرایه‌های ادبی همنشین می‌شود و متن فاخری را به یادگار می‌نهد و گاهی به دور از آرایه‌های سنگین ادبی، متنی ساده پدید می‌آورد. شبهه نهج‌البلاغه «بدون سند» نیازمند شناسایی انگیزه و زمان مؤلف است. همچنان که گذشت، سید رضی در روزگار فصاحت و بلاغت می‌زیست و دانش‌پژوهان از کتاب‌های ادبی با اشتیاق فراوان استقبال می‌کردند[۳۴]؛ ولی اراده غالب با شیعیان همراه نبود و سخنان نغز امامان مهجور می‌ماند یا آن‌که به رقیبان و دشمنان اهل بیت نسبت داده می‌شد[۳۵]. حلوانی[۳۶] که اندکی پس از سید رضی می‌زیست فضای عصر خویش را چنین ترسیم کرد: «هر گاه از امیرمؤمنان و دیگر امامان یاد می‌شود، رنگ چهره منافقان و کافران دگرگون شود و اگر اندرزی نیکو و یا حکمتی رسا و یا عبارتی برجسته و خطبه‌ای نمایان و نوشته‌ای شیوا بر ایشان روایت کنی، خشم گیرند و گویند «من و امثال من چنین خبری نشنیده‌ایم» و من گویم اگر به دیده انصاف بنگری و از زورگویی و مخالفت کناره بگیری، خواهی دانست که آنچه شنیدی نمی‌از یمی و اندکی از فراوان است»[۳۷].

اگر دیدگاه سبک‌های نگارشی با نمونه‌های گوناگون مانند تحف‌العقول[۳۸] و نزهة الناظر و... بررسی شود، می‌توان نتیجه گرفت که همت عالمانی فرهیخته مانند سید رضی نشان دادن میراث فاخر و بی‌نظیر علوی بود تا همه ادیبان را به فروتنی وا دارد. استاد شهید مطهری درباره نیاوردن سند در نهج‌البلاغه می‌نویسد: «سید رضی شخصاً شیفته سخنان علی(ع) بوده است. او مردی ادیب و شاعر و سخن‌شناس بود. سید رضی به خاطر همین شیفتگی که به ادب، عموماً و به کلمات علی(ع) خصوصاً داشته است، بیشتر از زاویه فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان مولا می‌نگریسته است، و به همین جهت در انتخاب آنها این خصوصیت را در نظر گرفته است؛ یعنی آن قسمت‌ها بیشتر نظرش را جلب می‌کرده است که از جنبه بلاغت برجستگی خاص داشته است، و از این‌رو نام مجموعه منتخب خویش را نهج‌البلاغه نهاده است، و به همین جهت نیز اهمیتی به ذکر مآخذ و مدارک نداده است، فقط در موارد معدودی به تناسب خاصی نام کتابی را می‌برد که آن خطبه یا نامه در آنجا آمده است».

