آشنایی اجمالی

اسماعیل بن فضل بن یعقوب بن فضل بن عبدالله بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب[۱] معروف به اسماعیل بن فضل هاشمی، از بنی‌هاشم و اهل بصره[۲] و مدینه[۳]، از اصحاب امام باقر(ع)[۴] و امام صادق(ع)[۵] بود. وی در طبقه پنجم راویان جای دارد[۶]. او محضر سه امام معصوم(ع) را درک نموده[۷] و از آن دو بزرگوار و امام کاظم(ع) روایت کرده است[۸]. اسماعیل بن فضل افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون ثابت بن دینار[۹] و محمد بن یسار[۱۰]حدیث آموخته و روایت کرده است. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان صالح بن سعید الراشدی، محمد بن علی بن النعمان، مروان بن مسلم و اسماعیل بن ابراهیم خزاز می‌باشند[۱۱].

درباره شخصیت اسماعیل بن فضل، رجالیان هم‌نظر بوده و بزرگانی چون ابن فضال[۱۲]، شیخ طوسی[۱۳]، نجاشی[۱۴] و علامه حلی[۱۵] بر وثاقت وی تأکید کرده‌اند. کشی نوشته است: وی از فرزندان نوفل بن حارث بن عبدالمطلب، فردی موثق و از اهل بصره بود[۱۶]. بنابر حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: او بزرگی از بزرگان ما و سروری از سروران ما است و همین شرافت با وجود درستی روایت، برای او کافی است[۱۷]. طبق روایتی دیگر، گویا وی از استخفاف دین توسط خانواده‌اش به امام صادق(ع) گلایه کرد و حضرت فرمودند که او در قیامت حجت بر اهل بیت خویش خواهد بود[۱۸]. همچنین امام صادق(ع) دعای شب نیمه شعبان را به وی آموخته است[۱۹].[۲۰]