سپس می‌نویسد: «در یک مجموعه تاریخی و یا حدیثی، در درجه اول باید سند و مدرک مشخص باشد وگرنه اعتبار ندارد، ولی ارزش یک اثر ادبی در لطف و زیبایی و حلاوت و شیوایی آن است، در عین حال نمی‌توان گفت که سید رضی از ارزش تاریخی و سایر ارزش‌های این اثر شریف غافل و تنها متوجه ارزش ادبی آن بوده است»[۳۹]. نه تنها عالمانی محقق چون استاد مطهری به تبیین و تحلیل این مطلب پرداخته‌اند، حتی ردپایی از این تبیین را در لابه‌لای کلمات خود سید رضی در مقدمه نهج‌البلاغه نیز می‌توان یافت. چنان که در مقدمه نهج‌البلاغه می‌نویسد: «برخی از دوستان... از من خواستند کتابی تألیف کنم که سخنان برگزیده امیرمؤمنان(ع) در جمیع فنون و بخش‌های مختلف، از خطبه‌ها، نامه‌ها، مواعظ و ادب در آن گرد آید؛ زیرا می‌دانستند این کتاب متضمن شگفتی‌های بلاغت و نمونه‌های ارزنده فصاحت و جواهر سخنان عرب و نکات درخشان از سخنان دینی و دنیوی خواهد بود که در هیچ کتابی جمع‌آوری نشده و در هیچ نوشته‌ای تمام جوانب آن گردآوری نگردیده است. اگر در میان آنچه برگزیده‌ام فصول غیر منظم و سخنان غیر مرتبی آمده، به‌خاطر آن است که من نکته‌ها و جمله‌های درخشان آن حضرت را جمع می‌کنم و منظورم حفظ تمام پیوندها و ارتباطات کلامی نیست... بعد از تمام شدن کتاب، چنین دیدم که نامش را نهج‌البلاغه بگذارم؛ زیرا این کتاب درهای بلاغت را به روی بیننده می‌گشاید»[۴۰].[۴۱]

بررسی محتوایی نهج‌البلاغه

سومین راه شناخت نهج‌البلاغه، بررسی محتوایی آن است. این بررسی دو فایده مهم دارد: نخست مقایسه آن با قرآن و متون معتبر دینی است، هماهنگی قرآن با نهج‌البلاغه و متون معتبر امامان(ع) همگونی کلام علوی را نشان می‌دهد. این شیوه در میان پیشینیان، روشی شناخته شده بود و آنان تنها به ارزیابی سندی حدیث توجه نمی‌کردند بلکه با ارزیابی متون حدیثی، به صحت یا ضعف آن حکم می‌کردند[۴۲]. چنین روشی برای سنجش نهج‌البلاغه بسیار کارآمد است. فایده دیگر در بررسی محتوایی نهج‌البلاغه، مقایسه آن با دیگر آثار سید رضی است. اشعار و نوشته‌های شریف رضی امروزه در اختیار ماست. مقایسه نهج‌البلاغه با آثار او تفاوت بسیار آشکار کلام علوی را می‌نمایاند و پاسخ مناسبی برای کسانی است که می‌پندارند سید رضی این سخنان را از خود ساخته است. تأمل در محتوای نهج‌البلاغه، صدق مثل مشهور «آفتاب آمد دلیل آفتاب» را ثابت می‌کند و برای همگان روشن می‌سازد که بحث پیرامون نهج‌البلاغه از مسائلی است که برهان بر صحت آن در خود همان نهفته است.

مرحوم علامه هادی کاشف‌الغطاء در کتاب خویش، پس از استدلال بر مستند بودن نهج‌البلاغه و بررسی اسناد و مدارک آن می‌نویسد: «کتابی که یک شخص مورد اعتماد، عادل و با بصیرت، از یکی از معصومین(ع) روایت کند، سپس سال‌ها و قرن‌ها از تألیف آن بگذرد و بین مردم دست به دست بگردد و علما هم آن را قبول داشته باشند و از حیث اعتبار به حدی برسد که علما و بزرگان و دانشمندان بر آن شروح بزرگ و متعددی بنویسند، شایسته است که بگوییم: این کتاب خود، بزرگ‌ترین مصدر و مرجع است و دیگر احتیاج به مرجع و مصدر دیگری ندارد»[۴۳]. ابن ابی‌الحدید - شارح بلندآوازه و سنی نهج‌البلاغه - در گفتاری درازدامن نادرستی پندارهای هم‌کیشان خود را با استفاده از تأملی ژرف در نهج‌البلاغه اثبات می‌کند، چکیده سخن او چنین است: «بسیاری از افراد متعصب و پیرو هوس می‌گویند بسیاری از نهج‌البلاغه سخن تازه‌پرداخته‌ای است که گروهی از شیعه آن را جعل کرده‌اند و برخی از آن را به سید رضی و کسان دیگر نسبت داده‌اند. این گروه کسانی هستند که تعصب چشم‌های ایشان را کور ساخته است و از راه روشن گمراه گشته و به کژراهه‌ها رفته‌اند و این به سبب کمی شناخت ایشان از اسلوب‌ها و سبک‌های گفتار است. و من با کلامی مختصر این فکر اشتباه را برای تو روشن می‌کنم و می‌گویم این سخن او از دو حال بیرون نیست:

  1. تمام نهج‌البلاغه جعلی و ساختگی است.
  2. بخشی از نهج‌البلاغه جعلی و ساختگی است.

پاسخ نخست به کسانی که تمام کتاب را ساختگی می‌پندارند: این سخن از روی ضرورت باطل است؛ زیرا ما با تواتر اخبار از صحت اسناد برخی از این خطبه‌ها به امیرالمؤمنین علی آگاهیم و بسیاری از خطبه‌ها را در کتاب‌های محدثان و مورخان غیر شیعی می‌توان یافت و همه آنان را نمی‌توان به غرض‌ورزی و اهداف پنهانی متهم کرد.

پاسخ دوم به آنها که بخشی از نهج‌البلاغه را ساختگی می‌دانند: در این صورت باید در آن دوگانگی احساس شود، و هر کس به کلام و خطابه انس داشته باشد و اندکی از علم بیان بهره‌مند باشد و او را در این کار ذوقی باشد، ناچار میان سخن سست و استوار و میان سخن شیوا و شیواتر و سخن اصیل و ریشه‌دار و سخن تازه فرق می‌گذارد... .

اینک اگر در نهج‌البلاغه تأمل کنی، تمام آن را یکدست و از یک سرچشمه و آن را یکنواخت خواهی دید که سبک آن یکسان است و همچون یک عنصر خالص است که هیچ آمیزه‌ای ندارد و هیچ‌یک از اجزاء آن مخالف اجزاء دیگر نیست و ماهیت آن تفاوتی ندارد و همچون قرآن مجید است که آغازش همچون میانه‌اش و میانه‌اش با پایانش همانند است و هر سوره و آیه‌اش از لحاظ راه و روش و فن و نظم چون دیگری است. اگر بعضی از قسمت‌های نهج‌البلاغه صحیح و بعضی ساختگی بود، با این برهان برای تو روشن می‌شد و حال آن‌که گمراهی کسانی آشکار می‌شود که پنداشته‌اند این کتاب یا بخشی از آن منسوب به علی(ع) و ساختگی است»[۴۴].[۴۵]

گردآوری استنادات نهج‌البلاغه

گردآوری استنادات نهج‌البلاغه، پاسخ دیگری است برای کسانی که در این کتاب تردید روا داشتند. این شیوه که امروزه به نام «علم تخریج و یا مصدریابی» شناخته می‌شود با جستجوی گسترده در میان منابع کهن، بر اعتبار حدیث می‌افزاید و حدیث مورد تردید را در چندین مصدر گوناگون نشان می‌دهد. برخی از عالمان دینی این روش را برای نهج‌البلاغه به کار بردند و کتاب‌هایی در این زمینه نگاشتند. در این آثار، اسناد و مدارک بسیاری از خطبه‌ها، نامه‌ها و کلمات قصار نهج‌البلاغه را می‌توان دید[۴۶].