منابع

پانویس

  1. رجال الطوسی، ص۱۲۴، ش۱۲۴۵.
  2. کشی می‌نویسد: "حدثنی محمد بن مسعود، قال: حدثنی علی بن الحسن بن علی بن فضال: أن إسماعیل بن الفضل الهاشمی کان من ولد نوفل بن الحارث بن عبدالمطلب، وکان ثقة وکان من أهل البصرة" رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۲۱۸، ح۳۹۳.
  3. رجال الطوسی، ص۱۵۹، ش۱۷۸۴.
  4. رجال الطوسی، ص۱۲۴، ش۱۲۴۵.
  5. رجال الطوسی، ص۱۵۹، ش۱۷۸۴.
  6. طبقات رجال الکافی، ص۷۱.
  7. در ترجمه حسین بن محمد بن فضل برادرزاده اسماعیل بن فضل نوشته است: روی أبوه عن أبی عبدالله و أبی الحسن(ع)، و عمومته کذلک إسحاق و یعقوب و إسماعیل؛ (رجال النجاشی، ص۵۶، ش۱۳۱).
    مراد نجاشی از عبارت عمومته کذلک این است که اسحاق، یعقوب و اسماعیل عموهای حسین بن محمد بن فضل مانند پدرش (محمد بن فضل) از امام صادق و امام کاظم(ع) روایت می‌کنند. (ر.ک: معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۲۷، ش۱۱۷۳؛ قاموس الرجال، ج۸، ص۳۹۹، ش۵۸۹۷).
    «... عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ: صَلَّى بِنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) أَوْ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) فَقَرَأَ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ...»؛ (وسائل الشیعه، ج۶، ص۴۶، ح۷۳۰۱).
  8. «... عَنِ الْفَضْلِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْهَاشِمِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبَا الْحَسَنِ(ع) عَنِ امْرَأَةٍ زَنَتْ فَأَتَتْ بِوَلَدٍ وَ أَقَرَّتْ عِنْدَ إِمَامِ الْمُسْلِمِينَ بِأَنَّهَا زَنَتْ وَ أَنَ وَلَدَهَا ذَلِكَ مِنَ الزِّنَى...»؛ (تھذیب الاحکام، ج۱۰، ص۶۸، ح۲۵۰).
    «... عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ(ع) عَنْ رَجُلٍ أَتَى أَهْلَهُ وَ هِيَ حَائِضٌ قَالَ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ تَعَالَى وَ لَا يَعُودُ قُلْتُ فَعَلَيْهِ أَدَبٌ قَالَ نَعَمْ خَمْسَةً وَ عِشْرِينَ سَوْطاً رُبُعَ حَدِّ الزَّانِي وَ هُوَ صَاغِرٌ لِأَنَّهُ أَتَى سِفَاحاً»؛ (تھذیب الاحکام، ج۱۰، ص۱۴۵، ح۵۷۵).
  9. «رَوَى إِسْمَاعِيلُ بْنُ الْفَضْلِ عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) قَالَ حَقُّ اللَّهِ الْأَكْبَرُ عَلَيْكَ أَنْ تَعْبُدَهُ وَ لَا تُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ بِإِخْلَاصٍ جَعَلَ لَكَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ يَكْفِيَكَ أَمْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ...»؛ (من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۸، ح۳۲۱۴).
  10. تفسیر کنز الدقائق، ج۱۱، ص۲۶۶ به گزارش از تفسیر القمی، ج۲، ص۲۴۴.
  11. ر.ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۵، ص۲۷۳، ج۷، ص۳۵۶؛ الکافی، ج۳، ص۳۴۰، (ح۸)، ج۷، ص۲۴۲، (ح۱۳)، ج۵، ص۴۵۱، (ح۶)؛ الخصال، ج۲، ص۵۴۳، ح۱۹؛ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۵۰، (ح ۵۹)، ج۵، ص۲۹۸، (ح۹)، ج۹، ص۱۳۵، (ح۱۵)، ج۳، ص۲۰۸، (ح۹)، ج۱، ص۳۵۷، (ح ۳۲)؛ علل الشرائع، ج۱، ص۵۴، ح۱.
  12. «قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ، أَنَّ إِسْمَاعِيلَ بْنَ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيَّ... كَانَ ثِقَةً»؛ (اختیار معرفة الرجال)، ص۲۱۸، ش۳۹۳).
  13. ثقة من أهل البصرة؛ (رجال الطوسی، ص۱۲۴، ش۱۲۴۵).
  14. نجاشی به وثاقت اسماعیل بن فضل تصریح نکرده است؛ لکن در الحسین بن محمد بن الفضل برادرزاده اسماعیل بن فضل نوشته است: ثقة، روی أبوه عن أبی عبدالله و أبی الحسن(ع) ذکره ذلک أبو العباس و عمومته کذلک إسحاق و یعقوب و إسماعیل و کان ثقة درباره جمله و عمومته کذلک و کان ثقة دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد؛
    بعضی از جمله و عمومته کذلک برداشت کرده‌اند که اسماعیل بن فضل هم ثقه است؛ هم از امام صادق و امام کاظم(ع) روایت می‌کند؛ ولی برخی دیگر گفته‌اند که جمله و عمومته کذلک تنها بر روایت اسماعیل بن فضل از امام صادق و امام کاظم(ع) دلالت دارد و توثیق از آن فهمیده نمی‌شود، چنان که بعضی احتمال دادند که مرجع ضمیر کان در جمله و کان ثقة به اسماعیل برمی‌گردد.
    ر.ک: معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۲۷؛ تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۰، ص۲۷۸ (طبع جدید)؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۹۸؛ تهذیب المقال، ج۲، ص۱۵۱.
  15. ثقة من أهل البصرة. هو کهل من کهولنا و سید من ساداتنا؛ (خلاصة الاقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۷).
  16. رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۲۱۸، ح۳۹۳.
  17. خلاصة الاقوال، رجال العلامة الحلی، ص۷، ش۱.
  18. الکافی، ج۸، ص۸۴، ح۴۲.
  19. مشهدی، المزار الکبیر، ص۴۱۲.
  20. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۴، ص۲۲۱-۲۳۰.