منابع

پانویس

  1. استناد نهج البلاغه، ۱۲
  2. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص۱۰۱-۱۰۲.
  3. مؤلف نهج‌البلاغه، از چند مأخذ نام برده است. مانند: البیان و التبین للجاحظ (در خطبه ۳۲)، تاریخ الطبری (حکمت ۳۷۳)، الجمل للواقدی (خطبه ۲۳۱ و نامه ۷۵)، المغازی لسعید بن یحیی الأموی (نامه ۷۸)، المقامات لابی جعفر الاسکافی (نامه ۵۴)، المقتضب للمبرد (حکمت ۴۶۶)، حکایة الامام الباقر(ع) (حکمت ۸۸) و....
  4. وفیات الاعیان و أنباء أبناء الزمان، ج۳، ص۳۱۳.
  5. میزان الاعتدال فی نقد الرجال، محمد بن احمد ذهبی، ج۳، ص۱۲۴.
  6. لسان المیزان، ج۴، ص۲۲۳.
  7. الوافی بالوفیات، ج۲، ص۳۷۵.
  8. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۲۸۱.
  9. نهج‌البلاغه و گردآورنده آن، ص۲۱۷.
  10. نهج‌البلاغه و گردآورنده آن، ص۲۱۸.
  11. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۲۸۳.
  12. ابوالعباس احمد بن علی نجاشی (۳۷۲-۴۵۰)، رجالی و کتاب‌شناس معروف شیعه از شاگردان شیخ مفید و هم‌عصران سید رضی بود که ۴۴ سال پس از رضی درگذشت.
  13. رجال نجاشی، ص۳۹۸، رقم ۱۰۶۵.
  14. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۲۸۵.
  15. نهج‌البلاغه، خطبه ۲۱.
  16. المجازات النبویة، ص۵۳-۵۴.
  17. نهج‌البلاغه، حکمت ۲۳۲.
  18. المجازات النبویة، ص۷۹.
  19. نهج‌البلاغه، خطبه ۴۲.
  20. المجازات النبویة، ص۱۹۱.
  21. باطن، ظاهر، حرف و حد از اصطلاحات علوم قرآنی است. ر.ک: مبانی و روش‌های تفسیری، ص۱۳۵-۱۴۵.
  22. نهج‌البلاغه، نامه ۷۷.
  23. المجازات النبویة، ص۲۳۶.
  24. نهج‌البلاغه، حکمت ۱۴۷.
  25. المجازات النبویة، ص۳۵۲.
  26. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۲۸۶.
  27. حقایق التأویل فی متشابه التنزیل، شریف رضی، ص۱۶۷.
  28. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۲۸۷.
  29. نهج‌البلاغه، نسخه المعجم المفهرس، ص۱.
  30. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۲۸۸.
  31. وفیات الاعیان و أنباء أبناء الزمان، ج۳، ص۳۱۳.
  32. لسان المیزان، ج۴، ص۲۲۳؛ میزان الاعتدال، ج۳، ص۱۲۴.
  33. سبک‌شناسی، ملک‌الشعرا بهار، ج۱، ص«د».
  34. کتاب‌های جاحظ، ابن عبیده ریحانی، سخنان عتابی، اشعار ابان لاحقی در این دوره طرفداران بسیاری داشت.
  35. ر.ک: نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، حلوانی، مقدمه و تصحیح عبدالهادی مسعودی، ص۱۲.
  36. ابو عبدالله الحسین بن محمد بن الحسن الحلوانی، نویسنده نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، زنده در سال ۴۲۵.
  37. نزهة الناظر، ص۱۷.
  38. ابن شعبه حرانی (قرن ۴) در کتاب تحف‌العقول و حلوانی (قرن ۴ و ۵) در کتاب نزهة الناظر، سخنان زیبایی از اهل‌بیت گرد آوردند بدون آن‌که شیوه متداول محدثین را در نقل اسناد حدیث رعایت کنند.
  39. سیری در نهج‌البلاغه، ص۲۲.
  40. نهج‌البلاغه، نسخه المعجم المفهرس، ص۱.
  41. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۲۹۰.
  42. ر.ک: روش فهم حدیث، عبدالهادی مسعودی، ص۱۴.
  43. مستدرک نهج‌البلاغه، هادی کاشف‌الغطاء، ص۲۳۳.
  44. شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج۱۰، ص۱۲-۱۲۹.
  45. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۲۹۵.
  46. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۲۹۷.